قدرت تشخیص

دانلود پایان نامه

151
161
171
توحید
احکام
مخالفان حق
اهل کتاب
قوانین تکوینی
نبوت
قیامت
مؤمنان
جهاد و هجرت
نموداربخش2-2: نقاط تلاقی خطوط
2-2-بررسی ارتباط شبکه ای خطوط
2-2-1- نحوه اتصال خط ارتباطی احکام با خط ارتباطی توحید و قوانین تکوینی
در آیه1 (یا أَیُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّکُمُ الَّذِی خَلَقَکُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَهٍ وَ خَلَقَ مِنْها زَوْجَها وَ بَثَّ مِنْهُما رِجالاً کَثِیراً وَ نِساءً وَ اتَّقُوا اللَّهَ الَّذِی تَسائَلُونَ بِهِ وَ الْأَرْحامَ إِنَّ اللَّهَ کانَ عَلَیْکُمْ رَقِیباً) همه مردم به رعایت اولین حکم از احکام الهی، یعنی رعایت تقوا و پروا داشتن از پروردگار خویش دعوت شده اند. تقوا و پرهیزکاری ریشه اصلی همه برنامه های سالم سازی اجتماع است. احکام دیگری که در این سوره به وفور یافت می شود ،همه از اموری هستند که بدون پشتوانه تقوی به جایی نمی رسند. تنها تقوا است که باعث می شود فرد حق خدا و مردم و نفس را از بین نبرد و با رعایت احکام الهی به گونه ای زندگی کند که هدف از خلقت انسان محقق شود.
در سوره مبارکه «شمس» بعد از آمدن یازده سوگند پی در پی، و سوگند به عظمت آسمانها، زمین، خورشید، ماه و…، مطلب مهمی را ذکر می کند، اینکه ما به انسان خیر و شر را الهام و این دو حقیقت را به او تعلیم دادیم و به تعبیر ساده تر راه و چاه را به او نشان دادیم، (فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها) (8)، ( قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَکَّاها) (9)، (وَ قَدْ خابَ مَنْ دَسَّاها) (10). همانگونه که در سوره بلد نیز آمده است ‏(وَ هَدَیْناهُ النَّجْدَیْنِ). خداوند آن چنان قدرت تشخیص و عقل و و جدان بیدار، به انسان داده که فجور و تقوى را از طریق عقل و فطرت در مى‏یابد و وظیفه اوست که از دستورات آنها پیروی کند تا به سعادت دنیوی و اخروی برسد. پس بر همه انسان هاست که تقوای الهی را رعایت کنند (یا أَیُّهَا النَّاس).
در آیه1، خطاب را متوجه ناس (همه مردم) کرده و نه به خصوص مؤمنین، و نیز فرمان« اتقوا» را مقید به قید« ربکم »کرده و « اتقوا اللَّه » به کار نبرده است، زیرا صفتى که از خدا به یاد بشر انداخت (که همه را از یک نفر خلق کرده) صفتى است که پر و بال آن تمامى افراد بشر را مى‏گیرد و اختصاصى به مؤمنین ندارد، و این صفت خود یکى از آثار ربوبیت او ست.
طبرسی در مورد عبارت اول گفته است؛ «به عقیده همه مفسران مراد از ( نَفْسٍ واحِدَهٍ ) حضرت آدم 7 و مراد از( زوجها ) همسرش حوا می باشد که پدر و مادر نسل انسان است که ما نیز از آن نسل مى‏باشیم.»
نظر تفسیر نمونه و المیزان این است که ،اکثر مفسران بر این عقیده اندو این گفتار به حقیقت نزدیک تر است. به طورى که از ظاهر قرآن کریم بر مى‏آید همه افراد نوع انسان به این دو تن منتهى مى‏شوند (خَلَقَکُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَهٍ، ثُمَّ جَعَلَ مِنْها زَوْجَها ).، (یا بَنِی آدَمَ لا یَفْتِنَنَّکُمُ الشَّیْطانُ کَما أَخْرَجَ أَبَوَیْکُمْ مِنَ الْجَنَّهِ؛.)
عبارت ( خَلَقَکُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَهٍ وَ خَلَقَ مِنْها زَوْجَها ) در آیه 1مى‏خواهد بیان کند که همسر آدم 7 از نوع خود آدم بود، و انسانى بود مثل خود او، و این همه افراد بى‏شمار از انسان، که در سطح کره زمین منتشر شده‏اند، همه از دو فرد انسان مثل هم و شبیه به هم منشا گرفته‏اند، و بنا بر این حرف«من» از نوع نشویه خواهد بود، و جمله مورد بحث همان نکته‏اى را مى‏رساند که آیه زیر در صدد افاده آن است ( وَ مِنْ آیاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْواجاً لِتَسْکُنُوا إِلَیْها وَ جَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّهً وَ رَحْمَهً).
بیان این نکته برای همه مردم آن هم در ابتدای سوره و قبل از بیان هر مطلب دیگری نشان از اهمیت آن می باشد. مردمى که در اصل انسانیت و در حقیقت بشریت با هم متحدند و در این حقیقت بین زن و مرد، صغیر و کبیر، عاجز و نیرومند، فرقى نیست. دقت در این مساله باعث می شود مردم به این نکته پى ببرندو دیگر مرد به زن و کبیر به صغیر ظلم نکند و امتیازات موهومی مثل؛ طایفه ای ،قبیله ای ، زبانی ، نژادی ، منطقه ای و …که منشاء رفتار های نادرست و گرفتاری است وجود نداشته باشد. از آنجا که جامعه عصر پیامبر6یک جامعه به تمام معنی قبیله ای بود و این موضوع منشاء بسیاری از ظلم ها، قبل از بعثت و حتی در زمان بعثت بود، اهمیت این مبارزه را روشن تر می سازد.
به خاطر اهمیتى که تقوى در ساختن زیر بناى یک جامعه سالم دارد، مجددا در ذیل آیه1(وَ اتَّقُوا اللَّهَ الَّذِی تَسائَلُونَ بِهِ وَ الْأَرْحامَ)، مردم را به پرهیزکارى و تقوى دعوت کند منتهى در اینجا جمله‏اى به آن اضافه کرده و دستور داده از خدایى بپرهیزید که در نظر شما عظمت دارد و به هنگامى که می خواهید چیزى از دیگرى طلب کنید نام او را می گویید.«و الارحام» عطف بر«اللَّه» شده است.

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.