الیمین علی من انکر” است۱۶۰، همچنان که منشأ حجیت و اعتبار بینه به مفهوم مصطلح آن نیز همین حدیث است. این حدیث ـ که در جوامع روایی شیعه و اهل سنت نقل شده ـ مورد قبول همه فقهاست و در رتبه احادیث متواتر قرار گرفته است.۱۶۱ بنابر نظر مشهور، مراد از بینه در این حدیث دو شاهد مرد است، چنان که در حدیث دیگری بدان تصریح شده است.۱۶۲
به استناد این احادیث و احادیث دیگر می‌توان گفت که مراد از بینه در احادیث و سخنان صحابه و تابعین نیز همان اصطلاح فقهی است. در مقابل، جمعی معتقدند که بینه در این موارد همان معنای لغوی را دارد و انطباق آن بر موارد خاص، هر چند بسیار باشد، نشانه اعتراض از مفهوم لغوی نیست و مواردی مانند شهادت دو مرد یا شهادت یک مرد و دو زن، تنها از مصادیق آن مفهوم‌اند نه سازنده اصطلاحی جدید.۱۶۳ بر این اساس، اینان قائل به وجود اصطلاح فقهی خاص برای بینه نیز نیستند.

۲-۱-۲- شرایط شاهد و شهادت
در این مبحث ابتدا به بررسی شرایط شاهد و پس از آن شرایط شهادت پرداخته می‌شود.
۲-۱-۲-۱- شرایط شاهد
شاهد باید دارای شرایط زیر باشد تا شهادتش مورد قبول واقع شود:
الف ـ بلوغ
بدون تردید شهادت فرد نابالغ و ناتوان از تشخیص خوب و بد صحیح و پذیرفته نیست همچنین شهادت نابالغ ممیز در غیرقتل و جراحت؛ هر چند قبول شهادت نابالغ ده ساله ممیز حتی در غیرقتل و جراحت، از بعضی نقل شده؛ اما قائلی برای آن شناخته نشده است.۱۶۴
ب ـ عقل
از شرایط دیگر شاهد این است که به هنگام ادای شهادت عاقل باشد، بنابراین گواهی مجنون در حال جنون مورد قبول نیست.
شهادت دیوانه، حتی دیوانه ادواری در زمان دیوانگی صحیح نیست؛ لیکن در زمان سلامت بعد از بررسی حال وی توسط قاضی و روشن شدن وضعیت هوشیاری و حضور ذهن او، صحیح است. همچنین است شهادت کسی که فراموشی زیاد بر او چیزه می‌شود، پس از آن که حاکم شرع، حال او را نسبت به آن چه شهادت می‌دهد با دقت بررسی کرده و مطمئن شود که در آن چه وی شهادت داده، غفلتی عارض نشده است؛ ‌هر چند منشأ آن آشکار و علنی بودن مورد شهادت باشد؛ به گونه‌ای که امکان اشتباه و سهو در آن راه نداشته باشد.۱۶۵
ج ـ اسلام و ایمان
مؤمن یعنی اینکه شیعه دوازده امامی باشد، بنابراین با مسلمان مترادف است و لزومی ندارد اسلام و ایمان را جدا بیاوریم. در قوانین قبل از انقلاب اسلامی چنین شرطی برای شاهد منظور نشده بود چون گفته شد شهادت اثر قطعی ندارد و تشخیص میزان ارزش و تأثیر گواهی به نظر دادگاه است، در حالی که در حقوق امامیه ایمان شرط شاهد است و با جمیع سایر شروط، شاهد معتبر باید پذیرفته شود. از این رو در مورد شهادت مسلمان غیرمؤمن اختلاف شده است، بر این اساس که شهادت مسلمان غیرامامیه حداقل درباره خودشان و کفار مورد قبول می باشد.۱۶۶
د ـ طهارت مولد
شرط دیگری که در کتب فقه امامیه بر آن تأکید شده است، حلال‌زادگی شاهد است. باب بیست و یکم کتاب وسائل‌الشیعه، باب عدم قبول شهادت ولدالزنا نام‌گذاری شده و در آن ده روایت آمده است. بنا به قول مشهور، شهادت زنا زاده مطلقاً پذیرفته نیست.۱۶۷ برخی قدما گفته‌اند: در صورتی که موضوع دعوا ناچیز و کم ارزش باشد، شهادت او پذیرفته می‌شود.
ه‍ ـ عدالت
از جمله شرایط شهود، عدالت است. عادل از دیدگاه فقه اسلامی کسی است که عامل به واجبات باشد، مرتکب کبائر نگردد و اصرار بر صغائر هم ننماید.
شرط وجود عدالت در شاهد از شروطی است که فقها، اسلامی به پیروی از نصوص کتاب و سنت بر آن انفاق دارند.۱۶۸
و ـ انتفای تهمت
شاهد نباید خود از دعوا نفعی ببرد اما تشخیص اینکه در چه مواردی شخص می‌تواند ذینفع تلقی شود به عهده قاضی گذاشته نشده است. مثلاً بین شاهد و فرد نباید خویشاوندی نزدیک وجود داشته باشد یا عدم وجود دعوی بین شاهد یا یکی از طرفین و… یا کسی که شغل خود را گدایی قرار داده نمی‌تواند به عنوان شاهد معرفی شود و در صورت معرفی، شهادتش پذیرفته نیست. علت روشن است، فرد گدا یا متکدی همواره انتظار کمک و مساعدت دارد و دستش به سوی دیگران دراز و متقاضی دریافت وجه است و اطمینانی به گفته‌اش نیست و چه بسا با دریافت وجه به دروغ شهادت بدهد و تحت تأثیر قرار بگیرد.۱۶۹
۲-۱-۲-۲- شرایط شهادت
تنها کافی نیست که شاهد شرایط لازم را داشته باشد، برای شهادت هم شرایط و ضوابطی لازم است تا شهادت قابل استفاده، مؤثر باشد.
الف ـ ‌قطعی و یقینی بودن
شهادت شاهد، باید از روی قطع و یقین باشد، اظهار با تردید و شک بی‌اعتبار است. شاهد باید از طریق حواس خود بر مورد شهادت اطلاع یافته باشد. گاهی اوقات بر شنیدن خبری شهادت می‌دهد که شاهد سمعی است.۱۷۰
به نظر بسیاری از فقها، علمی که بر پایه آن شهادت داده می‌شود، باید از راه حواس ظاهر حاصل گردد. بنابراین، در شهادت بر افعال، از قبیل غصب، سرقت، قتل، ولادت و زنا، مشاهده آنها توسط شاهد، و در شهادت بر گفتار همچون عقود، ایقاعات و قذف، شنیدن اقوال توسط شاهد، شرط پذیرش شهادت او است.
ب ـ تطبیق شهادت با دعوی
یکی دیگر از شرایط قبول شهادت مطابقت داشتن شهادت با ادعای مدعی است. بنابراین، اگر کلیات یا جزئیات شهادت با دعوای مدعی مطابقت نداشته باشد، پذیرفته نخواهد شد، مانند اینکه مدعی ادعا کند: از طرف مقابل بابت کالایی که به او فروخته صدهزار تومان طلبکار است؛ اما شهود به صدهزار تومان طلبکاری وی بابت اجاره خانه گواهی دهند.
ج ـ توافق شهادت شهود در معنی
شرط دیگر شهادت آن است که مفاد شهادت هر دو شاهد یکی باشد؛ هر چند با الفاظ متفاوت، مانند اینکه یکی شهادت دهد فلانی مال را از دیگری غصب کرده و دومی شهادت دهد آن را به ستم از دیگری گرفته است. چون مفاد هر دو شهادت یکی است، شهادت پذیرفته و غصب ثابت می‌شود.
در قبول شهادت شرط است که شاهدان یکدیگر را تکذیب نکنند و توافق مفاد دو شهادت با هم ممکن باشد. بنابراین چنانچه یکی به قتل زید در پنجشنبه یا در خیابان و دیگری به قتل او در جمعه یا در خانه شهادت دهد، پذیرفته نخواهد شد. البته تکاذب محقق نمی‌شود، اما ثبوت مدعای مدعی متوقف بر شهادت شاهدی دیگر یا قسم در موارد ثبوت دعوا با یک شاهد و قسم است، مانند اینکه یکی به سرقت مالی معین در روز پنجشنبه و دیگری در روز جمعه شهادت دهد، با امکان سرقت آن در دوبار “یعنی بازگرداندن بعد از سرقت اول و سرقت دوباره آن در روز جمعه”.
د ـ نصاب در شهادت
شهادت ممکن است در مورد حقوق مالی، حقوق غیرمالی، بدنی، حدود و قصاص باشد. شهادت، براساس موضوع، دارای نصاب و تعداد مخصوص برای اثبات است. برای نمونه چهار شاهد مرد برای ثبوت حد زنا، لواط، تفخیذ و مساحقه (ماده ۱۹۹ قانون مجازات اسلامی) لازم است.
دو شاهد برای اصل طلاق و اقسام آن (بند الف ماده ۲۳۰ قانون آئین دادرسی مدنی)، رجوع در طلاق (بند الف ماده ۲۳۰ قانون آئین دادرسی مدنی)، عفو از قصاص (بند الف ماده ۲۳۰ قانون آئین دادرسی مدنی)، وکالت (بند الف ماده ۲۳۰ قانون آئین دادرسی مدنی)، وصیت (بند الف ماده ۲۳۰ قانون آئین دادرسی مدنی)، شراب‌خواری (ماده ۱۷۰ قانون مجازات اسلامی) و حد سرقت (بند ۱ ماده ۱۹۹ قانون مجازات اسلامی) لازم است.
شهادت دو مرد یا یک مرد و دو زن برای دعاوی مالی (بند ب ماده ۲۳۰ قانون آئین دادرسی مدنی)، آن چه مقصود از آن مال است (بند ب ماده ۲۳۰ قانون آئین دادرسی مدنی)، دین (بند ب ماده ۲۳۰ قانون آئین دادرسی مدنی)، جنایت خطایی و شبه عمد موجب دیه (بند ب ماده ۲۳۰ قانون آئین دادرسی مدنی) و… لازم است.۱۷۱
نصاب شاهد در هر دعوا در قانون مشخص شده که برای جلوگیری از اطاله کلام، از بیان بقیه موارد اجتناب می‌شود.
ذکر این نکته نیز شایسته است که شرط پذیرش دو شهادت آن است که موضوع هر یک فعل باشد. بنابراین اگر موضوع یکی فعلی و دیگری، فعلی دیگر باشد ـ مانند اینکه یکی به بیع و دیگری به اقرار به بیع شهادت دهد ـ‌چیزی ثابت نمی‌گردد.۱۷۲

۲-۱-۳- ادله مشروعیت شهادت
آیات و روایات متعددی بر مشروعیت شهادت دلالت دارند که چند نمونه در اینجا بیان می‌شوند:
“وَلاَ تَکْتُمُوا الشَّهَادَهَ وَمَن یکْتُمْهَا فَإِنَّهُ آثِمٌ قَلْبُهُ۱۷۳؛ و شهادت را کتمان نکنید و هر کس آن را کتمان کند، قلبش گناهکار است”.
“وَأَقِیمُوا الشَّهَادَهَ لِلَّهِ ۱۷۴؛ و شهادت را برای خدا برپا دارید”.
در روایتی از جابر از امام باقر ـ عَلَیهِ‌السَّلام ـ چنین آمده است:
“قال رسول الله ـ صَلَّی‌اللهُ‌عَلَیْهِ‌وَآلِهِ‌وَسَلَّم ـ : من کتم شهاده أو شهد بها لیهدر بها دم امری مسلم أو لیزوی بها مال امری مسلم أتی یوم القیامه و لوجهه ظلمه مد البصر و فی وجهه کدوح تعرفه الخلائق باسمه و نسبه …۱۷۵؛ پیامبر ـ صَلَّی‌اللهُ‌عَلَیْهِ‌وَآلِهِ‌وَسَلَّم ـ فرمود: کسی که شهادت را کتمان کند، یا طوری شهادت دهد تا به وسیله آن، خون مسلمانی ریخته شود یا مال مسلمانی را به دست آورد، در قیامت با روسیاهی محشور خواهد شد و بر صورتش زخمی نمایان خواهد بود که خلایق او را با اسم و نسب خواهند شناخت”.
همچنین امام رضا می‌فرماید:
“و إن سئلت عن الشهاده فأدها، فإن الله تعالی یقول “إِنَّ اللّهَ یأْمُرُکُمْ أَن تُؤَدُّوا الْأَمَانَاتِ إِلَى‏ أَهْلِهَا۱۷۶” و قال “وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ کَتَمَ شَهَادَهً عِندَهُ مِنَ اللّهِ۱۷۷”۱۷۸؛ اگر کسی از تو درخواست شهادت دادن کرد، شهادت بده. همانا خداوند متعال فرموده است:”خداوند به شما امر نموده است که امانات را به اهلش برگردانید” و “چه کسی ظالم‌تر از کسی که کتمان شهادت کند”.
با توجه به آیات و روایات مذکور می‌توان چنین برداشت کرد که نه تنها شهادت مشروع و جایز است؛ اینک به بررسی تحمل شهادت و اداء آن به طور جداگانه پرداخته می‌شود:
۲-۱-۳-۱- تحمل شهادت
تحمل شهادت یعنی وقوف شاهد بر مشهودیه، که عبارت است از حصول علم برای شهادت‌ دهنده نسبت به مورد شهادت از طریق حس دیدن یا شنیدن و یا از طریق استفاضه.
ادای شهادت تنها در صورت تحقق تحمل شهادت، صحیح و مشروع است. تحمل شهادت در صورت درخواست مشهودله یا مشهود علیه با عدم بیم ضرر، بنا بر مشهور بر کسی که اهلیت شهادت دارد واجب است. در کفایی بودن وجوب و عدم تعیّن آن بر درخواست‌ شونده در صورت وجود دیگران و امکان تحمل آن برای آنان، یا عینی بودن آن ـ و وجوب تحمل بر درخواست ‌شونده حتی در صورت امکان آن برای دیگران ـ اختلاف است.۱۷۹
مواردی را که برای اداء شهادت لازم است می‌توان اینگونه بیان کرد: دادگاه باید شهادت هر شاهد را بدون حضور شاهدان دیگر بشنود تا شاهد فقط متکی به حافظه خود باشد و اظهارات شاهدان دیگر در بیان او مؤثر نباشد. قبل از اداء شهادت مشخصات شاهد سوال می‌شود. این به این دلیل است که اگر موجبات ممنوعیت او از شهادت موجود است شهادت وی اخذ نشود. دادرس دادگاه قبل از اداء گواهی مجازاتی که برای شهادت دروغ است به وی تذکر می‌دهد و شاهد سوگند یاد می‌کند که تمام حقیقت را بگوید و غیر از حقیقت چی
زی نگوید. هیچ یک از اصحاب دعوا نباید اظهارات گواه را قطع کنند. بعد از اتمام شهادت، دادرس می‌تواند هر سؤالی را که برای کشف حقیقت و مبانی گواهی لازم بداند از گواه‌ها بنماید و همینطور اصحاب دعوا می‌توانند توسط دادگاه سؤالاتی از گواه کنند. گواه باید صریحاً مورد شهادت را بیان کند، شک و تردید در اظهارات خود نداشته باشد و بیاناتش در تمام مراحل تحقیق بدون اختلاف یکنواخت باشد. اصحاب دعوی می‌تواند از شاهد سؤال کند ولی هیچ یک حق ندارند صحبت‌های شاهد را قطع کنند. در آخر نیز بیانات گواه باید عیناً در صورت مجلس قید و به امضای او برسد.۱۸۰

۲-۱-۴- اقسام شهادت
شهادت به اعتبار مختلفی قابل تقسیم است:
۲-۱-۴-۱- اقسام شهادت به اعتبار جرائم
شهادت به اعتبار جرائم به سه گروه قابل تقسیم است:
الف ـ شهادت در جرائم حق الله
حق الله یا از حدود است مانند حد زنا، لواط و سرقت و یا از غیرحدود. نوع دوم یا مالی است یا غیرمالی.
-‌ حدود
زنا با شهادت چهار مرد و نیز به قول مشهور، سه مرد و دو زن ثابت می‌شود.۱۸۱ در اینکه با شهادت دو مرد و چهار زن ثابت می‌شود یا نه، اختلاف است. بسیاری قول اول را انتخاب کرده‌اند.۱۸۲ بلکه این قول به مشهور نسبت داده شده است.۱۸۳ در مقابل، برخی قول دوم را برگزیده‌اند.۱۸۴ البته بنابر قول اول، با شهادت دو مرد و چهار زن، تنها حد تازیانه ثابت می‌شود نه سنگسار. برخی از قدما شهادت زن را در زنا معتبر ندانسته و تنها شهادت چهار مرد را معتبر دانسته‌اند.۱۸۵ اما در ماده ۱۹۹ قانون مجازات اسلامی نصاب شهادت را به گونه‌ای دیگر مقرر داشته است.
لواط، تفخیذ و مساحقه نیز با شهادت چهار مرد عادل ثابت می‌شود و با شهادت سه مرد و دو زن یا دو مرد و چهار زن ثابت نمی‌گردد؛ هر چند از برخی از قدما الحاق لواط و مساحقه به زنا نقل شده است.۱۸۶
سایر حدود مانند حد سرقت، نوشیدن شراب، ارتداد و قذف تنها با شهادت دو مرد عادل ثابت می‌شوند و شهادت زن مطلقاً؛ به تنهایی یا همراه با مرد و نیز شهادت یک مرد به ضمیمه قسم کسی که به نفع او شهادت داده شده، کفایت نمی‌کند.۱۸۷
– غیرحدود
غیرحدود، اعم از حق الله مالی، همچون زکات، خمس، کفارات و نذور، و غیرمالی، مانند اسلام و ایمان، تنها با شهادت دو مرد عادل قابل اثبات است؛ بلکه برخی گفته‌اند: حقوق مختلط از حق الله و حق‌الناس مانند بلوغ، عده و عفو از قصاص نیز تنها با شهادت دو مرد عادل ثابت می‌گردد.۱۸۸
ب ـ شهادت در جرائم حق‌الناس
حق الناس سه نوع است: مالی، غیرمالی و آن چه اطلاع مردان از آن دشوار است.
-‌ حق‌الناس مالی
حق الناس مالی مانند دین، غصب،

Written by 

دیدگاهتان را بنویسید