عناصر و اجزای مدیریت زنجیره تامین:

عناصر و اجزای مدیریت زنجیره تامین عبارتند از (Stadtler & Kilger, 2004):

الف) رقابت پذیری:

رقابت پذیری را می­توان با استفاده از شیوه­هایی نظیر کاهش هزینه­ها، افزایش انعطاف­پذیری ( با توجه به تغییرات تقاضای مشتری ) و فراهم کردن کیفیت برتر برای محصولات و خدمات، بهبود و تقویت نمود. معنای رقابت­پذیری ارائه بهینه خدمات به مشتری است.

  • خدمت به مشتری:

خدمت به مشتری یک تفکر چند بعدی است که بر مبنای مطالعات و ارزیابی لالونده (Lalonde 1997)، دارای سه جزء به شرح زیر می­باشد:

عناصر پیش از داد و ستد: این عنصر شامل دسترسی مشتری به اطلاعات مرتبط با محصولات یا خدمات شرکت و ارتباطات بین سازمانهای درگیر، می­شود.

عناصر هنگام داد و ستد : مواردی را در برمی­گیرد که در تکمیل سفارش از دید مشتری دخالت دارند.

عناصر پس از داد و ستد: به خدماتی مربوط می­شود که پس از تکمیل سفارش انجام می­گیرد. این عناصر شامل نگهداری و تعمیر یا تعویض قطعات معیوب، فراهم­سازی امکانات لازم برای پاسخگویی به شکایت مشتری و تضمین خدمات مشتری است.

ج) یکپارچه­سازی:

یک زنجیره تامین شامل چندین سازمان است که از نظر قانونی از هم جدا هستند و در تولید یک محصول یا خدمت، با هدف بهبود رقابت­پذیری زنجیره تامین، بطور یکجا همکاری می­کنند. یکپارچه­سازی، به اجزای خاصی که باعث می­شود شرکتها برای مدت

طولانی با یکدیگر همکاری کنند، اطلاق می­گردد. این اجزا به شرح ذیل می­باشند:

 

  1. انتخاب شرکا
  2. هماهنگی بین سازمانی و درون سازمانی
  3. رهبری
  • هماهنگ­سازی:

هماهنگ­سازی اطلاعات، مواد و جریانهای مالی، به عنوان یکی از اجزای اصلی مدیریت زنجیره تامین دارای سه بخش به شرح زیر است:

بخش اول:  بکارگیری فناوری اطلاعات و ارتباطات

هماهنگ­سازی جریانها در طول زنجیره تامین را می­توان با استفاده از پیشرفتهای فناوری اطلاعات و ارتباطات به نحو موثری بهبود بخشید. ارتباطات از طریق تبادل الکترونیکی داده[1] (EDI) را توسط شبکه­های عمومی و خصوصی و بطور متداولتر، اینترنت، می­توان برقرار کرد. بنابراین، اطلاع­رسانی به اعضای درون یک زنجیره تامین را می­توان به صورت ارزان و بسیار سریع انجام داد و انواع ارتباطات را مطابق دسته بندی زیر بیان نمود:

  • ارتباطات سازمان به سازمان[2] (B2B) به شرکتها اجازه طراحی دوباره فرایندهایی مانند خرید را می­دهد.
  • ارتباطات سازمان به مصرف­کننده[3] (B2C) سعی دارد که به کمک اینترنت به کاربر نهایی نزدیک شود.

بخش دوم: فرآیندگرایی

این ابزار، فرآیندهایی را که در گذشته به صورت دستی انجام می­شد، به صورت خودکار در می­آورد و فعالیتهای تکراری را به یک فعالیت تکی تبدیل می­کند. این کار طی طراحی دوباره و با استانداردسازی فرآیندهای جدید، امکان­پذیر است. در این راستا شاخصهای کلیدی عملکرد می­توانند ضعفها، گلوگاه­ها و اتلاف درون یک زنجیره را به ویژه در روابط بین اعضای آن آشکار سازند.

بخش سوم: برنامه­ریزی پیشرفته

برای برآورده کردن سفارشات مشتری، باید نسبت به موجود بودن مواد، منابع انسانی، ماشین­آلات و ابزار، برنامه­ریزی شود. چالشهای موجود در برنامه­های هماهنگ­سازی چند محل و چند سازمان بطور مجزا، لزوم بکارگیری سیستمهای برنامه­ریزی پیشرفته[4] (APS) را مورد تاکید قرار می­دهد. اکنون محصولات نرم­افزاری که سیستمهای برنامه­ریزی پیشرفته نامیده می­شوند، برای پشتیبانی وظایف برنامه­ریزی در دسترس هستند.

  • بنیادها (فونداسیون):

برای اینکه یک زنجیره تامین به شکل موفقیت­آمیزی کار کند، به اجزای بیشتری نیاز دارد که چند مورد از آنها به شرح زیر است :

  • لجستیک و حمل و نقل
  • بازاریابی
  • تحقیق در عملیات
  • رفتار سازمانی، سازمان صنعتی و اقتصاد هزینه حمل و نقل
  • خرید و تامین

ارتباط محکمی بین مدیریت زنجیره تامین و لجستیک بر قرار است که این ارتباط را می­توان بر اساس پنج اصل تفکر لجستیکی به شرح زیر نام برد:

  • تفکر روی ارزشها و سود
  • تفکر سیستمی
  • تفکر هزینه کل
  • خدمت­گرایی
  • تلاش برای کارایی

[1] Electronic Data Interchange

[2] Business to Business

[3] Business to Customer

[4] Advanced Planning Systems

Written by