قانون اساسی جدید

دانلود پایان نامه

نویسنده‌ حدودالعالم درمورد شهر‌های آران از قبان، بردع، بیلقان، باژگاه، گنجه، شمکور، خنان، وردوقیه، قلعه‌ی تفلیس، شکی، مبارکی، سوق‌الجبل، سنباطمان، قبله، بردیج، شروان، خرسان، لیزان، کردان، شاوران، دربند، و باکو نام برده و این شهرها را جزء آران برشمرده است که قدیم‌ترین منبع جغرافیایی موجود در ایران می‌باشد (حدود العالم من‌المشرق الی‌المغرب، صص 164-161) و مقدسی اران را جزیره‌ای در میان دریا‌چه و ارس می‌داند ابواسحق ابراهیم اصطخری از جهانگردان و جغرافی نگاران بنام دوران اسلامی در خصوص شهر دربند که شمال جمهوری آذربایجان قرار دارد ، می نویسد: « باب الابواب شهری است بر کناره دریای طبرستان …. وبه جنب آن کوهی عظیم هست به ذئب معروف و هر سال هیزم بسیار در آن جمع می شود وچون خواهند اهل آذربیجان و ارمینیه و آران را از دشمن اعلام کنند به شاهق آن کوه آتشی عظیم وسهمگین می افروزند تا ایشان را مفهوم می شود وجامه های کتان بغایت لطافت از آنجا مرتفع می شود و به آذربیجان و ارمینیه و آران جامه کتان نمی باشد»
کتاب تاریخ الباب آقای فقیه (نیمه دوم قرن 5) که درباره ی حکومتهای باب الابواب ، شروان و شدّادیانِ و آران نگارش یافته است، سه متن کوتاه در جدایی آران از آذربایجان می آورد. در کتاب احسن التواریخ نوشته حسن بیگ روملو در خصوص رویدادهای سال 822 ه.ق و لشکرکشی شاهرخ میرزا برای جنگ با قرا یوسف آمده است :« …{ قرا یوسف} از اطراف دیار آذربایجان و آران و بغداد لشکر فراوان و جنود بی کران جمع ساخت و هرچه در ازمنه سابقه و قرون ماضیه در خزانه جمع آورده بود بر ایشان نثار کرد . از ولایت تبریز لشکر پیاده که هرگز متعارف نبود طلب نمود.” که این متن نیز بر تفکیک آران از آذربایجان در این عصر حکایت دارد» و نیز می نویسد « شاه طهماسب بن شاه اسماعیل در این سال متوجه عالم بقا گردید . چنان که مذکور گشت مملکتش آذربایجان و شیروان مع شکی ، ارّان ، عراق عجم ، فارس، کرمان ، خراسان . از گیلان بیه پس » (همان ، ج.3 ، ص1529) تاریخ عالم آرای عباسی در چند متن مختلف در خصوص جدایی آذربایجان از آران و شروان در دوره صفویه در اخباری مفصل،تصریح کرده است
اگر بخواهیم نام تاریخی این منطقه را از زبان اصحاب علم غرب معرفی کنیم ، اظهارات بارتولد در سال 1924 و درست پس از گذشت چند سال از نام گذاری جعلی این منطقه ، جالب توجه خواهد بود. در این اظهارات نیات سیاسی پشت این اسم جعلی افشا می گردد. موضوعی که در طول یک سده گذشته در دستور کار سازمانهای سیاسی و امنیتی شوروی و سپس استکبار جهانی امروز و ناآگاهان از تاریخ گذشته و حال قرار گرفته است. وی می گوید « هیچگاه شیروان به آن مفهومی که تمام خطه ی جمهوری آذربایجان کنونی را دربرگیرد، نبوده است ، شیروان قسمت کوچکی از آن را تشکیل می داد که مرکز آن شهر شاماخی بود اما شهرهایی چون گنجه هیچگاه جزو شیروان نبوده اند . هرگاه لازم بود برای همه مناطقی که خاک کنونی جمهوری آذربایجان را شامل می شود، نامی برگزینیم ، بهتر می بود نام ارّان بر آن نهاده شود . نام آذربایجان از آن جهت برگزیده شد که پس از تأسیس جمهوری آذربایجان گمان می رفت که آذربایجان ایران و جمهوری آذربایجان یک واحد جغرافیایی را تشکیل دهند.»
با پیروزی بلشویکها در سال 1917م در روسیه، سرزمینهای اشغالی قفقاز پس داده نشد و با تشکیل اتحاد جماهیر شوروی منطقه قفقاز جزیی از بلوک شرق شده و به منطقه مرکزی اوراسیا ملحق شد و با وقوع انقلاب اکتبر 1917م در روسیه و تضعیف توان دولت مرکزی درکنترل مناطق پیرامونی، ساکنین بخشهای جنوبی قفقاز از فرصت استفاده کرده و جمهوریهای آذربایجان، ارمنستان و گرجستان ، دراین قلمرو جمهوری دمکراتیک آذربایجان تاسیس شد که از سال 1297 تا 1300 شمسی(1918 – 1921 میلادی) پا بر جا بودند. پس از اشغال قفقاز توسط سپاه 11 ارتش سرخ در سال 1299 شمسی (1920 میلادی) به زودی حکومتهای مستقل قفقاز جنوبی منحل و در آنها حکومت شوروی برقرار شد. در سال 1301 تا 1315 شمسی (1922- 1936 میلادی) فدراسیون جمهوری های شوروی ماورای قفقاز برقرار شد. در سال 1315 شمسی (1936 میلادی) در کنگره فوق العاده شوراها ، طبق مفاد قانون اساسی جدید شوروی ، فدراسیون ماورای قفقاز ملغی و جمهوری های آذربایجان، ارمنستان وگرجستان به عنوان جمهوری مستقل و قانونی وارد شوروی شدند.
در18 نوامبر سال 1991 پس از 71 سال حکومت کمونیستها ، مجدداً در این منطقه حکومت جمهوری مستقلی با نام جمهوری آذربایجان به وجود آمد که جدا از اهداف سیاسی گذشته نبود .
هم اکنون جمهوری آذربایجان تعلق جغرافیایی و نام تاریخی خود را عوض کرده است و در حالیکه هیچگونه سند تاریخی مبنی بر نامیدن این منطقه با اسم جمهوری آذربایجان وجود ندارد ، اما با اغراض سیاسی مورد اشاره ، کمتر هفته ای است که تنش سیاسی یا اجتماعی یا امنیتی به واسطه این نیات بر علیه جمهوری اسلامی ایران ایراد نگردد.
2. تاریخچه سیاسی
در دوران حکومت هخامنشی، بخش زیادی از منطقه قفقاز از جمله گرجستان، آران و ارمنستان جزو ایالات و فرمان گزاران ایران بوده اند. در زمان داریوش با تقسیم کشور به چند ایالات یا استان یا والی نشین (ساتراپ) تقسیم می شده و به ایران خراج می دادند وحتی والیان نیز از طرف ایران انتصاب می شدند ودولتهای ایران بر تمامی یا اکثر مناطق قفقاز حکمرانی نمودند. در این دوران فرهنگ، زبان و تاثیر اقتصاد ایرانی بسیار قوی بود. با سقوط امپراطوری ساسانی و فتح ایران توسط اعراب، این منطقه نیز به تصرف مسلمانان درآمد و با وجود برخی مقاومت‌های پراکنده، در همان سالهای ابتدایی مردم اغلب نقاط مسلمان شدند و به تدریج اسلام در آن رشد و گسترش یافت. این منطقه در اوایل اسلام، توسط مأموران خلفا اداره می‌شد. در عهد اموی زیر نظر مستقیم حکام اموی شام بود ولی از زمان عباسیان با ایجاد حکومت‌های کوچک در منطقه بصورت خراجگذار و نیمه مستقل درآمد. از جمله این حکومت‌ها می‌توان از سالاریان، شدادیان، شروانشاهان نام برد. مسلمانان در دهه دوم هجری پس از فتوحات اولیه در ایران به سمت منطقه قفقاز نیز لشگر کشیدند و طی سالهای 30-20 هجری و از مسیر آذربایجان سرزمینهای حاشیه دریای خزرتا دهانه رود ولگا به تصرف قوای اسلام درآمد.
بررسی منطقه قفقاز طی 21 قرن قبل از ظهور سلسه صفویه نشان می دهد که ایرانیان به طور مستقیم یا از طریق سلسله های ایرانی تبار بر کل یا بخش اعظم منطقه حاکمیت داشته اند طی این مدت سلسله های هخامنشیان، اشکانیان، ساسانیان بطور روشن و مستقیم برمنطقه حاکم بوده اند و در دوران ورود اسلام تا استیلای مغولان نیز ایرانیان از طریق حضور در سیستم حکومتی یا سلسله های ایرانی تبار، منطقه را تحت کنترل خود داشته اند. بعد از ظهور صفویه و اختلافات امپراتوری عثمانی صفوی، منطقه قفقاز به عنوان سر حد چند با بین صفوی و عثمانی دست به دست شد و سرانجام در سال 1555 میلادی (963 قمری) با منعقدشدن معاهده صلح آرسیه بخش شمالی گرجستان به دولت عثمانی و ارمنستان، اردهان، کاریتل کاخت به ایران واگذار شد و از این زمان حکام آران، گرجستان و ارمنستان توسط پادشاهان صفویه منصوب شده و فرامین در مورد پرداخت خراج حکومتی به ایشان صادر می گردید. با قدرت‌یابی نادرشاه دست ایشان از منطقه کوتاه شد. بعد از مرگ نادر نظارت دولت مرکزی در این سرزمین‌ها کمتر شد و کم کم خان‌نشین‌های محلی که تحت تابعیت ایران بودند، به وجود آمدند. در قرن 18 م چندین خان‌نشین، ملک‌نشین و سلطان‌نشین کوچک در مناطقی مانند قراباغ، طالش، شکی، شروان، گنجه و سایر مناطق حکومت می‌کردند. همین امر مقدمات حضور روس‌ها در قفقاز را فراهم نمود که به جنگ‌های خونینی منجرو در نتیجه آن، سرزمین‌های ایرانی آن سوی ارس به اشغال روسیه درآمد. و پس از نیمه دوم قرن 17 حرکت روسها به سمت قفقاز شروع و طی قرن 18 ادامه و نهایتا در سال 1813 تا 1828 طی جنگهای دوگانه و عهدنامه های گلستان و ترکمنچای منطقه قفقاز بطورکامل از ایران جدا و به تصرف روسیه درآمد.
نتیجه اینکه جمهوری آذربایجان و مناطق همجوار آن طی قرون متمادی قبل و بعد از اسلام تحت حاکمیت حکومتهای ایرانی و همیشه جزئی از گستره فرهنگی وسرزمین ایران بوده‌اند.
3. تاریخچه ورود اسلام و تشیع
قبل از ورود اسلام به نواحی شمالی رود ارس در قرن هفتم، این منطقه محل برخورد و صحنه‌ی رقابت ادیان مختلف بدلیل نامتجانس بودن بافت نژادی بود و مذاهب الهی و غیرالهی مختلف منطقه از جمله آتش‌پرستی، زردشتی‌گری، بت‌پرستی، مزدکیسم، شاما‌نیزم، یهودیت و مسیحیت فعالیت می کردند وکلیسای نسطوری که نماینده اندیشه‌ی دییوفیزیتی بود طرفداران زیادی در منطقه داشت و مقاومت زیادی در مقابل گسترش اسلام از خود نشان داد
3-1. ورود اسلام
دین اسلام در قرن هفتم میلادی توسط اعراب به سرزمین‌های ایرانی آن سوی ارس نفوذ کرد و به تدریج جایگزین دین مسیحیت شد.پیشروی مسلمین در قفقاز از آذربایجان ایران شروع شد. در سال 22 هجری (642 م) مردم دربند با اسلام آشنا شدند و دین اسلام اندکی بعد از آشنایی مردم آذربایجان با آن به صورت دین اصلی آن‌ها درآمد و به عنوان دین مسلط تا به امروز تداوم یافته و از زمان ظهور صفویان است که اندک اندک تشیع در این منطقه رشد و گسترش یافته است .
3-2. رواج تشیع
ظهور دولت صفوی رسمیت تشیع و احیای هویت و وحدت مناطق مختلف ایران را در پی داشت. رواج و تداوم تشیع در جمهوری آذربایجان را می‌توان در سه دوره متفاوت مورد بررسی قرار داد. دوره‌ی اول از زمان ظهور صفویه و رسمیت تشیع تا زمان اشغال این مناطق توسط روسیه تزار، دوره‌ی دوم از زمان اشغال تا فروپاشی اتحاد شوروی و دوره‌ی سوم از زمان استقلال تا عصر حاضر، که هر کدام از این مقاطع زمانی را نیز می‌توان به دوره‌های چندی تقسیم نمود.
در اواخر محرم سال 905 هـ. شروع فعالیت شاه اسماعیل صفوی از سرزمین‌هایی بود که امروزه جمهوری آذربایجان نامیده می‌شود و تحت اداره شروان شاهان که دست نشانده‌ی ملوک آق‌قویونلو بودند، اداره می‌شد. که بعد از فتح باکویه و تصرف قلعه گلستان و تصرف شاماخی نبرد نهایی را در بهار 907هجری در شرور انجام داد که به پیروزی قوای قزلباش انجامید
بعد از تصرف تبریز و رسمیت تشیع حملات خود را در تقویت تشیع در مناطق ایرانی آن سوی ارس انجام و اندک اندک تشیع به مذهب اکثریت مردم تبدیل شد
3-3. اسلام و تشیع در دوره‌ تزارها
بعد از شکست ایران در نبرد با امپراطوری روسیه و امضای معاهدات ننگین گلستان و ترکمن‌چای مناطق شمالی ارس به اشغال امپراطوری روسیه درآمد. در ابتدای تسلط روس‌ها آن‌ها مداخله‌ای در امور داخلی خان‌نشین‌های محلی نمی‌کردند ولی بعد از مدتی که، خود را از نظر سیاسی قدرتمند یافتند به اعمال سیاست‌های جدید در حوزه‌های اجتماعی، فرهنگی، ملیت و دین در این مناطق در راستای اهداف خود پرداختند . روابط روسیه تزاری با اسلام و مسلمانان تا اندازه‌ی زیادی به وسیله‌ی نقطه نظرات کلیسای پرو-اسلاو تعیین می‌گردید.میسیونر‌های مسیحی پرو- اسلاو عموما در مناطقی که اسلام ضعیف بود و مسلمانان با مسیحیان درآمیخته بودند فعالیت گسترده‌ای داشتند. روسیه تزاری جهت ایجاد اختلاف بین مسلمین به تحریک و تفرقه بین ایشان اقدام می شد و جهت استحاله فرهنگی مردم در فرهنگ روسی به تاسیس مدارس روسی و اعطای زمین، رتبه نظامی، نشان و حقوق بازنشستگی به علما جهت جلب آنان می نمود
در این دوره تزارها با هدف نظارت و کنترل مسائل دینی و نیز قطع رابطه مسلمانان با حوزه‌های دینی در ایران و عراق و نیز مراجع تقلید به تأسیس اداره روحانیون و تربیت طلاب و روحانیون وابسته به خود پرداختند. تزارها بیشتر بر جنبه تعلق فیزیکی و رسمی این مناطق حساس بودند. با وجود برخی اقدامات جهت تغییر هویت فرهنگی این منطقه، مانعی بر سر مراودات مختلف با مردم ایران و سایر مناطق اسلامی نبود و تغییرات چندان محسوسی در وضعیت فرهنگ دینی مردم ایجاد نشده بود. در این دوره طلاب آن سوی ارس جهت کسب علوم اسلامی به حوزه‌های علمیه ایران و عراق سفر می‌کردند و کاروان‌هایی از مسلمانان جهت عبادت راهی شهر‌های مذهبی ایران و عراق و حجاز می‌شدند. در زمان تزار‌ها قریب 60 هزار نفر از مسلمانان از طریق ایران یا را‌ههای دیگر به مکه مسافرت کرده‌اند

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.