)  تعریف مدیریت استراتژیک

مدیریت استراتژیک را می توان بدین گونه تعریف کرد، هنر و علم تدوین، اجراء و ارزیابی تصمیمات وظیفه- ای چندگانه که سازمان را قادر می سازد به هدفهای بلند مدت خود دست یابد(وانسیل،1976)[1].

[1] . Vancil,Richard F

مراحل مدیریت استراتژیک

فرآیند مدیریت استراتژیک در برگیرنده ی سه مرحله می شود:

  • تدوین استراتژیها
  • اجرای استراتژیها
  • ارزیابی استراتژیها.

مقصود از تدوین استراتژی این است که ماموریت سازمان تعیین شود، شناسایی عواملی که در محیط خارجی، سازمان را تهدید می کند یا فرصتهایی را به وجود می آورند. شناسایی نقاط قوت و ضعف داخلی سازمان، تعیین هدفهای بلند مدت، در نظر گرفتن استراتژیهای گوناگون و انتخاب استراتژیهای خاص جهت ادامه فعالیت. مسأله هایی که در زمینه ی تدوین استراتژیها مطرح می شوند، عبارتند از: تعیین نوع فعالیتی که سازمان می خواهد به آن بپردازد، فعالیتهایی را که می خواهد از آن خارج شود، شیوه تخصیص منابع، تصمیم گیری درباره ی گسترش دادن یا متنوع ساختن فعالیتها، تصمیم گیری در مورد ورود به بازارهای بین المللی، تعیین این که آیا سازمان بر آن است که در سازمانهای دیگر ادغام شود یا یک مشارکت تشکیل دهد و شیوه ی مصون ماندن از حرکات تند سازمانهای رقیب که درصدد بلعیدن آن بر می آیند(فرد،1998).

اجرای استراتژی ایجاب می کند که سازمانها اهداف سالانه را در نظر بگیرند، سیاستها را تعیین کند، در کارکنان انگیزه ایجاد نماید و منابع را به گونه ای تخصیص دهد که استراتژیهای تدوین شده به اجرا درآید. اجرای استراتژیها مستلزم توسعه ی فرهنگی است که استراتژیها را تقویت نماید، یک ساختار اثربخش سازمانی برنامه ریزی کند، تلاشهای بازاریابی را هدایت نماید، بودجه بندی کند، سیستمهای اطلاعاتی به وجود آورد و از آنها استفاده نماید، سرانجام با توجه به عملکرد سازمان خدمات کارکنان را جبران نماید (بین عملکرد و جبران خدمات کارکنان رابطه ای معقول برقرار کند)(مینتزبرگ و لامپل،2001).

اغلب اجرای استراتژیها را مرحله ی عملی مدیریت استراتژیک می نامند، مقصود از اجرای استراتژیها این است که کارکنان و مدیران بسیج شوند و استراتژیهای تدوین شده را به مرحله ی عمل درآورند. اغلب چنین تصور می شود که در مدیریت استراتژیک مرحله ی اجرایی مشکل ترین مرحله می باشد و ایجاب می کند که افراد خود را متعهد به سازمان نمایند. این نوعی هنر می باشد (نه یک علم). اگر استراتژیهایی تدوین شوند ولی هیچگاه به اجرا درنیایند، نوع اقدام چیزی جز عملی بیهوده نخواهد بود.

در مدیریت استراتژیک ارزیابی استراتژیها آخرین مرحله به حساب می آید. مدیران نیاز شدید دارند که بدانند استراتژیهای خاص و مورد نظر آنان در چه زمانی کارساز واقع نمی شود. اصولاً ارزیابی استراتژیها بدین معنی است که باید در این مورد اطلاعاتی را گردآوری کرد. همه استراتژی ها دستخوش آینده قرار می گیرند، زیرا عوامل داخلی و خارجی به صورت دائم در حال تغییر هستند.(آذر و مومنی،1380) برای محاسبه و سنجش عملکردها و اقدامات اصلاحی، باید استراتژیهایی را مورد ارزیابی قرار داد، زیرا موفقیت امروز نمی تواند موفقیت فردا را تضمین نماید، موفقیت همیشه موجب بروز مسائل جدید و گوناگون می شود، سازمانی که به وضع کنونی خود بسنده نماید یا دچار نخوت و تکبر شود، محکوم به فنا خواهد بود(فرد،1998). در یک سازمان بزرگ فعالیتهایی که در زمینه ی تدوین، اجرا و ارزیابی استراتژیها انجام می شود در سه سطح از مدیریت (سلسله مراتب سازمانی) انجام می گیرد که عبارتند از:

  • سطح کل سازمان
  • سطح وظیفه ای
  • سطح مربوط به تعامل کارکنان و مدیران دو سطح.

مدیریت استراتژیک در قالب یک تیم رقابتی می کوشد با تقویت سیستم ارتباطات و روابط متقابل بین مدیران و کارکنان در سطوح مختلف سازمانی نقش یا وظیفه خود را به شیوه ای عالی ایفا نماید. بسیاری از سازمانهای کوچک و برخی از سازمانهای بزرگ دارای واحدهای مستقل یا واحدهای تجاری استراتژیک نمی باشند، آنها تنها در دو سطح از سازمان فعالیت می کنند، در سطح کل سازمان و در سطح وظیفه ای. با وجود این، مدیران و کارکنان، در این دو سطح، باید در فعالیتهای مدیریت استراتژیک نقشی فعال ایفا نمایند(آلیسون،2000)[1].

پیتر دراکر[2] می گوید: کار اصلی مدیریت استراتژیک این است که از زوایه ی ماموریت به سازمان نگاه کند، یعنی مطرح کردن این سوال، «کار اصلی ما چیست؟» که موجب می شود هدفهایی تعیین گردد، استراتژیها تدوین شود و تصمیماتی امروز گرفته شود، که نتایج آن فردا به دست آید. تردیدی نیست که این کار باید به وسیله ی بخشی از سازمان انجام شود که می تواند با دیدی گسترده به کل سازمان نگاه کند و بتواند بین هدفها و نیازهای امروز و نیازهای فردا توازن و تعادل برقرار کند و نیز بتواند منابع انسانی و مالی را به گونه ای تخصیص دهد که به نتایج اصلی و مورد نظر بیانجامد(فری،استونر،کارلس،1995).

[1].Allison. L

[2]. pitter Drucker

Written by