قانون مجازات اسلامی

دانلود پایان نامه

و بر این اساس پرونده در شعبه ۳ دادگاه عمومی پارس آباد مطرح گردیده است و دادگاه مزبور به ریاست پزشکی پارس آّبان نوشته که اولا آیا ۱۵ سانتی متر بالاتر از زانوی چپ (سطح داخلی ران چپ) درحالی که با چاقو به طول ۴ سانتی متر و عمق ۱۶ سانتی متر از آن ایجاد شده باشد موضع حساس حساب می شود؟ ثانیا ایراد جرح به آن محل اگر موجب قطع شریان وریدی شود اگر تسریع در امر معالجه شود نوعا کشنده می باشد یا خیر؟
مرکز پزشکی قانونی شهرستان پارس آّباد پاسخ داده که: ۱- بریدگی در ناحیه فوقانی داخلی ران به علت وجود عروق بزرگ حساس محسوب می شود. ۲- خونریزی ناشی از بریدگی عروق بزرگ ناحیه مذکور در صورت عدم درمان بموقع موجب شوک و در نهایت مرگ می گردد.
دادگاه مذبور پس از پاسخ مرکز پزشکی قانونی و اظهارات متهم و شکات طی دادنامه شماره 3/77-27/5/77 مبادرت بصدور رای نموده مبنی بر این که :
با توجه به اقرار متهم به ایراد جرح با چاقو که در تمام مراحل تحقیق و جلسات دادگاه آن را تکرار کرده است و با توجه به چگونگی وقوع قتل، گواهی های پزشک قانونی پارس آباد خصوصا پاسخی که دادگاه در رسیدگی اخیر دریافت داشته است و اعلام نموده اند که محل جراحت (۱۵ سانتی متر بالاتر از زانوی چپ سطح داخلی ران طرف چپ) به علت وجود عروق بزرگ حساس می باشد دادگاه عمل ارتکابی متهم را قتل عمد می داند با عنایت به این که فعلی که غالبا کشنده باشد با وسیله ای که غالبا کشنده باشد اگر منتهی به قتل شود هرچند قصد کشتن نباشد عمد محسوب می گردد زیرا می گویند: در چنین صورتی قصد فعل قصد قتل است و مانحن فیه متهم فعلی را انجام داده است که غالبا کشنده است چون ایراد جرح به اقرار او عمدی بوده است و با قصد آن را وارد کرده است و چاقو نیز با توجه به موضع جرح که حساس اعلام شده است آلت قتاله محسوب می گردد و غالبا کشنده است بنابراین اگرچه متهم قصد قتل را نداشته است ولی قصد فعل او به نحو مذکور جای قصد قتل را می گیرد و حتی اگر مقتول در اثر عدم درمان بموقع و نهایتا کشته شده باشد این عمل نیز مستند و مرتبط بر عمل متهم بوده است لذا عمل متهم از نظر دادگاه منطبق با بند ب ماده 206 قانون مجازات اسلامی است. دادگاه با استناد به ماده مذکور و ماده 207 و رعایت مواد 219 و 231 و 257 و 264 و 265 حکم به قصاص متهم صادر می نماید.
رای صادره مورد اعتراض وکیل تسخیری محکوم علیه قرار گرفته و تقاضای تجدید نظر نموده است. و پرونده مجددا به شعبه 26 دیوان عالی کشور ارسال گردیده است.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای سجادی عضو ممیز و اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد:
با توجه به این که شعبه ۲۶ دیوان عالی کشور همچنان با تردید در عمدی بودن معتقد به نفی قصاص است و در این رابطه دو شعبه از دادگاه بدوی با وحدت مبانی استدلالی معتقدر به قتل عمد و حکم به قصاص داده اند لذا پرونده مستندا به بند ج ماده 24 قانون تشکیل داده گاههای عمومی انقلاب در صلاحیت طرح در هیات عمومی دیوان عالی کشور می باشد و بدین جهت پرونده به دفتر مربوطه ارسال میگردد.
(شعبه بیست و ششم دیوان عالی کشور)
رئیس: کفایت مذاکرات را اعلام میکنم. جناب آقای ادیب رضوی نظر جناب آقای دادستان کل کشور را قرائت فرمایید .
به دلالت گزارش موجود هوشنگ … مقتول که ازدواج خودسرانه برادر زاده خود اکرم ….. با حسین ….. ناراضی بوده شبانه به منزل وی رفته تا اکرم را باخود ببرد و چون با مخالفت داماد خانواده وی مواجه شده ضرباتی سطحی با چاقو به اکرم زده است و متعاقبا سلامت …. برادر داماد با وی درگیر شده و ضرباتی با چاقو به ران وی زده است که منجر به مرگ وی شده است . متهم در جریان تحقیقات و در جلسات دادگاه به طور مکرر اقرار بهایراد جرح با چاقو به مقتول نموده و لکن محرز است که قصد قتل نداشته و به همین دلیل هم با چاقو به پای وی زده است و چون ایجاد جرح به ران نوعا کشنده نمی باشد میزان و ملاک قتل عمد محقق نیست لذا مورد شبه عمد تشخیص میگردد که قصاص ندارد بنابر این رای شعبه بیست و ششم دیوان عالی کشور که بر این اساس صادر شده موجه بوده معتقد به تایید آن می باشم .
رئیس : آقایان آراء خود را در اوراق رای مرقوم فرمایید .
رئیس : نتیجه و بحث و رای نهایی
اعضاء محترم حاضر در جلسه 35 نفر اکثریت 25 نفر رای شعبه محترم بیست و شش دیان عالی کشور را تایید فرمودند و اقلیت 10 نفر رای شعبه سوم دادگاه عمومی پارس آباد ر تایید کردند .
نظر به اینکه قصد قتل منتفی و علت قتل خونریزی ناشی از جرح وارده به قسمت داخلی ران است که نوعاً کشنده نیست و بر این اساس قتل هوشنگ ….. از نوع شبه عمد می باشد صدور حکم به قصاص نفس قاتل به استناد بند (بند) ماده 206 قانون مجازات اسلامی که در مورد قتل عمدی قابلیت اجرا دارد منطبق برمقررات و موازین نیست بنابر این با توجه به اعتراض وکیل تسخیری محکوم علیه حکم تجدید نظر خواسته به استناد بند (ج) ماده ؟؟؟ قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب با اکثریت آرا نقض و رسیدگی مجدد به دادگاه دیگری از دادگاه های عمومی پارس آباد ارجاع می شود. (هیئت عمومی دیوان عالی کشور (شعب کیفری))
9- رأی هیأت عمومی دیوانعالی کشور بشماره 7-18/4/1381
خلاصه جریان پرونده : آقای فاروق ………. فرزند توفیق عضو نیروی بسیج مردمی حوزه شهید بهشتی زرینه دیوان دره متاهل متهم است به تیر اندازی عمدب در شب به طرف آقای آن عثمان ….. و سهراب ……. که در اواخر شب به درب منزل خانم ایران ……. خواهر خانم متهم مراجعه نموده اند جهت عمل خلاف که خانم ایران …… در اظهاراتش در برگ 12 به داشتن رابطه نامشروع … با عثمان ……. اعتراف نموده و خلاصه شبی که متهم به اتفاق همسر خود منزل خانم ایران …… بوده نامبردگان به منزل خانم ایران …… که همسرش هم در مسافرت بوده مراجعه و پنجره اظاق را می کوبند و متهم درب پنجره را باز و به طرف آنها شلیک می کند که به سهراب …… اصابت و باعث متلاشی شدن مغز وی میگردد. البته اظهارات متهم در بازجوییها و غیره اختلاف دارد مثلا در ص 24
میگوید: ( عثمان ) از دیوار بالا آمد و من تذکر دادم و او سماجت می کرد داخل خانه شود و تیری شلیک کردم و خیال کردم فرار کردند صبح متوجه جسدی خارج از خانه شدم و در ادامه بیان نموده و از اخل پنجره تیر اندازی کردم و یک تیر شلیک نمودم جهت ترسانیدن آنها …… که متاسفانه به سهراب خورد و در محضر دادگاه شعبه سوم در ص 29 می گوید با اسلحه به طرق عصمان شلیک کردم که به سهراب که او را نمی شناختم خورد …… و هر کس بود به طرف وی شلیک کردم و می کردم . باز در ص 30 در محضر دادگاه عنوان نموده عثمان را شناختم که قبلا با ایران …… رابطه نا مشروع داشت اصرار داشت که وارد منزل شود من هم به طرف وی از پنجره شلیک کردم که به سهراب که در معیت عثمان بود خورد و در ص 115 بر خلاف اظهارات قبلی می گوید : بک تبر هوایی شلیک کردم و در ص 388 می گوید : اول فکر کردم گروهک ها هستند اسلجه برداشتم متوجه شدم عثمان و فرد دیگری است برای فرار آنها اقدام به تیر اندازی نمودم که به خطا رفته به سهراب خورده و شعبه سوم دادکاه عمومی دیوان دره با تشکیل جلسه با حضور اولیا پدر و مادر مقتول و متهم و وکیل وی ص 115 و استماع اظهارات آنها در نهایت در ص 192 در دادنامه شماره 1360 – 30/11/79 :
مستنداً به مواد قانونی 231 و 232 و 233 و از قانون مجازات اسلامی و غیرها متهم را به قصاص نفس محکوم .
رای صادره مورد اعتزاص واقع که پس از ارسال به دیوان عالی کشور به این شعبه ارسال که :
رای صادره در دادنامه شماره 129-21/3/80 در این شعبه نقض و ص 275 به لحاظ اظهارات متهم که می خواستم به عثمان ……. بزنم به سهراب ……. خورد عمل وی را خطای محض دانسته و چون قتل به اقرار وی ثابت شده خود وی را مکلف به پرداخت دیه حسب ذیل ماده 305 از قانون مجازات اسلامی دانسته اند و پس از نقض پرونده را به دادگاه همعرض ارسال نموده اند .
پرونده در شعبه دوم دادگاه عمومی دیوان دره مطرح و بدون رسیدگی ماهوی بلکه با رسیدگی شکلی در دادنامه شماره 995-3/9/80 در ص 354 :
با محرز و بلا تردید دانستن بزهکاری متهم وی را مستندا به بند الف ماده 206 و 205 قانون مجازات اسلامی به قصاص نفس محکوم نموده است .
رای صادره پس از اعتراض و ارسال به دیوان عالی کشور مجددا به این شعبه ارسال گردیده و در دادنامه شماره 555-27/11/80 ص 393 :
بر اساس این رسیدگی شکلی بوده حضور متهم و وکیل وی و اولیا دم صورت گرفته و از طرفی اگر مستند اقرار باشد نزد حاکم صادر کننده رای نبوده و ثالثا حسب اظهارات متهم قصد تیر اندازی به فرد دیگری را داشته که به مقتول اصابت نمموده و رابعا دفاع خصوصا در مثل چنین محلهایی ممکن است مطرح باشد ونهایت زیاده روی شده که موجب پرداخت دیه حسب نظر اعلام است و به عنوان نوعی نقص حکم نقض و به دادگاه صادره کننده رای عودت داده شده .

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.