روش­های ارزیابی چندمعیاره کاربرد وسیعی در همه علوم از جمله علوم مدیریتی پیدا کرده­اند. از بین این روش­ها، فرآیند تحلیل سلسله­مراتبی(AHP) یکی از روش­های ارزیابی چند­معیاره است که بیشتر مورد توجه قرار گرفته است.

 فرآیند تحلیل سلسله مراتبی ابتدا مسئله یا موضوع مورد نظر را به یک ساختار سلسله مراتبی تبدیل می­کند که در آن عناصر تشکیل دهنده این ساختار که اجزا تصمیم نیز تلقی می­شوند، مستقل از یکدیگر فرض شده­اند. بنابراین ، یکی از محدودیت­های جدی AHP این است که وابستگی متقابل بین عناصر تصمیم، یعنی وابستگی معیارها ، زیرمعیارها و گزینه ها را در نظر نمی­گیرد و ارتباط بین عناصر تصمیم را سلسله مراتبی ویک­طرفه فرض می­کند.”این فرض” ممکن است در بعضی موارد صادق نباشد و در چنین شرایطی نتیجه روش AHP ممکن است موجب برعکس شدن رتبه­ها شود. یعنی با حذف گزینه­ای ممکن است نتیجه رتبه­بندی گزینه­ها تغییر کند(زبردست،1380:19).

از طرفی بسیاری از مسائل تصمیم­گیری نمی­توانند بصورت سلسله مراتبی ساختار پیدا کنند ، زیرا آن­ها تعامل و وابستگی عناصر سطح بالاتر روی عناصر سطح پایین­تر را در بر می­گیرند. نه تنها همان طور که در یک سلسله مراتب اهمیت معیار­ها اهمیت گزینه­ها را معین می­کند ولی اهمیت خود گزینه­ها نیز اهمیت معیار­ها را تعیین می­کند (ساعتی و وارگاس،2006:7 ).

بنابراین باید در استفاده از روش AHP اندکی محتاط بود، زیرا کلیه مسائل و مشکلات برنامه­ریزی لزوماً دارای ساختار سلسله مراتبی نیستند. این محدودیت عمده AHP باعث شد تا ابداع­کننده آن، توماس ساعتی روش فرآیند تحلیل شبکه­ای(ANP) را ارایه و معرفی کند که درآن ارتباط پیچیده بین ومیان عناصر تصمیم،از طریق جایگزینی ساختار سلسله مراتبی با ساختار شبکه­ای، در نظر گرفته می­شود. فرآیند تحلیل شبکه­ای حالت عمومی AHP و شکل گسترده آن محسوب می­شود(ساعتی ،1999) که درآن موضوعات با وابستگی متقابل و بازخورد را نیز می­توان در نظر گرفت. به همین دلیل در سال­های اخیر استفاده از ANP به جای AHP در همه زمینه­ها افزایش پیدا کرده است(نیمیرا و ساعتی،2004،:575).

فرآیند تحلیل شبکه­ای چون حالت عمومی AHP و شکل گسترده آن است، بنابراین تمامی ویژگی­های مثبت آن از جمله سادگی، انعطاف پذیری، به کارگیری معیارهای کمی و کیفی به طور همزمان، و قابلیت بررسی سازگاری در قضاوت­ها را دارا بوده و مضافاً می­تواند ارتباطات پیچیده(وابستگی­های متقابل و بازخورد) بین و میان عناصر تصمیم را با بکارگیری ساختار شبکه­ای بجای ساختار سلسله مراتبی در نظر بگیرد. تفاوت بین یک “ساختار سلسله مراتبی” و “ساختار شبکه­ای” در نموراد 1 ارایه شده است. برای تحلیل شبکه­ای (ANP) هر موضوع و مسئله­ای را به مثابه شبکه­ای از معیارها ، زیرمعیارها و گزینه­ها (همه این ها عناصرنامیده می­شوند) در نظر می­گیرد. تمامی عناصر در یک شبکه می­توانند، به هر شکل، دارای ارتباط با یکدیگر باشند. به عبارت دیگر، در یک شبکه، بازخورد و ارتباط متقابل بین و میان خوشه­ها امکان­پذیر است (ساعتی ،2004:129). بنابراین ANP را می­توان متشکل از دو قسمت دانست: سلسله مراتب کنترلی و ارتباط شبکه­ای. سلسله مراتب کنترلی ارتباط بین هدف، معیارها، و زیرمعیاره را شامل شده و بر ارتباط درونی سیستم تاًثیرگذار است و ارتباط شبکه­ای وابستگی بین عناصر و خوشه­ها را شامل می­شود(ساعتی ،1999،:1).

این قابلیت ANP امکان در نظر گرفتن وابستگی­های متقابل بین عناصر را فراهم آورده و در نتیجه نگرش دقیقی به مسایل پیچیده ارائه می­کند. تاًثیر عناصر بر عناصر دیگر در یک شبکه توسط یک سوپر ماتریس در نظر گرفته می­شود.

مزایای ANP

ü    ANP یک تکنیک جامع است که امکان در نظر­گرفتن تمام معیارها (محسوس و غیر محسوس) که برخی از آن­ها به فرآیند تصمیم­گیری مرتبط می­شوند را می­دهد (ساعتی، 1999).

ü    AHP یک قالب تصمیم­گیری به همراه سلسله مراتبی یک جهته میان سطوح تصمیم را ارائه می­دهد، در حالی­که ANP امکان وجود روابط پیچیده بیشتری میان سطوح تصمیم به گونه­ای که نیاز به ساختار سلسله مراتبی اکید نباشد، را می­دهد.

در بسیاری از مسائل تصمیم­گیری مطلوب آن است که همانند دنیای واقعی بتوان روابطی متقابل میان معیارها متصور شد. از آنجایی­که متدلوژی ANP این امکان را در اختیار تصمیم­گیرندگان قرار می­دهد یک ابزار تصمیم­گیری چندمعیاره جذاب است. این ویژگی آن را نسبت به AHP برتری می­بخشد

Written by