محصولات کشاورزی

دانلود پایان نامه

داریوش در سال 518 پیش از میلاد مسیح بنای تخت جمشید ، این کوشک باشکوه را آغاز کرد1 .اما هدف داریوش از ساخت این مجموعه عظیم چه بوده است؟ شهبازی با تاکید بیان می دارد :”هدف داریوش از ساختن این کوشک در سرزمین فارس ساختن پایتختی اداری و سیاسی نبوده است ،بلکه می خواسته مرکزی برای تشریفات ایرانی درست کند”(شاپورشهبازی،22:1384) . سخن هرتسفلد نیز مؤید این مطلب است :”تخت جمشید جایی بوده است که به علت های تاریخی و علایقی ریشه دار،درزادگاه دودمان هخامنشی شناخته شده و نگهبانی گشته و تنها در مواقع برگزاری مراسم و تشریفات خاصی از آن استفاده شده است “(هرتسفلد،1941 :22) .
هینلز نیز براین باور است که تخت جمشید مرکز اجرای مناسک بوده است ؛ یعنی صحنه اجرای جشن سالانه ایی بوده که ملت های امپراطوری در آن گرد می آمدند تا دیون خود را بپردازند و وفاداری خویش را به شاهان نشان دهند (هینلز،54:1373) . الیاده با نگاهی ویژه ، ‌تخت جمشید را محل برگزاری جشن نوروز برمی شمرد : ” داریوش پرسپولیس را همچون پایتخت مقدّسی در نظر گرفت و بنا کرد و آن به برگزاری عید سال نو، نوروز، اختصاص یافت. در واقع، پرسپولیس پایتخت سیاسی بود و از نظر سوق الجیشی اهمیت نداشت و به خلاف پاسارگاد و هگمتانه و شوش و بابل، نام آن را در هیج یک از منابع غربی یا شرقی نمی‌توان یافت.جهان غرب تنها وقتی از وجود پرسپولیس آگاهی یافت که این شهر به دست اسکندر ویران شد.عید نوزوز، در پناه اهورا مزدا، که صورت او بر کتیبه چند دروازه پرسپولیس نقش بود، برگزار می‌شد . این عید مظهر تجدید حیات جهان و پیروزی نیروهای زندگی بر نیروهای مرگ بود که شاه مسئولیت آن را بر عهده داشت و این در داستان پیروزی فریدون ‌بر ضحاک‌، به بهترین وجهی منعکس است (الیاده ،54:1379). بهار نیز براین باور است که تختگاه پارسی از نظر ساختمانی بیشتر در آیین ها و مراسم خاص مورد استفاده قرار می گرفت . جنبه نمایشی آن برای نمایندگان ملل در سطح جهان آن روز بیشتر اهمیت داشت و عظمت و شوکت یک امپراطوری بود و طبیعی است که در مدت کوتاهی از سال که شاه در کاخ پارس به سر می برد ، آنجا به مرکز حکومت تبدیل می شود ، ولی این کوتاه مدت بود (بهار ،24:1372) . اسماعیل پور زمان استفاده از تخت جمشید را بیشترتابستانها می داند و معتقد است که از تخت جمشید به طور موقت در امور سیاسی و مسایل مربوط به حکومت، دربار هخامنشی ، دید و بازدیدهای بین المللی و دیدار با عامه مردم در ایام خاص استفاده می شده است . از سویی آیین هایی چون نوروز و مهرگان در آنجا برگزارمی شده است (اسماعیل پور ،40:1383). گرولد والز زمان استفاده از تخت جمشید را نوروز می داند ومی گوید نمایندگان سرزمین های شاهنشاهی به مناسبت عید نوروز بهترین محصول و فرآورده های کشور خویش را به تخت جمشید آورده و تقدیم شاه می کردند (گرولد والز،54:1352) . گزنفون همچنین از تشریفات جشنی در ایران در قرن چهارم پیش از میلاد، پس از اصلاحات اردشیر دوم، خبر می دهد که به گمان او هرساله برپا می شده است و می گوید که ” در آغاز گروهی از مردان نیزه دار می آیند، سپس گاوان و اسبانی را برای قربانی می آورند…در اواخر برگزاری آیین، و به قول گزنفون نخست همه به مراسم قربانی می پرداختند.” (بهار،25:1372) .
یکی از این نقشهای مقدس بر دیواره های تخت جمشید، نقش شیر – گاو در آپادانا، جبهه ی پلکان شرقی است. به نظر شهبازی ” بهترین تعبیر این صحنه تفسیر نجومی آن است که می توان چنین ارائه داد. چون این مجلس همواره قسمتی از یک صحنه ی کلی است که خود، مراسم سالانه ای را نشان می دهد، پس باید با زمان خاصی از سال رابطه داشته باشد. همه می دانند که از قدیم الایام، شیر یکی از صورت های فلکی و یا برجی نجومی بوده است (برج اسد) و همواره در هنر، نجوم و ادبیات، با خورشید مربوط و بلکه یکی بوده است. در حقیقت هم سر و یال شیر به خورشید ماننده است. گاه نیز از علایم فلکی است (برج ثور) و هنگامی که خورشید به منزل گاو می رسد، بر آن تفوق می یابد. در حدود 500 ق. م. ورود خورشید – و بنابراین نماد آن یعنی شیر- به برج گاو در نزدیکی های اعتدال ربیعی (نوروز در تقویم کنونی) بوده است و احتمال این که نقش شیر گاو شکن به این واقعه ی نجومی و در نتیجه به زمان جشن نوروز ربط داشته باشد، زیاد است… (شاپورشهبازی،110:1384) . به اعتقاد نگارنده ،آنجا که سخن از مجلس ،ضیافت و اجرای مراسم های باشکوه است ،بی شک می توان از غذا و عادات غذایی میهمانان و پذیرایی کنندگان رد پایی را دریافت .
2-3-2 نقش برجسته ها ی تخت جمشید و ظرف ها
برخی از واژه های فارسی باستان مانند (باجی ، خراگ) به معنای خراج و مالیات است ؛ کنت bāji- را مشتق از ریشه ی سانسکریت bhága- به معنی” بخش ” می داند ( کنت ،199:1953) .چه گروهی مسئول دریافت خراجها به صورت جنسی بودند ودر لیست خراجها به دفعات به مواد غذایی چه به صورت محصولات کشاورزی ودام ومحصولات دامی اشاره شده است . “… این خراج گیرهادر آبادی های گوناگون خراج بز و گوسفند می گرفتند … گروهی دیگر گیرنده ی مالیات زمین بودند که کارشان وصول مالیات جو، روغن ، و بز و گوسفند بوده است” (میرزایی،14:1383) .
تصویر1- صحنه ی باجگذاران تخت جمشید
در پلکان شرقی تخت جمشید ، صحنه آمدن باجگذران سراسر امپراطوری هخامنشی برای شرکت در ضیافتی باشکوه ، به تصویر کشیده شده است.ازلباسها و ساز و برگ ایشان می توان دریافت که آنان نمایندگان سرزمین های گوناگون شاهنشاهی ایران هستند که هریک متاع و کالایی ویژه ایالت خویش مانند حیوانات ،پارچه و ظرف های گوناگونی به همراه خود دارند . بریان قدرت شاه را متکی به اخذ خراج برمی شمرد و سفره ی وی را رنگین از بهترین مطاعهای که برای خراج به او پیشکش می کردند ، می داند . وی به نقل از گزنفون می گوید :”مردم، برای این پارسی ، سراسر خاک را به جست و جوی چیزی که بتواند با لذت بیاشامد، زیر پا می گذراند ، و هزار تن می کوشند چیزی ابداع کنند که اشتهایش را برانگیزد” (بریان ،309:1386). این خراجگذران ،ارزشمندترین تحفه های سرزمین خویش را برای پیشکش به شاه شاهان به تخت جمشیدآورده اند : ظروف زیبا و گرانبهایی چون کوزه ایی با دو پیاله ، هدیه ی مادی ها ، پیاله و کاسه هدیه بلخی ها ؛ کوزه ایی زیبا پیشکش ارمنی ها ،پیاله های زرین و سیمین هدیه سوری ها … (کخ ،1386:135) ، اندیشه مرغوب ترین خوراکیها و نوشیدنی ها رادر ذهن تداعی می کند . بریان داستانی را از دنیون نقل می کند که : ” رسم بود که بر سر سفر ه شاه تمام خوراکیهای دلپذیر سرزمین های تحت سلطه ، از جمله میوه های نوبرانه را بنهند . چون خشیارشا می پنداشت که شهریاران نمی توانند خوراکی یا آشامیدنی را مصرف کنند . بر این مبنا ، پس از مدتی ، رسمی پا گرفت . ماجرا چنین بود که یکی از خواجگان در میان خوراکیهایی که پس از صرف غذای اصلی می آوردند ، انجیرهای آتیکه را نهاد .خشایارشا پرسید که آنها را از کجا آورده اند و وقتی دریافت که از آتن می آیند ، خریدشان را غدغن کرد تا وقتی که بتوانند بدون ابتیاع ، آنها را بر سر فره خویش داشته باشد . خواجه این کار را بهر آن کرده بود که لزوم لشکرکشی شاه را به آتن یآدآور شود (بریان ،309:1386) . وی درواقع تنوع و تجمل سفره شاه بزرگ را نمایش گر قدرت مادی وسیاسی او تلقی می کند هرچند سفره شاه از پرداخت خراج های اقوام مغلوب رنگین می شود .در پلکان کاخهای کوچکتر اغلب خدمتکارانی تصویر شده اند که ظروف غذا یا اشیای مشابهی را برای سفره شاه حمل می کنند . به طور معمول یک یا دو خدمتکار در میانه درب های جانبی و پنجره های کاخ های کوچکتر نقش شده اند که حوله، عودسوز و اشیای متناسب با نیاز اتاق خواب یا اتاق ناهارخوری ویا گرمابه و غیره همراه دارند”(هرتسفلد،1941 : 278 ).
ازخزانه تخت جمشید 317بشقاب پایه دار و 50 عدد سیینی به دست آمده است . بیشتر این ظروف از سنگ “سرپنتین ” است … از بقایای جام ها و پیاله ها چنین برداشت می شود که شاهان ایرانی به ظروف مسی علاقه خاصی داشته وآنها را به طور جدی جمع می کرده اند “(کخ ،1386:216). نگارنده با توجه به مساله ازدواجهای خونی دربین خاندان سلطنتی وجود بیماریهای کم خونی را در بین ایشان محتمل می داند ، شاید هخامنشیان غذا خوردن رادر ظروف مسی را برای سلامتی مفید می دانستند ، چه بسا امروزه هم برای کاهش عارضه کم خونی استفاده از ظروف مسی ، تاکید شده است . همچنین ظروف فلزی نوعی شان و منزلت اجتماعی و سیاسی برای صاحبان خود به همراه می آورده است و در مواردی به عنوان ذخیره ی سرمایه و به عنوان پول رایج در مناسبات تجاری به کار می رفته است( موسی تبار ،1390) . از جامها و ریتون ها وآمفورها در سرو شراب استفاده می شده است . با آزمایشات صورت گرفته بر روی ظروف فلزی هخامنشی موجود در موزه متروپولیتن مشخص شده است که این نوع جام ها و جام های مشابه بدون کتیبه برای صرف نوشیدن شراب بکار میرفته و معمولا تا قسمت شانه ظرف پر می‌گشته تا زمانی که جام بر روی یک دست حمل می شده تعادل آن حفظ شود( همان). از دیگر ظروف می توان به قاشق ها و ملاقه ها یی از جنس نقره اشاره کرد ، که اغلب انتهای دسته به شکل اردک ختم شده است . سر در یک مورد از قاشق های پاسارگاد انتهای دسته به شکل سم جانوری چهار پا ساخته شده است (اشتروناخ،1965:32) . ریتون های حیوان شکل دوره ی هخامنشی ازجنس سفال،فلز، سنگ، شیشه و بدل چینی ساخته شده‏ اند ، هیچ ظرفی از این نوع‏ در تخت‏جمشید به تصویر درنیامده است،اما در بین غنایمی که در سال 479 پ.م در آتن به نمایش گذاشته شد ریتون های‏ هخامنشی از فلزات گرانبها بود که پس از شکست هخامنشیان‏ از یونانیان به دست آنان افتاد( موری ،242:1379) . از جام های نقره کم عمق در مجالس و ضیافت های تشریفاتی و شاهانه در دربار پادشاهان هخامنشی به وفور استفاده می شده که در گزارشات هرودوت به آن اشاره شده است . در مواردی نیز از این ظروف به صورت کامل و یا قطعه قطعه به عنوان پول رایج یا اندوخته وبخشی از ثروت خزانه پادشاهان یا مردم عادی به کار می رفتند،مانند قطعات ظروف فلزی بدست آمده از گنجینه بابل که در سال1882میلادی در حفاری های” هرمز رسام” بدست آمد و در حال حاظر در موزه بریتانیا قرار دارد ( رید،79:1986) . از دیگر ظروف می توان به ظرفهایی اشاره کرد که در صادرات برخی محصولات غذایی مثلا غلات مورد استفاده قرارمی گرفته است . ژان فرانسوا سال – لیون معتقد است در صادرات غلات از کاسه های پارسی استفاده می شده است ؛ یعنی جیره ی روزانه کارگران و مزدوران را در آنها می ریخته اند . در سده های پنجم و چهارم پ . م کاسه های پارسی شمارشان در مدیترانه شرقی بسیار زیاد شد و در واقع این ظروف خود گواه باستان شناختی تجاری “سمول ” یا همان بلغور می باشد (سانسیسی – وردنبورخ ،2000: 328 ) همچنین نگارنده به این نتیجه می رسد که ایرانیان در سده های چهارم و پنجم (پ . م) نقش مهمی در تجارت مواد غذایی و شناساندن فرهنگ غذایی خویش به دیگر ملل داشته اند .
2-3-4لوحه های گلی تخت جمشید به زبان عیلامی
پس ازبررسی نقش برجسته های تخت جمشید و ظروف کشف شده ،به بررسی لوحه های خزانه تخت جمشید ، که مهمترین بخش این تحقیق به شمار می رود ، پرداخته می شود . مهمترین گل نوشته های تخت جمشید شامل دو بخش است : یک بخش شامل 492 گل نوشته و بخش دوم شامل 458 گل نوشته مربوط به اواخر سلطنت داریوش تا اوایل دوره اسکندرمقدونی (کورت،12:2007) .
تصویر2- مجموعه ایی از ظروف هخامنشی
تصویر3- یکی از هزاران اسناد پرداخت حقوق به کارگران ساختمانی تخت جمشید
دسته نخست (PTT) شامل 114 لوح است که اکثر آنها به چگونگی پرداخت دستمزدهای کارگران با نقره اشاره دارد و دسته دوم (PFT) غالبا یادداشتهای اداری فشرده ایی درباره عرضه ،انتقال و توزیع محصولات طبیعی در جنوب غربی مرکز امپراطوری ایران ، تدارک آذوقه روزانه و ماهانه یا جیره بندی و سهمیه افراد یا گروههای کارگران و نیز هزینه نگهداری حیوانات است (ویسهوفر ، 1377 :90 ). بنابر نظر کورت تعداد بیشماری از این الواح خزانه که در بخش شمال غرب تخت جمشید نگهداری می شوند شامل لیستی از مواد خوراکی کارگران (زنان ، مردان و کودکان ) ،خدمات روحانیون مانند قربانی و … است (کورت،12:2007) . وامقی به این نکته اشاره دارد که تعداد بیشمار لوحه های موجود در خزانه تخت جمشید مؤید آن است که گروه بسیاری در ساخت و ساز بنای تخت جنشید شرکت داشته اند ،که بخشی و گاهی تمام دستمزد کارگران به صورت جنسی پرداخت می شده است. کامرون از سه جنس و هالوک از جنس های دیگر نام می برد . اما در لوح های به دست آمده از اجناسی مانند گوسفند ، شراب و آبجو بیشتر نام برده شده است ( وامقی،57:1375 ) . لوحه های متعدد دستمزد کارگران به شکل گوسفند و شراب نتیجه منطقی وجود تشکیلات گسترده ی دامداری ، مراتع پهناور و تاکستانها و دستگاههای لازم برای شراب سازی است . داندامایف بر این باور است که است که کارگران از سفره کارفرما تغذیه می شدند (داندامایف،56:1358) . ویسهوفر از جیره های بسیار زیادی که به فارناکا – عموی داریوش شاه – داده می شده ،اما با پیدا شدن لوحه PFT:1978:23PFa4) ) معلوم شد سیصد کارگر که برای سر فارناکا کار می کردند ، هم سطح یا فارناکا سهمیه آرد دریافت کرده اند ،در نتیجه ویسهوفر این فرضیه را بی اعتبار تلقی کرد( ویسهوفر،125:1377) . در گل نوشته های تخت جمشید از سه طبقه اجتماعی یاد می شود :
الف) طبقه فرادست ب)طبقه گردهیا
ج) طبقه بردگان
طبقه نخست همان پارسیان بودند . طبقه دوم را هینس معادل” خانگیان یا چاکران” ترجمه می کند و با برده در معنای مرسوم متفاوت است . طبقه دومهمان هزاران کارگری بودند که در تخت جمشید کار می کردند ؛و طبقه سوم همان بردگان بودند (هینتس ،51:1382) . شهبازی معتقد است در تقسیمات اجتماعی دوره ی هخامنشی ناروشنی وجود دارد ، زیرا میان ” بنده ” و “کارگرآزاد” گه در تخت جمشید کار می کرده اند ، تمایز مشخصی نیست .بنده ظاهرا یک واژه ی عام بوده و برای هر کسی که به نحوی فرمانبردار و وابسته ی دیگری بوده ، از پایین ترین افراد جامعه گرفته تا شاهزادگانی که در دربار به سر می برده اند ، به کار می رفته است (شهبازی ،27:1354) . گروهی از دریافت کنندگان جیره یک قا و گروهی دیگر 5/1 لیتر قا۲ برای انجام کار یکسان دریافت می کردند .یک قا جیره ایی بود که در این گروه به کودکان داده می شد )هالوک ،1969 :49) . هینس جیره های جو 20 پیمانه در ماه را ویژه ی برده گان می داند و بر همین اساس تعداد آنها را بسیار کمتر از کارگران آزاد می داند .بنابر محاسبات وی در برابر 100 کارگر آزاد یک برده داشته اند که هیچکدام یک زن نبوده اند . هرگاه این برده گان آزاد می شدند تفاوت جیره ی خود را در مدت برده گی یکجا دریافت می کردند به عنوان نمونه: اسیری سوری در دسامبر 480 پ . م آزاد شد و برای سه ماهی که در تخت جمشید کار کرده بود تفاوت جیره ی گوشت و شراب و نقره ی خود را یک جا دریافت کرد (هینتس،49:1382 ). از سویی دیگر کارگران تخت جمشید همه دارای دستمزدهای ویژه ایی بودند امری که برده بودن آنها را منتفی می سازد .بنابراین نگارنده با توجه به شواهد ارائه شده به این نتیجه می رسد که احتمالا نوعی تقسیم کار وجود داشته است ، و هر کس با درجه مهارت و تخصص بیشتر ،جیره ی بیشتری دریافت می داشته است . بریان براین باور است که در شماری از الواح استحکامات تخت جمشید به تحویل جیره های غذا ،نه فقط به کارگران بلکه به کارگزاران و شخصیت های والا مقام پیرامون شاه اشاره کرده است:جیره های روزانه یا جیره های سفررا به دستور شاه یا فرنکه ،که مسئول تشکیلات اقتصادی بود ،از تشکیلات اداری می گرفتند . مطالعه ی الواح نشان می دهد که در این زمینه نیز به لحاظ اقتصادی سلسله مراتبی برای عطایا وجود داشته است 2(بریان ،493:1386). اگر فرضیه ی وجود برده در عهد هخامنشی پذیرفته شود ، دو نکته حائز اهمیت است : یکی آنکه تعداد برده گان اقلیتی بسیار محدود بودند که آزادی آنها به معنای بازگشت تمامی حقوق معوقه ی آنها است و نکته دوم اینکه به هیچ وجه زن به کار برده گی گماشته نمی شده است . بنابرتصور نگارنده هخامنشیان به توانایی جسمانی افراد نیز توجه می کردند ، به همین منظور هیچ زنی به کاری دشوار و خارج از توانش مشغول نبوده است ، سپس در درجه دوم تخصص و مهارت عامل تعیین کننده ی میزان جیره ی افراد است ،هر چند رتبه و خدمات سیاسی افراد ، میزان جیره ی آنها را به نحوی باور نکردنی افزایش می داده است . به عنوان مثال ” گوبریاس ” گرچه زن است اما به سبب آنکه وی یکی از یاران داریوش اول در مبارزه با گئومات مغ در لشکر کشی های شاه علیه اسکیت ها از همراهان شاه محسوب می شد، بدین شکل جیره خویش را دریافت کرده است BAR36″: آرد توسط همسر مردونیه ، دختر شاه ( =گوبریاس) ، برای تهیه آذوقه و 9 BAR برای هرروز دریافت شد … سال سی و دوم ، ماه دوازدهم (ویسهوفر،92:1377) . علاوه برخدمات سیاسی ،در طبقه ی زنان تخصص و حرفه هم عامل تعیین کننده ی میزان جیره آنان بوده است :” زن های ارشد” ، درست همانند همکاران مرد خود ماهانه 50 پیمانه جو و همچنین سه کوزه شراب دریافت می کنند ، یعنی سی پیمانه (=1/29 لیتر ). برای مثال جیره ی قاضیان و افسران هم همین قدر بوده است (هینس،252:1382) ، یا حتی در برخی اسناد درمی یابیم که زنان جیر هایی بیش از مردان دریافت داشته اند : ” کارگران زن پشپ در لیدومه که در استخدام ایرشه اند و با جیره زندگی می کنند برای یک ماه جیره ی 2615 کوارت غله که ایرتوپیه تهیه کرده بود ، دریافت می کردند.ماه 5 ، سال21″(بروسیوس،202:1381) . مادران نیز جیره های مخصوص دریافت می کرده اند ، حتی زنانی که پسر دنیا می آورده اند دو برابر جیره ایی را دریافت می کردند که زنانی که دختر به دنیا آورده بودند ” :لنونو زنی که فرزند پسر به دنیا آورد ، ده کوارت ۳ شراب دریافت کرد که ایرکزه تهیه کرده بود ، پروکوزیش زنی که فرزند دختر به دنیا آورد ، پنج کوارت شراب دریافت کرد” ( همان ،206) . از مجموع شواهد ارائه شده می توان به این نتیجه رسید که نخست ، بی شک کارگران در برابر کار جیره دریافت می کردند ، جیره ایی که شامل مواد اولیه برای تغذیه است ، اما کارگری که روزانه به کار طاقت فرسای ساخت و ساز تخت جمشید مشغول است و باید با غذایی مقوی رفع گرسنگی کند و بنا برمستندات گذشته از سفره کارفرما تغذیه نمی شده ، چگونه به رفع نیاز گرسنگی خویش می پرداخته است ؟ در زمان کوروش بهای یک گوسفند 2 شکل بود و پس از فرمانروایی این سلسله ، به تدریج قیمت ها بالا رفت بهای حیوانات ترقی کرد و با این محاسبات می توان باور کرد که طبقه کارگر و کم فرد قادر به تهیه گوشت هر روزی نبوده اند . (سامی،139:1389 ) . در زمان خشایارشا نوع پرداخت دگرگون شد ، مخصوصا در مورد شراب و گوشت ، نصف تا یک سوم ارزش آن با نقره پرداخت می شد ، پیش از آن هر کسی جنسی بیش از مصرف روزانه اش دریافت می داشت ، می توانست در بازار آن را به فروش برساند (کخ ،1377 :54) .
گرچه با توجه به شواهدی از گل نوشته های خزانه تخت جمشید ،محققان به مساله گرانی اجناس اشاره کرده اند ،اما نگارنده به پرداخت برخی از دستمزد به شکل غیر جنسی و نحوه خرج کردن سکه ها و تامین خوراک روزانه کارگران تخت جمشید توجه دارد . بنابرتصور نگارنده ،در ازای پرداخت دستمزدها به شکل نقدی ،تاسیس بازار یا بازارچه هایی در سرزمین پارس بعید به نظر نمی رسد . بنابر وجود چنین بازارهایی احتمال دارد روستائیانی که در اطراف تخت جمشید زندگی می کردند ، خوراکهایی را به صورت پخته شده و گرم در یک بازار روزانه به صورت دستفروشی به کارگران می فروخته اند و یا با اجناسی که کارگران به صورت دستمزد می گرفته اند ، معاوضه می کردند . همچنین نگارنده به این نتیجه می رسد که احتمالا هخامنشیان با دانش تغذیه آشنا بوده اند ، بدین دلیل که زنان نسبت به مردان توانایی جسمانی کمتری دارند ، از این رو در پست های دشوار و طاقت فرسا به کار گرفته نشد ه اند و نکته دوم گرچه در طبقه زنان داشتن تخصص دو عامل مشخص کننده جیر ه های دریافتی زنان است ،اما یک بانوی باردار یا شیرده با محدودیتهایی که دارند ، شامل دریافت جیره های بیشتری می شدند ، اگرچه مادر پسرزا نسبت به مادر دخترزا از این جهت که نیروی کار جدیدی را به موجب این لوح‌ها ما امروز می‌دانیم که سازندگان تخت‌جمشید را بردگان تشکیل نمی‌دادند بلکه مردان و زنان آزاده‌ای بوده‌اند که به اندازه تخصص خود و کاری که انجام می‌دادند دستمزد می‌گرفتند. زنان در تخت‌جمشید نه تنها کار می‌کردند، بلکه پابه‌پای مردان در کارهای تخصصی و مدیریت شرکت داده می‌شدندبرای ورود به اجتماع ، در بطن خویش می پرورد ، باز رجحان و تقدم دارد و شامل دریافت جیره بیشتری است ، می توان به این نتیجه کلی رسید که هخامنشیان با دا نش تغذیه و تناسب غذا با نیاز قشرهای مختلف جامعه آشنایی داشته اند . 2-3-5 مذهب و عادات غذایی پارسیان 3 ایران کشوری است که پیشینه ی کشاورزی آن به هزاران سال پ. م می رسد و عقاید مذهبی اش نیز بر توسعه ی امور کشاورزی و گله داری استوار بوده است . کشت وزرع و بار آوردن محصول،کاشتن درخت ، نگهداری از جنگلها، ایجاد نهر و رودخانه، کندن کاریز، سد سازی ،آب رسانی به زمینهای خشک ، ازبین بردن مرداب ها ، از وظایف دینی ایرانیان در دوره های باستانی به شمار می رود .در دین زرتشتی کشاورزی شغلی شریف بوده است کشاورزان از کودکی به فرزندانشان فنون کشاورزی را ازجمله شخم ، بذر افشانی ،آبیاری ، درختکاری ، دامداری ،ازبین بردن علفهای هرز و حیوانات و حشرات موذی وزیان بخش را آموزش می داده اند . خود زرتشت درباره ی کشاورزی و مستعد ساختن زمین مخصوصا زمینهای بایر و شوره زار و به عمل آوردن محصول از چنین زمینهایی ، دستورات بسیاری داده است ، که به نظر نگارنده عامل بسیار مهمی در پیشرفت و تعالی این حرفه بوده است . همگان معابدرا جایگاهی برای دل کندن و رهایی از مادیات می دانند ، اما از گل نوشته ایی که به معابد اختصاص دارد می توان تا حدودی به غذاها و فرهنگ معیشتی طبقه روحانیون جامعه پارسی پی برد . در زمان هخامنشیان معابد دارای املاک بسیار وسیعی بودند و توده هایی از برده گان را در انحصار خویش داشتند . معابد برای تامین نیازهای خود با مردم قرداد می بستند ، به عنوان مثال بنا بریکی از گل نوشته ها ، در یک نوبت برداشت تنها از کشتزار ائانا پنجاه هزار بوشل گندم به پرستشگاه داده شد (اومستد ،1340: 108) . در برابر تجمل و تنوع غذاهایی که روحانیون مرفه هخامنشی می خوردند، دیاکونوف به شرح معیشت خانواده های پارسی می پردازد و می گوید : ” محصولی که از زمین های پارس برداشت می شد چندان نبود که شکم برده یا برده های دیگر را در کنار اعضای خانواده کشاورز سیر کند . مسلما بهترین زمینها را درباریان در تصرف داشتند . کشاورزانی که به زمین های پست تر قناعت کرده بودند ، تنها با کار سخت می توانستند ، شکم خانواده را سیر کنند ودر کنار آن ، باج نه چندان زیاد ده درصدی را پرداخت کنند . اگر زمینها اجاره ایی بود و ضع کشاورزان از این هم وخیم تر می گردید و او ناچار می شد حتی خانواده ی خود را به کاری برده سان کشد . شرایط کشاورزی در ایران غالبا به همین گونه بود . دسترنج کشاورزان ایرانی غالبا آمیخته با خونشان بود “(دیاکونوف،309:1371). 2-3-5-1معابد

علاوه برعایداتی که از زمینهای کشاورزی و یا مقاطعه با مردم کسب می کردند ،از خزانه ی شاه نیز مقرری دریافت می کردند :” بیشتر اوقات جیره هایی که سازمان اداری سلطنت به روحانیو ن می داد ،به قربانیهایی که به افتخار خدایان متعدد برپا می شد،اختصاص داشت … مثلا در یکی از الواح قید شده است که فلان روحانی غله یا گوسفند ، برای خدایان دریافت می کند (بریان ،371:1386) . در پی شورش مصر کمبوجیه ،درآمدهای معبد مصر را قطع نمود . با دقت در پاپیروس مصری حاوی نامه کمبوجیه ، معلوم می شود روحانیون معابد چه رژیم غذایی داشتند ” از چهارپایان کوچکی که تاکنون وقف معابد خدایان بوده اند ، فقط نیمی داده شود ، کاهنان باید خود غاز بپرورند و به خدایان خویش تقدیم کنند “، این پاپیروس در ادامه به کالاهای بسیاری مانند نان ، هیزم ، غله ، کتان و … اشاره دارد که کمبوجیه معابد را از دریافت آنها محروم کرده بود (هینس،130:1382) . یکی از مجموعه ی گل نوشته که بریان نام می برد ، موسوم به مجموع E است که اطلاعاتی درباره نوع ومیزان مواد تحویلی به خدام کیشهای مختلف ( ایرانی ، عیلامی ، بابلی ) در بر دارد . این مواد به مراسم برگزاری مراسم قربانی اختصاص داشته است . مغ هایی که مسئول انجام دادن مراسم قربانی در برابر مقبره کوروش هستند ، هم جیره هایی برای خود دریافت می دارند (روزانه یک گوسفند ،شراب و آرد ) و هم ماهیانه ایی برای برگزاری مراسم قربانی ؛ در الواح تحت جمشید ، جیره هایی که تشکیلات اداری تهیه وتحویل می دادند از مواد زیر تشکیل می شده است : (12) بار6 آبجو (11) بار شراب (6)بار غلات (4)بارخرما (1)بارانجیر همین مواد برای پیشکشی به بارگاه خدایان وانجام دادن مراسم قربانی به معنای اخص کلمه در نظر گرفته می شده است : غلات(23) بار شراب(14)بار آرد(2)بار آبجو (1)بار گوسفند(1)بار باید توجه داشت که خدام هرگز گوشت برای جیره روزانه یا ماهیانه خود دریافت نمی کردند . البته مغان مقبره کوروش از این نظر استثنا و مورد عنایت بودند (بریان،146:1386) . هرچند مشخص کردن مذهب هخامنشیان مبهم است ، اما آنچه مسلم است آیین قربانی در بین ایشان مرسوم بوده است شرو به واژه ی عیلامی ya – iš – da – اشاره می کند و اشتقاق این واژه را چنین بیان می کند : ātrwayša – < ha– tur/ tar – ma – ak – ik – ša – *و در اوستا به شکل ātǝuuaxša - در آمده است که با واژه ی Av: yašta - به معنای قربانی ارتباط دارد( شرو،53:2005 ). بریان معتقداست به این دلیل که به کنترل تحویل محصولات انبار اختصاص دارد، درباره مراسم قربانی اطلاعات اندکی را در اختیار ما می گذارند . نام خدا اغلب در الواح وجود ندارد . فقط قید شده است که فلان روحانی غله یا گوسفند برای خدایان دریافت می کند .اسناد تخت جمشید گواه کثرت قربانی هایی است که به افتخار نیروهای طبیعت به ویژه کوهها ،رودخانه ها و مکانهای خاص صورت می پذیرفته است وی در ادامه به استناد به مورخان یونانی چون گزنفون ،کتسیاس و هردوت می گوید :" گزنفون قطعه ایی طولانی را به خدایان مورد پرستش کوروش و قربانیهایی که پیشکش می کند ، اختصاص داده است... کتسیاس نیز در شرخ پایان زندگی داریوش می گوید: داریوش وقتی به پارس باز می گردد ، قربانیهایی پیشکش می کند وهردوت منظور از قربانیها را جشنهایی می داند که به افتخار خدایانی برگزار می شده است همانی که خشایارشاه هنگام عزیمت به اروپا تحت نام " خدایانی که بر زمین فرمان پارس فرمان می رانند" ، آنان را به یاری می طلبیده است . برای مثال : " 57 مریش شراب در اختیار کورمین، اوشیه ، تورکمه (؟) روحانی دریافت کرد و آنها را برای خدایان به کار برد ... " (بریان، 372:1386) . بریان موادی را که برای پیشکش و قربانی به بارگاه خدایان مورد استفاده قرار می گرفت را شامل غلات ، آرد ، آبجو گوسفند می داند (همان ، 146) . هرودوت مراسم قربانی ایرانیان باستان را چنین گزارش می دهد : "... گوشت قربانی وقتی به قطعات کوچک تکه و پخته شد ، مرد پارسی بستری از علفهای تازه که بهتر است از شبدر تازه باشد ، می گستراند و تمام گوشت را بر آن می نهد .... قربانی دهنده پس از قدری انتظار را به خانه می برد و به دلخواه از آن استفاده می کند" ( هرودوت ، کتاب 1 ، بند 14 ) . کوک با استناد گزارش هرودت می گوید، هر فرد ایرانی که قربانی کند حیوان را به جای پاکیزه ایی می برد ، معمولا آن را با برگ مورد می پوشانند و تنها برای خود خیر و برکت نمی خواست بلکه برای خوشبختی تمام اقوام ایرانی شاه دعا می کرد . آنگاه گوشت قربانی را می جوشانند و تکه های گوشت تقسیم شده را روی برگ گیاهان مانند شبدر قرار می داد (کوک،739:1383). "استرابون به نقش مغان اشاره دارد :"مغان برای برافروختن آتش ، چوبهای بسیار خشک پوست برگرفته ، تلی برپا می کنند و برفراز آن تکه ایی چربی میگذراند وبرآن روغن می افشانند"(کتاب،15،فصل 3، بند14) . استرابون که شاهد مراسم قربانی در کاپادوکیه بوده است چنین ادامه می دهد : " مغان ...تکه های گوشت را برروی مر یا شاخ و برگ درخت غاز می نهند ، نوک عصای بلند خود را به آنها می زنند و ورد می خوانند و روغن مخلوط با شیر و عسل نه روی آتش یا روی آب بلکه فقط روی زمین می ریزند ... "(بریان،377:1386) .
2-3-6خوراکها وذائقه ی پارسیان
با نگاهی سطحی به گاهشماری هخامنشیان ، می توان دریافت اکثر ماهها نامهایی دارند که نشانگر زندگی ساده زراعی و دامپروری مردم باستان است . بنابراین با توجه به آنچه شرح داده شد ،با تقسیم بندی جامعه پارسی به کشاورز – شبان می توان به این نتیجه رسید ، که زندگی معیشتی و خورد و خوراک پارسیان یا از زمین تأمین می شده است یا از دامها .استرابون در توصیف رژیم غذایی پارسیان می گوید :” خوراک روزانه پارسیان عبارت است از نان، نوعی کلوچه ی جو، هل ،غله ها و دانه های نمک سود شده و گوشت کبابی یا آب پز همراه با آشامیدنی (استرابون ، کتاب 15، بند 3 ). امیر بهرامی نیز می گوید:” پارسیان علاقه ی شدیدی به گیاه‏خواری داشتند.دلبستگی آنان به پسته چندان‏ بود که خارجیان به تمسخر آنها را پسته‏خوار می‏نامیدند” (امیر بهرامی،6:1381) . معادل فارسی باستان *pistaka- در فارسی باستان به معنی پسته است (باغ بیدی،22:1391) . اومستد نیز تولیدات کشاورزی و مواد مصرفی در بابل را می شمرد و اطلاعاتی درباره ی عادات غذایی ایرانیان باستان ارائه می دهد . وی لیستی از مواد غذایی ایرانیان باستان ارائه می دهد . وی لیستی از مواد غذایی را ارائه می دهد که شامل گندم ،جو،خرما ،سیر ، روغن کنجد ، روغن زیتون ، واز نوشابه ها نبید خرما و آبجو است . وی معتقد است که طبقات پایین جامعه با شیر و پنیر روزگار می گذراندند و کمتر گوشت بره و بزغاله می خوردند (اومستد ،56:1340) . هرچند تمامی فرهنگ ها تحت لوای شاهان هخامنشی ، با هم تماس نزدیکی داشتند ، اما منابع غذایی که در اوستا و الواح عیلامی پرسپولیس (499-509) پ . م متضمن آنند که رژیم غذایی هخامنشیان متشکل از گوشت گاو ،گوسفند ، میش ،پرندگان شکاری ، غلات برای تهیه نان ، عسل ،شراب ، میو ه های خشک ، مغزها و دانه های روغنی بوده است . نگارنده برای بررسی عادات غذایی پارسیان بر اساس دو رده شغلی کشاورز – دامدار به ذکرمحصولات کشاورزی و دام و فرآورده های دامی می پردازد والگوی غذایی ایشان را مبتنی بر نوع زندگی و شیوه ی ارتزاق آنان می داند.

تصویر4- مغ ها و قربانی
2-3-6-1 محصولات کشاورزی

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.