قانون مجازات اسلامی

دانلود پایان نامه

رئیس : جناب آقای آموزگار
بنده تحلیلی به عکس نظریه جناب آقای عروجی دارم. عرض کنم خدمت شما، ما اینجا رسیدگی شکلی می کنیم، اگر واقعا خود بنده که فعلا اظهار نظر می نمایم قاضی بدون بودم و رسیدگی ماهوی می کردم شاید جور دیگری نظریه می دادم و به تایید محاکم عمومی می آمدم، اما براساس گزارش، براساس مطالبی که جناب آقای سجادی بیان فرمودند ، من بر اساس این گزارش نظر می دهم تحلیل دیگر دارم، عرض من این است که در کبرای مساله ما هیچ تردید نداریم، هم فقها و هم قانون قتل عمد را تعریف کرده اند میگویند جایی است که انسان قصد قتل داشته باشد چه آلت قتاله باشد چه نباشد. بنده ب ماده 206 ناظر به جائی است که آلت نوعا قتاله باشد، که آنجا دیگر قصد قتل هم لازم نیست. خوب در کبرای این مساله کسی تردید ندارد، ما اینجا داریم بحث صغروی می کنیم و بحثمان این است که آیا این سنگ کشنده است یا خیر؟ اگر کسی به کسی چاقو بزند احتمال وقوع قتل خیلی زیاد است مثل تفنگ، تفنگ هم اینطوری است وقتی که گلوله اصابت می کند به بدن یک انسان نوعا و عموما و حتی از نظر پزشکی هم منتهی به قتل خواهد شد. در اکثر حالات اگر احصاء کنید منجر به قتل می شود. چاقو اگر به گلو بخورد به دست و پا بخورد، بالاخره در اثر برندگی که دارد رگ و ریشه و اینها را می برد، وقتی بریدخونریزی خواهد شد و دنبالش هم مرگ است. اما سنگ اینطور نیست، سنگ می شود گفت قتال است، مثلا اگر به مراکز حساس بخورد قتاله است، نوعا کشنده است و عرف هم همین را تایید می کند. پس یک فرق ماهوی است بین چاقو و تفنگ و بین سنگ، سنگ اگر ما احراز می کردیم که این ضارب وقتی سنگ را پرتاب کرد قصد داشته که فقط به سرش یا مراکز دیگر حساس بزند می شود گفت که سنگ نوعا قتاله و کشنده است اما اگر این را احراز نکردیم قتل عمد نیست و فرض این است که ظاهرا دادگاه این را احراز نکرده که متعمدا و عامدا قصد داشته باشد به سر این آقا بزند، فرض این است اگر چنین است احتمال اصابت این سنگ به تمام بدن این آقا مساوی است و نسبت به قسمت فوقانی بدن ممکن است بیشتر باشد، اما انقدر نیست و فاصله چقدر باشد و شخص مضروب بین چند نفر باشد ، تنها باشد، یا بین اشخاص دیگر باشد و اگر تمام این شقوق را انسان بخواهد بررسی کند روی حساب احتمالات ابتدائی احتمال این که سنگ بخورد به مرکزی که موجب قتل شود این احتمال درصد بالائی ندارد. در مساله دفاع به نظر من اصلا دفاع در بین نبوده ، بنده در نهایت نظر شعبه محترم 27 دیوان عالی کشور را تایید می کنم.
رئیس :جناب آقای عامری
مسائلی قابل توجه است که بطورخلاصه عرض می کنم. یکی مساله اثبات وقوع قتل و اگر اثبات ارتکاب آن توسط متهم است طبق موازینی که داریم ثبوت قتل یا به وسیله اقرار باید باشد که در این پرونده اقراری وجود ندارد و متهم در هیچ کجا اقرار نکرد که من سنگ زدم و سنگ پرتاب کردم، موضوع دفاعی هم که شعبه محترم عنوان کرده اینجا متهم متعرض دفاع نشده نگفته من دفاع کردم بلکه شعبه دیوان عالی است که موضوع را دفاع تلقی کرده پس اقرار نیست، اما مساله شهادت می بینیم که شهود شهادت داده اند ولی واجد شرایط شهادت شرعی و قانونی نیستند و عدالت آنها احراز نشده ، بعلاوه شهادت آنها یکنواخت نیست بلکه مختلف است، بعضی گفته اند من ندیدم چه کسی زده ، بعضی گفته اند فاصله یک متر بود، بعضی گفته اند فاصله چهار متر بود، به این ترتیب نمی توانیم اعتماد به شهادت این قبیل افراد بکنیم، به علاوه اینکه شهادت اینها توسط متهم جرح شده و قبول نکرده، گفته شهادت اینها را قبول ندارم، شهود خودشان جزء اصحاب دعوی بوده اند، پس به مساله شهادت هم ما نمیتوانیم اکتفا کنیم. اما مساله علم قاضی که بگوییم قاضی از این قرائن و شواهد علم پیدا کرده اولا تصریح نکرده ، ثانیا مستندات علم خودش را بیان نکرده است، به نظر می رسد که این مساله از باب لوث باشد که می باید قسامه اجرا می شد، امارات ظنیه موجود است که این آقا این کار را کرده و امارات ظنی موجب لوث می شود و قتل با قسامه ثابت می گردد، ولی قسامه هم در اینجا اجرا نشده. به نظر من اشکال وجود دارد و ثبوتش بدون دلیل است. مساله دومی که هست این است که عرض کنیم علم قاضی در اینجا حجت ابدش ، قاضی هم با این که صریحا نگفته که به علمم استناد کرده ام فرض کنیم با علم قتل را احراز کرده باشد انطباق هم با این که صریحا نگفته که به علمم استناد کرده ام فرض کنیم با علم قتل را احراز کرده باشد انطباق قتل با بند ب ماده 206 مورد شبهه است چون بند ب ماده 206 قانون مجازات اسلامی این است که قاتل عمدا کاری را انجام دهد که نوعا کشنده باشد، فرض کنیم سنگ توسط این شخص پرتاب شده وسنگ هم حجر غامز بوده ، در فتوای حضرت امام رضوان الله تعالی علیه در تحریرالوسیله سنگ غامز۱ ذکر شده، متهم سنگ را پرتاب کرده اما اینکه قصد زدن داشته می خواسته سنگ را بزند به سر یا بدن طرف مقابل ، این مطلب را ما باید صد در صد احراز کنیم اگر شبهه باشد و سنگ را مثلا پرتاب کرده به طرف او که او نیاید و او را نگیرد، اگر احراز بشود صد در صد که با پرتاب سنگ قصد زدن داشته ول قصد قتل را نداشته می توان گفت که نوع قتل عمد است.
در این مساله به نظر من شبهه شده ، نتیجتا با رای شعبه ۲۷ دیوان عالی کشور موافق هستم و رای دادگاهها را خلاف احتیاط می دانم.
رئیس : جناب آقای یزدان زاده
آنچه مسلم است محمد… ۲۴ ساله، سیدحسین…۱۹ساله را به قصد کتک زدن تعقیب کرده ، سید حسین موسوی در حالی که فرار میکرده ، سنگی حدود نیم کیلو تا یک کیلو را برداشته به فاصله حدود ۵ متری به طرف محمد … پرتاب میکند و سنگ به جمجمه محمد … اصابت کرده و منتهی به مرگ وی می شود.
در ماده 206 قانون مجازات اسلامی قتل عمد تعریف شده.
الف)مواردی که قاتل با انجام کاری قصد کشتن شخص معین یا فرد یا افرادی غیر معین از یک جمع را دارد خواه آن را کار نوعا کشنده باشد خواه نباشد ولی در عمل سبب قتل می شود.
ب)موارد که قاتل عمدا کاری را انجام دهد که نوعا کشنده باشد هرچند قصد کشتن شخص را نداشته باشد.
1- سنگ تیز
ج) مواردی که قاتل قصد کشتن را ندارد و کاری را که انجام دهد نوعا کشنده نیست ولی نسبت به طرف بر اثر بیماری و یا پیری یا ناتوانی یا کودکی و امثال آنها نوعا کشنده باشد و قاتل نیز از آن آگاه باشد.
از اقدام سیدحسین به کیفیتی که گفته شد چنین استنباط می شود که نامبرده قصد و نیت قتل محمد را نداشته ، بنابراین موضوع با شق الف منطبق نیست.
سیدحسین 19 ساله در حال فرار سنگ حدود نیم کیلو یا یک کیلوئی را برداشته در فاصله حدود ۵ متری به طرف محمد پرتاب کرده بدون این که نشانه گیری نماید، با توجه به وزن سنگ و فاصله بین متهم و مقتول، محل پرتاب و محل اصابت که قطعا شتاب سنگ و میزان ضربه وسیله نوجوان 19 ساله کاهش می یابد ، نوعا کشنده نیست و با بند ب ماده 206 تطبیق نمی کند.
محمد جوان ۲۴ ساله بوده ، ناتوان و پیر و کودک نبوده و حسب محتویات پرونده بیمار هم نبوده و اگر هم بیماری خاص داشته قطعا متهم به آن آگاهی نداشته است، بنابراین مورد از شمول بند ج ماده 206 قانون مجازات اسلامی خارج می باشد، با توجه به مراتب مشروحه عمل متهم با بند ب ماده 295 قانون مجازات اسلامی که قصد فعلی را که نوعا سبب جنایت نیم شود داشته باشد و قصد جنایت را نسبت به مجنی علیه نداشته باشد… عملی وی منتهی به قتل شود منطق است و در نتیجه رای شعبه 27 دیوان عالی کشور مورد تایید است.
رئیس : جناب آقای سلیمی
به نظر بنده قتل عمد است، به شرحی که عرض خواهم کرد زیرا موارد عمده تنها این نیست که مرتکب قصد قتل مقتول را داشته باشد معمولا در ایراد ضرب که منتهی به قتل می شود: آلت قتل سه نوع می باشد ، یک ذاتاکشنده است مثل اسلحه گرم و سرد نظیر تفنگ و چاقوی ضامن دار و شمشیر و قمه و یک نوع دیگر آلت ضربه می باشد که نوعا کشنده نیست لکن به اعتبار شخص مجنی علیه کشنده است مثل کودک و پیر و علیل و بیمار و بعضی آلت ها ذاتا کشنده نیست بلکه به اعتبار موضوع اصابت، کشنده می شود مثل سنگ و چوب و قیچی و در موضوع مانحن فیه آلت قتل سنگ بوده که به اعتبار موضع اصابت قتاله و کشنده شده است. چون محل اصابت جمجمه مجنی علیه بوده که موضع حساست است و سابقا هم آراء متعدد اصراری و وحدت رویه در موارد مذکور صادر شده و این که شعبه محترم استدلال فرموده اند که قتل غیر عمد است مورد قبول بنده نیست. بنظر بنده قتل عمد است و هیچ گونه شک و شبهه ای برای اینجانب وجود ندارد و از طرف دیگر دفاع مشروع هم نمی باشد زیرا دفاع قانونا باید متناسب با حمله باشد و حال آنکه در این قضیه محکوم علیه 19 ساله و جوان بوده و به مقتول حرف بدی گفته و مقتول هم او را تعقیب کرده و محکوم علیه فرار کرده و می توانسته به فرار خود ادامه دهد لکن برگشته سنگی که در حدود یک کیلو وزن داشته به جمجه مقتول زده که همین سنگ موجب قتل مقتول شده ، اگرچه متهم 19 سال و جوان است مقتول هم 24 ساله و جوان بوده و هیچ آلت ضربه ای هم در دستش نبوده و لذا به نظر بنده قتل عمدی بوده و نظر دادگاهها منطبق با اصول و موازین قانونی می باشد.
رئیس : جناب آقای رازی زاده
بخش اعظم از صحبتهایی که من می خواستم عرض بکنم جناب آقای آموزگار و آقای عامری فرمودند. نکته ای که در نصوص و در قوانین است فعل باید غالبا ممایقتل به باشد.
نکته ای که می خواستم عرض این است که بین زدن سنگ پرتاب کرده آن فوق است. مساله زدن و پرت کردن این دو تا با هم فرق دارند، در پرتاب کردنها اصلا معلوم نیست که قصد زدن را داشته باشد، حتی به قصد زدن می خواهد طرف را بترساند، که اگر حریم بگیرد بایستد نمی زد، ولی آن جسارت به خرج می دهد راه می افتد، این هم پرت می کند، آن وقت اشکال بعدی را آقایان گفتند زدن به نقطه حساس با فاصله ۴ متر می خواسته به سرش بزند که حالا به بدن و هرچی که بخواهیم حساب کنیم، رابطه سر با بدن از نظر حساب ریاضی چقدر است ، حتما آنجا را می خواسته بزند، انصافش این است که اینجا فعل را بخواهیم ممایقتل به غالبا حساب کنیم خیلی دور از واقعیت است، بنابراین با رای شعبه موافق هستم ، مساله دفاع مناقشاتی است که خیلی مورد توجه نیست.
رئیس : جناب آقای مشیری
من فکر می کنم که مطالب اصلی را آقای رازی زاده و آقای آموزگار فرمودند. ما می گوییم آلت قتاله مواردش فرق می کند، تیراندازی اگر بشود معمولا می گویند افرادی که تیراندازی می کنند بیشتر مواقع موجب مرگ شده یا لااقل مثلا پنجاه درصد، سی درصد منجر به قتل شده ، تیر اندازی را می گویند معمولا کشنده است، علتش هم همین جهتی است که آقای آموزگار گفتند، اما سنگ وقتی پرتاب بکند به شکم بزند نمی کشد، به پا و دست بزند نمی کشد، به گیجگاه و توی سر اگر بزند میکشد، به غیر گیجگاه ، سنگ بزرگ اگر طوری باشد که جمجمه را بشکند می کشد لذا مواردش فرق می کند، کوچک و بزرگ بودن سنگ و به جاهایی که میزند، اینها تمام موثرند ، سنگ را عرفا آلت قتاله نمی گویند اما تیراندازی با گلوله را می گویند نوعا کشنده است ، این هم مواردش فرق می کند ، زدن غیر از خوردن است، کسی پرتاب می کند و میخورد به کسی، همین مطلبی که حناب آقای رازی زاده فرمودند یک وقت می کوبد، یک وقت پرتاب می کند و می خورد، در پرتاب کردن اگر هدفش سر او بود این کشنده است، آن هم سنگ به آن بزرگی نوعا کشنده است ، شما هر روز از کوچه عبور می کنید می بینید چطور بچه ها سنگ پرتاب می کنند. بچه ای تحت تعقیب کننده دارد می آید، از آن پرچین هم رد شده ، آمده پریده روی همان دیوار، آمد دید دارد می آید این سنگ پرتاب می کند ، شما می فرمایید سنگ را که پرتاب می کند کافی اصلا نمیخواهد به شخص بزند، همین که آقای عاری فرمودند که سنگ پرتاب می کند که نیاید جلو، دو تا سنگ هم برداشته ، می بیند باز هم می آید، آن یکی را پرتاب می کند ، این هم تا دید سنگ به او خورد آن یکی را زدن سنگ بزرگ به سر نوعا کشنده است . قانون میگوید عملی را انجام بدهد که نوعا کشنده است، عمل این شخص چیست؟ پرتاب سنگ که این نوعا کشنده نیست، لذا با این ترتیب من نظر شعبه را تایید می کنم.
رئیس: مذاکرات کافیست، جناب آقای فاخری نظریه جناب آقای دادستان کل کشور را قرائت فرمایید.
با عنایت به مفاد گزارش ونظر به این که عمدی بودن قتل محقق نیست و با فرض صحت اظهارات گواهان متهم در مقام دفاع از خود به نحوی که دست مقتول به او نرسد متوسل به سنگ پرانی شده و آن هم نه به قصد قتل و نه به قصد زدن به سر و موضع حساس بدن بلکه به حالت ترس و دفاع سنگی را انداخته که به مقتول اصابت نموده است، نتیجتا رای شعبه 27 دیوان عالی کشور مورد تایید می باشد.

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.