فعالیت های فرهنگی

دانلود پایان نامه

فارابی بر این باور است که پادشاهان و ملوک، خودشان باید به امور نظری که شناخت آنها با براهین یقینی حاصل می شود، آشنا و مأنوس باشند. وظیفه رهبر و هر کسی که مسئولیتی را بر عهده می گیرد، ایجاد فضائل نظری، اخلاقی و عملی در امت ها و شهرهاست.لذا هدف از مملکت داری به نیکبختی رساندن خود و سایرین است.در اهمیت این موضوع امام علی علیه السلام مثالی ذکر می کنند و می فرمایند :
«زمامدار همچون رودخانه ی پهناوری است که رودهایی کوچک از آن جاری می شود؛ پس اگر آب آن رودخانه پهناور، گوارا باشد، آب درون رودهای کوچک گوارا خواهد بود، و اگر شور باشد، آب درون آنها نیز شور خواهد بود.»
ملاحظه می شود که نقش حکومت در پایه گذاری آداب و رسوم، هنجارها وحقوق و تکالیف، به اندازه ای است که می تواند فساد و صلاح و جامعه را رقم زند. هر گاه حکومت های فاسد و شهوت ران و سبک مغز در رأس جامعه قرار داشتند، توده ی مردم نیز به همان سمت کشیده می شوند و برعکس، هر وقت که افراد فضیلت دوست و وارسته و با شرف در رأس جامعه باشند، توده ی مردم نیزگرایش مخصوصی به فراگیری دانش و کسب فضائل و عزت نفس و حالت خدمتگزاری به همنوع خواهندداشت. و طبعا این دگرگونی و نحوه ی حکومتداری ها، درجرم و جنایت وکجروی ها مؤثر خواهد بود.
لذا نوع حکومت می تواند مردمان را از جاهلیت به مدنیت و بالعکس سیر دهد. پیامبر اکرم صلی الله علیه واله وسلم زمینه ی جامعه ی وارسته ای را فراهم نمودند، ولیکن پس از ایشان به سبب نوع حکومت و مناسبات حکومتی، حرکتی به سوی جاهلیت شکل گرفت.
3-3-3-1. دلایل ناپایداری حکومت ها
دراینجا دلایل اساسی برای حکومتهایی که پایدار نمی ماند، آورده می شود، تا بدین وسیله علت عدم تعهد جامعه ها نسبت به هنجارها و میل به سمت هنجارگریزیها مشخص شود :
3-3-3-1-1. عدم مشروعیت
وقتی حکومت مشروعیت دارد که مردمِ تحت فرمان، اعتقاد راستین داشته باشند براینکه ساختار، عملکردها، اقدامات، تصمیمات، سیاست ها، مقامات، رهبران یا حکومت و… از حق صدور قواعد الزام آور برخوردار باشند.
لذا هر هنجار و ارزشی را نمی توان از هر طریقی کسب و حفظ کرد ، بلکه باید” برحق “باشند و برای خدمت به خلق برنامه ریزی شوند، مشروع و منطبق با مبانی ارزشی باشند.
به همین دلیل امام علی علیه السلام بر این واقعیت اذعان دارند که، امر حکومت و تعیین حاکم، باید برحقانیت و مشروعیت، بر اساس نص خدا و پیامبر صلی الله علیه واله وسلم باشد. در غیر این صورت باید از چنین حکومت و حاکمی امتناع کرد، مانند خلافت خلفای پیشین که مردودهستند. ویا حتی تأکید شده اگر کسانی در حکومت مشروع الهی، به فتنه گری برخاستند با آنها باید مبارزه نمود، چشم فتنه را کند وامواج فتنه ها را با کشتی های نجات (اهل البیت معیار مشروعیت)در هم شکست.لذا امام علی علیه السلام می فرمایند:
«ای مردم، سزاوارترین کسی به خلافت قوی ترین مردم نسبت به آن است و داناترین آنها به فرمانهای خدا.»
در این فراز از این خطبه امام به دوجنبه ی علمی وعملی رهبر اشاره دارند که هر دوی اینها نشانه ی مشروعیت وقانونی بودن حاکمیت رهبر، در اداره صحیح جامعه است.
بنابراین قدرت وقتی مؤثر است که مشروع باشد، هنجارها وقوانین ومقررات الهی توسط رهبری آگاه وعامل تحقق یابد. در غیر این صورت، با دشواری روبرو می شود و بی تأثیر است. پس باید در هر جامعه وحکومتی، همه ی فعالیت های فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و…تحت تأثیر ارزش ها و سنت ها و فرهنگ دینی قرار گیردتا هم مشروعیت خود را حفظ کند وهم جامعه را از انحراف حفظ کند.
لذا همه حکومت ها برای حفظ وپایداری خویش می کوشند نشان دهند اقداماتشان مشروع و الزام آور است.
3-3-3-1-2. عدم مقبولیت
علاوه بر مشروع بودن حکومت، مقبولیت حاکم از طرف مردم نیزحائز اهمیت است. مقبولیت با حضور مردم به وجود می آید. امام علی علیه السلام دراین مورد می فرمایند:« اگر حضور افراد نبود من هیچ گاه حکومت را نمی پذیرفتم.»
بنابراین «تدبیر و تصرف در امورمسلمین وجامعه مسلمین، منوط به این است که در مردم آمادگی وجود داشته باشد ویار و یاورانی برای حمایت ازآن بپاخیزند واین جز با بیعت و پذیرش مردم، امکان پذیر نیست.»
اگر حکومت ورهبری انتخاب شود که” حضور و قول مردم” در کار نباشد چه بسا، بسیاری از قوانین وهنجارهایی که توسط حکومت ایجاد می شود، به دلیل عدم رغبت وانگیزه، رعایت نگردد.
قابل توجه است که گاهی منفعت طلبی ها به دنبالش عدم مقبولیت ایجاد می کند. در این راستا امام استناد به ناکثین عهد شکن می کنند که به جهت نارضایتی ونرسیدن به منافع ومقاصدخویش از حکومت وروش امام علی علیه السلام، سرپیچی وناهنجاری نمودند. در این صورت پیامدهایی به همراه دارد :
-مردم از پذیرش واطاعت رهبری صالح سر باز می زنند. به تعبیر امام علی علیه السلام مانند زمانی می شود که شتری از درد بنالد و یا حیوانی که پشت آن زخم باشد و فریاد سر دهد، مردم حرکتی نکنند و رهبر صالح جامعه نیز عاجزانه دعوت به یاری می کند اما «فلاتسمعون لی قولا، و لاتطیعون لی امرا » نه گوش می سپارند و نه اطاعت می کنند، و نه حرکتی می کنند.زیرا شناخت و محبت نسبت به رهبر صالح وجود ندارد، ودر پیروی از حکومت ورهبری خالصانه عمل نمی کنند بلکه با نفاق وبا کراهت رفتار می نمایند. امیرالمؤمنین علیه السلام می فرمایند: « من حتی اگر همه ی دنیا را به نامحرمان کینه توز بدهم که مرا دوست بدارند هیچ گاه مرا دوست نخواهند داشت.»
یاری کردن ولی امر مسلمانان و تلاش در جهت تحقق اهدافش، پایبندی به دستورهایش و رعایت حقوق او را مد نظر قرار نمی دهند. و از وی فرمان برند ، منجر به ولایت گریزی می شوند.
-میان رهبر ومردم جدایی وفاصله می افتد. عادت به افکار و اعمال انحرافی اجازه نمی دهد افراد جامعه با ولی امر مسلمانان یکی باشند، چون آرمان ها و ارزشهای یکدیگر متفاوت است، و هر کدام در جهتی حرکت کرده در نتیجه پیوند بین امام ومردم گسیخته می شود. و زمینه ی نفوذ هنجارهای غیر مفید و سرگردانی افراد جامعه، فراهم می شود.
حضرت این مسأله _ جداسازی مردم از امام و حق _ را یکی از اهداف بنی امیه برمی شمرند.این گونه است که با تضعیف رهبر متفکر و صالح، جامعه به اختلاف و در ورطه ی شبهات و نابودی کشیده می شود. بر این اساس وجود برنامه و تدبیر در جامعه، می تواند تضمین کننده انسجام اجتماعی میان رهبر ومردم باشد.
3-3-3-1-3. ظلم وتجاوز به حقوق مادی ومعنوی انسانها
حقوق مادی ومعنوی از جمله حقوق فطری انسانها است و هیچ کس جز خداوند حق محدود ساختن آن را ندارد. چرا که «آدم عبد و کنیز آفریده نشده و همه ی مردم آزادند.»

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.