محمدشاه قاجار

دانلود پایان نامه

صهیونیست های سیاسی به اشاعه و ترویج نگرش های مبتنی بر برتری رجحان قوم یهود بر سایر اقوام مبادرت ورزیدند و با توجه به گسترش ناسیونالیم در اروپا در پی تقویت موضع خود و به دست آوردن سرزمینی برای یهودیان بودند.
در همین راستا در اواخر قرن هجدهم میلادی «یک باند مخفی از رهبران یهودی متشکل از خاخام ها، سرمایه داران، علما، نخبگان سیاسی، دانشمندان، صاحبان صنایع، بانک داران و روشنفکران که در جوامع یهودی به learned elders معروف بودند، گرد هم آمدند و تشکیلاتی مخفی را سازماندهی کردند. در آن مقطع زمانی یهودیان در آمریکا و سراسر کشور های اروپایی به صورت اقلیت های متمول و با نفوذ پراکنده بودند. در جریان انقلاب فرانسه در فواصل سال های 1780 تا 1790 میلادی (1159 تا 1169 شمسی)، تشکیلات صهیونیستی مذکور در میان یهودیان اعلام موجودیت کرد و هم چنان غیر علنی باقی ماند.»
زمزمه ی ایجاد دولت یهود در سال 1840 شروع شد. در 11 ماه اوت این سال، پالمرستون، نخست وزیر انگلیس، طی نامه ای خطاب به لرد پون سنبی، سفیر بریتانیا در قسطنطنیه، می نویسد: «در حال حاضر در میان یهودیانی که در تمام اروپا پراکنده اند، وجدان بیداری وجود دارد، و بدین می اندیشند که برای آن که ملتشان به فلسطین بازگردند، زمان نزدیک شده است، بنابراین اراده ی ایشان به رفتن به فلسطین سخت استوار گردیده و طرح هایشان با شدتی هرچه تمام تر متوجه وسایلی است که این خواست را تحقق بخشد.»
همچنین در اوت 1840 روزنامه ی تایمز در مقاله ای با عنوان “سوریه، بازگرداندن یهودیان” انتشار داد که در قسمتی از این مقاله آمده بود: «پیشنهاد استقرار یهودیان در سرزمین آبا و اجدادی خود، تحت حمایت پنج قدرت بزرگ، اینک دیگر مساله ای ذهنی و خیالی نیست، بلکه موضوعی است در خور اعتنا.»
به همین دلیل است که در زمان پالمرستون که مقارن با دوران سلطنت محمدشاه قاجار و صدارت حاج میرزا آقاسی در ایران است، و از سال 1389 میلادی حوادث مشکوکی در منطقه ی سوریه و فلسطین آغاز می شود، به گونه ای که در سال 1840 برخی از روزنامه های فرانسوی و آلمانی، هدف اقدامات پالمرستون در منطقه ی خاورمیانه را ایجاد “جمهوری یهود” در فلسطین عنوان کردند.
در همین راستا است که در سال 1854، نخستین رهبر صهیونیست به نام “مزنت فیور”، در انگلیس اقدام به جمع آوری نخستین اعانه برای یهودیان نمود؛ این کمک ها به یهودیانی که در فلسطین زندگی می کردند و یا به آن جا مهاجرت می نمودند، می رسید.
ویلیام بلاکستون بنیان گذار بزرگ ترین جنبش صهیونیسم مسیحی در آمریکا که برای تحقق اهداف سیاسی صهیونیسم فشار های زیادی برسیاست گذاران آمریکایی وارد آورد، در سال 1877 در شیکاگو سازمان “هیات عبری نماینده ی اسرائیل” را تاسیس کرد. این سازمان که امروز با نام آمریکایی های پیرو موعود گرایی فعالیت دارد از همان قرن نوزدهم میلادی از یهودیان می خواست تا به سرزمین مقدس بازگردند.
بلاکستون در سال 1891 میلادی با انتشار کتاب خود با نام “مسیح می آید” به برقراری پیوند محکم میان مسیحیان صهیونیسم و یهودیان صهیونیست که تازه شروع به فعالیت کرده بودند؛ مبادرت نمود.
تشکیلات مخفی یهود طی سالیان متمادی فعالیت می کرد و زمینه سازی های فراوانی در این زمینه انجام داده بود. «مثلا یکی از رهبران یهود به نام “پینسکر” کتابی به عنوان “خودمختاری” نوشت که در آن بر ضرورت انسجام و تشکل یهودیان سراسر دنیا تاکید نمود و ریشه تمام مشکلات قوم یهود را در نداشتن وطن دانست. اوراه چاره را تجمع یهودیان در یک محدوده ی جغرافیایی و متشکل شدن آن ها تحت عنوان یک ملت ارزیابی نمود و براساس ترویج نظرات “پینسکر”، “جمعیت عشاق صهیون” در سال 1884 اعلام موجودیت کرد.
جمعیت عشاق صهیون اهداف خود را به شرح ذیل عنوان نمود:
احیای زبان عبری
دعوت از یهودیان برای مهاجرت به ارض موعود(فلسطین)
برنامه ریزی برای تملک و خرید اراضی در فلسطین
تاکید بر لزوم تشکیل ملت، وطن و دولت یهود به عنوان تنها راه حل برطرف ساختن تمام مشکلات یهودیان به مثابه ی ضرورتی اجتناب ناپذیر.»
«یکی از دانشمندان یهودی اتریشی به نام ناثان بیرنبام (1937 – 1864) در مجله ی خود آزادی اصطلاح صهیونیسم را بر مبنای سیاسی تشریح کرد. او در سخن رانی خود در تاریخ ششم نوامبر 1891 در تشریح مفهوم اصطلاح صهیونیسم چنین گفته است : صهیونیسم به معنای برپایی سازمانی است که علاوه بر حزب (دوست داران صهیون) که در حال حاضر موجود است، تشکیل قومی سیاسی را نیز دربرداشته باشد، وی در محفل دیگری تصریح نمود که از دیدگاه صهیونیسم، قومیت و نژاد و ملت یک شئی اند، بدین ترتیب وی تعریف تازه ای از دلالت اصطلاح ملت یهود ارائه داد که در گذشته به گروه دینی – قومی اشاره داشت و از آن پس به گروه نژادی اشاره می نمود و جنبه ی دینی از آن زدوده شد.»
تشکیلات مخفی یهود که طی سالیان دراز به تدوین اندیشه ها، ایجاد هماهنگی، تعمیق انسجام، جمع آوری ثروت، تقویت پیوند های درونی و گسترش شاخه های خود در میان یهودیان کشور های مختاف مبادرت ورزیده بود، سرانجام در سال 1897 میلادی برابر با 1276 هجری شمسی با شعار فریبنده ی بازگشت به ارض موعود رسما با برگزاری “کنگره ی جهانی یهود” در شهر بال سویس اعلام موجودیت کرد.
ریاست کنگره ی جهانی یهود را تئودور هرتزل بر عهده داشت. در این کنگره ایجاد ملت یهود و تشکیل دولت اسرائیل به تصویب رسید.
همچنین در این کنگره پایه های سازمان جهانی صهیونیسم، آژانس بین المللی یهود و صندوق ملی گذارده شد. در راستای همین تشکیل دولت یهود و بازگشت به ارض موعود، تئودر هرتزل که رییس کنگره ی جهانی یهود بود، شخصا ملاقاتی با سلطان عبدالحمید خلیفه ی عثمانی در سال 1901 میلادی انجام داد، وی در این ملاقات از پادشاه عثمانی درخواست نمود امتیازی صادر کند که به موجب آن یهودیان بتوانند اراضی موات فلسطین را آباد کرده و سپس به تملک خود درآورند و در مقابل، بانک عمران یهود مبلغ قابل توجهی به دربار عثمانی بپردازد. این درخواست از سوی سلطان عبدالحمید رد شد.
مقاومت سلطان عبدالحمید در برابر مطالبات نامشروع صهیونیست هادر سال 1901 باعث شد که او تحت فشارهای گسترده ی دولت های اروپایی به ویژه انگلستان و تشکل های فراماسونری که در آن زمان نفوذ زیادی در دولت عثمانی داشتند، از خلافت عزل گردید.
عبدالحمید طی نامه ای به یکی از مراجع بزرگ آن زمان چنین می نویسد: «من از خلافت اسلامی کناره نگرفتم مگر به دلیل فشار و تهدیدات مختلف، زیرا اروپاییان و جریان های یهودی و صهیونیستی به ویژه روسای جمعیت اتحاد معروف به “جوت تورات” اصرار داشتند که من با تاسیس یک وطن قومی یهودی در سرزمین مقدس فلسطین موافقت نمایم، من علی رغم اصرار آن ها این مساله رال رد کردم. سرانجام آنان وعده ی صد و پنجاه لیره ی انگلیس را دادند و من ضمن رد آن، جواب قاطعی به این شرح برایشان فرستادم: اگر علاوه بر صد و پنجاه لیره ی انگلیس دنیایی پر از طلا به من بدهید درخواست شما را بدون شک نخواهم پذیرفت. من بیش از سی سال به مملکت اسلامی و امت محمدی خدمت نموده ام و حاضر نیستم که کارنامه ی آبا و اجدادی خویش را تباه سازم. پس از این پاسخ، همه بر خلع من متفق شدند.»
تئودر هرتزل و دیگر سران یهودی در راستای رسیدن به هدف خود یعنی بازگشت به ارض موعود و تشکیل وطن یهودی به هر دست آویزی چنگ می زدند. در همین راستا بود که اولین سازمان مسلح صهیونیستی در سال 1907 تحت عنوان سازمان پاسداران یهود ملقب به “هاشومیر” در فلسطین اعلام موجودیت کرد و با شروع جنگ جهانی اول در سال 1914 (1293 ش) سازمان جهانی صهیونیست از یهودیان اروپا خواست به ارتش انگلیس بپیوندند و بدین شکل بود که گردان های یهودی در ارتش انگلستان ایجاد شد.
شایان ذکر است که سازمان جهانی صهونیسم از پیوستن به ارتش انگلیس سه هدف عمده را دنبال می کرد:
آشنا ساختن یهودیان به آموزش های نظامی و کسب تخصص های لازم به منظور استفاده از این نیروهاعلیه ملت فلسطین در جهت ایجاد دولت اسرائیل.
جلب نظر انگلیس برای موافقت با ایجاد دولت صهیونیستی در سرزمین فلسطین.

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.