فرآیند درمان و رابطه درمانی

پیروان نظریه مراجع محوری درمورد رابطه درمانی که هسته تغییر در رویکرد مراجع محوری است مطالبی گفته اند.عقیده اساسی در درمان مراجع محوری به این نحو است که درمانگر به مراجع علاقه مند است وگرایش دارد ودریک جوعاطفی مناسب وابستگی به خودشکوفایی مراجع را ترفیع می بخشد. (بوزارت ۱۹۹۱)

فرآیند درمان مداخله درعدم هماهنگی هایی است که میان ارگانیزم تجربه گر فرد ومفهوم «خود» او رخ داده است.نظریه انسانی درمان مراجع محوری را می توان به شکل فرضیه داده «اگر- پس» بیان کرد.این فرضیه مولد آنست که اگر شرایط خاصی در جلسه درمان برقرار شود،آنگاه نتایج وتغییرات مطلوب وخاصی در رفتار مراجع ظاهر خواهد شد. (شفیع آبادی ۱۳۷۵)

برودلی نیز در توصیف شرایط درمانی می گوید: اگرمراجع را فردی درجستجوی کمک است تعریف کنیم ومشاور را هم فردی که به او کمک می کند تعریف کنیم این شرایط درمانی بصورت ذاتی ناقص خواهد بود.یکی از عناصر اساسی رویکرد مراجع محوری رابطه درمانی است،رابطه درمانی وقتی بارور ومؤثر می شود که دو شخص در جوگرم و صمیمی با هم مشغول باشند. رابطه درمانی در همه حال برای رشد مراجع ضروری است.(برودلی ۱۹۸۶)

پژوهش همواره در رویکرد مراجع محورازجایگاه ویژه ای برخوردار بوده است وتحقیق درمورد رابطه از اهمیت خاصی برخوردار است.در همین راستا ریمی مطالعه ای درباره عوامل درونی شکل دهنده رابطه درمانی وارتباط آن با مشکلات مختلف مراجع که از عوامل مهم وابسته به نتیجه مشاوره هستند انجام داده است. (راسکین ۱۹۴۸)

دربعد دیگر می توان گفت که فرضیه کلی مشاوره مراجع محوری در این جمله خلاصه شده است که «اگر من بتوانم نوع مطلوبی از رابطه را خلق نمایم مراجع در درون خودش قابلیتش را برای استفاده از رابطه جهت رشد وتغییر کشف خواهد کرد ودرآن هنگام است که رشد فردی رخ خواهد داد. (راجرز ۱۹۶۱)

این فرضیه بیشتربراین نکته اشاره دارد که تغییرات مثبت درشخصیت اتفاق نمی افتد مگر اینکه در رابطه درمانی اتفاق بیافتد. (راجرز ۱۹۶۷)

از مشخصات رابطه درمانی این است که مشاوران جو روانشناختی مناسب وپایداری ایجاد کنند تا مراجع آزادی که ضرورت تغییر در شخصیت است را تجربه کنند. (راجرز ۱۹۸۷)

شش شرط لازمه که ضرورت ایجاد هرگونه تغییری در شخصیت است در زیر به آنها اشاره می شود:

شرایط رابطه درمانی

۱) دوشخص که درتماس روانشناختی باشند.

۲) در ابتدا مراجع شخصی است که تجربه ناهمسازی دارد.

۳) دومین شخص،درمانگراست که با رابطه همسان وهماهنگ است.

۴) توجه مثبت وغیرشرطی وپذیرش متوجه مراجع است واواین شرایط را تجربه

می کند.

5) درمانگر نسبت به مراجع فهم همدلانه ای را اعمال می کند وچهارچوب مرجع قیاس درونی او را تجربه می کند وتلاش می کند با تجربه مراجع ارتباط برقرار سازد.

6) در ارتباط درمانگرومراجع،درمانگر فهم همدلانه ای اعمال می کند وچهارچوب مرجع قیاس درونی او را تجربه می کند وتلاش می کند با تجربه مراجع ارتباط برقرار سازد. (راجرز ۱۹۸۷)

کیفیت رابطه بین درمانگرومراجع درتمام مدت فرآیند درمان عامل مرکزی واساسی است. (راجرز ۱۹۸۰)

برای ادامه در بحث از رابطه می توان گفت که در دوشخص با هم در تماس روانشناختی هستند واین تماس وقتی به حداکثر می رسد که هردوشخص شرکت کننده تفاوتهای موجود در حوزه ادراکی وتجربه دیگری را درک کنند. (راجرز ۱۹۵۹)

کاهن در سال ۱۹۹۱ در کتاب جدیدش تحت عنوان «رابطه جدید بین مراجع ودرمانگر» از مهارت یکپارچه در کارکردن با انتقال حمایت می کند او از رابطه بعنوان وسیله ای برای کمک به مراجعان نام برده است…هشیاری از جوپذیرش وامن باعث می شود که مراجعان خودشان را راحت تر احساس کنند واین شرایط همگی دست به دست هم می دهند تا رابطه درمانی تبدیل به یک ابراز قوی جهت تغییر درمراجع شود.(پترسون ۱۹۸۵)

پترسون درمورد رابطه اینگونه می نویسد که؛در دوران درمان یک رابطه بین فردی تسهیل کردن خودشکوفایی است. (کاهن ۲۰۰۰)

طبق گفته پترسون جو روانشناختی بدون تهدید ممکن است با علاقه به مراجع معنی شود.عشق و علاقه به مراجع بدون جو روانشناختی عاری تهدید وامن معنی ندارد.

راجرز در ادامه مطالعاتش راجع به رابطه اینگونه گفت که اگر درمانگر شرایط رابطه مطلوب را ایجاد کند آنگاه تغییر رخ خواهد داد. (راجرز ۱۹۸۶)

مراجعان می توانند گرایشات خودشکوفایی خودشان راترفیع بدهند بدون اینکه راهنمایی مستقیمی دریافت دارند.راجرز در جهت معنویات زندگی کارکرده است که اینها شامل کارگسترده او باگروههای رویارویی بوده است وهمچنین او تجارب پرباری از مناظراتش با مارتین برداشته است. (پترسون ۱۹۸۵)

راجرز از شیوه های درمانگر شدن سخن می گوید ودر مورد تسهیل گری وپذیرش موقعیتهای گوناگون مفاهیم اساسی وتجاربی که هر شخص دارد سخن می گوید.از فرضیه هایی که درطی سالها اخیر مکرراً تأیید شده است این است که اگر درمانگرجوی مبتنی بر علاقه وگرمی را ایجاد نماید آنگاه مراجع نسبت به خودش هم پذیرا وعلاقه مندتر می شود.(مولودایس ۲۰۰۲)

برای روشن تر شدن مطلب باز هم به جملات راجرز برمی گردیم.راجرز درسال ۱۹۷۷ گفت اگر مراجع احساس کند که از سوی درمانگر طرد نخواهد شد آنگاه احساسات خودش را بروز خواهد داد،خواه این احساسات مثبت باشد وخواه منفی باشند. (راجرز ۱۹۷۷)

Written by