فلسفه برای کودکان

دانلود پایان نامه

آزمایشگری : تفکر خلاق بیش از آنکه قاعده محور باشد، فرضیه محور است. تفکر خلاق تلاشی دائمی برای آزمایش، همچنین جستوجو و حمایت از ایدههای اکتشافی است.
قوه اختراع : تخیل، ابتکار و آزمایش با همدیگر، این ویژگی را میآفرینند؛ قوه اختراع. که با آن ایدهها با استفاده از زبان با یکدیگر ترکیب میشوند. هر کدام از اینها ممکن است شگفتی برانگیزاند.
در مجموع، به کار بردن این ویژگیها در جریان گفتوگوهای کلاسی میتواند تفکر خلاق را در سایرین نیز تحریک کند. توافق عمومی وجود دارد که تفکر خلاق را نمیتوان مستقیماً آموخت بلکه با بیان تجربیات و تصورات پرورش مییابد. در کلاس فلسفه برای کودکان از طریق جریان گفتوگو دانشآموزان می‎توانند این ویژگیها را در قالب استدلات تمثیلی به کار برند. (Lipman,2003:151 and 243-247)
عمل خلاقانه ساخت معانی، یک کنش هوشیارانه است بیش از آنکه یک عکس‌العمل غیرارادی باشد. بر اساس نظریه ویگوستکی قوه مخیله و شناخت هدایت کنندههای اصلی هستند. بازی با ایدهها، جستجوی راههای آشنا و ناشناخته، جمع کردن ایدههای غیرمحتمل و بازی با آنها توانایی انتقادی و تأملی را نیز ارتقا میدهد. ویگوستکی، خلاقیت را به عنوان یک رابطه دیالیکتیکی بین افراد و دنیایشان در نظر میگیرد. به عبارت دیگر خلاقیت نیز اجتماعی است. بنابراین اغلب اوقات تفکر خلاق دانشآموزان وقتی شکوفا می‌شود که آنها با یکدیگر در گروه و یا اجتماع همکاری میکنند. ساخت تمثیلهای مناسب اولین کلید خلاقیت است.دومین هدایتگرِ خلاقیت، ترکیب مفاهیم است. راهی که این موارد را تقویت میکند این است که در جستجوی ویژگی‌های متفاوت ایدهها باشیم که این مورد، تنها با گفتوگو تقویت میشود. (Swann,2013: 65)
در نهایت ، گفتنی است؛ هردو تفکر انتقادی و خلاق برای اینکه پیشرفت کنند به اصل سومی احتیاج دارند که لیپمن آن را تفکر مراقبتی نامیده است.
تفکر مراقبتی روحِ گفتوگوی کندوکاو محور
مراقب بودن، بیش از همه به معنای آگاه بودن از شبکه روابط انسانی‌ است که هر فردی درگیر آن می‎باشد. از سوی دیگر، مراقب بودن، آگاهی از تأثیرات کنش یک فرد (شامل گفتار و حالات صورت) بر افرادی که در اجتماع با او پیوند دارند، شامل می‌شود. فرد مراقب کسی است که نسبت به بقیه آگاه‌تر است و انتظار نتیجه معقول را دارد. (Gregory,2000: 447)
تفکر مراقبتی برساختن همکاری، نگهداری ارزشها و روابط متمرکز است و کودک را قادر میسازد که ارتباط با خود و دیگری را مدیریت کند. یاد میگیرد چگونه شخصی میتواند خود را به جای دیگری بگذارد و نقطه نظرات، علاقمندیها و نگرانیهایش را بررسی کند. تبدیل کلاسهای سنتی به کلاسهای حلقه (اجتماع) کندوکاو میتواند سبب شود نه تنها تفکر بخشی از دانشآموزان بهتر شود بلکه موجب رشد بلوغ عاطفی آنان میشود.(Sharp,2007:248) همانطورکه گفتیم حلقه کندوکاو به رشد سه نوع تفکر کمک میکند: انتقادی، خلاق و مراقبتی؛ گرچه توازن با اهمیت است لیکن تفکر مراقبتی است که اساس گفت‌وگوی دمکراتیک را درحلقه کندوکاو فراهم میسازد؛ تا زمانی که روح پژوهش و کندوکاو وجود نداشته باشد گفتوگوی حقیقی رخ نمیدهد و این روح پژوهش با این نوع تفکر است که شکل می‌گیرد. (Shepherd,2005)
تفکر مراقبتی به همان اندازه که به تفکر کودکان توجه دارد احساسات آنان را مورد توجه قرار میدهد. هدف آن حمایت، گرامی داشتن و تجلیل از آنچه برایشان ارزشمند و پروراندن شجاعت آزادانه، رشد خود در ارتباط با دیگران است. تفکر مراقبتی شامل ارتقا مهارتهای بیشمار، تغییرات پیچیده در ادراک، آشنایی با جهان‌بینی‌های متفاوت و ساختن مفاهیم جدید است. اساس تفکر مراقبتی، ارتباط، دگرگونی، همدلی، شفقت، ادراک و گفتوگو است. وقتی تفکر مراقبتی براساس کندوکاو گفتوگو محور همگانی شکل می‌گیرد، آن آموزش، عواطفی را ایجاد میکند که جزء اصلی و ضروری هوش کلی است. اهداف تفکر مراقبتی، پروراندن ارتباط هوشیارانه، گفتوگو، ادراک و پرسوجو در حینی است که به کودکان کمک می‌کند تا نسبت به معقولیت احساساتشان درمتن داده شده تمایل داشته باشند. (Sharp,2007: 249-250)
تفکر مراقبتی آمیزش احساس و تفکر شناختی است. به زبان متداول، ما اصطلاحات مشابه «تفکر با قلب وجان» یا تفکر برحسب ارزشهای فردی را بکار میبریم .تفکر مراقبتی دانشآموزان را توانمند میسازد سیستم ژرف ارزشی از آنچه شفقت و مهربانی و داوری و قضاوت را معقول میسازد، ایجاد کنند.(Sharp,2007: 250) تفکرمراقبتی خودش را در ارزش قائل شدن، محترم شمردن، گرامیداشتن، بهبودی، تسلی دادن، مراقبت کردن، پروردن، همدلی، همدردی، ارج نهادن، قدردانی، تجلیل و پاسخگویی به دیگران بیان می کند. گرایش تفکر مراقبتی داشتن رویکردی ازدرون به «دیگری» است این تفکر است که مسئولیت پرورش «ارتباط آگاهانه» را در کودکان دارد. ( Lipman, 2003: 264)
تفکر مراقبتی در واقع مراقبت از جریان و فرایند تفکر است. سه نوع مراقبت ازکندوکاو وجود دارد: 1- مراقبت درخصوص روند کندوکاو که افراد گروه در تلاشند روند بحث به حاشیه نرود و موضوع اصلی خود را دنبال کنند. این امر بهپیشروی صحیح بحث می‌انجامد. دوستی از نوع عاطفی و عام، جلوی تفکر صحیح را میگیرد چراکه ممکن است نظراتی که به روند بحث کمک مینمایند بهسبب ناراحت نشدن سایرین بیان نشوند. 2- مراقبت با دیگران؛ بدین معنا که افراد به این فهم برسند که درک حقیقت پازلی چند قطعهایست و هر قطعه نزد یکی از افراد گروه، بهعبارت دیگر، کندوکاو بهتنهایی غیرممکن است. در اینجاست که افراد میآموزند ایدههای خود را با حفظ احترام به عقاید متفاوت بیان کنند. 3- توجه به موضوعاتی که ارزش کار دارند. در واقع بایستی موضوعات و مسائلی در کلاس مورد بحث قرار گیرند که دغدغه و مسئله اعضای حلقه کندوکاو باشد نه اینکه صرفا از سوی معلم به گروه تحمیل شوند.(Davey,2012: 8)
از نظر لیپمن تفکرمراقبتی دارای چهار جنبه وابسته به هم است:
تفکرارج‌گذار: ارج‌گذاری به معنای قدرشناسی عمیق یا مغتنم شمردن؛ این تفکر شامل دو بخش است . یکی درباره ارج نهادن یا قدرشناسی چیزهای ویژه برای جاذبه زیبایی شناسانه آنها؛ مثلاً قدرشناسی طبیعت، هنر و یا موضوعاتی که شامل مشاهده ارجمندی (ارزش) یا زیبایی، که غالباً پذیرفتنی نیستند؛ مانند زیبایی در زشتی.
جنبه دیگر تفکر ارجگذار، شامل ارزشهای انتزاعی است، بعنوان مثال ارجمندی نگرشها، رفتارها و خصوصیات شخصی. دراین‌باره شخص میتواند نگاه گسترده‎ای به ارزش‌های مختلف در جوامع مختلف داشته باشد، یا از ارزشهای روشن شخصی از چیزهایی که درذهنشان دارند یا نگرشها و رفتارهایشان مواظبت می‌کنند. اهمیت تفکرارجمندی دراین واقعیت نهفته است که از اصول اخلاقی و الگوهای معنوی موجود حلقه کندوکاو حمایت می‌کند. (Lipman, 2003: 265)
تفکر ارجگذار در وهله اول، تفکر را از طریق روند شفافی با انتخاب، ارزش گذاری و حقیقت جویی درگیر میکند. انتخاب از بین گزینههای مغتنم، باور به اهمیت و ارزشِ انتخاب خود و درنتیجه شاد بودن ازآن، رضایت از گزینش خود را به دیگران اثبات میکند. دانشآموزان که گستره حساسیت و نیروی احساسی خود را توسعه میدهند، دارای توانایی ویژهای در جنبه ارجمندی تفکرمراقبتی هستند. آنها متعهد به ارائه دلایل برای ارزشهای خود و دیگران هستند. (Sharp,2007: 252)
تفکرعاطفی: تجربه قوی احساسی و شناختی واکنش به خطا. تفکرعاطفی واکنش احساسی نسبت به عمل اشتباه شخصی است که درک روشنی از درست و نادرست، و حس قوی از عدالت ندارد . نگرشها و احساسات دیگران اثر شدیدی برمتفکران مراقبتی میگذارد. آنها همدلی نیرومندی احساس میکنند و با خشم نسبت به بی‌عدالتی روا شده نسبت به یک شخص یا موجودی واکنش نشان میدهند. عکس العمل آنها نشانگر تعهد قوی و عمیق آنها، روشنی فکر، تمایل به ابرازنظر درباره موضوع برحسب درست و نادرست بودن و عزم راسخ برای اجرای عدالت است. ( Lipman, 2003: 266)
این یک رفتار نوعدوستانه حقیقی در قلب همدلی اتفاق میافتد. کودکان در سالهای اولیه کودکی این توانایی را دارند که نسبت به تفسیر زبان بدن و احساس لحن صدا تردید کنند. آنها غالباً معانی ظریف را میفهمند، معانی اضافی در اظهارات عادی تشخیص میدهند؛ قضاوت شتابزده، بیاحترامی یا نپذیرفتن اظهارات یا برخوردهای کنترل نشده را در مییابند. اهانت به خودشان یا دیگران (بویژه به کودکان دیگر) را جدی می‌گیرند به طور کلی تفکر عاطفی عبارت از تأیید این نوع احساسات بیان شده و مقابله با آنها در شرایط مسالمت‌آمیز است. این متضمن آشنایی با حقوق فردی و فرایند حفظ این حقوق است.این عمل به کودکان کمک میکند تا پیچیدگی شرایط را ببینند و از تفکر نادرست اجتناب کنند. کودکان آگاهی بالایی از اهمیت داشتن دیدن چیزها ازدیدگاه‌های مختلف پیدا میکنند. (Sharp,2007: 253)
تفکرفعال: مراقبت مشتاقانه و دخالت کردن با دلیل. برای پیشبرد مفهوم زندگی اخلاقی به انگیزهای قوی برای اقدام به راههای مختلف نیاز داریم تا با مشارکت همگانی، جهان به مکانی بهتر برای همه ساکنان آن بدیل شود؛ تفکربرتر چنین است؛ تفکر در مورد کاربرد زبان، زبان بدن، برنامهریزی یا عمل برای حمایت از موضوع یا باور. کودکان یاد می‎گیرند چگونه به جای درماندگی واحساس ضعف کردن، به آنچه درباره یک موقعیت میتوانند انجام دهند، تمرکز و توجه کنند. ویژگیهای کلیدی متفکرمراقبتی عبارت است از : آگاهی وافر از تعهد پرشور دیگران، داشتن منبع کنترل درونی و تمایل دلسوزانه برای بهبود یک موقعیت. (Sharp,2007: 255)
تفکرهنجاری: مقایسه آنچه وجود دارد با آنچه باید باشد. این تفکر درباره آگاهی داشتن از شرایط موجود با داشتن دید و حس ایدهالی از اینکه چگونه باید یا میتواند باشد، است. تفکرهنجاری ممکن است محلی یا درسطح جهانی باشد.کودکان غالباً نگران قوانین و اصول جهانی اند.مسائل جهانی مانند حفاظت از محیط زیست، حقوق بشر و حقوق حیوانات، به گونه‌ای که کوته فکری عمومی و اخلاق شخصی رشد میکند نگرانی بسیاری از مردم نیز رشد میکند. تفکرمراقبتی شامل سه ابزار اساسی اخلاقی است: همدلی، تخیل اخلاقی و فقدان خودمحوری. تفکرهنجاری به پرسشهای فلسفی زیرمی پردازد: شما درچه نوع جهانی (چه جامعه‌ای) می‌خواهید زندگی کنید؟ شهروند جهانی بودن یعنی چه؟ خودم را به چه ارزشهایی باید متعهد کنم؟ چگونه باید به دیگران توجه کنم؟ ( Lipman, 2003: 268 & 269)
دیدگاه لیپمن از تفکرمراقبتی به عنوان جنبه اساسی هوش، اذعان دارد که نه فقط خصیصههای عاطفی تفکر مراقبتی بلکه همچنین تجلی آن در شدت فراگیری و تعهد به عمل اهمیت دارد. این نیرومندی به نوبه خود بعنوان نیروی مؤثر انگیزه بر همه جوانب تفکر و رفتار اثر می‌کند. پرورش تفکر مراقبتی شدت احساسات، محبت، حس عدالت و توانمندسازی دانش‌آموزان درسطح پاسخگویی در گفتار سازنده و مسالمت‌آمیز هدایت می‌کند.(Sharp,2007: 256) تفکر مسئولانه و مراقبتی صرفاً به چنین دسته‌بندی محدود نمی‌شود؛ تفکر مسئولانه باید درجهبندی و اولویت‎گذاری کند و بین فوریت و عدم فوریت مسائل تمییز قائل شود. دغدغه تفکرمراقبتی پرورش آگاهی نسبی (ارتباط آگاهانه) در زندگی روزمره افراد است. آگاهی از رابطه، دانستن و احساس آگاهانه (صمیمانه) از خود و پیوستگی با بخشی از هر چیزی است که در ارتباط با دیگران است.
در نهایت برای اینکه دانشآموزان، خود نیز از روند اتفاقاتی که در کلاس صورت گرفته است، آگاه شوند، باید ارزشیابی از روند بحث و گفتوگو صورت بگیرد.
2-2-3-5 ارزشیابی
همان‌طور که در ابتدا نیز اشاره کردم، حلقه کندوکاو نوعی روش آموزشیِ بازاندیشانه است که ارزشیابی آن فراشناختی است، فراشناخت به معنی «شناختِ شناخت یا دانستن درباره دانستن گفته میشود. فراشناخت عبارت است از دانش فرد درباره چگونگی یادگیری خودش.» (سیف،1391: 297)
لیپمن معتقد است، وقتی درگیر فعالیت مغزی خود- دیده‌بانی یا خود تصحیحی میشویم در واقع درگیر چیزی میشویم که فراشناخت نام دارد؛ ما درباره «فکرکردن» فکر میکنیم. در رویکرد بازاندیشانه، یادگیری به شکل گروهی است و طوری سازمان داده شده است تا اطلاعات بین اعضای گروه‌ رد و بدل شود و آنان خود مسئول یادگیریشان باشند. با هم یادگرفتن، بنیان روابط دوستانه بین اعضای کلاس را برقرار می‌کند، هنگام بحث کردن تفاوت عقاید موجب بروز خصومت نمی‌شود و به رشد مهارت‌های تفکر نقادانه در کودکان کمک می‌نماید. تشکیل گروه‌ در اجتماع کلاس، به شکلی که کودکان دور هم بنشینند، یکدیگر را ببینند و با هم صحبت کنند و آنچه را آموختهاند مورد باز- ارزیابی قرار دهند.

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.