فرد و جامعه

دانلود پایان نامه

به عنوان مثال دوران چهارساله ی زمامداری امیرالمؤمنین علیه السلام، دوران بحران و جنگ بود؛حکومت نوپای حضرت، طعمه ی آز و حرص بدخواهان اعم از ناکثین و مارقین و قاسطین شد ه بود. و امام علیه السلام توانستند با قاطعیت در مقابل ظالمان ایستادگی کنند و آن ها را بر سر جای خود نشانند و حقوق حقه‏ی مظلومان را از دست آن ها بگیرند.
این است که امام علیه السلام فرمودند : «اذا کان الرفق خرقا کان الخرق رفقا» آنگاه که مدارا مستلزم خشونت باشد، خشونت عین مدارا خواهد بود.
پس لازم است در برنامه و اقداماتی که در جهت نحوه ی برخورد با ناهنجاریها صورت می گیرد، با آگاهی کامل و کافی از جو جامعه باشد، تا به اصلاح نابسامانی ها پرداخت.
در این جا شیوه ها و رفتارهای قاطعانه ی امام علیه السلام در زمینه های مختلف مورد بررسی قرار می گیرد :
4-2-1.پیکار همه جانبه با اهریمن جهل و بیسوادی
هنجارها براساس واقعیات و حقایق جهان هستی و فطرت انسان تنظیم شده است و شرع و عرف و عقل همگی بر درستی این سخن گواهی می دهند. بر هر جامعه ای نیز لازم است که در پرتو آگاهی از آن واقعیات و فطرت انسان، به مبارزه ی جدی علیه ناهنجاری ها بپردازد. در این راستا از جمله اموری که قابل تحمل نیست فقدان عقل و در جهالت سیر کردن است. بنابراین اسلام در پیکار همه جانبه علیه جهالت و بیسوادی، کسب دانش و فرهنگ را بر همگان واجب نموده و به صراحت اعلام می کند که تحصیل دانش بر هر فرد مسلمانی، خواه زن و خواه مرد واجب است.
لذا مبارزه با جهل ونادانی (ریشه ی هر بدی و شر ) در اولویت برنامه های مبارزاتی امام علی علیه السلام علیه انحرافات می باشد. روش امام علیه السلام هم تذکر و هم تعلیم را پوشش می دهد که با آگاهی بخشی، مردم را موظف به رعایت هنجارها می کند. در واقع بر اساس حقوق متقابل دولت و ملت، بر رهبر جامعه ضروری است که در اولین قدم با در اختیارقرار دادن مسلمانان به صلاح دانش، سرمایه ی علمی و ادبی جامعه را فراهم نماید و جامعه را از فرهنگ بیگانگان یا ایستایی فرهنگ نجات دهد. به طوری که حتی از مسلمانان خواسته که برای کسب معلومات و حکمت، در هرکجا و پیش هرکسی، مسلمان یا غیرمسلمان اقدام و تلاش کنند. در این راستا امیرالمؤمنین علیه السلام هم متفکران را به نشر دانش خویش موظف می سازند و هم یکایک مردم اجتماع را به دانش اندوزی و کسب اطلاعات لازم سفارش می کنند:« أُغدُ عالماً أو متعلماً و لا تکن ثالثاً فتعطعب» یا دانا باش یا جوینده ی دانایی و جز این مباش که نابود خواهی شد.
لذا مبارزه علیه جهل و بیسوادی و طرفداری از دانش و فرهنگ، تأمین همه گونه امکانات برای توسعه ی فرهنگ، وظیفه ای است خطیر که بر عهده ی زمامداران حکومت می باشد، تا بدین وسیله عالمان در جایگاه معلمان وجاهلان در جایگاه متعلمان قرار گیرند و قافله ی دانش به راه خود ادامه دهد. که گام نهادن در این مسیر باید همراه با قاطعیت وجدیت تمام صورت گیرد.
در این راستا سه نکته در مبارزه علیه جهل وبیسوادی حائز اهمیت است که اشاره می شود:
4-2-1-1.وجود عالمان و پیوندمیان علم و عمل
وجود عالمان در جامعه ضرورت دارد تا با سخنانشان در دل ها اثر بگذارند و مایه ی هدایت جامعه گردند. به یقین اگرآثار علم در جوارح و ارکان و اعضاء عالم آشکار نگردد. آنگاه است که علم سودمند واقع نمی شود. به عبارتی عالمی که به غیر علمش عمل کند هم چون جاهل سرگردانی است که هرگز از جهل خویش به خود نمی آید. و در جامعه نیز اثری از هدایت، نمایان نخواهد بود. نکته ی قابل اهمیت این است که پیوند میان علم و عمل زمانی حاصل می شود که فراگیری در پرتو تهذیب و پرورش اخلاقی باشد وگرنه مفید و کارگشا نخواهد بود.
4-2-1-2. شناخت ناهنجاریها
امام علی علیه السلام معلم بزرگ انسانیت، معیار جالبی برای شناخت ومبارزه با جهل، به ما ارائه دادهاند. به عنوان مثال برای شناخت انسان مؤمن، حقیقت کفر و اقسام آن را بیان می کنند. این همان اصل کلی است که هر چیزی با ضد خودش شناخته می شود «تعرف الاشیاء با ضدادها»
به همین دلیل حضرت می فرمایند : « و لا فی البلاد شیء انکر من المعروف و لا اعرف من المنکر » در شهرها چیزی ناشناخته تر از معروف و شناخته تر از منکر نیست. و در ادامه می فرمایند: «بدانید که هیچ گاه حق را نخواهید شناخت جز آنکه ترک کننده ی آن را بشناسید ! هرگز به پیمان قرآن وفادار نخواهید بود، مگر آنکه پیمان شکنان را بشناسید و هرگز به قرآن چنگ نمی زنید، مگر آنکه رها کننده آن را شناسایی کنید.»
همچنین حضرت به رابطه ی بین ضد ارزش ها و آثار ناهنجاری ها اشاره می نمایند، تا بدین طریق، با آگاهی از آثار زیانبار هنجارهای ناپسند، جامعه به هنجارهای مطلوب اجتماعی دست یابد.
به عنوان مثال با شناخت انسان های هنجارگریز و تفاوت آن ها با انسان های هنجار پذیر می توان به رمز حیات دانش و راز مرگ جهل و نادانی دست یافت،و هنجارهای مطلوب و پسندیده را از غیر آن شناخت و بر سر دو راهی حق و باطل، راه حق را تشخیص داد.
4-2-1-3. توجه به نوع علم و دانش
امیرالمؤمنینعلی علیه السلام فراگیری دانشی را الزامی می دانند که سبب رشد و اصلاح دین فرد گردد.چرا که برخی علوم نه تنها نفع وسودی ندارند، بلکه زیان آور هم است و موجب گمراهی وانحراف فرد و جامعه می گردد. لذا امیرالمؤمنین علیه السلام برای پیشگیری از انحرافات عقیدتی که در پرتو آموختن علوم ناپسند حاصل می شود، به عنوان تکلیفی بر پدران و مادران قرار داده است تا صاحبان افکار باطل آن ها را گمراه نسازند.
4-2-2. تغییر وشکستن سنت ها واندیشه های غلط
امام علی علیه السلام علاوه بر همراهی کردن و احترام گذاشتن به هنجارها در فرهنگ های مختلف، به تغییر آداب و رسوم و هنجارهای غلط نیز توجه دارند. زیرا گاهی اندیشه هایی در جامعه شکل می گیرد که به صورت یک هنجار و یک دیدگاه غلط بر فرهنگ جامعه سیطره پیدا می کند و حقیقت دین را زیر سؤال می برد.
لذا درکلام امیرالمؤمنین علیه السلام درس هایی از استقامت و پایداری که رکن اساسی زندگی است، به چشم می خورد، تا هنجارهای مطلوب و الهی، پا نهند و همچنین فرد و جامعه، بتوانند خواسته های حق را تحقق بخشند. دراین رابطه حضرت به” مقابله با اندیشه ها وسنت های انحرافی” که به صورت هنجار امری طبیعی شده، و وسیله ای برای رسیدن به اهداف سود جویان گشته، می پردازند. در زیر به نمونه هایی ازآنها اشاره می شود:
4-2-2-1. مقابله با فرهنگ رابطه محوری
راه و رسم امام علی علیه السلام بر مبنای عدل بود. هیچ گاه ایشان به خاطر روابط فامیلی وعلایق وعواطف، از روش و اندیشه ی عدالت جوی خویش دست نکشیدند. حضرت داستان عقیل، برادرشان را مطرح می کنند که با وجود داشتن نسبت فامیلی و لطف و رحمت انسانی هرگز به حق و عدل پشت نکردند. ایشان در پاسخ به عقیل می فرمایند: «آیا از راه آیین خدا وارد شده ای که مرا بلغزانی؟»
امیرالمؤمنین علیه السلام با اجرای تساوی حقوق میان خویشان و دیگران، عملاً اندیشه ی رابطه بر ضابطه را نفی می کنند.
4-2-2-2 مقابله با فرهنگ نیرنگ ورزی
فرو افتادن در وادی مکر وحیله از جمله رفتارهایی است که هدف نیرنگ بازان بوده است. شیوه ی پذیرفته شده ی نیرنگ ورزی به عنوان فرهنگ یک جامعه که پس از پیامبر صلی الله علیه وآله وسلّم در جامعه پا نهاد ه بود، سبب شد بسیاری از مردم را با گمراهی خود، بفریبد و در امواج خویش افکند.
بنابراین باید در نظر داشت که نیرنگ و نیرنگ بازی وتحمیق مردم، همسو با بینش اسلام نیست. اگر چنین بود علی علیه السلام از معاویه صفتان زیرک تر و سیاستمدارتر بودند. بر همین اساس درگیر سه جنگ مهم نیز نمی شدند و دولتشان آن قدر زودگذر نمی بود. در واقع امام علی علیه السلام،که خود را ملزم به اخلاق و رفتارهای عقلانی نموده اند، با پایبندی به ارزش ها، خود را در دام خدعه ها و مکرها گرفتار نمی نمایند.

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.