فناوری های نوین

دانلود پایان نامه

پژوهشنامه شماره 22، تابستان 1387
جهان:
اما در خارج از کشور کتاب های متعددی در این حوزه نگاشتته شده است و بعضا به فارسی ترجمه شده اند که از جمله مهم ترین این کتاب ها می توان عناوین زیر را نام برد:
سواد رسانه ای، جیمز پاتر: در این کتاب به عملکرد رسانه ای جمعی و انواع پیام (سرگرمی،اقناع و اطلاعات) و تاثیرات این پیام ها بر مخاطبان پرداخته شده است. سپس نویسنده برای بهره برداری مفید مخاطبان از پیام های رسانه های بر ضرورت تقویت ساختار دانش و گسترش دامنه سواد رسانه ای مخاطبان تاکید می ورزد. نویسنده بر این باور است که رسانه های جمعی از طریق آسان کردن درک پیام خودشان(بدین ترتیب، هزینه ذهنی مخاطب را در سطح پایین نگه می دارند) و در عین حال، بازدهی(به این ترتیب ارزش (پیام) را نزد مخاطب افزایش می دهند) مخاطبان خود را شرطی می کنند. پاتر معتقد است که همه انواع پیام یک گام فراتر از حقیقت می روند . هر اندازه برنامه سازان بتوانند حقیقیت را ماهرانه تر شکل دهند، پیام را جذاب تر خواهد بود و بیشتر می تواند توجه مخاطبان را به خود جلب کند. تا پیام هایی را که نم یتوانند در زندگی حقیقی به دست آورند از طریق رسانه ها کسب کنند.در نهایت، پاتر تاکید می کند که هدف سواد رسانه های دادن قدرت کنترل برنامه های رسانه به افراد است اولین گام در تغییر کنترل از رسانه به شخص این است که افراد دریابند چگونه رسانها آنار را برنامه ریزی می کنند.
سواد رسانه ای ونشانه شناسی الیون جاینس : در این کتاب نویسنده سعی دارد وضعیت اشباح رسانه ای و دیدگاه های متمایز کننده محتوای رسانه ای از تفاسیر افراد را بررسی نماید و فرایندها و تکنولوژی ها برای برقراری ارتباطات بیان نظرات و ایده ها استفاده شده و حاکی از انتقاد و نقد سیستماتیک است بلاخره برنامه ها و کاربردهای کلی روش های نشاسه شناسی برای تحلیل رسانه توصیف نماید. این کتاب از 7فصل تشکیل شده است که عبارتند از 1- نشانه شناسی و سواد رسانه ای 2- ابهام ضرورت ارتباطات 3- پروکسی ها و قدرت در نشانه شناسی رسانه 4- مخاطبان، هویت و نشانه شناسی از فضا 5- سرگرمی، فرهنگ، ایدئولوژی و اسطوره 6- نشانه شناسی روایت نمایش روزانه 7- اخبار، فرهنگ، اطلاعات و سرگرمی
کتاب آموزش رسانه ای دیوید باکینگهام : دیوید باکینگهام کتاب آموزش رسانه ای سعی دارد تا سرتاسر حوزه ی آموزش رسانه ای را با دقت بپیماید و در این پیمایش راهی به سوی آینده پیش روی مخاطب نهد.کتاب از چهار فصل تشکیل شده است و هر فصل به سه بخش تقسیم می گردد.فصل نخست، مبانی آموزش رسانه ای است. چرا باید درباره ی رسانه ها آموزش دهیم و مطالعه کنیم؟ این فصل ادله ی مختلف آموزش رسانه ای و پیش فرض هایی که بر آنها استوار گشته اند، می کاود.بخش اول این فصل، تاریخ این رشته، اهداف و اصول بنیادین آنرا مورد ملاحظه قرار می دهد.بخش دوم، به محیط رسانه ای متغیر کودکان و معانی نهفته اش برای معلمین رسانه توجه دارد.بخش سوم، مفهوم سواد رسانه ای و کاربردها و محدودیت هایش را مورد بررسی قرار می دهد.این سه بخش، در مجموع مبانی جامع و امروزینی برای آموزش رسانه ای فراهم می آورد.فصل دوم کتاب، آخرین وضعیت رشته را می کاود. آموزش رسانه ای در عمل به چه می ماند؟ این حد اعلای پیشرفت در آموزش رسانه ای را با بررسی طیفی از مواد آموزشی و مستندات درسی منتشرشده نمودار می سازد.بخش چهارم به ملاحظه ی مبانی مفهومی آموزش و تعلیم رسانه ای، و نحوه ی کاربست آن در فعالیت های خاص کلاس درس می پردازد.بخش پنجم طیفی از راهبردهای تعلیم و تعلم عملی را مورد بررسی قرار می دهد.بخش ششم موقعیت واحد آموزش رسانه ای را درون و خارج از برنامه ی درسی مدارس می کاود. فصل سوم، یادگیری رسانه ایست. جوانان چطور درباره رسانه‌ها آموزش می‌بینند؟ این فصل بر اساس تحقیقاتی که نگارنده و همکارانش بر روی کلاس در طی ده سال اخیر انجام داده‌اند، می‌باشد و به چیزی فراتر از آنچه که می‌بایست رخ دهد، و به برخی از واقعیات آموزش و یادگیری رسانه‌ای در کلاس‌های رسانه‌ای نظر می کند. بخش هفت به بررسی انتقادی می‌پردازد و بخش هشت به تولیدات خلاقانه رسانه. بخش نهم، این دو جنبه آموزش رسانه‌ای را با هم مورد توجه قرار می‌دهد تا بتواند یک مدل نظری منسجم، از فنون تعلیم و تربیت رسانه‌ای را ارائه دهد. فصل چهارم، سمت و سوهای نوی رشته و همان راه ترسیم شده بسوی آینده است. این فصل به بررسی برخی از چالش های پیش روی معلمین رسانه می پردازد.بخش دهم بحث تعلیم و تعلم را با توجه به برخی پرسش های دردسرسازی که از مطالعات و تحقیقات اخیر راجع به کلاس داری برخاسته، پی می گیرد.بخش یازده فرصت ها و امکاناتی را که بواسطه ی فناوری های نوین دیجیتالی فراهم گشته مورد بررسی قرار می دهد.و بخش دوازده نیز به ظرفیت آموزش رسانه ای خارج از نظام آموزشی رسمی توجه دارد.آموزش رسانه ای بر مبنای نظام آموزشی خلاقیت محور استوار است.در نظام های خلاقیت محور دانش آموز می فهمد که پیشینیان علم و دانش بشر را تا فلان نقطه ی فرضی رسانیده اند و حال وظیفه ی او و هم نسلانش آنست که تا آنجا که می توانند بر این دانش بیفزایند و بشر را چند گام جلو برند.بهمین ترتیب چنین نظامی همراستا با خلاقیت ها و نوآوری های روبه رشد پیرامون خویش است.اکنون که محیط و زیست جهان ما رسانه ای گشته، فهم و درک و افزایش خلاقیت نوجوانان و جوانان و بطور کلی شهروندان در این محیط و در تعامل با رسانه ها وظیفه ی آموزش رسانه ای و نظام آموزشی خلاقیت محور است.امید آنکه نظام آموزشی ما نیز از این زمانه و زمینه غافل نماند.
فصل سوم :
روش تحقیق
مقدمه
هر تئوری و نظریهای برای روشن شدن صحت و سقم و تواناییش در تبیین مسائل مطرح شده در دل خود، لاجرم در مرحلۀ عملیاتی باید به بوتۀ آزمون و نقد گذاشته شود؛ بدین منظور در این تحقیق، فصل سوم با عنوان «روش شناسی تحقیق» تعبیه شده است تا گامی در صورتبندی و عملیاتی کردن سؤالها، فرضیهها، مفاهیم، تئوریها و… که در فصلهای پیشین مطرح شد، برداشته شود و از مرحلۀ «نظر» به مرحلۀ «عمل» پا بگذاریم.
با این تفاسیر در این فصل به بررسی نحوۀ انجام تحقیق که شامل «روش تحقیق»، «جامعۀ آماری»، «روش نمونهگیری و حجم نمونه»، «واحد تحلیل»، «معیارهای انتخاب افراد مورد مطالعه»، «ابزار پژوهش»، «تعریف نظری و عملی متغیرها و مفاهیم»، «روایی»، «پایایی»، «رویۀ جمعآوری داهها» و «فنون تجزیه و تحلیل» پرداخته میشود .
3-1 روش تحقیق
انسان همیشه به دنبال شناخت دقیق پدیده ها و وقایع اطراف خود بوده است و سعی داشته با حصول به شناخت محیط اطراف، آن را به کنترل و سیطرۀ خود درآورد. با پیشرفت تمدن بشری بر پیچیدگی پدیدهها افزوده شده و در نتیجه شناخت آنها نیز با مشکلات فراوان مواجه شده است. شناخت مسائل در هر یک از عرصههای مختلف علوم طبیعی، انسانی و اجتماعی شیوههای خاص خود را میطلبد . بنابراین دانشمندان نیز به دنبال کشف روشهای مختلف در شناخت پدیدهها بودهاند.
نوع و ماهیت موضوع پژوهش، روش علمی دستیابی به شناخت را تعیین میکند. در علوم اجتماعی و انسانی نیز دانشمندان تلاش داشتهاند تا با ابداع روشهای نو، پدیدههای اجتماعی را از زوایای مختلف مورد تحقیق و مطالعه قرار دهند. نگاهی به تاریخچۀ علوم انسانی بویژه علوم اجتماعی در سدههای اخیر نشان میدهد که در گذشته دانشمندان با نگاه صرفاً نظری به تحلیل مسائل میپرداختهاند، ولی اکنون به روشهای تجربی و کمی روی آوردهاند و به شیوههای مختلف سعی دارند کیفیات را در قالب کمیات درآورده و با پشتوانههای نظری که از گذشته تا حال وجود دارد به تبیین و تشریح پدیدهها بپردازند. هر چند هر یک از روشها، مسائل و مشکلات خاص خود را دارند و هنوز در روشهای تحقیق اجتماعی کاستیهای فراوان وجود دارد، ولی آنچه مسلم است روشهای جدید تکاملیافتهتر و دقیقتر هستند.
با توجه به ماهیت تحقیق و متغیرها و مفاهیم آن و نیز ویژگیهای خاص جامعۀ آماری، در پژوهش حاضر از دو روش سود جستهایم؛ به لحاظ مفهومی از روش مطالعۀ اسنادی و از حیث تجربی برای بررسی متغیرها و چگونگی توزیع آنها در جامعه از روش پیمایشی استفاده کردهایم.
«پیمایش عبارت است از جمعآوری اطلاعات که با طرح و نقشه و به عنوان راهنمای عملی توصیف و پیشبینی و به منظور تجزیه و تحلیل روابط میان برخی متغیرها صورت میپذیرد که معمولاً در مقیاس وسیع انجام میشود.» (اوپنهایم، 1375: 9)
«روش پیمایشی عامترین نوع روش تحقیق است و روشی برای گردآوری دادهها است که در آن از گروههای معینی از افراد خواسته میشود به تعدادی پرسش مشخص(که برای افراد یکسان است) پاسخ دهند؛ این پاسخها مجموعۀ اطلاعات تحقیق را تشکیل میدهند.» (بیکر ،1377: 197)
«این روش ابزاری مفید برای توصیف و ردیابی تغییرات در جوامع است و چنانچه به شیوهای مطلوب اجرا شود به شناخت زندگی اجتماعی در زمان حال خدمت میکند.» (پاشاشریفی ،1383: 253)
این روش هم میتواند به صورت «توصیفی» صِرف باشد و هم «تبیینی». تأکید زیاد بر تبیین به معنای بی اهمیتی تحقیق توصیفی نیست. تحقیق توصیفی با «چگونگی» امور و نه «چرایی» آنها سرو کار دارد. توصیف دقیق اهمیت زیادی دارد؛ چنین توصیفی پایه و اساس یک نظریۀ معتبر است. اگر پدیدهای را کاملاً و با دقت توصیف نکرده باشیم تلاشمان برای تبیین آن به بیراهه میرود. «توصیف خوب می تواند برانگیزندۀ تبیین و تحقیق باشد. توصیف میتوانند معماها و مسائلی راکه مستلزم راهحل هستند، برجسته کند و پایه واساسی برای نظریهپردازی فراهم آورند. گذشته از این، تحقیق توصیفی در برجسته ساختن مسائل اجتماعی و دامنۀ آنها نقش کلیدی دارد و میتواند برانگیزانندۀ اقدامات اجتماعی باشند.» (دواس، 1383: 33)
«یکی از مقاصد عمدۀ بسیاری از مطالعات در علوم اجتماعی توصیف موقعیتها و رویدادهایی است که محقق مشاهده میکند و به توصیف مشاهدات خود میپردازد؛ اما از آنجا که مشاهدۀ علمی امری دقیق و سنجیده است، معمولاً توصیفهای علمی دقیقتر و سنجیدهتر از توصیفهای اتفاقی هستند. سرشماری نمونهای عالی از تحقیق توصیفی است.» (ببی، 1383: 7-196)
«در تحقیقات توصیفی محقق به دنبال چگونه بودن موضوع است و میخواهد بداند پدیده، متغیر، شیء یا مطلب چگونه است. به عبارت دیگر، این نوع تحقیق وضع موجود را بررسی میکند و به توصیف منظم و نظامدار وضعیت فعلی آن میپردازد و ویژگیها و صفات آن را مطالعه و در صورت لزوم ارتباط بین متغیرها را بررسی میکند.» (حافظنیا، 1383: 58)
«معمولاً تحقیق زمینهیابی به منظور کشف واقعیتهای موجود یا آنچه که هست انجام میشود. بهعبارت دیگر، این نوع پژوهش به منظور توصیف یک جامعۀ تحقیقی در زمینۀ توزیع یک پدیدۀ معین انجام میشود. به همین دلیل محقق در مورد علت وجودی توزیع آن بحث نمیکند، بلکه تنها به چگونگی آن در جامعۀ مورد پژوهش میپردازد و آن را توصیف میکند.» ( دلاور، 1383: 142)
در کنار توصیف، «پیمایش تحلیلی میکوشد(معمولاً با آزمون برخی فرضیهها) وجود برخی شرایط را توصیف و تبیین کند.» (ویمر و دومینک، 1384: 328)
در تحقیقات پیمایشی تحلیلی، دیگر تنها به توصیف «چگونگی» متغیرها و مفاهیم بسنده نمیشود، بلکه در چنین مواردی فرضیهها و مدلهای نظری تعبیه میشود و بر اساس آنها بین متغیرها و مفاهیم موجود در مدل و فرضیههای تحقیق آزمونهایی انجام میشود تا تحلیل و تبیینی از «چراییِ» «چگونگی»های رخ داده به دست دهد.
3-2 جامعۀ آماری

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.