قانون مجازات اسلامی

دانلود پایان نامه

هجمه و حمله قاتل مسلم است چندین نفر میگویند مقتول وارد خانه قاتل شد و این موضوع را شهادت میدهند و بعد هم چاقو به قاتل میزند.آیا چاقوی قاتل را میتوانید انکار بکنید بحثی نیست که مسلم قاتل چاقو خورده و نظریه پزشکی قانونی حاکی از این واقعیت و حقیقت است پس قاتل چاقو خورده کسی که چاقو میخورد و در برابرش مهاجم مسلح را میبیند دست و پایش را گم میکند متوسل به چوبی میشود که دیگر نمیفهمد که چه کار میکند تا کشته نشود و الاّ مهاجمی که مسلح است او را میکشد مجبور است از نظر وجدانی و از هر نظر خودش دفاع کند چوب را بر میدارد و برای دفاع از خود تووی سرش میزند پزش قانونی هم میگید علت مرگ و قتل خونریزی مغزی است که در اثر ضربه چوب به قتل رسیده است.
شعبه دیوان عالی کشور به موضوعی اشاره می کند و می گوید که تضاد در حرف قاتل وجود دارد اول می گوید با چوب زدم بعد اصلاً منکر می شود که یعنی من نزدم و این تضاد باعث می شود که اقرار اولیه اش از بین برود که می گوید به من حمله کرد من عرض می کنم این آقا بعد از آنی که شخص را کشته برای او که او را قاتل معرفی نکنند منکر شده و الا هجمه را انکار نمی کند می گوید من نزدم من نفهمیدم خودش به در و دیوار خورد و تلو تلو خورد به این جهت می خواهد بگوید مرده اما آمادن به خانهاش را هیچ انکار ندارد بعد از اینکه این را هم نمیتواند بگوید منکر است و آمدن به خانه مسلم است چاقو هم دارد ، ضربه هم زده ، طرف هم با چوب زده و او را کشته، مسلم این قتل ، قتل مشروع و متناسب است که قاتل در این گونه موارد به پرداخت دیه و قصاص محکوم گردد.
رئیس جناب آقای فرهی
اگر یک متهمی منکر یک عملی است میگوید من اصلاً نزدم و آن وقت ما بگوییم دفاع کرده، دفاع زمانی محقق است که بگوید زدم و حق هم داشته ام بزنم به این دلیل. بعلاوه اینکه به فرض قبول دفاع تناسب بین دفاع و حمله احتمالی وجود ندارد بعلاوه اینکه حرفهای مدعی دفاع مشروع متفاوت است یکجا میگوید متهم خوابیده بوده بعد از یک ربع آمد، یکجا می گوید دم در بود، یک جا می گوید به عیالش متلک گفت حرفهای متفاوتی می زند اما اساس عرض بنده و حکم ما این است که وقتی یک متهمی منکر زدن است ما چطور بگوییم که دفاع مشروع کرده اصلا این عمل متهم از مصادیق دفاع مشروع نیست زمانی می تواند متهم مشروع تلقی شود که شرایط مندرج در مده 61 قانون مجازات اسلامی جمع باشد و لا غیر.
رئیس: مذاکرات کافی است، جناب آقای ادیب رضوی نظریه جناب آقای دادستان محترم کل کشور را قرائت فرمایند.
نظر به گزارش اولیه نیروی انتظامی شهرستان قم که جریان درگیری و نزاع بین میرسعادت و مقتول و درنتیجه فوت نامبرده را به دادگاه عمومی اعلام داشته است و با توجه به شکایت اولیاء دم و همسر مقتول و اقاریر متهم در بازجویی اولیه که حاکی از این است که از سه ماه قبل با مقتول درگیری داشته و در روز حادثه مقتول با چاقو او را مجروح کرده او هم با چاقو مقتول را زده که پس از رسیدن به بیمارستان فوت نموده است و اینکه پزشک پس از معاینه جسد اظهار نظر کرده است پارگی عمیق به طول 5 سانت از جلو به عقت آهیانه سمت چپ مقتول مشاهده شده است علت مرگ را شکستگی جمجمه و خون ریزی مغزی تشخیص داده است با توجه به اظهارات متهم که مدعی شده وچون مقتول با چاقو او را مجروح کرده در مقام دفاع او را با چوب زده است شبهه دفاع مشروع مطرح می باشد لکن چون دفاع غیر متناسب به نظر می رسد بنابراین متهم ضامن دیه خواهد بود و از این جهت قابل تعقیب و مجازات می باشد.
با توجه به این که متهم در مقام دفاع مرتکب قتل شده و در این مورد طبق ماده 61 قانون مجازات اسلامی قاتل قابل تعقیب و مجازات نیست و دادگاه عمومی نیز بر همین اساس حکم برائت صادر نموده و اعتراض مؤثری نیز به عمل نیامده است بنابراین باستناد بند ج ماده 24 قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب دادنامه شماره 1062-17/9/1375 شعبه دوم دادگاه عمومی قم با اکثریت آراء ابرام می شود.
هیأت عمومی دیوان عالی کشور (شعب کیفری)
6- رأی هیأت عمومی دیوانعالی کشور بشماره 18 – 22/8/1375
خلاصه جریان پرونده: پیرو گزارش مورخ 16/2/1374 به این دادگاه کیفری یک یاسوج بر اساس کیفرخواست مورخ 22/9/1372 دادسرای عمومی راجع به اتهام آقای کهزاد به ارتکاب قتل عمدی مرحوم سید عباس خادمی با سلاح جنگی و تخریب زراعت با شرکت غریب ( که به قتل رسیده) 2- اتهام عبدالمجیدخادمی به ارتکاب قتل عمدی غریب با اسلحه گرم غیر مجاز 3- اتهام فخرالدین خادمی بمعاونت در قتل عدمی غریب با انجام محاکمه که با حصور طرفین و وکلای آنها صورت گرفته و این که ورثه سید عباس اظهار داشته اند مهاجمین چهار نفر بودهاند – اولیاء دم غریب (برادران و خواهران غریب چون او فاقد والدین و اولاده بوده است) علیه عبدالمجید خادمی به عنوان مباشر و علیه فخر الدین بعنوان معانون در قتل اعلام شکایت کرده و قصاص قاتل و مجازات معاون را تقاضا کرده اند.
آقای کهزاد متهم در قبال تفهیم اتهام جواب داده گوسفندان را گم کرده بودیم باتفاق غریب شبانه در نزدیکی منازل خادمیها میگشتیم جلو ما را سد کردند مرتکب زخمی شدن غریب گردیدند از قتل عباس خادمی اظهار بی اطلاعی کرده اضافه کرده غریب تیراندازی کرد من اسلحه دنبال گوسفند بودید جواب داده برای احتیاط اضافه کرده ذرت متعلق به خانواده خادمیها را خودشان تخریب کردند در آخرین دفاع اظهار داشته همراه مقتول (غریب) بودم ولی تیراندازی نکردم کسی را نکشتم. وکیل او به لایحه تقدیمی خود استناد کرده.
عبدالمجید خادمی در قبال تفهیم اتهام جواب داده هفده نفر شبانه به منازل ما هجوم آوردند پدرم با چراغ قوه جهت اطلاع دادن به پاسگاه از منزل بیرون آمد که توسط مهاجمین به قتل رسید بدست کهزاد به قتل رسید. وقتی بیدار شدم و از خانه بیرون آمدم متوجه قتل پدرم شدم منکر ارتکاب قتل می باشد اقرار نزد بازپرس (111 الی 112) را جواب داده اصلاً اقرار نکرده ام نزد مأمورین هم اقرار نکرده ام همچنین اظهارات فخرالدین برادرش را قبول ندارد در آخرین دفاع خود را بیگناه دانسته وکیل مدافع او با اشاره به انکار موکل اظهار داشته کهزاد (متهم همراه مقتول)‌در تمامی مراحل تحقیقات اعتراف کرده به اتفاق مقتول(غریب) با قضد و برنامه قبلی به مقصد تخریب زراعت که به منازل مسکونی آنها متصل بوده حرکت نموده اند و تفنگ کلاشینکف همراه داشتند که بدون دلیل نبوده یقیناً برای استفاده حمل می کرده اند باحتمال قوی تخریب ذرت وسیله بوده که خانواده موکل را تحریک کنند وعکس العمل نشان دهند و او را به قتل رساند بااستناد به ماده 61مجازات اسلامی اضافه کدره برفرض اینکه اول تیراندازی کرده باشد دفاعغ در مقابل یک خطر قریب الوقوع بوده و دفاع مشروع است تقاضای برائت نموده بعلاوه مقتول و همراهش در درون ذرت ناپدید بوده اند نشانه گیری دقیق میسر نبوده موکل بدون هدف به سمت زراعت ذرت تیر اندازی کرده بفرض عدم قبول دفاع مشروع عنصر عمد در قتل احراز نمی شود.
متهم ردیف سوم به نام فخر الدین منکر بزه انتسابی اظهارات قبلی خود را (اوراق 122 الی 124) قبول ندارد در آخرین دفاع خود را بیگناه دانسته:
دادگاه با اعلام ختم دادرسی با شرح سابقه کدورت فیمابین طرفین راجع به ازدواج یکی از فرزندان سید عباس (مقتول) با دختری از طایفه مشایخ که نامزد کهزاد وده و خانواده دختر این ازداح را اهانت به خود تلقی و شبانه به منزل سید عباس حمله ور و توسط احد از مهاجمین لایه گوش داماد قطع می گردد که پرونده امر منتهی به صدور حکم قصاص عضو جانی شده است متعاقب حادثه مذکور کینه طرفین به مرور شعله شده نهایتاً در شب 13/5/1372 کهزاد همراه غریب(مقتول) با قصد تخریب وارد زراعت ذرت خادمی ها که نزدیکی منازل آنها بوده شده خانواده خادمی ها از جمله متهمان دریف 2 و 3 که از قبل منتظر چنین تحرکی بوده اند با استفاده از مهتاب متهم ردیف دو با تحریک متهم ردیف 3 به طرف مخربین زراعت تیر اندازی می کند که منجر به قتل غریب می گردد کهزاد با مشاهده وضعیت غریب با اسلحه کلاشینکف بصورت رگبار به سمت مقابل تیراندازی کرده که یک تیر به مرحوم سید عباس اصابت کرده به قتل ریده دادگاه با ذکر دلایل از جمله وجود اختلاف بین طرفین با حصول علم جرائم انتسابی به متهمین را محرز تشخیص داده بعلاوه فرازهایی از اظهارات اولهی متهمین را بازگو کرده اجمالاً این که کهزاد در صفحات 77 الی 79 اظهار داشته وقتی چشممان به روستای سید عباس افتاد خاطره درگیری را با غریب صحبت کردیم تصمیم گرفتیم و توافق کردیم شب به داخل ذرت شده،‌تخریب نماییم. با یکدیگر سوگند بستیم محلی را وعده گذاشتیم غریب با اسلحه و من بدون اسلحه …. ساعت11 شب وارد ذرت شدیم و مشغول تخریب شدیم با غریب حدود 3متر فاصله داشته بک لحظه غریب جهت احتیاط سر خود را بلند کرده با فاصله ده متری درحالیکه ما بالا و ضارب پایین و دید او بر ما بیشتر بود کنار سیم خاردار به وی شلیک نمودند که یک مرتبه غریب بر زمین خورده اسلحه از دستش افتاد مجدداً بلند شد اسلحه اش را برداشتم در حالی که سه نفر مرد را حدود 35 متر فاسله داشتند اول به طرف آنان و بار دوم به طرف هوا به صورت رگبار شلیک با اسلحه کلاشینکف نمودم … فراز دوم- مربوط به کهزاد است در فراز سوم مندرجا اوراق 81 الی 82به اقرار عبدالمجید اشاره ، نهایتاً اقرار نامبرده به اینکه او اولین تیر را شلیک کرده است ذکر کرده – در فراز چهارماز دلائل دادگاه اظهارات عبدالمجید در اوراق 111 الی 121 بازپرس است نامبرده اظهارداشته درست است اول من شلیک کردم بعداً آنها به طرف ما شلیک نمودند راجع به اینکه چه موقعی سلاح را تهیه کرده جواب داده پس ازجریان زن برادرم و بریدن گوش او و اینکه تهدید به قتل می شدیم این اسلحه را فخرالدین برای دفاع از خودمان و این که مکرر محصول گندم وغیره را آتش می زدند درخت گردوهای بزرگ را می بریدند هر شب خسارتی وارد می ساختند برای دفاع از خودمان، اسلحه تهیه کردیم و نهایت اظهار داشته یک عدد تیر شلیک کردم دادگاه دنبال استدلال خود با رد مدافعات متهمین و وکلای آنها در دفاع مشروع بدلیل عدم تناسب اقدامات هر یک از ضاربین با کیفیت و موقعیت حاکم بر صحنه درگیری عمل متهمان ردیف اول و دوم را با بند الف ماده 206 مجازات اسلامی و 126 تعزیرات در مورد تخریب زراعت منطبق دانسته برطبق مواد مذکور و مواد 205،207،219، بند4 از ماده 231،257،265 مجازات اسلامی حکم بقصاص نفس متهمان ردیف اول و دوم و تحمل 3سال حبس برای متهم ردیف سوم صادر کرده همچنین بر طبق ماده 208 مجازات اسلامی و 126 تغزیرات حکم به تحمل هفت سال حبس برای متهم ردیف اول و چهار سال برای متهم ردیف دوم صادر کرده است.
با تجدید نظر خواهی سید محمد جعفر خادمی احد از اولیاء دم و تجدید نظر خواهی اولیاء دم غریب از قلت مجازات فخر الدین و تجدید نظر خواهی محکومیت باسامی عبدالمجید و فخرالدین خادمی پرونده به دیوان عالی کشور ارسال شد. این شعبه از دیوان عالی حکم تجدید نظر خواسته را در قسمت محکومیت بحبس و استناد ماده 208 مجازات اسلامی، محکومیت حبس بلحاظ اخلال در نظم را مخدوش دانسته، باضافه، با این که قبول حمله و هجوم از جانب کهزاد و غریب با داشتن سابقه خصومت و پرونده های کیفری با همراه داشتن سلاح جنگی مورد تایید دادگاه قرار گرفته است استدلال دادگاه در رد دفاع مشروع، بدلیل عدم تناسب با عنایت به ماده 61 مجازات اسلامی موجه نیست دادنامه تجدید نظر خواسته در محکومیت سید فخرالدین و سید عبدالمجید را نقض، رسیدگی را به شعبه دیگر دادگاه ارجاع و تجدید نظرخواهی اولیاء دم مرحوم غریب همچنین تجدید نظر خواهی احد از اولیاء دم مرحوم غریب همچنین تجدیدنظر خواهی ا حد از اولیاء دم مرحوم سید عباس را قابل طرح ندانسته است (چون حکم دادگاه بر برائت نبوده دادگاه عمومی یاسوج بشرح صورتجلسه محاکمه مورخ 6/7/74 با حضور متهمان باسامی عبدالمجید و فخرالدین و شاکیهای خصوصی و وکلای طرفین اظهارات و شکایت اولیاء دم مقتول بنام غریب که تقاضای قصاص نموده در قبال تفهیم اتهام جواب داده من نکشتم خواب بودم ساعت 12شب به ما حمله کردند با صدای تیر اسلحه از خواب پریدم به طرف پاسگاه می رفتم پدرم را دیدم که در جاده کشته اند اسلحه روی جنازه او بود که رئیس پاسگاه با سربازان آمدند در قبال سئوال دادگاه به اقرار در بازپرسی و بازجویی جواب داده از خودشان نوشته اند با چشم بسته امضاء کرده ام در آخرین دفاع اظهار داشته در روزنامه ها نوشته اند این طایفه به ما حمله کردند خود را بیگناه دانسته اضافه کرده اطلاعی از قتل ندارد وکیل تسخیری تهم با اشاره به مدافعات قبلی خود و این که کهزاد باتفاق مقتول بنام غریب با برنامه ریزی قبلی شبانه بقصد تجاوز به مال و جان خانواده موکل حرکت کرده اند سلاح جنگی همراه داشته اند اعترافات کهزاد در مراحل اولیه تحقیقات که با ذکر جزئیات و بیان سابقه خصومت دلالت بر قصد شوم متجاوزین به جان و مال خانواده موکل دارد دادگاه بدوی(حکم کیفری یک منقرض) در حکم صادره مرقوم داشته و همراهش قصد تخریب زراعت ذرت را داشته اند و عمل موکل و هجوم را متناسب ندانسته حداقل احراز کرده که آنها بعلت سابقه خصومت و برنامه ریزی با همراه داشتن سلاح جنگی بطرف منزل موکل حرکت کرده اند اگر مهاجمین صرفاً قصد تخریب زراعت داشتند چه دلیلی داشته9 سلاح جنگی همراه داشته باشند تجاوز به مال را شروع کرده اند خطر قربی الوقوع تجاوز به جان نیز در پی آن بوده است تخریب در حقیقت عاملی بوده تحریک خانواده موکل وو خروج آنها از منزلشان- عملب موکل را دفاع مشروع و از مصادیق ماده 61مجازات اسلامی دانسته تقاصای صدور حکم برائت نموده راجع به اظهغارات وککیل اولیاء دم د رامکان مراجعه به قوای دولتی پاسخگوئی کرده به این که مرحوم سید عباس(مقتول) تا ساعت 11شب در پاسگاه بوده و تقاضای کمک می گرده ، نام دو نفر شاهد را اسم برده، بند 3 از ماده 61 را استناد کرده،‌مدافعات سید فخرالدین در اتهام معاونت در قتل را استماع کرده، آقای رحمانی وکیل تسخیری متهم در پایان اظهار داشته: برای اثبات اینکه سید عباس تا ساعت 11 شب در پاسگاه بوده تقاضای استماع شهادت نموده در نهایت دادگاه بتاریخ 29/9/74 با مطالعه پرونده و در غیاب طرفین و وکلای آنها ختم دادرسی اعلام در صفحه جداگانه بتاریخ 30/9/74 مبادرت به صدور حکم نموده:‌ راجع به اتهام عبدالمجید اجمالاً بدلیل شکایت اولیاء دم اقرار صریح متهم نزد مأمورین و آقای بازپرس به اینکه اولین تیر را او شلیک نموده، وجود کینه و اختلاف بین خانواده ها و سایر قرائن و دلایل و امارات موجود در پرونده موجبات حصول علم را فراهم دیده و راجع به تمسک وکیل متهم به دفاع مشروع مرقوم داشته با توجه به محتویات پرونده و چگونگی وقوع قتل توسط متهم و با عنایت به شرایط و مقررات مربوط به دفاع مشروع مندرج درماده 61 مجارات اسلامی و 93 تعزیرات و با ذکر دلایلی قتل انتسابی متهم را از مصادیق دفاع مشروع ندانسته، از جمله عبدالمجید و بستگان او اظهار کرده اند غریب و کهزاد بوته هایذرت برادر متهم را تخریب می کرده اند اعلام نکرده اند که مهاجمین قصد یا ضرب و جرح داشته اند تا متهم را مجاز به ارتکاب قتل مهاجمین یاصلاح آتشین بدانیم و تناسب احراز نمی گردد. هیچ یک از افراد خانواده مرحوم سید عباس تا قبل از تیراندازی توسط کهزاد متوجه مسلح بودن آنها نشده اند دفاع در برابر تخریب چند بوته ذرت می تواند حداکثر اقدام به تیراندازی توسط کهزاد متوجه مسلح بودن آنها نشده اند دفاع در برابر تخریب چند بوته ذرت می تواند حداکثر اقدام به تیراندازی هوایی باشد اضافه کرده به نظریه اکثر فقهای شیعه و علمای حقوق به این که مدافع باید سهل ترین وسیله و عمل جهت رفع خطر از خود را انتخاب کند. توسل به قوای انتظامی برای متهم امکان پذیر بوده که استفاده نکرده اند (وکیل متهم اظهار داشته سید عباس تا ساعت 11 شب در پاسگاه بوده دو نفر شاهد بوده اند که نامشان را ذکر کرده صفحه 6 از صورتجلسه 6/7/74 مزرعه متعلق به سید فخرالدین بوده دلیلی بر این که از متهم استمداد کرده باشد (موضوع تبصره ماده93) دیده نمی شود دادگاه با رد مدافعات متهم در دفاع مشروع جرم او را به قتل عمدی مستنداً به بند4 از ماده 231(علم قاضی) محرز تشخیص حکم به قصاص نفس اصراراً صادر کرده راجع به اتهام سید فخرالدین به معاونت در قتل حکم بر برائت صادر گرده است.
محکوم علیه طی لوایح ارسالی از زندان تجدیدنظر خواهی کرده که پرونده به دیوان عالی کشور ارسال به این شعبه ارجاع شده لوایح تجدید نظرخواه هنگام شور قرائت خواهد شد.
هیأت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای عبدالحسین فرهی عضو ممیز و اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای عسکری دادیار دیوان عالی کشور اجمالاً مبنی بر صدور حکم شایسته قانونی مشاوره نموده چنین رأی می دهد:
چون دو شعبه از دادگاهها در خصوص اتهام آقای عبدالمجید به ارتکاب قتل عمدی مرحوم غریب با رد مدافعات متهم بدفاع مشروع حکم به قصاص نفس صادر و در عقیده خود اصرار نموده و این شعبه با ذکر دلایلی عمل متهم فوق التوصیف(فرزند عباس که در همین واقعه به قتل رسیده موضوع اتهام آقای کهزاد) را دفاع مشروع و مشمول ماده 61 قانون مجازات اسلامی دانسته است لذا بلحاظ اصراری بودن موضوع پرونده را جهت طرح در هیأت عمومی جزایی به دفتر هیأت عمومی دیوان عالی کشور ارسال می دارد. (شعبه بیستم دیوان عالی کشور)
رئیس: جنای آقای سید عبدالله رضائی
از نظر دادگاهها و دیوان موضوع دفاع مسلم است تنها بحث در مورد عدم تناسب است و حق هم با آنها است زیرا با تعریفی که از دفاع می شود و مسائلی که در این مورد وجود دارد مورد از دفاع مسلم است و متناسب بودنش هم محرز است و با توجه به مساله1 جلد اول تحریر ص487 که می فرمایند: « لا اشکال فی ان للانسان ان یدفع المحارب و المهاجم اللص و نحو هم عن نفسه و حریمه و ماله ما استطاع» آمده اند به ذرتهای آقا که مالش است حمله کرده اندو مقداری از آن را از بین برده اند و شکی نیست که به مال قاتل حمله شده در مساله 2 ج 1 ص487 می فرمایند: « لوهجم علیه لص او غیره فی داره او غیرها لیقتله ظلماً یحب علیه الدفاع بای وسیله ممکنه و لو انجر الی قتل المهاجم» و در مساله 3 می گوید:« لوهجم علی من یتعلق به من ابن او بنت اواخ اوسائر من یتعلق به حتی خادمه لیقتله ظلماً جازبل وجب الدفاع عنه و لو انجر الی القتل امهاجم» مسلم است که آمدند تخریب کردند مال آقا را اینجا هجمه و حمله به مال بوده این آقا برای دفاع ازمالش آمده دفاع کن

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.