قانون مجازات اسلامی

دانلود پایان نامه

پرونده با صدور کیفر خواست به شعبه 143دادگاه کیفری یک تهران ارجاع شده است. متهم در جلسه مورخ 23/8/1373 که اولیاء دم حضور داشتند با تشریح قضیه و اینکه بعد از فهمیدن منظور مرحوم شکار قصد فرار داشته ولی در بسته بوده و او با اشاره به تعقیب نامبرده محرم را در حالی که چاقو در دست داشته و بی فایده بودن استمداد او، فرار کرده که چاقو را از دست شکار گرفته ولی نفهمیده که او زده با خود شکار به خود چاقو زده است. متهم در پاسخ به سوال اینکه چرا در نوبت اول از در فرار نکردی گفته است خواب آلود بودم. متهم آخرین دفاع را به وکیل خود واگذار کرده است.(ص166)
وکیل متهم طی لایجحه تقدیمی از موکل دفاع کرده و نماینده دادستان طی اظهاراتی که به خط خود نوشته با قطعی خواندن قتل شکار متهم قتل عمدی بودن را جای تأمل دیده و دلایل خود را به این شرح بیان کرده: متهم در دفاع از خود اظهار نموده است که مقتول قصد لواط با او را داشته و برای این منظور شلوار او را پایین آورده و با کارد او را تهدید کرده است اگر چه ممکن است این مسائل ساخته و پرداخته ذهن او باشد لکن با توجه به اینکه اهالی محل مقتول را شخصی بچه باز و دارای انحراف جنسی می دانسته اندطبیعی ست که هر خرکت مشکوک مقتول ذهنیت را برای متهم ایجاد می کرده که مقتول قصد لواط با وی را داشته و علی الاوصول سابقه مقتول علت ایجاد چنین ذهنیتی گردیده است … لذا خواب آلودگی متهم و قفل بودن در و خوابیدن مقتول و متهم در یک تخت مزید بر علت است برای ایجاد ذهنیت متهم، حتی بر فرض اشتباه بودن چنین ذهنیتی به موجب فتوای امام خمینی(ره) درتحریر الوسلیه (ج1 ص469 ذیل مساله14؛ متهم گناهکار نبوده بلکه ضامن است سپس نماینده دادستان با اشاره به ضد ونقیض بودن اظهارات زاهد (تنها شاهد قضیه) احضار او و تفهیم این تناقض گویی ها در کشف حقیقت در خصوص ادعا متهم مبنی بر حمله مقتول به وی به قصد لواط را موثر دیده، همچنین اخذ سوابق مقتول از دایره تشخیص هویت را موثر در کشف واقعیات اعلام کرده است (ص167 و 168)
قاضی محترم در نهایت طی دادنامه بشماره 489-1/9/1373:
با توجه به اقایر متهم در مراحل مختلف و اظهارات دیگران و مقرون به حقیقت ندیدن ادعا متهم و امکان فرار و از صحنه، بزهکاری وی را محرز دیده و استناداً به مواد 206(بند ب) و 207 و 219 از قانون مجازات اسلامی محرم را به قصاص نفس محکوم نموده.
که در اثر تجدید نظر خواهی محکوم علیه پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و به این شعبه ارجاع شده بود. این شعبه طی دادنامه بشماره 409/11- 7/9/1374 با این استدلال:
وکیل تسخیری متهم در دفاع از موکل خود اقدامی اساسی نکرده و گویا خود را موظف به دفاع نمی دانسته (به دلیل عدم حضور در جلسات بدون ذکر علت و مفاد لایحه چند سطری) ولی با توجه به نظر موجه و مستدل نماینده محترم دادستان و دو صفحه اعتراض تجدید نظرخواه وارد است.
رای معترض علیه را نقض و رسیدگی به شعبه دیگر هم عرض احاله نموده است.
با اجرا قانون تشکیل دادگاههای عمومی انقلاب پرونده به شعبه 144 دادگاه عمومی تهران ارجاع شده است. اولیا دم با لایحه ای تقاضای خود را مجدداً مطرح نموده است متهم مدعی شده که تنها یک ضربه به دست شکار زده ولی اظهارات خود در مراحل قبلی را پذیرفته است وکیل متهم با تکیه به نظریه نماینده دادستان تقاضای احضار او و اخذ توضیحات از وی و سپس صدور حکم شرعی و قانونی را کرده است. قاضی محترم با اعلام ختم رسیدگی و طی دادنامه شماره524- 18/5/1375:
با توجه به اقایر متهم در مراحل مختلف و در جلسات دادگاه و بی دلیل بودن ادعای او در مورد قصد تجاوز شکار و استناداً به مواد 206(بندب) و 207 و 219 قانون مجازات اسلامی محرم را به قصاص نفس محکوم نموده است.
در اثر اعتراض محکوم علیه به رای صادره پرونده جهت رسیدگی به تجدیدنظر خواهی او به دیوان عالی کشور ارسال و بنابر سابقه به این شعبه ارجاع شده است.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای رحمت ا… عروجی عضو ممیز و اوراق پرونده درنظریه کتبی آقای محمد قاسمی دادیار دیوان عالی کشور اجمالاً مبنی بر طرح در هیات عمومی دادنامه شماره 524- 28/5/1375 تجدید نظر خواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد:
با توجه به محتویات پرونده نظر به اینکه دادگاه اخیر (شعبه144 دادگاه عمومی تهران) مانند دادگاه اول شعبه 143 دادگاه کیفری یک تهران برخلاف نظر این شعبه برقصاص نفس متهم اصرار کرده و مورد مشمول مقررات بند ج ماده 24 قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب است مقرر می گردد دفتر پرونده را از آمار کسر و جهت طرح در هیات عمومی اصراری دیوان عالی کشور به نظر ریاست محترم دیوان عالی کشور برسد.
(شعبه یازدهم دیوان عالی کشور)
رئیس: جناب آقای آموزگار
آنچه از مجموع گزارشات و تحقیقات از حال مقتول به عمل آمده بنده اینجا تقریباً اطمینان پیدا می کرده ام که این مرد شخص مقتول واقعاً آدم فاسدی بوده و قصد داشته به این آقا تجاوز کند و منتها این آقای متهم روز اول در تحقیقات اولیه این مساله را گفته که می خواسته به من تجاوز کند ولی مساله چاقو دست مقتول بوده من از دست او گرفتم و بعد به او زدم این را روز اول نگفت وی معذلک انسان تقریباً مطمئن می شود که این آقا قصدی داشته و این که برادران عزیز می فرمایند که باید صبر کند تا ببیند که عمل با او انجام بشود یا فلان، آن وقت دیگر دیر شده و موردی ندارد این اولاً و از مجموع روایات از جمله ما یک روایت داریم درباره یک زن که می خواست مورد تجاوز قرار بگیرد استفاده می شود که قصد تجاوز کافی است که انسان بخواهد از خودش دفاع کند و این دفاع اگر منجر به قتل هم شد این بری الذمه است چون در ابواب مختلف روایات مختلف وارد شده و فقهای ما رضوان الله تعالی علیهم آمدند جمع بین روایات کرده ماحصل جمع این روایات بابی به نام باب دفاع شده که در تحریرالوسله هم آمده و مرحوم امام (قدس سره) مسائلی را از باب الاهم فالا هم عنوان کرده اند جمع بین این روایت این طور شده بنده عرض می کنم که این آقا مسلماً می خواسته خودش دفاع کند الا اینکه دفاعش نامتناسب بوده من این را می پذیرم دفاعش نامتناسب بوده و راساً چاقو را زده به جاهای حساس این آقا می توانست به دستش بزند و به جاهای دیگر بزند و لذا من معتقدم این یک قول دیگری است غیر از این معتقدم که قصاص ندارد و فقط ضامن دیه است این نظر من است این الان نظر ثالثی می شود.
رئیس: جناب آقای شیبری
مطالبی را که آقای عروجی فرمودند یک مقدار توضیح بیشتری عرض کنم. ما صحبت دادستان ارائه به عنوان حجت شرعی که بگوئیم که قولش سند است و چون ایشان گفته قولش مانند بینه است و باید پیروی کرد بلکه از باب طریقت می گوئیم همان ترتیب که ایشان استدلالی کرده اند و استدلالشان موجه است ما هم استدلالمان همان است منتها نخواستیم در رای 2صفحه را بیاوریم و در رای بگنجانیم ما بطور خلاصه گفتیم مطلب همان است ما هم همان سبک استدلال را قبول داریم نه به عنوان اینکه نماینده دادستان گفته حجت است، از این نظر نبود.
و حالا اینکه آیا نماینده دادستان حق داشته برنگردد، تخلف کرده یا نکرده اثری در این جهت نخواهد داشت فعلاً درباره رای دادگاه بنظرمان رسیده که رای دادگاه این اشکالاتی را که نماینده دادستان ذکر کرده دارد و از طرفی این طوری که آقای سپهوند فرمودند که وکیل تسخیری بیان کرده نماینده دادستان در حقیقت کیفر خواست را پس گرفته این طور نیست چندین جلسه دعوت شده در هیچ یک از جلسات شرکت نکرده، در یک جلسه اعلام شده که این وکیل تسخیری به مکه مشرف شده اما در سه دیگر نوشته اند وکیل در دادگاه حضور ندارد نماینده دادستان حضور ندارد، در روز 23/8/1373 جلسه دادگاه تشکیل شده بعدش در 25 یا 26/8/1373 یعنی 3روز بعد نماینده دادستان آمده نظرش را نوشته، در دادگاه نبوده، بعد از جلسه دادگاه آمده نظر را نوشته البته در جلسه اخیر دادگاه وکیل تسخیری حضور داشته. آقای بادامچی به عنوان وکیل تسخیری متهم اظهار داشته لایحه ای تنظیم و تقدیم دادگاه می نمایم در دادگاه هیچگونه دفاع سابقه کیفری ندارد و جوان و نادان است و مواجه با حمله مقتول شده است دارد.
وکیل تسخیری تمام دفاعش این است و بنظرم نماینده دادستان بهتر از متهم دفاع کرده اما نماینده دادستان مطالبی را که بیان کرده اند و همین طوری که آقای آموزگار فرمودند شواهد و این چیزهایی را که نقل کرده اند علم آور است مثلاً می بینید که یکی دیگر از آن بچه ها که 19ساله می گوید برای من یک ویدئو خرید آن وقت فیلم های مستهجن را می گذاشته، ویدئو برای یک بچه 19ساله، این آدم برای چه خریده این یک حسابهایی است دیگران هم می گویند چنین چیزی (شایعه فساد متهم) شایع است اینهایی ک گفته اند هیچ گونه اختلافی بین متهم و مقتول نبوده و آن شب هم علی وارد شده، همچنین چند نفر دیگر می گویند اینها آمدند نشستند و با هم شام خوردند اختلافی نبوده، نصف شب با سر وصدا آن هم از دیوار با آن کیفیت فرار می کند فقط آن علی اختلاف در بیان داشته و آن قهری بوده، چون متهم است به اینکه می خواستند با مقتول به متهم تجاوز کنند طبیعی است که او بخواهد انکار بکند حرف این متهم را و اقرار نکند، اما آن مقداری که خود او اظهار داشته که این در حیاط ایستاده بود خون از آن می آمد از آن طرف هم سابقه اختلافی با هم نداشتند اینها را هم بیان کردند اما اینکه این شخص( متهم) می توانسته نیاید پهلوی این شخص بدنام صحیح است ولی فکر نمی کرده که با او چنین کاری انجام بدهد خیلی ها هستند با افراد بدنام رفیق هستند ولی فکر نمی کرده که آلوده بشوند اما نصف شب می گوید که احساس کردم دست به شورت من زد پا می شود برود که چراغ را روشن بکند یعنی اهل این کارها نیستم دیگر دست بردارید، می رود دستشوئی باز می آید جلو راه را می گیرد (این طور که این ادعا کرده) شواهد نشان می دهد برای انسان علم آور است که این حرفهایش بی خود و بی ربط نیست جلو راهش را باز هم می گیرند اول فکر کرده بوده که نجات پیدا کرده اما می بیند جلویش را گرفتند اینها در پرونده هست حالا من این چیزهایی راکه نماینده دادستان نوشته می خوانم چون در حقیقت ما این را قبول کردیم گفتیم دلیل ما هم همین است این نماینده دادستان خطاب به رئیس شعبه کرده می گوید:
« حسب محتویات پرونده و اقرار متهم در کشته شدن مقتول به دست متهم محرم هیچ شبهه ای وجود ندارد لیکن در اینکه قتل عمدی باشد جای تأمل است زیرا متهم در دفاع از خود اظهار نموده که مقتول قصد لواط با او را داشته است این مسائل ساخته و پرداخته ذهن او باشد لکن با توجه به اینکه اهالی محل مقتول را شخص بچه باز و دارای انحراف جنسی میدانسته طبیعی است که هر حرکت مشکوک مقتول این ذهنیت را برای متهم ایجاد می کرده است که مقتول قصد لواط با وی را داشته و علی الوصول سابقه مقتول علت ایجاد چنین ذهنیتی گردیده است و با عنایت به اینکه حسب اظهارا متهم و گواهی زاهد متهم قبل از مقتول در ساعت 10 الی 11 خواب رفته است و بعد از خوابیدن او مقتول روی همان تختی که او خوابیده است می خوابد و به دستور مقتول درب گاراژ توسط زاهد قفل شده (ملاحظه می کنید راهها همه بسته و معلوم می شود که توطئه ای در کار است که در را قفل می کنند و راهها را می بندند) احساس خطر برای خودش می کند که اگر اینجا یک مقداری کوتاه بیاید دو نفری به من حمله می کنند ولو من زورم به یکی از آنها برسد به دومی آنها نخواهد رسید لذا خواب آلودگی متهم و قفل بودن در و خوابیدن مقتول و متهم در یک تخت مزبور علت است برای ایجاد ذهنیت متهم حتی بر فرض اشتباه بودن چنین ذهنیتی به موجب فتوای امام خمینی (رضوان الله تعالی علیه) در صفحه 469جلد اول تحریرالوسیله ذیل مساله14 قسم دوم فصل دفاع، متهم گناهکار نبوده بلکه ضامن است، البته زاهد که تنها شاهد قضیه بوده است در اوراق مختلف پرونده اظهارات ضد و نقیض دارد مثلاً در بازجویی اولیه اش در برگ 34پرونده می گوید محرم مقتول را با چاقو زد ولی موقعی که فرار کرد من چاقو را در دست او ندیدم و در برگ 63 برخلاف اظهار اولیه خود در پاسخ به این سوال که چاقویی مشاهده کردی یا خیر می گوید: خیر (البته متهم خودش گفته من موقعی که آمدم فرار کنم چاقو را پرت کردم و فرار کردم) در برگ های 34 و 63 می گوید من شکار را به بیمارستان بردم و در برگ 75 می گوید کس دیگری مقتول (شکار)را به بیمارستان برد، در برگ 63 میگوید ساعت 10 شب وقتی از متهم و مقتول خوابیدم و در برگ 64 می گوید من ساعت 30/12 بعد از متهم و مقتول خوابیدم اظهارات مشارالیه توجه به این ضد نقیض ها می تواند در آشکار شدن حقیقت در خصوص ادعاهای متهم مبنی بر حمله مقتول به وی به قصد لواط موثر باشد لیکن به علت طولانی شدن دادرسی آن را توصیه نمی کنم اخذ سوابق مقتول از تشخیص هویت نیز موثر در کشف واقعیت است علیهذا تقاضای صدور تفهیم قانون و شرعی دارم.»
با توجه به اینها برای ما علم آور بود یعنی همین طوری که آقای آموزگار فرمودند پرونده سر تا پا نشان می دهد که این طور نبوده که برای خاطر ندادن پولی که خودش هم اقرار دارد می گوید من 5هزار تومان دیگر بدهکارم قتل را انجام داده باشد او ادعا می کند برای پول آمد و از دیوار آمد اما تمام اینها معلوم می شود دروغ بوده روی این حسابها ما به نظرمان رسید که رای دادگاه درست نیست.
رئیس: جناب آقای محمد سلیمی
بنده به دلائلی عرض می کنم نظر شعبه دیوان عالی کشور را صحیح می دانم.
موضوع از این قرار است که قاتل به مقتول بدهکار بوده و محل زندگی او که یک گاراژ بوده و مقتول مجرد در آنجا زندگی می کرده مراجعه و شب مهمان مقتول بوده است و در مورد بدهی که داشته اظهار داشته و به موقع خواهد پرداخت طرفین در مورد بدهکاری اختلافی نداشته اند لااقل در این زمینه چیزی عنوان نشده است.

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.