علم و تکنولوژی

دانلود پایان نامه

کام فرزندانتان را با تربت حسین بردارید چرا که در آن امان از هر خطری است.
وی آنگاه برای خوانندگان نا آگاهش از قول شخصی به نام ناصر القفاری که او نیز همچون خودش در این امر دچار سرگشتگی و تحیّر شده و به دلیل دشمنی با خدا و ائمه‌ی منصوب از جانب وی، قادر به فهم و پذیرش چنین مطلبی نیست می‌گوید:
إن دعوی الاستشفاء بهذا الطینه منکر من القول وزور، و هی من دین الشیعه لا من دین الاسلام وَمَن یَبْتَغِ غَیْرَ الإِسْلاَمِ دِینًا فَلَن یُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِی الآخِرَهِ مِنَ الْخَاسِرِینَ و لیس لها فی کتاب ربنا و لا سنه نبینا، و الله سبحانه بیّن فی کتابه ان القرآن العظیم شفاء لعباده المومنین قُلْ هُوَ لِلَّذِینَ آمَنُوا هُدًى وَشِفَاء وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاء وَرَحْمَهٌ لِّلْمُؤْمِنِینَ وَلاَ یَزِیدُ الظَّالِمِینَ إَلاَّ خَسَارًا و…
دعوت به شفا گرفتن از این خاک سخنی است نادرست و دروغ و این فقط در دین تشیع است نه در اسلام وَمَن یَبْتَغِ غَیْرَ الإِسْلاَمِ دِینًا فَلَن یُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِی الآخِرَهِ مِنَ الْخَاسِرِینَ و چنین چیزی در قرآن و سنت پیامبر وجود ندارد. و خداوند سبحان در کتاب خود بیان کرده است که قرآن برای مومنان شفاست قُلْ هُوَ لِلَّذِینَ آمَنُوا هُدًى وَشِفَاء
سپس آقای جیزاوی در ادامه‌ی گفته‌های این شخص می‌گوید:
کما ان المسلم مأمور بالاخذ بالأسباب الطبیعیه للشفاء. اما أکل التراب فهو بدعته کبری…
چنان که مسلمان مامور است که با اسباب طبیعی شفا یابد اما خوردن خاک بدعتی بزرگ است…
4-3-2- پاسخ به إشکال و اقوال آقای جیزاوی
در پاسخ به این جسارت و اهانت وهابیان، ابتدا برتری برخی از زمین‌ها را از دید قرآن و روایات بررسی می‌کنیم و سپس به مبحث تربت کربلا می‌پردازیم.
بنا به گفته قرآن برخی از زمین‌ها و مکانها مبارک بوده و از امتیازات خاصی نسبت به سایر زمین‌ها برخوردارند. چنان که می‌فرماید: سُبْحَانَ الَّذِی أَسْرَى بِعَبْدِهِ لَیْلًا مِّنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الأَقْصَى الَّذِی بَارَکْنَا حَوْلَهُ و یا فَاخْلَعْ نَعْلَیْکَ إِنَّکَ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًى و یا وَنَجَّیْنَاهُ وَلُوطًا إِلَى الْأَرْضِ الَّتِی بَارَکْنَا فِیهَا لِلْعَالَمِینَ و یا وَقُل رَّبِّ أَنزِلْنِی مُنزَلًا مُّبَارَکًا وَأَنتَ خَیْرُ الْمُنزِلِینَ. از روایات اهل سنت و شیعه نیز استفاده می‌شود که قطعه‌های زمین همانند ساکنان آن، متّصف به صفت شقاوت و سعادت‌اند.
بخاری به سندش از عبداالله بن عمر نقل می‌کند:
پیامبر اکرم هنگامی که از سرزمین «ثمود» می‌گذشت، فرمود: داخل نشوید در سرزمین‌هایی که صاحبان آنها به خود ظلم نمودند، تا شما نیز همانند آنان به مصیبت مبتلا نگردید، مگر در حالی که گریانید. آنگاه رسول خدا سر مبارکش را پوشانید و به سرعت از آن وادی گذر نمود. همو نقل می‌کند: علی کراهت داشت در سرزمین فرو رفته «بابل» نماز بخواند.
حلبی در سیره خود نقل می‌کند:
اجماع امّت بر آن است که این مکان (مدینه) که اعضای شریف پیامبر را در بر گرفته، بهترین قسمت‌های روی زمین است و حتّی از کعبه برتر می‌باشد. برخی دیگر گویند: افضل قسمت‌های روی زمین است، و حتّی از عرش الهی برتر است.
سمهودی شافعی در بحث علل برتری سرزمین مدینه بر سرزمین‌های دیگر می‌گوید:
جهت دوم آن که: این سرزمین مشتمل بر قطعه زمینی است که به اجماع امت بر سایر قطعه‌ها برتری دارد و آن همان قطعه‌ای است که بدن شریف پیامبر را در برگرفته است.
از آیات و روایات ذکر شده معلوم می‌شود که این برکت می‌تواند هر دو بُعد مادی و معنوی را در بر داشته باشد. بُعد معنوی آن مثلاً بدین شکل است که عبادت و مناجات کردن در این گونه زمین‌ها از ثواب بیشتری برخوردار است و یا این که سکونت در این گونه زمین‌ها اثرات مثبتی بر روح و روان و جسم آدمی می‌گذارد؛ این امر در دنیای امروز با پیشرفت علم و تکنولوژی مسلّم و ثابت شده است. نیروهای زمین و اجسام و نیروهای وارده از آسمان همگی بر یکدیگر و بر انسان اثر می‌گذارند و در برخی مناطق این اثرات خاص تر بود و بیشتر به چشم می‌آید. بُعد مادی آن نیز روشن است. حاصل خیزی و وجود انواع باغات و مزارع و گیاهان ارزشمند که خاصیت داروی دارند، وجود معادن گوناگون از فلزات مختلف و عناصر ارزشمند و یا سنگهای زینتی و گران قیمت، وجود نفت و گاز و یا خواصی که خود خاک برای برخی از حیوانات و در پاره‌ای مواقع برای انسان دارد و… می‌تواند از دلایل ارزشمندی این گونه زمین‌ها باشد.
آیا نه این است که خداوند متعال خاک را طَهُور قرار داده تا در صورت نبودن آب با آن تیمّیم و طهارت کنیم و به عباداتی که موجب قرب الی می‌گردد نائل آئیم؟ آیا نه این است که سجده بر خاک رواست و این خاک سجده گاه انبیا و اولیا و مومنان قرار داده شده؟ آیا تاثیرات خاک برای رفع قذارات و نجاسات بر کسی پوشیده است؟
شیعه بر اساس روایات رسیده از معصومین معتقد است خوردن خاک حرام است. همین امر بیانگر مضرات خوردن خاک برای انسان است. البته همانطور که گفتیم استثنایی هم وجود دارد و خاک برخی مناطق هر چند که تعداد این مناطق از عدد انگشتان یک دست هم کمتر است از خاصیت داروی برخوردار بوده و موجب رفع مرض و درمان برخی از بیماریها می‌شوند، مانند گِل إرمنی و گِل داغستان که برخی اطبا برای معالجه تجویز کرده‌اند و در برخی روایات درمان با آن را تجویز کرده‌اند. چنان که فرزند رسول خدا امام صادق فرمودند:
«وَ رَوَى مُحَمَّدُ بْنُ جُمْهُورٍ الْعَمِّیُّ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ قَالَ: سُئِلَ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ طِینِ الْأَرْمَنِیِّ یُؤْخَذُ لِلْکَسیْرِ وَ الْمَبْطُونِ أَ یَحِلُّ أَخْذُهُ قَالَ لَا بَأْسَ بِهِ أَمَا إِنَّهُ مِنْ طِینِ قَبْرِ ذِی‏ الْقَرْنَیْنِ‏ وَ طِینُ قَبْرِ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ ع خَیْرٌ مِنْه»‏.
«ظاهراً إرمنی منسوب است به شهری در روم و آن را إرمینیَه می‌گویند.»
در بعضی کتب طب قدیم در موضوع گل إرمنی، اینطور می‌نویسند: «گل ارمنی گلی است که از بلاد ایروان آورند، سرخ تیره(جگری) ]یا زرد است[ و با نرمی و اندکی چربی ]همراه است و[ در رفع وبا و طاعون و ردع اورام و قطع سیلان خون اعضاء و اسهال مثل گِل مختوم و جهت ضیق النّفس و سِل به غایت مفید و مُضّر سپرز است»
در موضوع گل داغستان نیز در طب قدیم اینطور نوشته شده: «گل داغستان گلی است که از داغستان حوالی شیروان آورند، قسمتی از او زرد و گاهی بسیار کم رنگ و قسمتی بسیار مغسول و سفید در جمیع افعال بهتر و قوی تر از گل مختوم است و مفرّح قوّی و رافع سمیّت اخلاط و خفقان است».
راجع به گِل مختوم، به طوری که در بعض کتب قدیم است اینکه: «گل مختوم گلی است که از جزیزه ملیون بحر مغرب خیزد،… و به آن طین راهب نیز می‌گویند. جالینوس (بزرگترین متخصص طب تجربی) معتقد است این خاک به خون بز نر سرشته شده است و بالفعل به جهت احاطه دریا به جزیره مذکور موجود نیست، و به جای آن سایر خاک را استعمال می‌کنند، و بهترین او در غایت سرخی می‌باشد، و در بوی شبیه به شبیت و گویا به چربی آلوده است و بر زبان چسبد و پاشیدن او در ساعت، قطع خون زخم تازه می‌کند و تریاق جمیع سموم و مقوی دل و مفرّح و رافع مضرات هوای وبائی و اسهال دموی و چرک ]و قرحه امعاء[ و تبهای حارّه و بدلش گل داغستان است و در امور مذکوره قوی تر از آن است…»
شیعیان بر اساس روایات معصومان معتقدند خداوند متعال در تربت فرزند رسول خویش حضرت حسین بی علی شفای هر دردی را قرار داده حال چنین عقیده‌ای چه ارتباطی با شرک دارد؟ همان گونه که در فصل دوم این رساله گذشت شرک یا اعتقادی است یا عملی حال در این مورد نه شرک اعتقادی وجود دارد نه عملی؛ پس به چه علت آنر ا شرک می‌‌دانید؟ اگر این امر شرک است پس استفاده از تمام داروها شرک است و تمام اهل سنت و وهابی‌ها هم مشرک هستند چون آنها نیز برای درمان خود از دارو استفاده می‌کنند بخصوص که این داروها اکثراً ساخته‌ی دست کفار است، در حالی که خاک و تربت امام حسین طبیعی بوده و خداوند متعال آن را خلق نموده. اگر بگویید این‌ها را خداوند رحمان سبب شفا قرار داده است ما نیز می‌گوییم خداوند متعال تربت امام حسین را شفای هر دردی قرار داده است.

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.