عناصر داستان

دانلود پایان نامه

شیوه های شخصیت پردازی
در شخصیتپردازی از دو شیوهی کلّی «مستقیم» و «غیرمستقیم» میتوان استفاده کرد. در شیوهی مستقیم، ویژگیهای اشخاص داستان اعم از رفتار و اندیشهها به طور مستقیم، توسط نویسنده یا از زبان شخصیتی دیگر در داستان بیان و تفسیر میشود، اما در شیوهی غیرمستقیم، شخصیتها باید با عمل خود نشان دهند که از چه خصوصیاتی برخوردارند.
«برای شخصیتپردازی غیرمستقیم از این عوامل میتوان سود جست: 1- کنش 2-گفتار 3-نام 4-محیط 5-وضعیت ظاهری.» (عبداللهیان، 67،1381)
«پیرنگ:Plot»
«پیرنگ»، بنا به قول «استاد شفیعی کدکنی» همان بیرنگ است که میان نقاشان و معماران شهرت دارد و آن طرح اولیهای است در نقاشی که نقاش به آن میپردازد و معمار بر اساس آن، ساختمانی را میسازد. به نقل از «عناصر داستان»، اولین بار «استاد شفیعی کدکنی» واژهی پیرنگ را معادل Plot انتخاب کردهاند. (ر.ک: میرصادقی، 62، 1376)
در «واژه نامهی هنر داستان نویسی» چنین آمده است:
«پیرنگ مرکب از دو کلمهی پی+رنگ است. پی به معنای بنیاد، شالوده و پایه آمده و رنگ به معنای طرح و نقش. بنابراین روی هم پیرنگ به معنی بنیاد نقش، یا شالودهی طرح و معنای دقیقی است برای اصطلاح Plot. پیرنگ، نقشه، طرح، الگو یا شبکهی استدلالی حوادث در داستان است و چون و چرایی حوادث را در داستان نشان میدهد.» (میرصادقی، 52،1377)
«واژهی پیرنگ در داستان، به معنی روایت حوادث داستان با تأکید بر رابطهی علیت میباشد.» (داد، 57،1380)
پیرنگ را میتوان در سه گروه کلّی تقسیم کرد:
الف) پیرنگهای باز و بسته
ب) پیرنگهای اصلی و فرعی و دوتایی
ج) پیرنگهای عمل، شخصیت و پیرنگهای روانی
اینک هر یک از این موارد را توضیح میدهیم:
الف: پیرنگ باز (Open plot)
«پیرنگی است که در آن نظم طبیعی حوادث، بر نظم ساختگی و قراردادی داستان غلبه دارد. در داستانهایی که پیرنگ باز دارند، اغلب گرهگشایی مشخصی وجود ندارد، یا اگر داشته باشد، زیاد به چشم نمیآید… در داستانهایی با پیرنگ باز، نویسنده سعی میکند خود را در داستان پنهان کند تا داستان چون زندگی، عینی، ملموس و بیطرفانه جلوه کند، از این رو، اغلب به مسائلی مطرح شده پاسخی قطعی نمیدهد و خواننده خود باید راه حلّ آنها را پیدا کند… .» (میرصادقی، 53،1377)
پیرنگ بسته (Open Plot)
«پیرنگی است که از کیفیتی پیچیده و تودرتو و خصوصیت فنی نیرومند برخوردار باشد. به عبارت دیگر، نظم ساختگی حوادث بر نظم طبیعی آن بچربد… نویسنده در پیرنگ بسته، بیشتر به استحکام اجزای پیرنگ داستان توجه دارد تا حقیقتمانندی آن» (همان، 54)
ب: پیرنگ اصلی: همان (Plot) یا پیرنگ است.
پیرنگ فرعی یا ثانوی: تأثیری در سرانجام داستان ندارد، گاه میتواند جدا و خارج از پیرنگ اصلی در داستان مطرح شود و گاه نیز مرتبط با پیرنگ اصلی و به عنوان مکمّل آن به کار میرود.
پیرنگ دوتایی: «ساختار توأم پیرنگ اصلی با پیرنگ فرعی را پیرنگ دوتایی (Double Plot) نیز مینامند.» (داد، 58،1380)
ج: پیرنگهای عمل و شخصیت:
«نازیلا خلخالی» مترجم کتاب «جهان رمان» در زیرنویس این کتاب آورده است، در پیرنگهای عمل:
«تغییر(change) در موقعیت شخص ایجاد و بر اساس مشخصهاش و شیوههای اندیشهاش برانگیخته میشود. در وضعیت دوم، مشخصههای اخلاقیاش این است که تحت تأثیر عمل تغییر میکند، یا شیوهی اندیشیدن و احساساتش بر اساس شخصیت و عمل دگرگون میشود.» (بورنوف و اورئله، 46،1378)
پیرنگهای روانی: بر اساس مسائل درونی و روانی شخصیتها از جمله عواطف، احساسات، افکار، رفتار و علّتهای آن پیریزی شده است.
عناصر ساختاری پیرنگ
1- گرهافکنی (Complication): «وضعیت و موقعیت دشواری است که بعضی اوقات به طور ناگهانی ظاهر میشود و برنامهها، راه و روشها و نگرشهایی را که وجود دارد، تغییر میدهد. در داستان بخشی از روایتی است که در آن کارها به هم گره میخورد و موجب میشود که کشمکش نیروهای مقابل گسترش یابد.» (میرصادقی، 295،1376)

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.