فضاهای فرهنگی

دانلود پایان نامه

شکل 8-37- مقطع سینما پردیس ملت 256
شکل 8-38- دیاگرام فضایی 257
شکل 8-39- مقطع 3 بعدی سینما پردیس ملت 258
شکل 9-1- وضعیت جغرافیایی استان گلستان 261
شکل 9-2- نقشه استان گلستان 236
شکل 9-3- نقشه قدیم شهرگرگان 266
شکل 9-4- تصویر هوایی سایت پروژه 270
شکل 9-5- نقشه شهری محل سایت پروژه 271
شکل 9-6- آنالیز اقلیمی سایت پروژه 271
شکل 9-7- آنالیز سایت پروژه 272
شکل 9-8- آلودگی صوتی 273
شکل 9-9- نمایش ورودی ها 273
چکیده:
تشابه سینما و معماری به لحاظ مفهومی، تکوین ایده و فرآیند تولید اثر، به این دو مقوله هنری قابلیت بازخوانی ویژه ای می دهد. این پژوهش یکی از بنیادی ترین عناصر مشترک بین دو هنر معماری و سینما، یعنی فضا را تجزیه و تحلیل می کند و به چگونگی ایجاد فضا و ارتباط ذهنی این دو هنر می پردازد. زمان عاملی کاملا ادارکی در هنر سینما می باشد و از طرفی در معماری کیفیتی ذهنی دارد. سینما با ترکیب عناصری چون رنگ و نور، زاویه دید و صحنه، تدوین و صدا و در جهت ایجاد رابطه ای مستحکم با بیننده خود و تسهیل سفر ذهنی او به درون فیلم دست به فضاسازی می زند، در حالی که جوهر معماری فضاست.
هدف این پژوهش طراحی مجموعه فرهنگی سینمایی فخر با رویکرد معماری سبز است. در واقع این سینما میعادگاهی برای تعامل و برخورد انسان ها با فرهنگ ها و عقاید مختلف در غالب محصولات سینمایی برتر می باشد. مجموعه فرهنگی سینمایی فخر جایگاه برگزاری این محفل بزرگ فرهنگی و اجتماعی است که می توان با استفاده از الگوی مناسب معماری سبز، جشنواره های سینمایی ملی و بین المللی را به بهترین نحو در آن برگزار نمود. در واقع پژوهشگر در این پژوهش در پی یافتن مجموعه ای است که کلیه بخش های اصلی و جانبی یک جشنواره بین المللی سینمایی را بتوان در آن اجرا کرد. همچنین بتوان از سالن های سینمایی و دیگر فضاهای فرهنگی- تفریحی مجموعه فرهنگی سینمایی در زمان هایی از سال که جشنواره برگزار نمی شود استفاده کرد؛ طراحی فضایی برای تعامل بین سینما، معماری و فرهنگ که به جای تخریب و تصرف در طبیعت، به دنبال همراهی و استفاده بهینه از طبیعت پیرامون خود باشد. فرایند سبز در زمینه معماری سابقه ای کهن دارد و مصداق آن پی بردن انسان های غار نشین به استفاده از جهت و سمت مناسب غارها، از لحاظ دمای محیط می باشد.
در این راستا سه هدف عمده دنبال می شود:
1- مطالعه و شناخت نیازهای مربوط به سینماها، ایران و جهان.
2- شناخت مسائل فرهنگی و اجتماعی تماشاگران و سینماگران و ارائه راهکار مناسب جهت طراحی مجموعه فرهنگی سینمایی.
3- استفاده از الگوی مناسب معماری سبز در سینما
با شناخت و تحلیل موارد فوق و با نگاهی به تاریخ سینما و جشنواره های سینمایی و با توجه به سایت انتخابی، سعی شده است بهترین راه حل جهت دستیابی به اهداف پژوهش دنبال شود. در این پروژه فضاها از نظر پذیرش نقش‌های عملکردی از انعطاف پذیری ویژه‌ای برخوردار هستند ولی با این وجود هر فضا استقلال کارکردی خود را نیز حفظ کرده و به ایجاد یک فضای زنده و فعال شهری، با تجمیع و کنار هم قرار گرفتن کاربردهای مختلف کمک می نماید. در این ساختمان، هر کاربری، محدوده فضایی تعریف شده و جداگانه ای دارد ولی این محدوده ها به هم مرتبط و متصل هستند. از لحاظ کالبدی، شاخص ترین عنصر این ساختمان دیوارهایی است که ساختمان ها و مسیرهای عبور را از هم جدا می کنند و تعریف کننده فضاهای طرح می باشند.
کلمات کلیدی: معماری، سینما، جشنواره سینمایی، فضا، زمان، طراحی، معماری سبز
مقدمه:
سینما همواره در کلی ترین تعریف خود نوعی بازنمایی واقعیت و پرورش تخیل است؛ واقعیت پویایی که در عینیت مادی وجود دارد و برای تبدیل شدن به آنچه روی پرده بازسازی می شود، نیازمند خلاقیت های فیلم سازان متفکر است. این هنرمندان به روش های مختلف و با ایجاد شیوه های بدیع سینمایی در مقاطع مختلف تاریخ نه چندان طولانی سینما، در خلق نگرش های نوین برای ایجاد حرکت روی پرده موفقیت هایی به دست آورده اند. سینما اساساً بر پایه تجزیه حرکت و ترکیب مجدد آن به عرصه تمدن انسانی قدم گذاشت. سینما بدون حرکت قابل رویت که حاکی از پویایی واقعیت جلو دوربین است و حرکت غیر مرئی یعنی حرکت فیزیکی نوار فیلم برای بازسازی حرکت واقعی نمی تواند وجود داشته باشد و قابلیت عرضه سینما در این عنصر بنیادی، یعنی حرکت  نهفته است. این که توهم به وجود آمده از برآیند عوامل حرکتی مختلف در فیلم، چقدر و تا چه میزان بر ذهن بیننده مؤثر است و او را به چه ادراکاتی وا می دارد، گستره بحث پر سابقه ای را آشکار می سازد. از طرف دیگر، معماری در قیاس با سینما، هنری است مبتنی بر ایستایی و استواری حجم های مختلف که از ترکیب فضاهای پیوسته و ناپیوسته به وجود می آید. در کلی ترین تعریف معماری می توان آن را به عنوان هنری که فضا را شکل می دهد شناخت. معماری نیز از یک نقطه نظر بر حرکت استوار است، اما این حرکت مانند حرکت غیر مرئی فیلم به چشم نمی آید و از آن جا که بیانگر ارتباط فضاهای مختلف با یکدیگر است، حرکتی درونی محسوب می شود. از طرف دیگر نمی توان فضا را در معماری درک کرد، مگر این که تماشاگر در آن حرکت کند. این حرکت تماشاگر است که فضای معماری را ملموس می سازد. معماری هنری فضا- زمانی است، زیرا برای درک و دریافت فضای آن، تماشاگر نیازمند حرکت در درون و بیرون آن است. صرف این زمان برای کشف عناصر و عوامل معماری امری الزامی به نظر می رسد. آنچه سینما را به معماری و معماری را به سینما نزدیک می سازد، تنها ماهیت حرکت نیست، بلکه عناصر دیگری نیز در این تعامل هنری درگیرند. این عناصر از ابعاد زیبا شناختی در هر دو هنر، از پایگاه مشترک و جایگاه ویژه ای برخوردارند که زمان و فضا مهم ترین و عناصر دیگری از جمله ریتم، رنگ و نور، بافت، حرکت و تداوم مؤثرترین آن ها هستند. سینما با ترکیب عناصری چون رنگ و نور، زاویه دید و صحنه، تدوین و صدا و در جهت ایجاد رابطه ای مستحکم با بیننده خود و تسهیل سفر ذهنی او به درون فیلم دست به فضا سازی می زند، در حالی که جوهر معماری فضاست. تاریخ تحلیل فیلم آکنده از موضع گیری های عینی درباره فضا در تصویر فیلم است. غالب تحلیلگران به فضا در تصویر سینمایی از جنبه معماری صحنه پرداخته اند، در حالی که این فضاهای معماری گونه صحنه های فیلم، چیزی بیشتر از ابزار تحریک ذهنی بیننده ساکن در سالن سینما نیست. در تحلیل نهایی شرایط روانی تماشای فیلم در می یابیم که بیننده از طریق سفر ذهنی به درون فیلم است که به درک نهایی از معنا و مفهوم آن می رسد. در حالی که نظاره گر معماری مسافر عینی است و از طریق حرکت در درون معماری و احساس ریتم، تداوم و پیوستگی فضاهای آن است که به ماهیت و واقعیت آن می رسد بی شک بحث های زیبا شناختی درباره نقاط اشتراک و انطباق سینما و معماری جز از طریق مقایسه برخی آثار سینمایی و تبیین آن ها به گونه تشریح یک کالبد معماری امکان پذیر نیست. برای دستیابی به این هدف نمی توان جز جست وجوی معماری در سینما راهی در پیش گرفت.
از دیدگاه ویترویوس، معمار سده های پیش از میلاد، بررسی اصول معماری «استحکام و زیبایی» به عنوان شاخصه های کلی معماری سبز بیان می شود. هدف کلی معماری سبز کاهش آسیب بر محیط و منابع انرژی و طبیعت است، یعنی ساختمانی که کمترین ناسازگاری و مغایرت را با محیط طبیعی پیرامون خود و در پهنه وسیع تر با منطقه و جهان دارد. بنابراین، معماری سبز ترکیبی چند ارزشی در بر دارد: زیبا شناسی، محیط، اجتماع، سیاست و به عبارتی طراحی و ساختمان سازی هماهنگ با محیط.

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.