قطع روابط دیپلماتیک

دانلود پایان نامه

بدین ترتیب ایران در پی برداشتن گام های عملی بیشتری برای برقراری ارتباط با اسرائیل بود لذا در تاریخ 30/3/1333 زین العابدین خاکسار، وزیر مختار ایران در عمان، طی سفری به اسرائیل که یک هفته طول کشید، گام جدیدی در برقراری ارتباط با اسرائیل برداشت. وی هدف از انجام این سفر را بررسی وضعیت و مشکلات اتباع ایران اعلام کرد. زین العابدین خاکسار در این سفر با وزیر امور خارجه ی اسرائیل و هم چنین با فرماندار بیت المقدس دیدار کرد.
با انجام این سفر خبر هایی در مورد احیای مجدد روابط ایران و اسرائیل منتشر شد، مخصوصا رسانه های کشور های عربی به طور گسترده ای اخبار مربوط به این سفر را پوشش دادند و اعلام کردند که دولت های قدرتمند و استعمارگر در حال فشار آوردن به ایران هستند تا با اسرائیل رابطه برقرار کند، در پی این خبر ها ایران اعلام کرد که قصد برقراری رابطه با اسرائیل را ندارد.
شایان ذکر است که مهم ترین مانع در برقراری روابط ایران و اسرائیل فشار افکار عمومی ایران و علمای مذهبی و هم چنین ترس از واکنش جهان اسلام به این موضوع بود.
بحث مناسبات ایران و اسرائیل با فراز و فرودهایی همراه بود تا این که حادثه انقلاب عراق در سال 1337، حکومت ایران را به این نتیجه رساند که به سمت نزدیکی و اتحاد با اسرائیل پیش برود. زیرا با انقلاب در عراق و نزدیکی این کشور به شوروی، ایران بیش از پیش احساس خطر نمود.
در همین سال است که شاه در پاسخ به نامه ی بن گوروین، نخست وزیر اسرائیل، که سیاست کوروش در قبال یهودیان را یادآوری کرده بود چنین می نویسد: یادآوری سیاست کوروش در قبال مردم شما، برای من بسیار باارزش است و من حداکثر سعی خود را برای ادامه ی راهی که به وسیله ی این سنت قدیمی به وجود آمده خواهم نمود.
حکومت شاهنشاهی ایران با توجه به شرایط داخلی و منطقه ای نمی توانست به طور علنی با اسرائیل رابطه برقرار کند پس در صدد برقراری رابطه ی محرمانه و غیرعلنی با اسرائیل برآمد به همین دلیل «ابراهیم تیموری در آذرماه 1338 به تل آویو رفته و در آن جا مستقر شد و از آن جایی که قرار بود روابط به صورت غیررسمی و محرمانه باقی بماند، وی جزئی از سفارت ایران در برن محسوب می شد و این نمایندگی نیز در مکاتبات “برن 2” خوانده می شد.»
البته شاه در پی علنی کردن این ارتباط بود ولی می بایست ابتدا عکس العمل کشورهای عربی را می سنجید به همین دلیل مصاحبه ای با روزنامه ی کیهان ترتیب داد، در این مصاحبه که با سردبیر کیهان در اول مرداد 1339 (23 ژوئیه ی 1960) انجام گرفت شاه در پاسخ به سوالی در مورد شناسایی اسرائیل چنین می گوید: «این شناسایی سابقا صورت گرفته و امر تازه ای نیست، منتها روی جریانات روز و شاید هم از لحاظ صرفه جویی، چند سال پیش نماینده ی ما از اسرائیل احضار شده و هنوز هم برنگشته است. ولی این موضوع شناسایی چیز تازه ای نیست.»
بعد از این اظهارات محمدرضا شاه، موجی از اعتراضات در جهان عرب به پا خاست. به گونه ای که کشور مصر که در آن زمان رهبر انقلابی آن، جمال عبدالناصر در راس امور بود بلافاصله با سخنان شدید اللحنی شاه را مورد عتاب قرار داد و سفیر ایران را از مصر اخراج کرد. ایران نیز مقابله به مثل نموده و سفیر مصر در ایران را اخراج نمود.
در پی اقدام مصر، جهان عرب نیز علیه ایران موضع گرفت و حتی چند روز پس از قطع روابط دیپلماتیک بین ایران و مصر، یکی از علمای بزرگ مصری به نام شیخ محمود شلتوت به شاه نامه ای نوشت و از اظهارات و اقدامات محمدرضاشاه ابراز نگرانی کرد و محمدرضاشاه هم در پاسخی دوپهلو و دیپلماتیک مآبانه اظهار داشت که ما اسرائیل را به صورت دوژور به رسمیت نشناخته ایم و تغییری در سیاست های خود نداده ایم و حامی مسلمانان باقی خواهیم ماند.
با این همه مناسبات ایران و اسرائیل روز به روز در حال گسترش بود اما قبل از این که به بررسی روابط ایران و اسرائیل در زمینه های مختلف بعد از کودتای 28 مرداد تا انقلاب اسلامی بپردازیم، ابتدا بهتر است انگیزه های برقراری این روابط بررسی کرد.
با تشکیل اسرائیل در سال 1948 و به دنبال آن بروز جنگ بین اعراب و اسرائیل و شکست اعراب از اسرائیل، در وزارت امور خارجه ی ایران زمزمه های شناسایی به گوش رسید چرا که در پی شکست اعراب و هم چنین شناسایی اسرائیل توسط ترکیه و انگلیس و آمریکا، ایران احساس کرد که شناسایی اسرائیل می تواند گامی در برخورداری از کمک های مالی و اقتصادی “اصل چهار” رییس جمهور آمریکا “ترومن” و هم چنین جلب حمایت کنگره باشد و به همین دلیل ایران نمی توانست به راحتی از این امر چشم بپوشد ولی حفظ روابط حسنه با کشورهای عربی مانع از این اقدام در آن سال ها شد.
«علایق اولیه ی ایران نسبت به اسرائیل از چندین عامل نشات می گرفت، رابطه ی نزدیک میان اسرائیل و ایالات متحده این فکر را در شاه تقویت می کرد که داشتن مناسبات حسنه با اسرائیل، به رابطه ی او با واشنگتن کمک خواهد کرد و او را قادر خواهد ساخت که حسن نیت جامعه ی یهودیان آمریکا را به خوبی جلب کند؛ دریافتی که اسرائیل با شادمانی آن را تقویت می کرد.»
از سوی دیگر اسرائیل نیز مشتاق به برقراری روابط با ایران بود چرا که «امید به این که مسایل سیاسی اسرائیل با منطقه به یک مساله ی اساسی در حد یک خصومت قومی و مذهبی تبدیل نشود، بلکه یک درگیری استراتژیک نظامی محلی بر سر تصرف مقداری زمین باشد، برای اسرائیل داشتن مناسبات حسنه با ترکیه و ایران تضمین کننده ی این واقعیت بود که اسرائیل می تواند به راحتی با مسلمانان همزیستی داشته باشد. مناسبات دوستانه ی شاه با اسرائیل نشان می داد که مخالفت با اسرائیل در این منطقه عمومیت ندارد و حکایت از آن دارد که به مرور زمان شاید حتی دیدگاه اعراب نیز عوض شود. »
در راستای عملی شدن همین نوع نگرش است که دکترین محورهای پیرامون بن گوریون نخست وزیر اسرائیل مطرح می شود. اصل ایده ی دکترین محورهای پیرامون از “ریون شیلواح” است که از کارشناسان وزارت امور خارجه ی اسرائیل بوده است. محتوای این ایده بر این مبنا شکل گرفته که این تصور در منطقه و حتی در سطح جهانی مطرح شود که خاورمیانه یک منطقه ی منحصرا عربی و حتی اسلامی نیست، بلکه منطقه ای دارای مذاهب، نژادها، فرهنگ ها و ملیت های مختلف است.
بن گوریون به این ایده جنبه ی عملی می دهد و می گوید خاورمیانه یک منطقه ی صرفا عربی نیست بلکه برعکس اکثریت ساکنان آن عرب نیستند، ترک ها، ایرانی ها، یهودی ها ، بدون این که کردها و سایر اقلیت های غیر عربی کشور های عربی را به شمار آوریم، تعدادشان بسیار بیشتر از عرب ها در خاورمیانه است.
به همین دلیل اسرائیل در پی برقراری روابط استراتژیک با ترکیه و ایران در شمال و اتیوپی در جنوب برآمد تا در منطقه از انزوا خارج شود.
این دیدگاه در بین دولت مردان و سیاست گذاران ایرانی بسیار مطرح بود که با نزدیکی به اسرائیل می توان به آمریکا نزدیک تر شد. مثلا حسین فرودوست چنین می نویسد: «هرچند اسرائیل تنها کشوریهودیان جهان به شمار می رود ولی استعداد پذیرش کلیه ی یهودیان جهان را ندارد و در واقع نقش مرکز قدرت جهانی یهود را ایفا می کند، اقلیت های یهودی در جهان غرب به شدت در حکومت های خود موثراند و به خصوص این نفوذ در آمریکا بسیار شدید است، لذا نمی توان اسرائیل را یک کشور تحت سلطه ی غرب و آمریکا تلقی کرد، بلکه در واقع این جهان غرب است که تحت نفوذ اسرائیل است. از سویی اسرائیل پایگاه اصلی غرب در خاورمیانه به شمار می رفت و برای آمریکا کشور پول سازی محسوب می شد. صرف وجود اسرائیل سبب می گردید تا کشورهای عربی و ثروتمند منطقه، دلارهای نفتی خود را در مقابل سفارشات گران قیمت اسلحه به آمریکا بدهند، آمریکا با بذل و بخشش مقداری از این سفارشات را به کشورهای اروپای غربی واگذار می کرد.» با توجه به وجود چنین ذهنیتی در بین دولت مردان و سیاست گذاران ایران، بالتبع روابط ایران و اسرائیل روز به روز بیشتر گسترش می یافت. باید گفت که این تفکر مختص دولت مردان ایرانی نبود بلکه خود شاه هم عمیقا معتقد بود که ایران می تواند از طریق گسترش روابط با اسرائیل به بهتر نمودن روابط خود با آمریکا کمک کند، به عبارت دیگر «باور شاه مبنی بر نفوذ یهود در آمریکا آن قدر قوی بود که وی رابطه ی خوب و نزدیک با اسرائیل را لازمه ی داشتن روابط مناسب و اعمال نفوذ در آمریکا می دانست، ژنرال هرکابی در سفری به ایران که با شاه ملاقات کرده بود شاه در این دیدار خواستار شد که اسرائیلی ها با نفوذی که در واشنگتن دارند سعی کنند حقایق منطقه ای را به آمریکایی ها بفهمانند، شاه افزود آمریکایی ها نیاز ایران را به جنگ افزار و کمک مالی دست کم می گیرند و تلویحا از اسرائیل خواست که در این باره به پرزیدنت آیزنهاور فشار وارد سازند، بعدها شاه در ملاقاتی با رهبران اسرائیلی این تقاضا را تکرار کرد.»
همان طور که ذکر شد روابط ایران و اسرائیل رو به گسترش گذاشت به طوری که روزنامه ی معاریو در 22/2/1342 با درج خبری با عنوان “درجه ی وزیر مختاری نماینده ی اسرائیل در تهران” خبر داد که مایر عزری به درجه ی وزیر مختاری نایل آمده است و در ادامه در رابطه با نمایندگی اسرائیل در تهران نوشت که علی رغم فقدان روابط عادی دبپلماتیک، یک نمایندگی اقتصادی که دارای اختیارات کنسول نیز هست به ریاست دکتر دوریل در تهران فعال است. روزنامه ی معاریو این اتفاقات و ترفیع عزری به درجه ی وزیرمختاری را نشانه ی پیشرفت روابط بین اسرائیل و ایران می دانست.
مایر عزری در گسترش روابط سیاسی و اطلاعاتی بین ایران و اسرائیل نقش تعیین کننده ای داشت، او یهودی ایرانی تباری بود که در سال 1328 شمسی به همراه ده ها نفر از یهودیان ایرانی به اسرائیل مهاجرت کرده بود، عزری که با زبان فارسی و آداب و رسوم ایرانیان آشنایی داشت، نقش اصلی را در برقراری روابط بین دو کشور و ملاقات های دو طرف ایفا می کرد. به عنوان مثال مایر عزری توانسته بود با شخص محمدرضاشاه و اسدالله علم، وزیر دربار، روابط صمیمانه ای برقرار کند و هرگاه مناسب بداند به ملاقات آن ها برود، در تاریخ 12 شهریور 1348 (3 سپتامبر 1969) عزری در ملاقات با اسدالله علم به او می گوید که “آباابان” تقاضای دیدار با شاه را دارد، تا در مورد مسایل خاورمیانه با شاه گفتگو کند، محمدرضاشاه پس از آگاهی از این موضوع ابتدا تمایلی به این ملاقات از خود نشان نمی دهد ولی بعد از گذشت چند روز به اسدالله علم اطلاع می دهد که حاضر است این دیدار صورت پذیرد. اسد الله علم در خاطرات خود درمورد این موضوع چنین می نویسد: «امروز 15 شهریور، پس از شام، شاه مرا به گوشه ای کشید و دستور داد که به مایر عزری بگویم، وزیر خارجه اش می تواند هر موقع که مایل باشد، شرفیاب شود. دربار به دلیل فعالیت های عزری در گسترش روابط دو کشور به او نشان درجه دوم تاج اعطا کرد. علم در 19 شهریور 1352 در خاطرات خود می نویسد: به عزری نماینده ی اسرائیل در تهران نشان درجه دوم تاج اعطا شده است، شاه به من دستور داد که تاریخ فرمان همراه نشان را به پیش از جنگ ژوئن 1967 اعراب و اسرائیل تغییر دهم تا از این بابت کدورتی در روابط ایران و اعراب بروز نکند.»
نقش بهاییان نیز در ارتباط بین ایران و اسرائیل چشمگیر است، بهاییان همیشه با اسرائیل در ارتباط بودند و در کشورهای گوناگون به ویژه ایران به صورت ستون پنجم برای اسرائیل عمل می کردند، گزارشات ساواک در این زمینه شاهدی بر این مدعا می باشد. به عنوان مثال گزارش ساواک در تاریخ 22/1/1352 بدین شرح آمده است:
«به: اداره کل سوم
از: اداره کل دوم
موضوع: انتخابات اعضای محافل مرکزی بهایی های جهان در اسرائیل
طبق اظهارات امان فتح اعظم، عضو محافل مرکزی بهایی ها در اسرائیل قرار است در تاریخ 6/2/1352 شمسی انتخابات … جهت رهبری کردن محافل مرکزی بهایی های جهان در اسرائیل به مدت 20 سال آینده آغاز شود.همچنین قرار است نه نفر … از هر محفل بهایی از 113 کشور جهان به منظور شرکت در انتخابات فوق الذکر به اسرائیل عزیمت نمایند.
نظریه: اسرائیل مذهب بهایی را به عنوان مذهب رسمی در سال 1352 شمسی به رسمیت شناخته است. دولت اسرائیل با اجرای برنامه هایی از افراد مذکور می کوشد از اقلیت فوق الذکر در سایر کشورها به ویژه ایران بهره برداری سیاسی – اطلاعاتی و اقتصادی بنماید»
علی رغم وجود چنین گزارشاتی در ساواک در مورد بهاییان، نفوذ آن ها در ایران، مخصوصا در بین دولت مردان روز به روز بیشتر می شد.

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.