قانون مجازات اسلامی

دانلود پایان نامه

خلاصه جریان پرونده: آقای «الف» فرزند محمود متهم است به ارتکاب قتل عمدی «ب» در اثر ایراد جرح عمیق با چاقو بدین شرح که متهم و مقتول در پارک … در تاریخ 5/3/70 بوده اند که متهم به مقتول پیغام می دهد که «چرا به یکی از فامیلهای من (دختر عمه اش) متلک می گویی» و بعد از مدتی در حالی که طرفین تنها به یکدیگر برخورد می کنند متهم به مقتول گفته «چرا به ناموس مردم متلک می گویی» که مقتول با سر به متهم حمله کرده و با سر به صورت او می زند و سپس نانچیکو از داخل پیراهنش بیرون آورده و چند ضربه به متهم می زند (که گواهی پزشکی در برگ 13 وجود دارد) در این هنگام متهم نیز چاقو درآورده و یک ضربه به سینه مقتول می زند که موجب بریدگی قلب و سبب فوت او می شود.
در برگ 15 نسبت به سوء سابقه مقتول تحقیقاتی شده و مطالبی وجود دارد و متهم نیز سوء سابقه ]دارد[ و به سبب اتهام لواط زندانی شده است (برگ 19).
بر اساس شکایت اولیای دم و گواهی پزشکی و اقاریر صحیح متهم دادسرای عمومی … به موجب کیفر خواست شماره 849 – 20/4/70 تقاضای تعیین کیفر نموده و دادگاه کیفری یک … شعبه 13 تشکیل جلسه داده و با استماع شکایت اولیای دم و اظهارات متهم به لحاظ اینکه متهم می توانسته فرار کند، موضوع دفاع را محرز ندانسته و بزه انتسابی را محرز دانسته و رأی به قصاص نفس متهم داده است که رأی دادگاه از جانب محکوم علیه مورد اعتراض واقع شده و با بقاء دادگاه بر رأی خود پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و به شعبه 26 ارسال گردیده است.
هیئت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید و پس از قرائت گزارش آقای … عضو ممیز و اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای دادیار دیوان عالی کشور اجمالاً مبنی بر … دادنامه مشاوره … فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رأی می دهد.
»بسمه تعالی. با توجه به محتویات پرونده و با عنایت به آنچه در صفحه 16 که مواجهه حضوری بین متهم پرونده با «ج» (رفیق مقتول و ناظر صحنه نزاع) واقع شده، گواه چنین گفته: «ما به طرف آنها رفتیم که مشاهده کردم «ب» با نانچیکو به طرف «الف» حمله ور شده و دارد به وی ]با نانچیکو[ ضربه می زند … سپس «الف» چاقو درآورد و یک ضربه به «ب» زد و متواری شد و من «ب» را به بیمارستان منتقل کردم» و ملاحظه دیگر موارد معلوم می شود مهاجم با نانچیکو شخص مقتول بوده و برگ گواهی پزشکی از جراحات متهم نوشته شده و از این گواهی کاملاً معلوم
میشود که پس از دیدن ضرباتی متهم چاقو درآورده در نتیجه مورد دفاع بوده، ولی متهم در مقام دفاع باید جراحاتی شبیه آنچه از سوی مقتول واقع شده انجام می داد و با تعدی از آن باید دیه بپردازد. در نتیجه رأی دادگاه مبنی بر قصاص نقض می گردد و با تقاضای تجدیدنظر از سوی محکوم علیه موافقت می شود. پرونده جهت رسیدگی مجدد وفق بند الف ماده 10 قانون تجدیدنظر به شعبه 26 کیفری یک … ارسال شود.»
5- رأی هیأت عمومی دیوانعالی کشور بشماره 6-13/3/1376
خلاصه جریان پرونده: پیرو گزارش مورخ 6/9/1374 موضوع اتهام آقای میر سعادت … به ارتکاب قتل عمدی مرحوم محمد … اجمالاً به این شرح که نیروی انتظامی شهرستان قم به تاریخ 19/7/1373 به دادگاه عمومی قم گزارش کرده در ساعت 16 روز جاری در نزاعی که بین دو نفر به اسامی محمد … معروف به مشتی (مشهدی) و میرسعادت … بوجود آمد با مجروح شدن محمد توسط میرسعادت به بیمارستان نکوئی منتقل در بخش اورژانس فوت نموده است اضافه کرده در لباس مقتول یک قبضه چاقو دسته مشکی پیدا شده که در پاسگاه موجود است (در گزارش و صورت جلسه مامورین انتظامی و مسئول بخش بیمارستان اوراق 2 و 3 پرونده به پیدا شدن چاقو اشاره ای نشده است.) بلافاصله از متهم بازجویی شده اظهار داشته سه ماه قبل درگیری مختصری با محمد داشت از آن پس او قصد درگیری شدید با من داشت که خود را دور می کردم تا این که امروز ساعت4 بعدازظهر وقتی مقابل منزلم ایستاده بودم همسرم و دو فرزندم نزدیک من بودند با گفتن ناسزا گذر نمود. قصد تعقیب او را داشتم مادرم مانع شد بعد از چند لحظه مجدداً برگشت من در حال داخل شدن به منز بودم که مرا با چاقو تعقیب و قصد وارد شدن به داخل منزل داشت او حالت مستی با چاقو مرا از ناحیه سینه مجروح کرد من هم برای جلوگیری از ضرب و جرح بیشتر چوب برداشتم متوجه نشدم چگونه و به کجای بدن او اصابت کرد در حین درگیری به زمین افتاد که او را به برداشتم متوجه نشدم چگونه و به کجای بدن او اصابت کرد در حین درگیری به زمین افتاد که او را به بیمارستان رساندم فوت نمود با اشاره به سابقه شرارت او و این که سابقه خود زنی داشته مدعی است در حالی که با او درگیر بوده خود را به دیوار زده در گواهی پزشکی معاینه میرسعادت بریدگی کمتر از یک سانتیمتر سمت راست قفسه سینه همراه با کبودی بخیه شده بر اثر اصابت جسم برنده اظهار نظر شده است. پدر مقتول از فردی که پسرش را کشته اعلام شکایت کرده همسر متهم در همان تارخ اظهار داشته در کوچه بودم محمد … عبور می کرد به من متلک گفت به او گفتم پدرسوخته به منزل آمدم درب را بستم پس از لحظه ای درب حیاط زده شد باز کردم دیدم محمد مشتی می باشد گفت آمد ام ترا بکشم چاقو نیز در داخل دستمال در دستش بود داد و فریاد کردم همسرم میرسعادت آمد او نیز به وی اصرار که وی را از منزل بیرون نماید که همدیگر را هل دادند بیرون رفتند … من نزاع آنها را ندیدم (ص7) از پنچ نفر شهود بازجویی شده است. ( اوراق 9 الی 11) در گواهی معاینه جسد پارگی عمیق بطول پنج سانت از جلو به عقب روی آهیانه سمت چپ مشاهده شده که شکستگی مختصر استخوان که بر اثر اصابت جسم سخت لبه دار ایجاد شده علت مرگ شکستگی جمجمه و خونریزی مغزی متعاقب آن تعیین شده است.
در جلسه محاکمه 22/7/1373 ( برگ24) متهم اظهار داشته پسر خواهرم برای تعمیر موتور گازی مرا صدا کرد مشغول بودم خانمم کنار ایستاده بود محمد به او حرف زشت زد خانمم به او فحش داد رفتم داخل حیاط بعد از مدتی استراحت درب حیاط نواخته شد همسرم باز کرد محمد داخل شد درگیر شدیم همین که می خواستم از طاق خارج شوم به من حمله کرد و درگیر شدیم چاقو دستش بود و مرا از ناحیه سینه مجروح کرد افتادم زمین که بیشتر نزند که از حیاط خارج شد نمی دانم داخل حیاط که مادرم یقه اش را گرفته بود چه شد بعد مردم گفتند داخل کوچه افتاده است که او را به بیمارستان منتقل کردم در جواب سوال دادگاه به این که در بازجویی اقرار به وارد کردن جرح با چوب شده جواب داده چون ترسیده بودم و حال عادی نبودم این مطالب را گفتم حواسم جمع نبوده راجع به شهادت شهود جواب داده تقاضا دارم مجدداً از آنها تحقیق شود چنانچه سه نفر شهادت بدهند من با چوب ایشان را زده ام قبول می کنم که بر طبق دستور حاکم دادگاه مرجع انتظامی از شهود استماع شهادت کرده خانم الف … و آقای م … 13ساله و آقای غ … شهادت داده اند (برگ26).
در جلسه 25/7/1373 دادگاه، والدین مقتول و همسر او علیه میر سعادت شکایت و قصاص او را تقاضا کرده اند متهم با تفهیم اتهام به ارتکاب قتل عمدی و دلایل جرم از جمله اقرار اولیه در پاسگاه جواب داده با چوب نزده ام در دستم چوب نبوده او جلو در حیاط به من حمله کرد با چاقو به داخل حیاط هم آمد مرا مجروح کرد من دست خالی با او درگیر شدم که زمین افتادم مادرم آمد فریاد کرد او خودش را به این ور و آن ور می زد که از حیاط خارج شود پس از مدتی شنیدم که کنار جدول افتاده، از جهت چاقو کشی و ورود به عنف علیه مقتول اعلام شکایت کرده است.
در جلسه 19/9/1373، دادگاه با حضور طرفین و وکلای آنها تشکیل گردیده (ص71) و اولیاء دم شکایت و تقاضای قبلی را تکرار کرده اند، وکیل آنها با اشاره به تناقض گوئی متهم و این که به لحاظ خصومت شخصی و بستن راه بر مقتول و وارد کردن ضربه با جسم سخت موجب قتل شده بر طبق مواد 205 الی 207 قانون مجازات اسلامی تقاضای قصاص نموده است.
همسر متهم که همراه شوهرش و خواهرزاده او در کوچه موتورگازی او را درست می کرده ضمن شرح واقعه اظهار داشته محمد … (مقتول) داخل منزل آمد با شوهرم درگیر شد شوهرم را با چاقو زد که افتاد … مادر شوهرم محمد را که می خواست فرار کند گرفته بود سه روز بود محمد مرتب مزاحم من بود بعد نفهمیدم چطور از دست مادر شوهرم فرار کرد می گفتند محمد … بیرون از خانه زمین خورده که در همان حال او را به بیمارستان رسانده ام. مادر متهم بنام خیرالنساء اظهار داشته با شنیدن جیغ عروسم به حیاط آمدم دیدم پسرم محمد آمد توی حیاط و پسرم را چاقو زد فریاد کردم رفتم وسط ایستادم گفتم دعوا نکنید مرا هل داد و فرار کرد، ندیدم خودش را به کجا زد پسرم با این که مجروح شده بود او را به بیمارستان برد اضافه کرده چیزی دست پسرش ندیده متهم با شرح جریان واقعه که همسرش توضیح داده و گفته محمد ناسزا گفته و رد شده می گوید رفتم منزل، خوابیده بودم خانمم وارد اتاق شد گفت محمدمی خو.اهد با چاقو وارد اطاق شود خواستم بیرون بیایم مادرم جلویش را گرفته که داخل حیاط نشود که مادرم را هل داد وارد حیاط شد با هم درگیر شدیم مرا با چاقو زد افتادم فریاد کردم مادرم بین ما قرار گرفت و یقه اش را گرفت او هم خود را به این در و آن در زد می خواست از خانه خارج شد افتاد زمین مردم جمع شدند او را به بیمارستان برردم اضافه کرده آنچه در صفحه 4 پرونده گفته ام به کلانتری مراجعه کردم چون چاقو خوردگی تا به حال ندیده و مردن هیچ شخصی را هم ندیده بودم حال عادی نداشتم متوجه نبودم چی گفت شهادت آقای غ و بانون الف (برگ 9) را قبول دارم .
وکیل متهم لایحه ای در نه برگ تقدیم کرده که از جانب وکیل اولیا دم به این خلاصه ÷اسخگویی شده است: با اشاره و راجع به شهادت آقای غ که شاهد نزاع هم نبوده است با محمد اختلاف داشته و اظهارات بانو الف را روی خصومت و کینه دانست است و بیان داشته همسر متهم در صفحه 7 گفته درگیری خارج از منزل بوده و نزاع آنها را ندیده و در محضر دادگاه خلاف واقع می گوید که درگیری داخل منزل بوده است. راجع به طرح دفاع مشروع از جانب وکیل متهم توضیح داده و بحث کرده است.
وکیل متهم داشته متوفی به منزل موکل و ناموس او هجوم برده با سبق تصمیم قصد قتل موکل را داشته بر فرض که موکل تناقض گویی کرده باشد حقیقت امر همانست که به عرض رسید .
متهم آخرین دفاع را به وکیلش واگذار کرده و وکیل متهم بلحاظ دفاع موکلش از جان و ناموس تقاضای صدور حکم بر برائت نموده است و در جواب سوال دادگاه اظهار داشته در صورت تشخیص غیرعمدی بودن قتل دیه درهم را تعیین می کند.
دادگاه استماع شهادت شهود را لازم دانسته طی صورت مجلس 4/2/1374 که با حضور طرفین و وکلای آنها صورت گرفته و در هفت برگ نوشته شده (برگ110) از شهود استماع شهادت کرده است (که عین اظهارات در صفحات بعدی منعکس شده است) پس ختم دادرسی را اعلام و به این خلاصه رأی داده است:
با توجه به اظهارات متهم و همسر او و استناد به موادی شهادت شهود، نحوه اظهارات متهم و وکیل او، گواهی پزشکی و سابقه متهم و سایر قرائن و امارات موجود، حمله و هجمه را از ناحیه مقتول تشخیص، عمل متهم را دفاع مشروع تلقی با استناد فتوای حضرت آیت الله العضمی گلپایگانی (قدس سره) در مجمع المسائل، ج3، ص239، س55حکم بر برائت متهم را صادر کرده است. (ص116).
با تجدید نظر خواهی وکیل اولیاء دم و رد و بدل پرونده با دادگاه تجدید نظر استان که نهایتاً با رای وحدت رویه شماره 600 مواجه شده پرونده در این شعبه بررسی و مورد رسیدگی قرار گرفته و شعبه مذکور:
با بیان دلایلی از جمله اینکه متهم در مرحله بازجویی اقراربه واردکردن ضربه نموده و در محاکمه نزد دادگاه منکر داشتن چوب و مصدوم کردم محمد می باشد مساله هجوم و دفاع از نفس و عرض مطرح نبود در چنین شرایطی ادعای وکیل مدافع در دفاع مشروع موکل را قابل توجه ندانسته زیرا هم انکار و هم دفاع مشروع قابل جمع نیست همچنین از جهت این که دادگاه با استماع پاسخگویی وکیل اولیاء دم در در تحقق شرایط دفاع مشروع استدلال و اظهارنظر نکرده است. فتوای حضرت ایت ا… العظمی گلپایگانی مربوط هجوم زنی بوده که قابل تطبیق با موضوع پرونده نیست و نظر به اینکه دلیلی بر اثبات تعرض به جان و ناموس متهم ارائه نشده و نهایتا با استناد به مفاد لایحه وکیل تجدید نظر خواه دادنامه تجدید نظر خواسته را نقض در رسیدگی را به شعبه دیگر محول کرده است.
شعبه هشتم دادگاه عمومی قم با حضور طرفین و وکلای آنها در چهار صفحه محاکمه را انجام داده از شهود استماع شهادت نموده (برگ 193) (جلسات 5/1/1375 و 31/3/1375) با حضور طرفین و وکلای آنها تشکیل شده،آقای س.م شهادت داده: « دیدم محمد… رفت به طرف خه میرسعادت که آنجا هم خانه داشت.این که با هم غرض داشته اند یا خیر اطلاعی ندارم ، بعد از مدتی دیدم که میر سعادت…-محمد… (مقتول) را از کوچه می آورد و با چوب یا آهن در دست داشت و به او می زد و آخر یک ضربه به سر او زد و در کوچه کسی جز این دو نفر آنجا نبودند» گواه دیگر بنام آقای ح- اظهار داشته: «من حدود 10 متر با اینها که مشغول نزاع بودند فاصله داشتم از آنجا رد می شدم دیدم میر سعادت با چوب به محمد … زد و خورد زمین جمعیت هم آنجا جمع بود… او یک مرتبه از پشت زد به محمد… محمد چیزی در دست نداشت » شاهد دیگر بنام آقای م- 14 ساله شهادت داده: « من فقط دیدم که در کوچه را که این مرتبه دیدم،دفعه قبل هم گفتم که شنیدم ولی دادگاه …بر شهادت من نوشتند در صورتی که شهادت من همین است که الان گفتم.» توسط وکیل اولیاء دم از شاهد سوال شده پزشک قانونی یک ضربه را تأیید و شاهد دو ضربه را اعلام نموده گواه در پاسخ اظهار داشته : «اولاً دید من دور بوده ، ثانیاً-من نمی دانم که دو ضربه خورده یا نه اطلاعی ندارم » در جلسه 17/8/1375 با حضور طرفین آقای غ… شهادت داده: «مشاهده نمودم که محمد بیرون از خانه سید مشغول صحبت با سید و مادرش شدند بعداً جدا شدند سید و مادرش به داخل خانه رفتند محمد… هم به طرف خانه خودش راهی شد بعد از یک ربع دیگر خبر رسید که محمد… وسط کوچه افتاده است.»
دادگاه به همین تاریخ با استناد به ماده 61 قانون مجازات اسلامی و اصل 37 قانون اساسی حکم بر برائت متهم صادر کرده.
که با تجدید نظر خواهی وکیل اولیاء دم پرونده به این شعبه ارجاع و مورد رسیدگی مجدد (اصراری) قرار گرفته است : ضمناً جهت مزید اطلاع شهادت شهود در محضر دادگاه صادر کننده حکم اولی (منقوض) مورخ 4/2/1374 که قبلاًبه آن اشاره شده است اضافه می نماید خانم الف بعنوان شاهد اظهار داشته : « دیدم محمد… آمد محله ما بدنش کمی مریض حالت بود از کنارم تند رفت به طرف زن میرسعادت نمیدانم به او چه گفت زن میرسعادت جیغ کشید رفت داخل خانه ، محمد هم دنبال او رفت به داخل خانه ، بعد دویدم ببینم چه خبر است دیدم زن میرسعادت داخل خانه نبود داخل کوچه هم نبود و میر سعادت در خانه اش بود و محمد… داخل کوچه تلو تلو می خورد و میر سعادت دستش به سینه اش بود و می گفت محمد مرا زد نگذارید برود مردم آمدند….»
(مقایسه با شهادت مورخ 19/7/1373 مندرج در برگ11)-آقای غ… شهادت داده : بعد از این که محمد به مغازه ام آمد و سیگاری گرفته با من دست داد رفت خانه میرسعادت… از جلو مغازه نگاه می کردم بعد از چند دقیقه ای دیدم میر سعادت و خانمش و مادرش با هم از منزل بیرون آمدند محمد… هم بود در مغازه خودشان که نفت فروشی بود صحبت کردند بعد از هم جدا شدند و رفتند به خانه شان بعد از نیم ساعت شنیدم دعوی شده از مغازه بیرون آمدم دیدم که مردم جمع شده اند محمد… افتاده میرسعادت… او را به بیمارستان برد.آقای س.م… شاهد دیگر اظهار داشته : دیدم محمد….رفت به طرف خانه میر سعادت… دیدم رفت توی کوچه سید ، دمی (لحظه ای) نکشید که دیدم سید محمد دستمال ابریشمی بود بعد یک چوب سید به سر محمد زد محمد زد محمد سر گیجه گرفت و افتاد (ص 109) شاهد دیگر بنام آقای ح… همچنین شهادت داده : «بعد از ظهر بود که از این کوچه عبور می کردم دیدم سروصدا بلند شد و رفتم جلو دیدم یک نفر چوب در دست دارد و به دیگری زد بعد محل شلوغ و من نرفتم و حدود بیست متر فاصله داشتم و دیگری دستمال سیاه رنگی دستش بود. »آقای م… 13 ساله شهادت داده: «من بالای پشت بام رفته بودم داداشم را بیاورم دیدم سروصدا شده آمدم جلوتر سر پشت بام دیدم مقتول چاقویی در دستمال ابریشمی دارد چاقو را در آورد و وارد منزل سید شد فحش هم داد بعد از پشت بام آمدم دیدم که مقتول در خیابان افتاده درحدود بیست قدمی خانه میرسعادت ، بعد میرسعادت محمد… را برد به بیمارستان و توجه نکردم که سید مجروح است یا خیر و شنیدم که سید به محمد و … چوب زده است و محمد به سید چاقو زده است.» و همانطور که قبلاً اشاره شد حکم برائت متهم صادر گردیده است.
هیأت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای عبدالحسین فرهی عضو ممیز و اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای عسگری دادیار دیوان عالی کشور اجمالاً مبنی بر:تقاضای صدور رأی شایسته و قانونی دارم.

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.