قضاوت و داوری

دانلود پایان نامه

آیه 107 و 109 به این نکته اشاره کرده است که در ارتباط با کافران ویا حتی مومنان سست ایمان که خود جزئی از کافران هستند، از ایشان شفاعت نکنید زیرا آنها خیانت کارند و باید مجازات شوند. همان طور که شما نمی توانید عذاب آخرت را از آنها دفع کنید، تلاش نکنید تا عذاب دنیا را نیز از آنها دور کنید ( وَ لا تُجادِلْ عَنِ الَّذِینَ یَخْتانُونَ أَنْفُسَهُمْ إِنَّ اللَّهَ لا یُحِبُّ مَنْ کانَ خَوَّاناً أَثِیماً ) (107)، (ها أَنْتُمْ هؤُلاءِ جادَلْتُمْ عَنْهُمْ فِی الْحَیاهِ الدُّنْیا فَمَنْ یُجادِلُ اللَّهَ عَنْهُمْ یَوْمَ الْقِیامَهِ أَمْ مَنْ یَکُونُ عَلَیْهِمْ وَکِیلاً) (109).
2-1-2-1-12- حفظ جان مردم
در آیه 94 (یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذا ضَرَبْتُمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَتَبَیَّنُوا وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ أَلْقى‏ إِلَیْکُمُ السَّلامَ لَسْتَ مُؤْمِناً تَبْتَغُونَ عَرَضَ الْحَیاهِ الدُّنْیا فَعِنْدَ اللَّهِ مَغانِمُ کَثِیرَهٌ کَذلِکَ کُنْتُمْ مِنْ قَبْلُ فَمَنَّ اللَّهُ عَلَیْکُمْ فَتَبَیَّنُوا) یک دستور احتیاطى براى حفظ جان افراد بى‏گناهى که ممکن است مورد اتهام قرار گیرند بیان شده و به مومنان دستور داده هنگامى که در راه جهاد گام بر می دارند، تحقیق و جستجو کنند و به کسانى که اظهار اسلام مى‏کنند نگویند مسلمان نیستید و آنها را به عنوان یک دشمن به قتل برسانند و اموال آنها را به غنیمت بگیرند.
2-1-2-2- احکام اخلاقی
از احکام مهم الهی که در تعدادی از آیات سوره مبارکه به آن اشاره شده است رعایت تقوا در تمام زمینه هاست. اهمیت این موضوع به قدری است که آغاز سوره با دعوت همه مردم به رعایت تقوا شروع می شود( یا أَیُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّکُمُ الَّذِی ).
در همین آیه 1بعد از ذکر چند صفت از اوصاف خداوند دوباره همه مردم را به رعایت تقوا دعوت می کند ( وَ اتَّقُوا اللَّهَ الَّذِی تَسائَلُونَ بِهِ وَ الْأَرْحامَ). آیه 131 نیز تذکر می دهد که این حکم مخصوص مردم زمان پیامبر6نبوده و مردمی که پیش از ایشان بودند و دارای کتاب و شریعت نیز ملزم به رعایت تقوا و پرهیزگاری شده اند ( وَ لَقَدْ وَصَّیْنَا الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتابَ مِنْ قَبْلِکُمْ وَ إِیَّاکُمْ أَنِ اتَّقُوا اللَّه‏). آیه 135تقوای مورد نظر الهی را توضیح می دهد که همان پیروی نکردن از هوی و هوسها و اجرای دستورات الهی و منحرف نشدن از راه حق می باشد ( فَلا تَتَّبِعُوا الْهَوى‏ أَنْ تَعْدِلُوا ).
آیه 25 شرط مهم تقوا را که صبر برای کسب رضای الهی و مخالفت با خواهش های نفسانی است یاد آور می شود و در مقابل آن وعده بهره مندی از آمرزش و رحمت الهی را می دهد (وَ أَنْ تَصْبِرُوا خَیْرٌ لَکُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ ).در آیات 128و 129 نیز بر این نکته تاکید شده است که تقوا که یک حالت قلبی و درونی است باید با اعمال بیرونی مثل احسان و اصلاح همراه باشد تا نتایج درخشان آن در دنیا و آخرت برای متقی نمایان گردد (وَ إِنْ تُحْسِنُوا وَ تَتَّقُوا(128)، ( وَ إِنْ تُصْلِحُوا وَ تَتَّقُوا )(129).
ضرورت ایمان به خداوند، اطاعت از رسول6و اولوالامر، پذیرش و اجرای دستورات ایشان نیز از احکام اخلاقی مهمی است که در این سوره به آن پرداخته شده است.
در آیه 170به همه مردم خطاب شده است که به رسول6ایمان آورند زیرا او به حق از جانب خداوند برای هدایت مردم مبعوث شده است ( یا أَیُّهَا النَّاسُ قَدْ جاءَکُمُ الرَّسُولُ بِالْحَقِّ مِنْ رَبِّکُم فامِنوا خَیرا لَکُم‏ ).
آیه 64 (وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا لِیُطاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ….) اهمیت پیروی از فرمان های رسولان را آن قدر مهم و بالا می داند که اصلا علت ارسال رسولان را ، مورد اطاعت قرار گرفتن از جانب مردم بیان می دارد و ایمان حقیقی و محکم از آن کسانی است که در اطاعت از فرمان های خداو رسولان مشتاق تر و ثابت قدم تر باشند.
به داوری طلیبیدن رسول6در امور اختلافی و تسلیم حکم و قضاوت ایشان بودن، از نشانه ها و ارکان ایمان است (فَلا وَ رَبِّکَ لا یُؤْمِنُونَ حَتَّى یُحَکِّمُوکَ فِیما شَجَرَ بَیْنَهُمْ ثُمَّ لا یَجِدُوا فِی أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَیْتَ وَ یُسَلِّمُوا تَسْلِیماً (65).
آیه 105 هم در ارتباط با این موضوع ،دایره را تنگ تر و خطاب به پیامبر گرامی اسلام هدف از نزول قرآن را قضاوت براساس حق و عدالت در میان مردم معرفی می کند. قضاوت و داوری میان مردم به اندازه ای مهم است که هم قاضی و هم اساس و مبانی قضاوت وی در میان مردم باید الهی باشد. (إِنَّا أَنْزَلْنا إِلَیْکَ الْکِتابَ بِالْحَقِّ لِتَحْکُمَ بَیْنَ النَّاسِ بِما أَراکَ اللَّهُ…)
اهمیت پیروی از دستورات رسول6 به اندازه ای است که در آیه80 اطاعت از رسول6را دقیقا اطاعت از خداوند می داند ( مَنْ یُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ …) و این حقیقتی مهم است که گویای وحدت اطاعت از خدا و رسول6می باشد.
در ابتدای آیه 59 خداوند مومنان را خطاب قرار داده، از آنها اطاعت از فرمان های خود و پیامبر6و صاحبان امر را، خواسته است (أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ).-
آیه83 (وَ إِذا جاءَهُمْ أَمْرٌ مِنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذاعُوا بِهِ وَ لَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَ إِلى‏ أُولِی الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِینَ یَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُم‏ ) نیزبه طور ضمنی از مسلمانان می خواهد آنچه می شنوند را به رسول6و اولوالامر ارجاع دهند و آن را پخش نکنند تا به ضرر جامعه مسلمانان تمام شود. یکی از مصادیق مهم اطاعت از خداوند ارجاع اختلافات، به احکام الهی و نظرات رسول6می باشد که خود از نشانه های ایمان به خداوند است و خیری کثیر برای مومنان به همراه دارد ( فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فِی شَیْ‏ءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ إِنْ کُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ ذلِکَ خَیْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْوِیلاً ) (59).
طبق آیه60 ( أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِینَ یَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ آمَنُوا بِما أُنْزِلَ إِلَیْکَ وَ ما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِکَ یُرِیدُونَ أَنْ یَتَحاکَمُوا إِلَى الطَّاغُوتِ وَ قَدْ أُمِرُوا أَنْ یَکْفُرُوا بِهِ وَ یُرِیدُ الشَّیْطانُ أَنْ یُضِلَّهُمْ ضَلالاً بَعِیداً) هرکس بر خلاف حکم الهی که همان کفر ورزیدن به طاغوت می باشد عمل کند، ازدایره مومنان خارج شده است هرچند به گمان خود و یا به ظاهر در صفوف مومنان جای داشته باشد. در این آیات تاکید به اطاعت محض از دستورات خداوند و رسول6جانشینان بر حق او شده است و ایمان را فقط ادعای زبانی نمی داند بلکه میزان تسلیم بودن در برابراحکام الهی معرفی می کند.
آیه 136 (یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا آمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ الْکِتابِ الَّذِی نَزَّلَ عَلى‏ رَسُولِهِ وَ الْکِتابِ الَّذِی أَنْزَلَ مِنْ قَبْلُ وَ مَنْ یَکْفُرْ بِاللَّهِ وَ مَلائِکَتِهِ وَ کُتُبِهِ وَ رُسُلِهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالاً بَعِیداً ) روى سخن به تمام مومنان دارد، مؤمنانى که ظاهرا اسلام را پذیرفته‏اند اما هنوز در اعماق جان آنها نفوذ نکرده است، ویا مؤمنانى که اجمالا به خدا و پیامبر6 ایمان آورده‏اند اما به جزئیات و تفاصیل معتقدات اسلامى آشنا نشده‏اند و تاکید می کند که مومنان واقعى باید به تمام انبیاء و کتب پیشین و فرشتگان الهى ایمان داشته باشند زیرا همه رسولان الهی در یک جهت حرکت می کردند و هدف همگی دعوت مردم برای ایمان به خداوند و آشنا کردن ایشان با دستورات الهی بوده است (إِنَّا أَوْحَیْنا إِلَیْکَ کَما أَوْحَیْنا إِلى‏ نُوحٍ وَ النَّبِیِّینَ مِنْ بَعْدِهِ وَ أَوْحَیْنا إِلى‏ إِبْراهِیمَ وَ إِسْماعِیلَ وَ إِسْحاقَ وَ یَعْقُوبَ وَ الْأَسْباطِ وَ عِیسى‏ وَ أَیُّوبَ وَ یُونُسَ وَ هارُونَ وَ سُلَیْمانَ وَ آتَیْنا داوُدَ زَبُوراً )(163).
از کافران و مشرکان به خداوند و عصیان گران از دستورات او و رسول6 که حکم فطری را زیر پا گذاشتند در آیات ذیل یاد شده است؛ (یَوْمَئِذٍ یَوَدُّ الَّذِینَ کَفَرُوا وَ عَصَوُا الرَّسُولَ لَوْ تُسَوَّى بِهِمُ الْأَرْضُ وَ لا یَکْتُمُونَ اللَّهَ حَدِیثاً )(42)، (مِنَ الَّذِینَ هادُوا یُحَرِّفُونَ الْکَلِمَ عَنْ مَواضِعِهِ وَ یَقُولُونَ سَمِعْنا وَ عَصَیْنا وَ اسْمَعْ غَیْرَ مُسْمَعٍ وَ راعِنا لَیًّا بِأَلْسِنَتِهِمْ وَ طَعْناً فِی الدِّینِ وَ لَوْ أَنَّهُمْ قالُوا سَمِعْنا وَ أَطَعْنا وَ اسْمَعْ وَ انْظُرْنا لَکانَ خَیْراً لَهُمْ وَ أَقْوَمَ وَ لکِنْ لَعَنَهُمُ اللَّهُ بِکُفْرِهِمْ فَلا یُؤْمِنُونَ إِلاَّ قَلِیلاً )(46)، (إِنَّ اللَّهَ لا یَغْفِرُ أَنْ یُشْرَکَ بِهِ وَ یَغْفِرُ ما دُونَ ذلِکَ لِمَنْ یَشاءُ وَ مَنْ یُشْرِکْ بِاللَّهِ فَقَدِ افْتَرى‏ إِثْماً عَظِیماً )(48)، (أُولئِکَ الَّذِینَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ وَ مَنْ یَلْعَنِ اللَّهُ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ نَصِیراً )(52)( أَمْ لَهُمْ نَصِیبٌ مِنَ الْمُلْکِ فَإِذاً لا یُؤْتُونَ النَّاسَ نَقِیراً )(53).
از مومنان به خدا و رسول6 و اطاعت کنند گان از ایشان، در راستای پاسخگویی به فطرت الهی در آیات ذیل سخن به میان آمده است؛ (وَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ سَنُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِینَ فِیها أَبَداً لَهُمْ فِیها أَزْواجٌ مُطَهَّرَهٌ وَ نُدْخِلُهُمْ ظِلاًّ ظَلِیلاً) (57)، (وَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ سَنُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِینَ فِیها أَبَداً وَعْدَ اللَّهِ حَقًّا وَ مَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللَّهِ قِیلاً) (122)، ( وَ مَنْ یَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحاتِ مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثى‏ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولئِکَ یَدْخُلُونَ الْجَنَّهَ وَ لا یُظْلَمُونَ نَقِیراً )(124)، (وَ مَنْ أَحْسَنُ دِیناً مِمَّنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّهِ وَ هُوَ مُحْسِنٌ وَ اتَّبَعَ مِلَّهَ إِبْراهِیمَ حَنِیفاً وَ اتَّخَذَ اللَّهُ إِبْراهِیمَ خَلِیلاً) (125)، ( فَأَمَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ فَیُوَفِّیهِمْ أُجُورَهُمْ وَ یَزِیدُهُمْ مِنْ فَضْلِهِ وَ أَمَّا الَّذِینَ اسْتَنْکَفُوا وَ اسْتَکْبَرُوا فَیُعَذِّبُهُمْ عَذاباً أَلِیماً وَ لا یَجِدُونَ لَهُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلِیًّا وَ لا نَصِیراً ) (173)، (إِلاَّ الَّذِینَ تابُوا وَ أَصْلَحُوا وَ اعْتَصَمُوا بِاللَّهِ وَ أَخْلَصُوا دِینَهُمْ لِلَّهِ فَأُولئِکَ مَعَ الْمُؤْمِنِینَ وَ سَوْفَ یُؤْتِ اللَّهُ الْمُؤْمِنِینَ أَجْراً عَظِیماً ) (146).
آیه 8 یک حکم اخلاقى و استحبابى در هنگام تقسیم ارث و طبقاتى است که با وجود طبقات نزدیکتر، از ارث بردن محرومند. حکم اخلاقی شامل این نکته مهم است که اگر در مجلس تقسیم ارث، جمعى از خویشاوندان درجه 2 یا 3 و همچنین بعضى از یتیمان و مستمندان حضور داشته باشند چیزى از مال به آنها بدهید و با این دسته از محرومان، با زبان خوب و طرز شایسته صحبت کنید (وَ إِذا حَضَرَ الْقِسْمَهَ أُولُوا الْقُرْبى‏ وَ الْیَتامى‏ وَ الْمَساکِینُ فَارْزُقُوهُمْ مِنْهُ وَ قُولُوا لَهُمْ قَوْلاً مَعْرُوفاً).
آیه 58 دوحکم عمومى و همگانى بسیار مهم را یاد آور شده، ادای امانت و قضاوت بر اساس عدالت در بین مردم (إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلى‏ أَهْلِها وَ إِذا حَکَمْتُمْ بَیْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْکُمُوا بِالْعَدْلِ).

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.