محمد بن سنان

دانلود پایان نامه

نکته دیگری که در این بحث لازم است بدان اشاره نماییم مسأله تفویض است. زیرا محق بودن ائمه در تحلیل و تشریع این گمان را ایجاد می‌کند که امر دین به ایشان بطور استقلال تفویض گردیده. به هر حال بحث تحلیل و تحریم و تشریع دین با بحث تفویض آمیخته است. این گمان نه تنها در مورد ائمه بلکه در مورد رسول خدا نیز جاری است و منجر به این گردیده تا برخی گمان کنند که در پاره‌ای از احکام رسول خدا مستقل از خداوند متعال امری را تشریع نموده و آنگاه خداوند متعال نیز آن را تأیید نموده است.! واضح است که چنین فهمی بسیار نادرست و البته شرک است؛ زیرا مُشرّع و مُکَوّن تنها خداست، البته منافات ندارد که رسول خدا مشرع و مکون باشد زیرا خداوند متعال به او تشریع و تکوین می‌کند.
تفویض دین از ناحیه خداوند به رسول اکرم حداقل دو محذور را در پی خواهد داشت.
ظاهر تفویض در ناحیه خدا به تحدید ربوبیت در تشریع و در ناحیه مفوض الیه به اراده مستقل وی می انجامد که هر دو نامعقول و شرک است.
ادّله تفویض دین موجب تعدد در مصدر تشریع می شود و با ادله محوریتِ وحی در تشریع احکام، تنافی خواهد داشت. اکنون باید دید چه تحلیلی می‌توان از تفویض به دست داد تا این دو محذور برطرف شود.
به طور کلی تفویض که در احادیث بدان اشاره شده است – مانند: «…وَ فَوَّضَ إِلَیْنَا أُمُورَ عِبَادِه‏…» «…الْمُفَوَّضِ إِلَیْهِ دِینُ اللَّه‏…» «…وَ إِیَابُ الْخَلْقِ إِلَیْکُمْ وَ حِسَابُهُمْ عَلَیْکُم…» – دارای معنای دقیق و ظریفی است و آن این که خداوند متعال ابتدا ائمه را خلق کرد و سپس از شعاع نور ایشان همه اشیاء را آفرید؛ چنانکه رسول خدا فرمودند:
عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ کُنَّا عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ فَأَقْبَلَ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ فَقَالَ لَهُ النَّبِیُّ مَرْحَباً بِمَنْ خَلَقَهُ اللَّهُ قَبْلَ أَبِیهِ بِأَرْبَعِینَ أَلْفَ سَنَهٍ قَالَ فَقُلْنَا یَا رَسُولَ اللَّهِ أَ کَانَ الِابْنُ قَبْلَ الْأَبِ فَقَالَ نَعَمْ إِنَّ اللَّهَ خَلَقَنِی وَ عَلِیّاً مِنْ نُورٍ وَاحِدٍ قَبْلَ خَلْقِ آدَمَ بِهَذِهِ الْمُدَّهِ ثُمَّ قَسَمَهُ نِصْفَیْنِ ثُمَّ خَلَقَ الْأَشْیَاءَ مِنْ نُورِی وَ نُورِ عَلِیٍّ ثُمَّ جَعَلَنَا عَنْ یَمِینِ الْعَرْشِ …‏
محمد بن سنان از ابن عباس نقل میکند که ما نزد رسول خدا بودیم که علی بر ما وارد شد در این هنگام رسول خدا خطاب به او فرمود: آفرین بر کسی که خدا او را چهل هزار سال قبل از پدرش خلق کرده بود. آنگاه ما سوال کردیم: ای رسول خدا آیا ممکن است فرزند قبل از پدرش باشد؟!! رسول خدا فرمودند: بله همانا خدا من و علی را از نور واحدی خلق کرد چهل هزار سال قبل از خلق آدم، سپس آن نور را به دو نیم تقسیم کرد و آنگاه از نور من و نور علی اشیاء را خلق نمود؛ سپس ما را در سمت راست عرش قرار داد و…
بنابراین نسبت خلق به آنان نسبت صفت به ذات یا فعل به فاعل و یا نور به منیر است.
شکی نیست که خداوند متعال ابتدا ذات، فاعل و منیر را می‌آفریند و سپس به ذات، فاعل و منیر، صفت، فعل و نور را می‌آفریند؛ بنابراین مبدأ صفت، ذات و مبدأ نور، منیر و مبدأ فعل، فاعل است و تمامی مددهای صفت و فعل و نور از ذات، فاعل و منیر به آنها می‌رسد، خواه تکوینی خواه تشریعی. به بیانی بهتر خداوند متعال مددهای هر فعلی را از فاعل آن فعل به فعل می‌رساند در نتیجه هر صفتی و فعلی و نوری به ذات و فاعل و منیر خود تفویض شده است، یعنی فعل باید رو به فاعلش کرده و از او اطاعت کند تا فیض یاب گردد و چنانچه رو گردان شود معدوم می‌شود. فعل راهی به سوی خداوند متعال جز از طریق فاعل ندارد و این فاعل است که مبدأ فیض و جمیع انوار خداوند متعال برای فعل است؛ پس فاعل وجه خداوند متعال است برای فعل که فعل از طریق او می‌تواند به خدا رو کند. فاعل هر فعلی ظهور خدا برای فعل است و هر فعلی عبد و بنده‌ی فاعلش است؛ زیرا فاعل به تملیک خداوند متعال مالک فعل خود است. البته فاعل و فعل او هیچ یک از مشیت خداوند متعال خارج نبوده، بلکه تحت سلطنت و مشیت او هستند لیکن خداوند متعال ابتدا با مشیت خود فاعل را می‌آفریند و آنگاه به فاعل، فعل را ایجاد می‌کند و جمیع امدادهای خود را از طریق فاعل به فعل می‌رساند.
بنا بر آنچه گفته شد تفویض درست و به حق عبارت است از واگذار کردن امور هر صفتی به ذاتش و هر فعلی به فاعلش و هر نوری به منیرش. آیا نه این است که نور آفتاب در همه چیز تابع آفتاب است و افعال تابع فعلش؟ خلاصه آن که اثر هر چه دارد از موثر خود دارد چه در عرصه ذات (کون) باشد چه در عرصه صفات (شرع). نتیجه آنکه چون شرع همانند سایر اشیاء از شعاع نور ائمه پدید آمده لذا آنها از این حق برخوردارند تا همانند هر موثری در اثر خود دخل و تصرف نمایند و به عبارتی دست به تحلیل و تشریع بزنند. البته شکی نیست که آنچه فاعل به فعل می‌دهد از مشیت خداوند متعال گرفته است زیرا خلق آنی بلکه کمتر از آنی محال است که بی نیاز از مشیت او باشند. بر اساس ادله فراوانی که وجود دارد خداوند متعال خلق اول یعنی محمد و آل محمد را به ادب خود مؤدب کرد و به صفات خود آراست چنانکه امام صادق فرمودند:
إن الله أدب نبیه حتى إذا أقامه على ما أراد قال له وَ أْمُرْ بِالْعُرْفِ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْجاهِلِینَ فلما فعل ذلک له رسول الله ص زکاه الله فقال إِنَّکَ لَعَلى‏ خُلُقٍ عَظِیمٍ فلما زکاه فوض إلیه دینه فقال ما آتاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا فحرم الله الخمر و حرم رسول الله کل مسکر فأجاز الله ذلک کله و إن الله أنزل الصلاه و إن رسول الله وقت أوقاتها فأجاز الله ذلک له
بدین ترتیب آنان اسماء حسنای خداوند متعال گردیده و ظرف مشیت او گشتند. چنانکه امام صادق و امام حسن عسکری فرمودند:
نَحْنُ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى الَّتِی لَا یَقْبَلُ اللَّهُ مِنَ الْعِبَادِ عَمَلًا إِلَّا بِمَعْرِفَتِنَا
ماییم آن اسمای حسنی که قبول نمی‌کند خدا از بندگان عملی را مگر به معرفتا ما.
قُلُوبُنَا أَوْعِیَهٌ لِمَشِیَّهِ اللَّهِ فَإِذَا شَاءَ شِئْنَا وَ اللَّهُ یَقُولُ‏ وَ ما تَشاؤُنَ إِلَّا أَنْ یَشاءَ اللَّه‏
قلوب ما ظرف مشیت خداوند متعال است هرگاه او بخواهد ما میخواهیم و خداوند فرمود: تا خدا نخواهد [شما] نخواهید خواست
نیز در زیارت جامعه کبیره که منتسب به امام هادی است در فرازی از آن خطاب به ائمه می‌گوییم: «…اِلَى اللَّهِ تَدْعُونَ وَ عَلَیْهِ تَدُلُّونَ وَ بِهِ تُؤْمِنُونَ‏ وَ لَهُ تُسَلِّمُونَ وَ بِأَمْرِهِ تَعْمَلُونَ وَ إِلَى سَبِیلِهِ تُرْشِدُونَ وَ بِقَوْلِهِ تَحْکُمُونَ…»
با توجه به احادیث فوق و آنچه بیان کردیم، تحلیل، تحریم و تشریع این ذوات مقدسه همان تحلیل، تحریم و تشریع خداوند متعال است و ایشان هیچ حیثیت و استقلالی برای خود ندارند.
اما تفویض باطل که در روایات ائمه نهی و نفی شده چنان که فرموده‌اند: « لَا جَبْرَ وَ لَا تَفْوِیضَ بَلْ أَمْرٌ بَیْنَ الْأَمْرَیْن‏» آن است که خلقی خارج از سلطنت مشیت خداوند متعال باشد به عبارتی دیگر مستقل از خدا کاری کند و یا چیزی پدید آورد حال آنکه چنین امری محال است؛ زیرا همه چیز تحت مشیت اوست و مشیت اوست که این گونه مدد رسانی می‌کند. همه چیز قائم و بر پا به امر خداوند متعال است چنان که می‌فرماید: وَمِنْ آیَاتِهِ أَن تَقُومَ السَّمَاء وَالْأَرْضُ بِأَمْرِهِ.
اما توضیحی نیز درباره احادیث مورد استناد آقای جیزاوی بدهیم.
آقای جیزاوی شما از سر عنادی که با خداوند متعال و حجت‌های وی و پیروانشان دارید طبق معمول حدیث را تقطیع کردید تا بدین طریق خوانندگان را گمراه نمایید حال آن که اگر ادامه حدیث را ذکر می‌کردید خوانندگان کتابتان به سرعت در می‌یافتند که چقدر بی پایه و اساس سخن می‌گویید و چقدر راحت به مسلمین تهمت می‌زنید. آقای جیزاوی اگر شما صادق هستید و اهل فریب و نیرنگ نیستید پس چرا ادامه حدیث را ذکر نکردید؟ چرا همه جا احادیث را تقطیع می‌کنید؟ چرا برای مخاطبان خود که غالباً باید دانشجو و یا طلبه باشند ارزش و احترام قائل نیستید و سعی در تحمیق آنان دارید؟
متن کامل حدیث بدین قرار است: «مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ کُنْتُ عِنْدَ أَبِی جَعْفَرٍ الثَّانِی فَأَجْرَیْتُ اخْتِلَافَ الشِّیعَهِ فَقَالَ یَا مُحَمَّدُ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى لَمْ یَزَلْ مُتَفَرِّداً بِوَحْدَانِیَّتِهِ ثُمَّ خَلَقَ مُحَمَّداً وَ عَلِیّاً وَ فَاطِمَهَ فَمَکَثُوا أَلْفَ دَهْرٍ ثُمَّ خَلَقَ جَمِیعَ الْأَشْیَاءِ فَأَشْهَدَهُمْ خَلْقَهَا وَ أَجْرَى طَاعَتَهُمْ عَلَیْهَا وَ فَوَّضَ أُمُورَهَا إِلَیْهِمْ فَهُمْ یُحِلُّونَ مَا یَشَاءُونَ وَ یُحَرِّمُونَ مَا یَشَاءُونَ وَ لَنْ یَشَاءُوا إِلَّا أَنْ یَشَاءَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى ثُمَّ قَالَ یَا مُحَمَّدُ هَذِهِ الدِّیَانَهُ الَّتِی مَنْ تَقَدَّمَهَا مَرَقَ وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْهَا مُحِقَ وَ مَنْ لَزِمَهَا لَحِقَ خُذْهَا إِلَیْکَ یَا مُحَمَّد». آقای جیزاوی شما قسمتی را که زیر آن خط کشید شده (و هرگز نمی‌خواهیم مگر آنچه را که خداوند تبارک و تعالی می‌خواهد) تعمداً حذف کردید تا بتوانید خوانندگان ناآگاه خود را منحرف نمایید و شیعیان را گمراه جلوه دهید حال آن که این قسمت از کلام امام مبیّن کلام قبل ایشان است و شائبه استقلال و خود رأی بودن ائمه را از بین می‌برد. آقای جیزاوی نویسنده ای که امانت دار باشد و در خود احساس عزت و شخصیت نماید هرگز دست به چنین عملی نمی‌زند.
نکته‌ی دیگر که باید بیان کنیم این است که در این حدیث چرایی چنین حقی برای ائمه بطور اجمال بیان شده است. امام فرمودند: «…خلق ثم – ای الله – محمداً و علیاً و فاطمه،… ثم خلق جمیع الاشیاء، فأشهدهم خلقها،… و فوض امورها الیهم،…». حق تحلیل، تحریم و تشریع زمانی برای انسان ایجاد می‌شود که شخص به حکمت جمیع اشیاء احاطه داشته باشد. خداوند متعال ابتدا ائمه را خلق نمود، آنگاه آنان را شاهد بر خلقت دیگر مخلوقات گرفت و البته این نوع شهادت نیز از نوع شهادت هر فاعل بر فعل خود است زیرا همان ظور که قبلاً بیان کردیم همه اشیاء از نور محمد و آل مطهر ایشان خلق شده اند و ایشان فاعل بوده و مخلوقات فعل ایشان هستند چنان که تهمت زدن فعل شماست و شما شاهد بر آن هستی چون از خود شما صادر شده است، پس چون ائمه فاعل مخلوقات بوده و مخلوقات فعل این بزرگواران می‌باشند لذا محیط بر اشیاء و روابط بین آنها و تاثیر و تأثرات آنها بر یکدیگر هستند، و در نتیجه از حق تحلیل و تشریع و تحریم برخوردار می‌باشند و چون خود این بزرگوارن نیز فعل خداوند متعال هستند و فاعل ایشان خداوند متعال است لذا فعل ایشان همان فعل خدا بوده و تحلیل و تحریم و تشریع ایشان کار خداوند متعال است.
در مورد این حدیث: «الناس عبید لنا فی الطاعه»، باید گفت که اولاً این حدیث ارتباطی با موضوع بحث ندارد و ثانیاً مراد امام این است که مردم در اطاعت از فرامین الهی عبد ما هستند چون ما محل فرامین الهی هستیم و خدا دستورات خود را از طریق ما صادر می‌نماید و ما خروجی این دستوراتیم؛ پس ائمه ما هرگز ادعا نکردند که بیاید ما را بپرستید و هرگز منظورشان این نبوده که مردم بنده ما هستند نه بنده خدا. اصولاً ائمه حیثیتی جز حیثیت خدایی ندارند تا بخواهند مردم را به سوی عبادت خود دعوت نمایند.
اما در مورد این حدیث: «قال ابو عبدالله علیه السلام: أما والله ما دعوهم الی عباده انفسهم، ولو دعوهم ما اجابوهم، ولکن أحلُّوا لهم و حرامًا، و حرَّموا علیهم حلالاً فعبدوهم من حیث لا یشعرون»، باید عرض کنم که مخالف با احادیث فوق و نظایر آنها نیست و حدیث نقضی به حساب نمی‌آید. اگر منظور شما از آوردن دو حدیث اخیر در کنار یکدیگر این است که بگویید: ائمه با تحلیل و تحریم مردم را به عبادت خود فرا می خوانند. در جوابتان باید بگویم: همانطور که در چند سطر قبل بیان کردیم ائمه ما محل اراده و مشیت خداوند متعال هستند و مرادات خداوند متعال از طریق ایشان ظهور و بروز دارد. اراده ائمه همان اراده خداوند متعال است، بنابراین آیه 31 توبه شامل ایشان نمی‌شود. اما علمای یهود و نصار حجت‌های خداوند متعال و برگزیده از جانب او نبودند. اراده آنها اراده خداوند متعال نبود بلکه از پیش خود تحلیل و تحریم می‌کردند.

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.