قانون مجازات عمومی

دانلود پایان نامه

از طرف دادسرای استان کرمانشاه، اعتراضی که مستلزم نقض حکم باشد، نشده است و چون از حیث رعایت اصول و قواعد رسیدگی و جهات دیگر نیز اشکالی به نظر نمی رسد، دادنامه فرجام خواسته به اکثریت آراء ابرام می شود.
13- رأی هیأت عمومی دیوان عالی کشور بشماره 256 – 2/4/1350
گزارش کار: (ح) در تاریخ خرداد ماه 42 به اتهام ارتکاب قتل عمد مورد تعقیب دادسرای شهرستان کرمانشاه واقع با انجام تحقیقات لازم و اصدار قرار مجرمیت و تنظیم کیفر خواست و تطبیق اتهام متهم با ماده 170 قانون کیفر عمومی تقاضای کیفر وی از دادگاه جنائی استان پنجم بعمل آمده در دادگاه با اجرای تشریفات مقرر و تشکیل جلسه مقدماتی پنج نفری و صدور دستور تعیین وقت دادرسی بالاخره رسیدگی طبق مقررات خاتمه یافته و اتهام متهم را دفاع مشروع تلقی و دفاع را متناسب با خطری که او را تهدید می نموده تشخیص وبا استناد ماده 170 و 41 و 184 قانون کیفر عمومی متهم را با اکثریت از کیفر معاف نموده و دادخواست ضرر و زیان مدعیان خصوصی را به علت اینکه بعد از تشکیل جلسه مقدماتی تسلیم گردیده رد نموده است.
دادسرای استان فرجام خواسته و لایحه نیز تقدیم و جناب آقای دادستان کل نیز با رد درخواست فرجام ماهوی دادسرای مذکور موافقت نموده و رسیدگی به شعبه 11دیوان کشور ارجاع و شعبه 11 مذکور دادنامه فرجام خواسته را به شرح زیر نقض کرده است:
(در خواست رسیدگی و فرجام ماهوی جناب آقای دادستان کل با توجه به مندرجات پرونده و جریان وقوعع حادثه موجه است زیرا مستفاد از تصدیق پزشک قانونی این است که مجنی علیه بر اثر ضربات متعدد و جراحات مهلکی که به نقاط حساس بدن او وارد شده به قتل رسیده چون کیفیت عمل با نحوه دفاع متهم مغایرت داشته و مستبعد است کسی که مورد اصابت گلوله خطرناکی قرار گرفته آنقدر توانایی و رمق برای او باقی مانده که قویاً با مجنی علیه گلاویز شده و درمقام دفاع از نفس او را وسیله چند ضربه کاری کارد به قتل رسانده باشد و ظن غالب آن است که قبلاً متهم و مجنی علیه حمله ور و او را از چند نقطه بدن با کارد شدیداً مجروح کرده است و حاصل اینکه معافیت متهم از مجازات به اعتبار دفاع مشروع ب خلاف ادله و قرائن و شواهد موجود در پرونده است علیهذا حکم فرجامخواسته نقض و رسیدگی با رعایت ماده8قانون تشکیل محاکم جنائی به دادگاه جنایی استان 5ارجاع می شود)
دادگاه جنائی پس از انجام تشریفات مقرره و تشکیل جلسه مقدماتی 5نفری و صدور قرار رسیدگی بالاخره دادرسی در هیئت پنج نفری خاتمه یافته و دادگاه عمل متهم را با توجه به موقعیت مکانی و سلاحی که مقتول دردست داشته و عدم دسترسی به قوای دولتی دفاع مشروع دانسته و با احراز موجه بودن دفاع دادگاه باستناد ماده 184 قانون مجازات عمومی (ح) را از کیفر با اکثریت معاف می نماید.
دادیار داسرای استان فرجامخواسته و لایحه تقدیم و جناب آقای دادستان کل نیز با درخواست فرجام دادسرای مذکور موافقت نموده اند و پرونده سرانجام بهیئت عمومی فرستاده شده است.
هیئت عمومی دیوانعالی کشور در تاریخ 2/4/1350 به ریاست جناب آقای عمادالدین میرطاهری ریاست کل دیوانعالی کشور و با حضور جناب آقای عبدالحسین علی آبادی دادستان کل کشور و جنابان آقایان روسا و مستشاران شعب دیوان عالی کشور تشکیل گردید پس از طرح و بررسی اوراق پرونده و قرائت گزارش و کسب نظریه جناب آقای دادستان کل مبنی بر نقض رای فرجامخواسته بدین شرح:
شرح جریان واقعه خلاصه به شرح زیر است:
در تاریخ هفتم خرداد ماه سال 42 پاسگاه ژاندارمری چالدر گزارشی طی شماره 323به دادسرای کرمانشاه ارسال و طی آن با قید فوریت اعلام میدارد که به موجب اطلاع و اصله از قریه … وسیله یکی از افراد آن قریه شخصی که خود را (ح) و اهل سنقر کرمانشاه معرفی می نماید در پانصد قدمی دهکده با داد وفریاد اهالی قریه را به کمک طلبیده و در حالیکه بدن او با خون آغشته بوده اظهار داشته است یکنفر را کشته که به مجرد ورود مامورین به محل چون شخص یادشده در اثر اصابت گلوله به ناحیه پهلو مجروح و مصدوم گردیده و احتمال خطرجانی برای او می رفت نامبرده رابه بیمارستان کرمانشاه اعزام و اکنون تقاضا دارد برای معاینه جسد دیگر و اقدام قانونی نماینده دادسرا وپزشک قانونی در محل حضور یابند.
با ارجاع پرونده به آقای بازپرس شعبه چهارم دادسرای کرمانشاه مشارالیه به معیت آقای دکتر مرزبانی پزشک قانونی به محل واقعه در 42 کیلومتری کرمانشاه عزیمت و پس از ورود وضع محل را به این شرح در پرونده منعکس
مینماید:
پس از ورود به قریه … محل وقوع ملاحظه شد در دو کیلومتری قریه و در حدود پنجاه قدمی جاده در میان گندم زار جسدی وجود دارد که در 5 الی 6 قدمی جسد مقدار نسبتاً زیادی خون لخته شده ریخته شده وضع قرار گرفتن حسد و خوابیدن گندمها حکایت می کند که مقتول با قاتل مدتی کشمکش داشته در نزدیکی جسد یک جلد اسلحه کمری و یک کمربند و یک جفت گیوه آلوده به خون و کثافت وجود دارد جسد غرق به خون است شکافی در قسمت پستان راست و شکاف دیگری در کشاله ران پای چپ و ناحیه شکم دیده می شود که روده ها از آنجا خارج شده و روده های مقتول در دو محل بریدگی پیدا کرده و محتویات روده قسمتی در داخل شکم ریخته. شکاف دیگری از ناحیه پستان چپ دیده شده که ظاهراً سطحی بوده ولی پس از شکافتن معلوم گردید که عمیق است و عضلات آن قسمت را پاره کرده و این جراحات حکایت دارد که آلت برنده ای که بکار رفته شیئی نظیر کارد و چاقو که قوی بوده می باشد جسد از روی پستانها تا نوک پا غرق در خون بود همچنین در ناحیه سر (درخلف) یک شکاف و در گردن جسد نیز شکافی دیگر پس از بررسی کامل جسد ملاحظه می شود.
آقای دکتر مرزبانی پزشک قانونی نیز با معاینه جسد جراحات مذکور را تأیید و اظهار نظر می کند با آثار و علائمی که مشاهده شد علت مرگ ورود ضربات با آلت برنده قوی شبیه چاقو و کرد و غیره در نواحی حساس بدن و خونریزی و عفونت بوده است و این آثار حکایت می کند که ضارب به قصد کشتن به مقتول حمله نموده و با ضربه وارد کرده است سپس با تجسس در اطراف جسد اسلحه ای نیز بدست می آید که داخل لوله آن گلی بوده است.
بازپرس پس از معاینه و جسد به کرمانشاه عزیمت و در ساعت 5/5بعدازظهر در بیمارستان از (ح) که به علت صدمه وارده بستری بوده در اطراف جریان حادثه تحقیق می نماید.
نامبرده واقعه را با این شرح بیان می کند که از سنقر به سوی کرمانشاه میرفته و ظهر در بیستون استراحت نموده و از بیستون حرکت می کند که یکنفر سوار بر اسب به او می رسد و با او همراه می شود و سئوال می کند به کجا
می روی او پاسخ میدهد کرمانشاه میروم که اسبم را بفروشم و بعد او از من جلو افتاد و به طرف جاده خاکی رفت من گفتم چرا از این راه می روی اظهارات داشت از این جاده راه خیلی نزدیک می شود همینطور که شاید هم من حدود 5یا 6قدم جلوتر بودم یک مرتبه صدای تیری شنیدم و لرزه به جانم افتاد و به اطراف نگاه کردم کسی را ندیدم از همسفرم پرسیدم تو بودی به من تیراندازی کردی گفت نه ولی من دیدم یک اسلحه کمری که در دستش بود گذارد وسط کمرش وبعد من نفهمیدم شب است یا روز از اسب افتادم و نمی دانم اسبم چطور شد و آن شخص کجا رفت و چون بازپرس اعلام اتهام قتل آن مرد را به او می کند اظهار می دارد کسی را نکشته بلکه آن شخص همراه او را زده و فرار کرده و در همین تحقیقات ضمن سئوالات مکرری که از او می شود تناقض گویی نموده و در توضیحات بعدی می گوید که پس از رفتن به سوی جاده خاکی چون قبول نکرده اسبش را با است مقتول معاوضه کند همانطور که از جلو میرفته یک مرتبه آن شخص نامردی کرده و او را از عقب با تیر زده است.
بازپرس از او سئوال می کند شما که در ابتدا اظهار داشته ای متوجه نشدی چه کسی تو را با تیر زد چگونه اکنون ادعا می کنی آن شخص نامردانه به تو تیراندازی کرده جواب میدهد چون اسلحه کمری داشت و می خواست اسب مرا صاحب بشود اینکار را کرد در تحقیقاتی که در همان روز ساعت 5/9 از متهم مذکور وسیله مامورین ژاندارمری در بیمارستان به عمل می آید نامبرده جریان واقعه را به نحو دیگر و مغایر با اظهارات فوق به این شرح بیان می کند که پس از رسیدن سوار و همراه شدن با او در دوراهی هرسین باران به شدت می بارید و من به رفیقم گفتم چون باران می بارد من می مانم و به طرف قهوه خانه برگشتم و او هم برگشت و سر اسب ها را در دست گرفتیم و نشستیم تا باران خاتمه پیدا کند قدری که باران کم شد رفیقم گفت شاید تا صبح باران بیاید حرکت کنیم به راه افتادیم در بین راه به من پیشنهاد کرد بیا اسبت را با اسب من معاوضه کن من گفتم عوض نمی کنم و می فروشم و یکبار دیگر تقاضا کرد بیا سوار اسب من شو و اسب خودت را به من بده که قبول نکردم و سپس ماجرای تیراندازی را بیان نموده و صریحاً اظهار می کند که با آن شخص گفته چرا مرا میکشی بیا اسب را ببر و سپس روی زمین سقوط می نماید و آن شخص می آید روی سرش و یک لگد به صورتش می زند.
در گزارش تکمیلی که پاسگاه ژاندارمری چالدر به دادسرای کرمانشاه طی شماره 25 مورخ 9/3/32 تقدیم می دارد اظهارات تعداد زیادی از ساکنین قریه … را که بر بالین متهم پس از شنیدن صدای داد و فریاد او حاضر شدهاند منعکس و نامبردگان اظهار بعضاً اظهار می دارند که پس از رسیدن بر بالین متهم نامبرده داشته است که من یک نفر را کشته ام و در میان گندم زار انداخته ام مرا به شهر برسانید بلکه از بین نروم و عده ای هم می گویند متهم اظهار داشته با شخصی همراه بوده و آن شخص به سوی او تیراندازی کرده و نامبرده او را با چاقو تکه تکه نموده و در میان گندمها انداخته است.
مامور تحقیق از متهم در بیمارستان از وی سوال می کند بطوریکه عده زیادی از مردم قریه … شهادت داده اند شما در اولین برخورد گفته ای که مقتول به دست شما کشته شده چه می گویی متهم در پاسخ اظهار می دارد من چنین چیزی را نگفته ام بلکه در پاسخ گفته ام یک نفر با گلوله مرا زده و نگفته ام یکنفر را کشته ام و در پاسخ این سوال که چه کسی مقتول را کشته است اظهار می دارد که پس از تیراندازی به من بیهوش شدم و دیگر بهوش نیامدم اگر او را کشته اند خدا کند راست باشد گروه کثیری از اهالی قریه محل واقعه با امضای استشهادیه ای گواهی داده اند که در اولین برخورد متهم بکشتن مقتول اقرار کرده و اظهار داشته او را با چاقو کشته و در گندم زار انداخته است.
20 روز بعد مادر مقتول اهل قریه صحنه به پاسگاه و بازپرسی مراجعه و با ادعای توضیحاتی و مشاهده عکس های مقتول بالاخره به عنوان قتل فرزندش اعلام شکایت می نماید و ادعا می کند مقتول مبلغ هفتاد هزار ریال وجه نقد به منظور خرید اسب و مقداری پول سفید نقره به منظور ساختن وسائلی برای همسرش به کرمانشاه می رفته که به قتل رسیده است.
در تحقیقات مجددی که در تاریخ 1/5/42 یعنی قریب 53روز بعد از واقعه از متهم به وسیله بازپرس به عمل می آید نامبرده این بار نیز مطلب دیگری بر توضیحات قبلی اضافه کرده مدعی می شود در بین راه هنگامی که با مقتول همراه بوده به دو نفر ژاندارم که آنها را نمی شناسد برخورد کرده و قصد داشته اسب یکی از آنها را بخرد ژاندارم گفته 1900تومان و او به 900تومان راضی شده که معامله انجام نشده و سپس به سوی او تیراندازی شده و دیگر چیزی نفهمیدم و این گفته را که قبلاً ادعا نموده و توضیح داده است مقتول پس از تیراندازی به او بر بالینش آمده و با لگد زده در آنجا تکذیب کرده و حتی می گوید پس از اینکه تیر به طرف او خالی شده از حال رفته و تشخیص نداده است چه کسی به طرف او تیراندازی کرده است.
در معاینهای که در روز 9/5/42 پس از دوماه از تاریخ واقعه از متهم و از جرح وارده به او وسیله اسلحه بعمل آمده دکتر مرزبانی پزشک قانونی ضمن اظهار نظر مشروح و مفصلی که با معاینه محل جراحات و زخم ها می نماید اظهار نظر می کند که گلوله به شرح اظهار نظر پزشک به نحوی است که جراحت حاصله بسیار عمیق و حائز اهمیت بوده و بالاخره پزشک مذکور نظر میدهد که به عقیده وی شخصی که به طرف متهم تیراندازی کرده در سطح پایین تری قرار گرفته یعنی یا نشسته و یا اینکه افتاده روی زمین و یا اینکه شخص تیرانداز پیاده بوده و متهم که به وی گلوله اصابت کرده سوار بر اسب بوده است ضمناً در ساق پای راست متهم نیز زخمی مشاهده می شود که پزشک مذکور اظهارنظر می نماید که این زخم در اثر اصابت گلوله ایجاد نشده و هم زمان با زخم اثر گلوله در بدن وی پدید آمده است و درمورد فاصله تیراندازی پزشک چنین بیان عقیده می نماید که به نظر وی فاصله تیراندازی دور بوده زیرا اگر از نزدیک تیر اندازی می شد نقاط حساس دیگری از قبیل قلب و سر و شکم مورد اصابت قرار می گرفت و معتقد است که گلوله از بدن خارج شده است.
بیمارستان کرمانشاه نیز ضمن نامه ای در پاسخ بازپرس اشاره میدارد که گلوله از پشت در ناحیه راست ریه (ح) وارد شده و از جلو خارج گردیده و قسمت ثلث خارجی ریه را سوراخ کرده است. بالاخره بازپرس پس از انجام تحقیقات دیگر از گواهان قرار مجرمیت متهم را به ارتکاب قتل عمدی صادر و ب صدور کیفر خواست از طرف دادسرای کرمانشاه تقاضای مجازات متهم بر طبق ماده 170 قانون مجازات عمومی از دادگاه جنائی کرمانشاه می شود با طرح پرونده در دادگاه جنایی کرمانشاه و تعیین یکنفر وکیل دادگستری به وکالت از متهم، متهم نامبرده دفاع خود را دردادگاه تغییر داده و بقتل عمدی مقتول اقرار و مدعی می شود برای دفاع از جان خود مبادرت به کشتن مجنی علیه نموده و چنین توضیح می دهد که مقتول با اسلحه از عقب به من گلوله زده و به من حمله کرده و قصد کشتن مرا داشت هرچه التماس کردم پول مرا ببر و مرا نکش گوش نداد متهم ناچار شدم دفاع نمایم از عقب غفلتاً تیری به من زد و اسب مرا به زمین زد و چشم باز کردم دیدم می خواهد مرا بکشد او کشید منهم او را کشیدم از جان خودم دفاع کردم یک چاقوی کوچک داشتم دست او را گرفتم بحال خودم نبودم نمی دانم چطور شد.

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.