فکر و اندیشه

دانلود پایان نامه

1)قدرت:کسی که بر مسند حکمرانی تکیه زده است، در معرض خودشگفتی است.
2)تعصب: تعصب به معنای وابستگی به شخص یا چیزی یا دفاع بی قید وشرط از آن است واصولا کسی که تعصب دارد ‏،‏ سعی می کند کسانی را که به او وابستگی دارند یا اوبه آنها وابستگی دارد، بزرگ بشمارد ونقاط ضعف آنها را نبیند واگر نقاط قوتی دارند بزرگ نمایی کند.
3)تملق اطرافیان:گاه می شود که انسان از چاپلوسی اطرافیان خود دچار شگفتی شودو خود را گم می کند، واقعیت خویش را به فراموشی می سپارد و همه ویژگیهای خود را زیبا و قابل تحسین می یابد.
ج) لجاجت
یکی از عوامل نابهنجاریها که سبب سقوط جامعه می شود لجاجت است. « لجاجت تدبیر را سست می کند.» وکسی که از تفکر و اندیشه دست بردارد، در مقابل سخن و راه حق، لجاجت پیشه می کند.
لذا امام در فرازی از عهدنامه ی خویش به مالک اشتر نهی از این رذیله ی اخلاقی می کنند :«مبادا هرگز … در چیزی که حقیقت آن روشن نیست “ستیزه جویی “نمایی و یا در کارهای واضح و آشکار کوتاهی کنی! تلاش کن تا هر کاری را در جای خود، و در زمان مخصوص به خود انجام دهی.»
همان طور که از روایت استفاده می شود ضرر لجاجت و پافشاری نسبت به مسائل از ضرر هر چیزی بیشتر است. زیرا که شخص لجوج فردی عصبانی و پرهیجان است و در هنگام لجبازی قوه تعقل خود را از دست داده و از روی جهل و نادانی بر کار و فکر خویش سماجت می کند. و اصولا کاری که از روی لجبازی آغاز شود پایان خوبی نخواهد داشت.
د)حسد
از جمله صفات رذیله و ناپسند، صفت حسادت است. «حسود، در واقع دشمن نظام آفرینش ومخالف مواهب واکرام الهی نسبت بندگان است وچنین امری با ایمان کامل، سازگار نیست.»
در این زمینه امام علی علیه السلام می فرمایند:
«حسد نورزید که حسد ایمان را چونان آتشی که هیزم را خاکستر کند، نابود می سازد.»
روایات وارده در توبیخ حسد، درواقع قبح این حالت روانی را برمی شمرد. وبه نظر می رسد این صفت کثیف از دو ریشه ی مهم سر می کشد :
ریشه یکم-شکست و انحراف در موضوع “صیانت ذات و ارزیابی آن. ” وقتی که آدمی در موضوع مزبور که تنظیم و تعدیلش اصل الاصول است شکست بخورد و دچار انحراف گردد، درمیان تباهی ها و بیماریهای متنوع و فراوانی غوطه ور خواهد گشت.
حسود چنین احساس می کند که همه امتیازات زندگی حق مسلم او است و دیگران با زور و اجبار از او گرفته اند و آنها لیاقت آن امتیازات را ندارند! این یک حالت روانی واقعاً مهلک و تباه کننده است که نتواند بدیهی ترین قضیه را که عبارت است از وجود استعدادها و نیروها، در دیگر انسانهابفهمد و آنرا بپذیرد.
ریشه دوم- موجب بروز و گسترس این صفت خبیثه می گردد، برون ذاتی است. یعنی حسود در شناخت اصول و قوانین بیرون از ذات خود و ارزیابی آنها شکست می خورد و منحرف می گردد و گمان می کند که آن اصول و قوانینی که مثلا موجب بروز نبوغ و دیگر امتیازات در اشخاص دیگر گشته است، همه و همه ی آنها خطاکارند و اینکه امتیازات را در اختیار او نگذاشته اند، حتما به جهت خصومت و کینه ای بوده است که آن اصول و قوانین درباره حسود در دل می پرورانند.!!
اما به این نکته باید توجه نمود که خداوند تبارک و تعالی مراتب زندگانی موجودات و ارزاق ظاهری و معنوی و مادی و روحانی آنها را تعیین و تقدیر فرموده و هر فردی را به مقتضای استعداد واز روی صلاح و خیر فردی و اجتماعی آن نصیب و مشمول رحمت و لطف خود در دنیا و آخرت قرار داده پس حسادت حسود نسبت به آنچه که خدا داده بی فایده و در واقع مخالف با اراده و مشیت پروردگار است. پس باید با این صفت رذیله مبارزه کرد تا بر روح وروان اثر نگذارد ومنجر به بیماری وناهنجاری نگردد.
ه)دروغگویی
منشأ دروغگویی ضعف درونی و خواری باطنی است. دروغگویان درضمیر خود اسیر یک نوع ذلت و ناامنی روحی هستند و بر اثر ترس، عجز، نگرانی، زبونی و دیگر عواملی نظایر اینها به بیماری دروغ مبتلا می شوند.
علی علیه السلام در فرازی از خطبه می فرمایند : «از دروغ برکنار باشید که با ایمان فاصله دارد. راستگو در راه نجات و بزرگواری است، اما دروغگو بر لب پرتگاه هلاکت و خواری است.»
« دروغگو معمولا برای جلب منافع، یا دفع ضررها ویا هوای نفس، دروغ می گوید؛ در حالی که انسان مؤمن می داند همه چیز به دست خداست .»لذا از دروغ که ناهنجاریِ وسوسه انگیزی است دوری می جوید.
و) خشم و غضب
از جمله عواملی که ارتباط مستقیم با ناهنجاری ها دارد “چهره ی خشن وتند خو” است،که موجب گریز مردم از هنجارها می شود.
حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام، خشم و غضب را نوعی دیوانگی می داند.لذا هشدار می دهندکه:« از خشم بپرهیز،که نشانه ی سبکی سر است و شیطان آن را رهبر است.»بنابراین انسان خشمگین، با شخصیت ناآرام، قدرت اختیاربر خود را ندارد و به خاطرشرایط عاطفی غیر سالم، نا سنجیده و از روی خشم و نفرت و آزردگی دست به کارهایی می زند که نشان از نابسامانی روانی اوست.
ز)حرص و طمع
حرص و طمع یک عامل روانی است که می تواند انسان را به سمت اشکال مختلف ناهنجاری ها سوق می دهد.

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.