عوامل ایجاد کننده استرس شغلی:

استرس شغلی معلول عللی است که از منابع مختلف می گیرد، این منابع می توانند در بیرون یا درون سازمان جایی داشته باشند و یا مربوط به گروههای موثر بر کارکنان و یا مربوط به خود افراد باشند.

اغلب گفته می شود: هرچه مقام فرد در سازمان بالاتر باشد استرس وی نیز بیشتر خواهد شد. برخی بررسی ها نشان داده اند که در اغلب سازمان ها، مدیران رده میانی، استرس بیشتری را تجربه می کنند. آنها با تقاضاهای زیادی از فرادستان و زیر دستان خود مواجه اند، پس بهتر است گفته شود عمدتاً در رده وسط دیده می شود.

عوامل استرس زا در تحقیقات گوناگون به صورت مختلف طبقه بندی و بیان گردیده است که درادامه به بخشی از آن اشاره خواهد شد.

در یک طبقه بندی عوامل استرس زا به چهار گروه تقسیم شده اند (برومند، 1374، صص 216-214).

1)عوامل سازمانی (سیاست ها، ساختارها، شرایط عینی، مراحل و فرایندها).

2)عوامل گروهی (عدم انسجام گروهی، عدم حمایت اجتماعی).

3)عوامل فردی (ابهام و تعارض نقش در سازمان، خصوصیات تیپA).

4) عوامل فرا سازمانی (تغییرات اجتماعی، خانوادگی، محلی، مالی، فن آوری).

کوپر1(1997) نیز در طبقه بندی خود عوامل استرس زای شغلی را به 5 دسته تقسیم می کند:

1)نوع شخصیت؛ شخصیت نوع A دارای استرس بیشتری است.

2) فرهنگ سازمانی؛ میزان همکاری، انگیزش و روحیه بر سطوح استرس تأثیر می گذارد.

سازمانهایی که کارکنان را به سوی سطوح بالای عملکرد سوق می دهند وضعیتی بر استرس به وجود می آورند.

3) رفتار مدیریت؛ سبک های مدیریت آرام و مشارکتی کمتر پر استرس اند. کارکنانی که مدیران خود رأی دارند به طور محتمل 5 برابر بی خوابی، سردرد و ناراحتی های گوارشی را در ارتباط با استرس گزارش می کنند.

4)انجام کار؛ بعضی از انواع کار پر استرس اند. در بعضی موارد جابه جا شدن در یک شغل همراه با کار لذت بخش، حرکتی بخردانه است که می تواند کمی از محرک های تنش زا را کمتر نماید.

 

 

1-Cooper

5)روابط انسانی، ارتباط های انسانی عاملی بسیار مهم در رضایت شغلی افراد است. وقتی افراد با یکدیگر همکاری نمی کنند محیط کار پر استرس می شود (کوپر، 1997، ص12).

 

رزنمان1(به نقل ازظهیری، 1374، صص24 و 25) عوامل استرس زا به صورت زیر تقسیم بندی نموده است :

1) خط مشی ها سازمانی:

– خط مشی ها و سیاست های ناعادلانه و عدم وجود عدالت شغلی

– قوانین خشک و غیر فابل انعطاف

– جابه جایی مکرر و انتقال های نابجا

– شرح شغل های غیر واقعی

2) ساختار سازمانی:

– تمرکز بیش از حد و عدم وجود اختیار کافی برای تصمیم گیری

– عدم امکان ارتقاء و پیشرفت

– تخصص گرایی افراطی و جزئی شدن وظایف شفلی

-تضاد بین صف و ستاد

3) شرایط فیزیکی سازمان:

– سر و صدای زیاد در محیط کار

– گرما و سرمای بیش از حد محیط کار

– وجود گازهای سمی در محیط کار

– خطرات شغلی و امکان آسیب دیدگی در کار

– نور کم یا ناکافی برای کار

4) فرآیندهای سازمانی:

– ارتباطات ناقص و عدم انتقال موثر اطلاعات

– عدم وجود بازخور

– کنترل های بی مورد

– ارزیابی های ناعادلانه

– ارائه اطلاعات نادرست

 

 

1-Rosenman

استیفن پی رابینز عوامل به وجود آورنده استرس را تحت عنوانمنابع بالقئه تنش زا به سه دسته تقسیم می کند:

1)عوامل محیطی:

– نامطمئن بودن وضعیت اقتصادی

– نامطمون بودن وضعیت سیاسی

– نامطمئن بودن تکنولوژی

2)عوامل سازمانی:

-نوع کار

– نقشی که فرد باید ایفا کند.

– خواسته های همکاران

– ساختار سازمانی

– رهبری مرحله حیات سازمانی

3)عوامل فردی:

-مسائل ساختاری

– مسائل خانوادگی(رابینز، ترجمه پارسائیان و اعرابی، 1378).

 

وتن و کمرون عوامل استرس زا را به موارد زیر تقسیم کرده اند:

 

1-عوامل استرس زای زمانی:

این عوامل به مسایلی همچون کار بسیار زیاد و زمان بسیار کوتاه اشاره دارد، این ها عمده ترین و غالب ترین منابغ استرسند که مدیران شرکت ها و سازمان ها با آنها مواجه می باشند.

یک دلیل برای نقش عوامل استرس زای زمانی آن است که فرهنگ ها نسبت به زمان فوق العاده حساس و هوشیار است و این حساسیت هر سال بیشتر می شود. این حساسیت و دلدادگی به زمان، آن را به منبع مهمی از استرس تبدیل می نماید.

کار بیش از حد در یک نقش و فشارهای شدید زمانی از یک سو و اختلاف های روان شناختی و فیزیولوژیک از سوی دیگر موجب بروز استرس می گردد، در این حالت کارکنان احساس می کنند که مجبورند شمار زیادی از وظایف را در زمانی کوتاه انجام دهند و به هر حال تداوم فشار زمانی یعنی داشتن کار زیاد و نداشتن وقت کافی برای انجام آن، معمولاً مضر است (وتن، کمرون، ترجمه جعفری مقدم، 1381، ص60).

2-عوامل استرس زای رویارویی:

این ها عوملی هستند که در اثر تعاملات بین فردی حاصل می شود، عوامل استرس زای رویارویی معمولاً مشترک و مشابه هستند. و عموماً در اثر 3 نوع تعارض به وجود
می آیند.

الف)تعارض های نقش که در آن اعضاء گروه نقش های ناسازگار ایفا می کنند.

ب) تعارض های موضوع یا مسئله که در آن درباره اینکه یک مسئله را چگونه یا حکم کنیم، اختلاف نظر وجود دارد.

ج) تعارض های تعامل که در آن فرد به دلیل عدوات و خصومت متقابل، در انجام شایسته یک کار یا پیشرفت در آن شکست می خورند.

در تحقیقاتی که انجام شده است مشاهده گردیده استرس زای رویارویی، به عنوان دلیل اصلی خستگی مفرط و بریدن از کار معرفی شده است.

3-عوامل استرس زای موقعیتی:

این عوامل از محیط زندگی فرد یا شرایط شخصی نشأت می گیرند، یکی از عمده ترین اشکال فوق الذکر، شرایط کاری نامطلوب است. از نمونه های عوامل استرس زای موقعیتی می توان به:

بحران های مستمر، ساعت های طولانی کار، جدا بودن از همکاران، تغییرات با سرعت فراگیر و فزاینده نام برد.

کوچک سازی یا سازماندهی مجدد صورت گرفته در اکثر سازمان های کشورهای صنعتی به عنوان یکی از عوامل استرس زای موقعیتی تقریباً باعث افزایش استرس بوده است (همان، ص61).

4- عوامل استرس زای ناشی از انتظار:

این عوامل، وقایع بالقوه باور نکردنی و غیر قابل پیش بینی است که وقوع آنها ما را تهدید می کند، چیزهای نامطلوبی که تاکنون روی نداده اند، اما ممکن است اتفاق بیافتند. در این هنگام استرس، ناشی از پیش بینی آن رویداد یا ترس از وقوع آن است(همان، ص61).

6-2-2رابطه استرس و عملکرد

رابطه استرس و عملکرد بدین صورت است که هر زمان استرس زیادی وجود دارد عملکرد پایین است و هر زمان استرس کمی وجود دارد باز هم عملکرد در سطح پایین است و تنها زمانی که استرس در حد متوسط و بهینه است در این صورت عملکرد فرد نیز به حداکثر میرسد.

همان طور که در شکل 2-4 نشان داده شده است عملکرد زمانی در بالاترین سطح قرار دارد که استرس بهینه وجود دارد. ممکن است ساده بودن کار باعث خستگی و بی تحرکی فرد شده و کار اضافی باعث ایجاد تنش و اضطراب شود. بنابراین این مقدار معینی از فشار عصبی ناشی از حجم کار به دلیل آن که می تواند منجر به سطح بالایی از نیرو و انگیزش شود مفید خواهد بود.

Written by