قانون مجازات عمومی

دانلود پایان نامه

مشاوره نموده به شرح زیر بیان عقیده می نمایند:
(اعتراض دادسرای استان کرمانشاه و درخواست رسیدگی فرجامی موجه به نظر می رسد زیرا دادگاه جنائی با احراز اینکه فرجام خوانده عمداً مرتکب قتل شده و عمل او با ماده 170 قانون مجازات عمومی انطباق دارد ادعای متهم را دایر به اینکه برای حفظ جان خود اقدام نموده موجب معافیت او از مجازات دانسته در صورتیکه ادعای مزبور با گواهی پزشک قانونی و نحوه ضربات و جراحات مهلکی که به نقاط حساس بدن مقتول وارد شده و اظهار متهم در مراحل تحقیق و کیفیت اصابت گلوله به متهم و سایر ادله و شواهد و قرائن موجود در پرونده خلاف این ادعا را مدلل می دارد و عنوان دفاع مشروع در این مورد صادق نیست و حکم فرجام خواسته مخدوش است و بر طبق ماده 430آئین دادرسی کیفری با اکثریت نقض می شود و رسیدگی به موضوع با رعایت ماده 8 قانون تشکیل محاکم جنائی به دادگاه جنایی کرمانشاه ارجاع می شود).
14- رأی هیأت عمومی دیوانعالی کشور بشماره 4 – 16/2/1376
پیرو گزارش و دادنامه شماره 409/11-7/9/1374 این شعبه که طی آن دادنامه به شماره 489 -1/9/1373 صادره از شعبه 143 دادگاه عمومی تهران ارجاع گردیده است شعبه مذکور هم همانند دادگاه قبلی متهم را به قصاص نفس محکوم نموده و پرونده در اثر اعتراض محکوم علیه به رای صادره به دیوان عالی کشور ارسال و بنابر سابقه به این شعبه ارجاع شده است . قضیه به این شرح است که به دنبال مجروح شدن آقای شکار بوسیله چاقو و انتقال او به بیمارستان سینا و اطلاع امر به نیروی مامور انتظامی به بیمارستان اعزام و از مجروح تحقیق نموده است . شکار نگهبان گاراژ سانترال اظهار داشته اینجانب در ساعت 22 شب مورخ 10/4/1372 از شخصی بنام محرم حدود ده هزار تومان ظلب داشتم و قبلا در قهوه خانه بغل گاراژ کار می کرد به من مراجعه کرد و گفت چون من در چلوکبابی کار می کنم در دو سه هفته دیگر به شما دارم می دهم و رفت که بعدا در ساعت 1 همین شخص (محرم) از بالای درب ورودی گاراژ سانترال که خودم نگهبان هستم وارد شد و من در خواب بودم که ایشان با چاقو به من حمله ور شد و شش جای بدن من را با چاقو زد .
از دو نفر بنامان حسین و مهدی که مجروح را به بیمارستان انتقال داده بودند تحقیق شده که آنها از مجروح نقل کرده اند که گفته شخصی بنام محرم مرا با چاقو رده است (ص 4و5 ) فردی بنام حمید 49 ساله راننده سازمان گوشت اظهار داشته شکار مانند فرزند خودش از محرم نگهداری می کرد و تمام خرج و خوراک محرم را می داد و ساعت 22 مورخ 10/3/1372 محرم خودش به گاراژ وارد شد و پس از احوالپرسی محرم و شکار با هم شام خوردند و شکار به محرم شماره تلفن داد و گفت چرا به من سر نمی زنی که تا ساعت 24 شب جاری با هم بودیم و بعد از آن نمی دانم چه اتفاقی افتاد(ص1) از فردی به نام شاهپور تحقیق شده که او شکار را پدرخوانده خود معرفی نموده و گفته از دو سال قبل مادرم را عقد کرده است او اطلاعات خود در مورد قتل شکار را از اهالی و کسبه محل نقل کرده و در پاسخ به اینکه چرا محرم شکار را کشت و گفته فقط می دانم ده هزارتومان به شکار بدهی داشته است. (ص1)
در تحقیق از اولیاء دم آنها از محرم بعنوان قاتل پدر خود شکایت نمود, تقاضای صدور حکم بر قصاص را کرده اند. پزشکی قانونی تهران پس از معاینه جسد و تعیین و محل و کمیت و کیفیت بریدگیها بوسیله جسم برنده, علت مرگ شکار را آسیب احشاء و عروق داخل اعلام کرده است. (ص)
در تحقیق از شخصی به نام زاهد 19ساله و محصل، گفته: روز عاشورا حدود ساعت 5/8 الی 9 شب بود که محرم به گاراژ آمد نزد شکار بعد از احوالپرسی و صرف شام و صحبت کردن شماره تلفن باطریسازی علی را از مقتول گرفت و حدود 5/12 تا یک شب بود که بگفته مقتول در گاراژ را بستم و سپس قفل کردم و من رفتم داخل اطاق روی بالکن خوابیدم محرم هم روی تخت بغل مقتول داخل محوطه گراژ خوابید و صحبت می کردند حدود یک ساعت بعد از سر و صدا بیدار شدم بلافاصله بیرون آمدم محرم را دیدم توی راهرو گاراژ ایستاده بود و مقتول نیز ایستاده بود و حدود یک متر با هم فاصله داشتند مقتول خون زیادی از او سرازیر بود و به من گفت محرم را بگیر که بلافاصله محرم از در گاراژ بالا رفت که من به دنبال او دویدم و پایش را گرفتم که پای دیگرش را توی صورتم زد و رفت بالای در متواری شد. او در پاسخ به این سوال که به غیر تو و محرم و شکار فرد یا افراد دیگری هم داخل گاراژ بودند گفته خیر چون تعطیل بود.
محرم در شهر پارس آباد دستگیر و در نخستین تحقیق مورخ 18/5/1372 در دایره اول آگاهی تهران ضمن معرفی خود به عنوان محرم 19ساله اهل مشکین شهر و اعتراف به ایراد جرح با چاقو به شکار در مورد انگیزه درگیری با نامبرده گفته« من حدود ساعت 19روز 10/4/1372 به خیابان هلال احمر جلوی گاراژ سانترال مراجعه و جلوی گاراژ علی (زاهد) را دیده که اولین بار بود با علی روبرو شدم ضمن احوالپرسی به اتفاق علی رفتیم داخل محوطه روی تخت نشستیم حدود نیم ساعت بعد مرحوم شکار به ما ملحق شد و علی با شکار مشغول شام خوردن شدند و به من تعارف کردند چون شام نخورده بودم من با آنها شام خوردم و حدود ساعت 21 خسته بودم و دچار خواب گرفتگی شدم بصورت طاقباز رو تخت دراز کشیدم و شکار با علی (زاهد) لبه تخت نشسته بودند متوجه حدود ساعت 22 بود در حالیکه به صورت روی شانه خوابیده بودم متوجه شدم دستی روی شورت من است و قصد دارد پایین بیاورد که ناگهان از خواب بیدار شدم دیدم شکار لب تخت کنار من نشسته بود و چون دیدم شلوار و شورتم مقداری پایین کشیده شده از جای خود بلند شدم رفتم دستشویی و شورت و شلوارم را بالا کشیدم و در حین برگشت از دستشویی البته قبل از اینکه از دستشویی بیرون بیایم صدای شکار و علی (زاهد) را می شنیدم که شکار می گفت علی بیا کمی باش حال کنیم که من دچار وحشت شدم و دوباره گفتم شاید شوخی کند از دستشویی بیرون آمدم دیدم شکار و علی جلوی اطاق دفتر گاراژ که لامپ آن روشن بود ایستاده اند و علی رفت داخل اطاق یک چاقوی کارد مانند دسته چوبی که رنگ دسته آن قهوه ای بود قبلاً هم در همان اطاق دیده بودم آورد به شکار داد، من که این وضعیت را دیدم ترسیدم و برگشتم به سمت درب خروجی گاراژ که محل را ترک کنم که علی در حالی که لخت و فقط یک شورت در پا داشت دوید آمد جلو در بسته در مقابل من ایستاد و دستهایم برا به کمر زد در همین حین شکار هم با چاقو که علی در اختیار وی قرار داد به من نزدیک شد و چاقو را در پهلوی قسمت من گذاشت ولی فرو نکرد و علی هم به من پیچید که من از خودم دفاع کردم و در همین لحظه که شکار و علی مرا محاصره کرده بودند و من چاقو را از دست شکار با زور گرفتم و به او حمله ور شدم و دیگر نمی دانم چند ضربه به او خورده و چاقو را به زمین انداختم و فرار کردم و به محوطه گاراژ که علی با صندلی مرا دنبال کرد و سپس فریاد می کشیدم خودم را به جلوی در گاراژ رساندم و از بالای در گاراژ رفتم و به پایین پشت در پریدم که حتی دکمه های پیراهنم کنده و فرار کردم.
او در پاسخ به این که شکار پول از شما طلب داشت گفته« بله مبلغ ده هزار تومان قبلاً به من داده است که در ایام نوروز مبلغ پنج هزار تومان به او دادم و پنج هزار تومان دیگر از من طلب داشت که آن شب خودم به عمو (شکار) گفتم انشا ا… به این زودی بقیه پول را پس می دهم».
سوال: آیا عمو صحبت از ده هزار تومان طلب که از شما بگیرد آن شب حادثه نکرد؟
جواب: خیر اصلاً چنین صحبتی نبوده است.
س: چند ضربه چاقو زدی؟
ج: پس از گرفتن چاقو از او من فقط یک چرخ زدم و اصلاً متوجه نشدم که چاقو به او خورد یا نه و در حالیکه فرار کردم شکار سرپا ایستاده بود.
س: آیا قبلاً هم مرحوم شکار تقاضای چنین عملی از شما کرده بود؟
ج: خیر اصلاً
س: آیا با افراد دیگری چنین کاری کرده؟
ج: من ندیده بودم ولی از دیگران شنیده بودم چنین عملی با بعضیها می کرده
س: از چه افرادی شنیدی؟
ج: از شخصی به نام داود که قهوه خانه جنب گاراژ را اجاره کرده بود.
س: حاضری با داود مواجه شوی؟
ج: بله
در مواجهه حضوری زاهد معروف به علی موضوع قصد تجاوز خود و شکار به محرم را تکذیب کرده و محل خواب خود را از داخل اطاق و محل خواب شکار و محرم را با فاصله 15متری داخلی محوطه گاراژ اعلام نموده است.
محرم در تاریخ 20/5/1372 در نزد بازپرس شرح ماوقع (بمثابه مرحله قبل) به ایراد جرح با چاقو به شکار اعتراف کرده و زاهد (علی) نیز با بیان این مطلب که « مدتی که محرم بیدار بود و با من و شکار صحبت می کرد هیچ گونه درگیری و اختلافی بین شکار و محرم و من پیش نیامده ادعای محرم مبنی بر قصد تجاوز او و یا شکار به نامبرده را تکذیب کرده است. محرم در دفاع مجدد گفته من قبول دارم که با چاقو به طرف شکار حمله کرده ام و ممکن است چاقو به او خورده باشد ولی قصد کشتن او را نداشتم. آقای بازپرس با صدور قرار بازداشت موقت در مورد متهم و دستور تحویل او به آگاهی جهت تحقیق و بازسازی صحنه، دستور تحقیق از اخلاق مجنی علیه را که آیا انحرافات اخلاقی داشت یا خیر داده و به اعتراض متهم به قرار بازداشت موقت هم رسیدگی و قرار صادره تایید داشت یا خیر داده و به اعتراض متهم به قرار بازداشت موقت هم رسیدگی و قرار صادره تایید گردیده است متهم در تحقیق آگاهی، در مورد رابطه خود با شکار چنین پاسخ داده:
س: میزان رفاقت خود با شکار را بگو؟

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.