مدلهای در گیری

در اینجا مدلهایی از درگیری  در کار ارائه گردیده است که در آن هرکس بنا بر تعریفی که از درگیری  در کار داشته ، به فراخور آن به مدل سازی عوامل موثر بر آن پرداخته است. از جمله مهمترین مدلسازی های صورت گرفته در این زمینه می توان به مدل کان (1990) ؛ مدل مسلچ و لیتر(1997)؛ مدل موسسه گالوپ  و مدل بیکر و دموروتی(2008) از درگیری  در کار اشاره نمود. که در ادامه هریک به صورت مبسوطی توضیح داده شده است.

2-2-4-1- مدل کان از درگیر ی

همانطورکه گفته شد مفهوم درگیر ی را ابتدا کان بکار برد.کان کار خود رادر یک کمپ تابستانی مشاوران و همچنین طراحان یک شرکت معماری انجام داد. او براین نکته تاکید داشت که هرآنچه کارکنان در هر لحظه در ارتباط با نقش کاری خود تجربه می کنند درگیر بودن یا در گیرنبودن آنان را تحت تاثیر قرار می دهد و معتقد است که هر فرد در  هنگام مواجهه با یک نقش کاری به طوراساسی از خود سه سوال می پرسد:

  1. اجرای این نقش برای من تاچه حد می تواند معنا دار باشد ؟
  2. چقدر من در این نقش از امنیت روانی لازم برخوردارم ؟
  3. و برای اجرای آن چه چیز های در دسترس دارم ؟

بنابر این او سه شرط را برای اینکه افراد در کارشان درگیر شوند را لازم می داند :پر معنا بودن روانشناختی  [1]،امنیت روانشناختی[2]  و دسترسی روانشناختی[3]

  • پر معنا بودن کار

شرایطی که منجر به ایجاد معنا درکار می شود توسط محققان بسیاری موردتوجه قرار گرفته است. پرمعنا بودن در اینجا به معنای ” ارزشی است که فرد برای نتایج و اهداف کار خود قائل بوده و اینکه تا چه حد کار مطابق با آرمانها و استانداردهای وی می باشد” تعریف می گردد . پر معنا بودن کار احساس مفید بودن، با ارزش بودن و مناسب بودن است به عقیده کان (1990) شغل با معنی است زمانیکه فرد احساس می کند تلاشهای او به هدر نمی رود ونتایج آن به خود فرد باز می گردد و زمانی این احساس تقویت می شود که ارزشهای فرد با ارزشهای سازمان منطبق باشد (می،2004،15). مشارکت در تصمیم گیری از ضروریات احساس معنی دار بودن در فعالیت شغلی است. این مشارکت به صورت احساس شادمانی و غرور در باره کار یا احساس آزادی توام با تعهد بیان می شود. کسی که شغلش را نه به تصادف بلکه به میل خود انتخاب کرده از انجام وظایفش احساس شادمانی و غرور می کند. نوعی احساس تملک نسبت به کارش دارد و وظایفش را با شور و شوق انجام می دهد. اندیشمندانی که در آثار خود در باره کار بحث کرده اند ابراز وجود را عنصر اصلی کار دانسته بی آنکه اهمیت ابراز وجود در کار را نادیده گرفته شود باید گفت که از نظر کارکنان ، ارزش گذاری اجتماعی کار در سطح وسیع حائز اهمیت است . نخست ارزش گذاری اجتماعی یعنی ارزش خود شغل ،صنعت یا کارخانه، مطرح است. صورت نمادین این نوع ارزش گذاری ، اختصاص منابعی مانند قدرت ، پاداش، یا قدر و احترام از سوی جامعه به شغل خاصی است. نوع دوم، ارزش گذاری خود فرد شاغل است. هر اندازه ادراک فرد شاغل از ارزش اجتماعی شغل خود با ملاکهای فردی او از نظر عدالت همخوان باشد ، به همان اندازه او شغلش رابخشی از وجود خود تلقی خواهد کرد . ( البطوی، کوپر و کالیمور، 1384، 180)

  • امنیت روانی در محیط کار

احساس توانایی فرد در ایفای نقش خود در سازمان بدون نگرانی و ترس از تبعات منفی برای او همچون تصورات دیگران از او وآسیب و یا در خطر افتادن موقعیت و مسیر شغلی اش می باشد .امنیت یعنی اینکه فرد خود را در نقش بیان کند بدون اینکه هیچ رنج و سختی را تحمل نماید

زمانیکه افراد بتوانند آزادانه به بیان افکار و عقاید خود پرداخته و نظرات خود را در کار بدون هیچ ترس و نگرانی بکار گیرند می توان گفت محیط از امنیت روانی برخوردار است . برای مثال اگر کارکنان احساس کنند که پیشنهاداتشان سر آغاز مشکلات جدیدی بوده ، مورد تمسخر واقع می شود یا برای مدیریت بی معنی است هرگز پیشنهاد نمی دهند و زمانیکه بدانند که می توانند به سازمان اعتماد کنند، دارای امنیت بوده ،مسیر سازمان را تشخیص داده ، خود را وقف سازمان نموده و بشدت در آن درگیر می شوند.

  • دسترسی داشتن به منابع مورد نیاز
 
غنی سازی شغل

تطلبق نقش

 

روابط با همکاران

روابط با سرپرستان

هنجارهای همکاران

خود آگاهی

منابع

فعالیتهای خارج نقش

پر معنا بودن

 

امنیت

 

دسترسی

 

درگیری

·   شناختی

·   عاطفی

·   فیزیکی

 

دسترسی روانی اشاره به توانایی افراد در سرمایه گذاری منابع فیزیکی ، عاطفی و روانی مورد نیاز در اتمام و انجام وظایف در دست دارد(کان ، 1990) دسترسی اشاره به این دارد که افراد چقدر آماده برای درگیری اند بر این اساس اطمینان از اینکه افراد دارای آمادگی لازم برای درگیر کردن خود در نقش سازمانی خود می باشند دارای اهمیت حیاتی است. فردی که در فعالیتهای مختلف بیرون از سازمان اشتغال دارد مسلما توجه و تمرکز کافی را برای انجام کارش را دارا نمی باشد . فرد باید به حدی دارای آرامش و آسودگی خاطر باشد که بتواند حداکثر توجه و انرژی خود را صرف انجام نقش کاری خود در سازمان نماید.

[1]. Psychological Meaningfulness

[2] . Psychological Safety

[3] . Psychological Availability

Written by