مسائل مالی

دانلود پایان نامه

(و اتقوا الارحام) یعنی از خویشاوندان و قطع پیوند از آنها، بپرهیزید. ذکر این موضوع در اینجا اولا نشانه اهمیت فوق العاده‏اى است که قرآن براى صله رحم قائل شده تا آنجا که نام ارحام بعد از نام خدا آمده است، و ثانیا اشاره به مطلبى است که در آغاز آیه ذکر شده و آن اینکه شما همه از یک پدر و مادرید و در حقیقت تمام فرزندان آدم خویشاوندان یکدیگرند و این پیوند و ارتباط ایجاب می کند که شما نسبت به همه انسانها از هر نژاد و هر قبیله‏اى همانند بستگان فامیلى خود محبت بورزید.
در عبارت (إِنَّ اللَّهَ کانَ عَلَیْکُمْ رَقِیباً )، خداوند به مردم هشدار می دهدکه مراقب آنهاست و تمام اعمال و نیات را مى‏بیند و می داند و مجازات های عادلانه او دامن خلافکاران را خواهد گرفت. «رقیب»، در اصل به کسى می گویند که از محل مرتفعى به اوضاع نظارت کند و سپس، به معنى حافظ و نگهبان چیزى آمده است زیرا نگهبانى از لوازم نظارت است. بلندى محل رقیب ممکن است از نظر ظاهرى بوده باشد که بر مکان مرتفعى قرار گیرد و نظارت کند و ممکن است از نظر معنوى بوده باشد. ارتباط عبارت ( اتَّقُوا رَبَّکُمُ الَّذِی خَلَقَکُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَهٍ ) با ( وَ اتَّقُوا اللَّهَ الَّذِی تَسائَلُونَ بِهِ وَ الْأَرْحامَ ) و ( إِنَّ اللَّهَ کانَ عَلَیْکُمْ رَقِیباً ) این است که قطعا کسی که بر خلقت شما قادر است و حاجت های شما رانیز برآورده می سازد، قدرت بر عقاب شما را نیز دارد، پس ازعذاب او بترسید و از مخالفتش خودداری کنید.
از اینجا خداوند در صدد طرح یک سری از احکام مهم از جوانب مختلف زندگی انسانی است اما خداوند در بیان احکام راه تدریج و مدارا را در پیش می گیرد و به سوی هدف به تدریج قدم بر می دارد تا هم دعوتش بهتر پیش برود و هم مردمى که آنان را دعوت مى‏کند پذیراتر شوند.
معارف حقه و قوانین تشریع شده‏اى که دین خدا مشتمل بر آنها است، هر یک شانى از شؤون جامعه بشرى را اصلاح مى‏کند و یا ریشه یکى از مبادى فساد را قطع مى‏سازد، اما مساله تعویض عقاید باطله یک ملت و جایگزین کردن عقایدى حقه در میان آنان، از دشوارترین کارها است، مخصوصا وقتى آن عقاید باطل، ریشه در اخلاق و اعمال آنان‏ داشته باشد. بیان تدریجی احکام باعث می شود طبع مردم گریزان نشود و دلها در فهم و اجرای آن متزلزل نگردد.
نظیر این بیان تدریجى را در «حکم ارث »ملاحظه مى‏کنیم که در آغاز رسول خدا 6بین اصحابش دو نفر، دو نفر عقد اخوت برقرار کرد و دستور داد هر برادر خوانده‏اى از برادر خوانده‏اش ارث ببرد و به او ارث بدهد تا زمینه را براى حکمى که به زودى در مساله ارث تشریع مى‏شود فراهم سازد، بعد از جریان عقد اخوت آن گاه آیه ارث نازل شد؛ (وَ أُولُوا الْأَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلى‏ بِبَعْضٍ فِی کِتابِ اللَّهِ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُهاجِرِینَ ؛ و صاحبان رحم بعضى سزاوارترند در کتاب خدا از مؤمنین و مهاجرین)، به عبارتی دیگر حال که مى‏خواهید به یکدیگر ارث بدهید و از یکدیگر ارث ببرید ارحام شما مقدم بر سایر مؤمنین و مهاجرین هستندو جزئیات بیشتری از این حکم در سوره نساء بیان شده است که در آینده به آن خواهیم پرداخت.
از آنجا که عرب جاهلی عقاید و اعمال زشتی در مورد زنان و یتیمان داشتند، خداوند در آیات 2 تا 6، (وَ آتُوا الْیَتامى‏ أَمْوالَهُمْ وَ لا تَتَبَدَّلُوا الْخَبِیثَ بِالطَّیِّبِ وَ لا تَأْکُلُوا أَمْوالَهُمْ إِلى‏ أَمْوالِکُمْ إِنَّهُ کانَ حُوباً کَبِیراً ) (2)، (وَ إِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تُقْسِطُوا فِی الْیَتامى‏ فَانْکِحُوا ما طابَ لَکُمْ مِنَ النِّساءِ مَثْنى‏ وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُوا فَواحِدَهً أَوْ ما مَلَکَتْ أَیْمانُکُمْ ذلِکَ أَدْنى‏ أَلاَّ تَعُولُوا ) (3)، ( وَ آتُوا النِّساءَ صَدُقاتِهِنَّ نِحْلَهً فَإِنْ طِبْنَ لَکُمْ عَنْ شَیْ‏ءٍ مِنْهُ نَفْساً فَکُلُوهُ هَنِیئاً مَرِیئاً ) (4)، ( وَ لا تُؤْتُوا السُّفَهاءَ أَمْوالَکُمُ الَّتِی جَعَلَ اللَّهُ لَکُمْ قِیاماً وَ ارْزُقُوهُمْ فِیها وَ اکْسُوهُمْ وَ قُولُوا لَهُمْ قَوْلاً مَعْرُوفاً ) (5)، ( وَ ابْتَلُوا الْیَتامى‏ حَتَّى إِذا بَلَغُوا النِّکاحَ فَإِنْ آنَسْتُمْ مِنْهُمْ رُشْداً فَادْفَعُوا إِلَیْهِمْ أَمْوالَهُمْ وَ لا تَأْکُلُوها إِسْرافاً وَ بِداراً أَنْ یَکْبَرُوا وَ مَنْ کانَ غَنِیًّا فَلْیَسْتَعْفِفْ وَ مَنْ کانَ فَقِیراً فَلْیَأْکُلْ بِالْمَعْرُوفِ فَإِذا دَفَعْتُمْ إِلَیْهِمْ أَمْوالَهُمْ فَأَشْهِدُوا عَلَیْهِمْ وَ کَفى‏ بِاللَّهِ حَسِیباً )(6)، یک سری احکام مربوط به این دو قشر ضعیف را بیان می کند.
دوری از خوردن مال ایتام و یا عوض کردن آن با اموال نامرغوب خود، دادن مال ایشان و ذکر شرایط آن، روش حفاظت از اموال ایتام سفیه و همچنین رعایت عدالت در مورد همسرانی که از دختران یتیم برای خود می گیرند، در آیات 2 و 3 و 5 و 6 ذکر گردیده است.
در آیه 4، ( وَ آتُوا النِّساءَ صَدُقاتِهِنَّ نِحْلَهً فَإِنْ طِبْنَ لَکُمْ عَنْ شَیْ‏ءٍ مِنْهُ نَفْساً فَکُلُوهُ هَنِیئاً مَرِیئاً )، از مهر زنان که خود از امور مالی مربوط به ازدواج است به تناسب بحث از اموال یتیمان سخن به میان آورده است.
بحث از مهریه و اموال یتیمان، مقدمه را برای بیان احکام ارث که خود از مسائل مالی مهم و کلیدی در شرع اسلام است آماده می کند. آیه 7 (لِلرِّجالِ نَصِیبٌ مِمَّا تَرَکَ الْوالِدانِ وَ الْأَقْرَبُونَ وَ لِلنِّساءِ نَصِیبٌ مِمَّا تَرَکَ الْوالِدانِ وَ الْأَقْرَبُونَ مِمَّا قَلَّ مِنْهُ أَوْ کَثُرَ نَصِیباً مَفْرُوضاً ) شروع ذکر این احکام است و به طور کلی بیان می کند که براى فرزندان ذکور سهمى از ما ترک ابوین و خویشان است و براى فرزندان اناث نیز سهمى از ترکه، چه مال اندک باشد و چه بسیار، نصیب هر کسى از آن ترکه در کتاب حق، معین گردیده است.
آیه 7 قاعده کلى را بیان کرده تا به همگان بفهماند که بعد از ثبوت ولادت یک فرد از فردى دیگر و یا خویشاوندیش با او، دیگر کسى بطور ثابت و دائم از ارث محروم نیست و دیگر مثل ایام جاهلیت اطفال صغیر میت و زن او از ارث محروم نیستند.
آیه 8 (وَ إِذا حَضَرَ الْقِسْمَهَ أُولُوا الْقُرْبى‏ وَ الْیَتامى‏ وَ الْمَساکِینُ فَارْزُقُوهُمْ مِنْهُ وَ قُولُوا لَهُمْ قَوْلاً مَعْرُوفاً) به یک حکم اخلاقی در جلسه تقسیم ارث اشاره دارد و به وارثان توصیه کرده، به خویشان فقیر و یتیم ها و مساکین که به خاطر وجود طبقات جلوتر ارث نمی برند، اگر در حال تقسیم ارث حاضر بودند چیزی از ارث به آنها بدهند. بی شک این عمل زمینه محبت را در بین خویشان زیاد کرده و از ایجاد کینه یا حسادت جلوگیری می کند.
آیات9 و 10 (وَ لْیَخْشَ الَّذِینَ لَوْ تَرَکُوا مِنْ خَلْفِهِمْ ذُرِّیَّهً ضِعافاً خافُوا عَلَیْهِمْ فَلْیَتَّقُوا اللَّهَ وَ لْیَقُولُوا قَوْلاً سَدِیداً )(9)، ( إِنَّ الَّذِینَ یَأْکُلُونَ أَمْوالَ الْیَتامى‏ ظُلْماً إِنَّما یَأْکُلُونَ فِی بُطُونِهِمْ ناراً وَ سَیَصْلَوْنَ سَعِیراً )(10)، به پیامد اعمال خورندگان اموال یتیمان اشاره کرده است .
قبلا درآیه 2عبارت (إِنَّهُ کانَ حُوباً کَبِیراً) تاکید شدکه تعدى و تجاوز به اموال یتیمان گناه بزرگى است. «الحوبه» در اصل به معنى احتیاج و نیازى است که انسان را به گناه می کشاند، و از آنجا که تجاوزهاى سرپرستان به اموال یتیمان، غالبا بر اثر نیاز و یا به بهانه احتیاج صورت می گیرد در آیه 2 به جاى کلمه« اثم» به معنی گناه، کلمه «حوب» به کار رفته است، تا اشاره به این حقیقت بوده باشد. و عبارت (فَلْیَتَّقُوا اللَّهَ) در آیه 9 حکم وجوب رعایت تقوا را که در آیه 1 نیز دوبار آمده بود، یادآوری می کند و نشان می دهد مهمترین عامل در رعایت حقوق ایتام همان ترس الهی و ملکه تقوا می باشد.
بررسى آیات مختلف قرآن نشان می دهد که اسلام اهمیت فوق العاده‏اى براى ایتام قائل شده، ( وَ یَسْئَلُونَکَ عَنِ الْیَتامى‏ قُلْ إِصْلاحٌ لَهُمْ خَیْرٌ وَ إِنْ تُخالِطُوهُمْ فَإِخْوانُکُم‏؛ از تو در مورد یتیمان می پرسند بگو اصلاح امور ایشان بهتر است و اگر در زندگی با آنها در آمیزید برای شما بهتر است ،آنها برادران دینی شما یند)وبا شدت تمام خیانت کنندگان در اموال آنها را به مجازات‏هاى شدید تهدید می کند و با عباراتى محکم و قاطع مردم را از این کار نهی کرده است.
عبارت ( وَ لْیَخْشَ الَّذِینَ لَوْ تَرَکُوا مِنْ خَلْفِهِمْ ذُرِّیَّهً ضِعافاً خافُوا عَلَیْهِمْ ) درآیه 9 به پیامد عمل زشت خوردن مال یتیم اشاره می کند، که هرکس بر یتیمى ظلم کند یعنى مالش را از دستش بگیرد به زودى همان ظلم به ایتام خودش برمى‏گردد و هر گونه برخورد و معامله‏اى که با دیگران و یا فرزندان آنان کند، هیچ راه گریزى از انعکاس آن عمل، به خودش و یا اطفال خودش ندارد و این خود یکى از حقایق عجیب قرآنى است. از آیات کریمه قرآن استفاده مى‏شود که بین اعمال نیک و بد انسان و بین حوادث بیرونی،در همین زندگی دنیایی ، ارتباط وجود دارد و ثمره عمل هر کسى به خود او می رسد، آن کس که نیکى مى‏کند در زندگیش خیر مى‏بیند و سعادتمند مى‏شود و آن کس که ستمگر و شرور است، دیر یا زود نتیجه عمل خود را مى‏چشد. اطلاق موجود در آیات زیر به این نکته اشاره دارد. ( مَنْ عَمِلَ صالِحاً فَلِنَفْسِهِ، وَ مَنْ أَساءَ فَعَلَیْها؛ هر کس عمل صالح انجام دهد به نفع خویش کرده و هر کس عمل بدی انجام دهد به خود بد کرده است)، ( فَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّهٍ خَیْراً یَرَهُ وَ مَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّهٍ شَرًّا یَرَهُ؛ هر کس به وزن یک ذره، عمل خیرى انجام دهد آن را مى‏بیند و هر کس به وزن یک ذره عمل بد کند همان را خواهد دید) ،( قالَ أَنَا یُوسُفُ وَ هذا أَخِی قَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَیْنا إِنَّهُ مَنْ یَتَّقِ وَ یَصْبِرْ فَإِنَّ اللَّهَ لا یُضِیعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِینَ؛ گفت: من یوسفم و این برادر من است، خداى تعالى بر ما منت نهاد، چون کسى که تقوا پیشه کند و خویشتن دار باشد خدا اجر نیکوکاران را ضایع نمى‏سازد.).ضرب المثل مشهوری نیز در بین ما رایج است که ، هرچه کنی به خود کنی گر همه نیک و بد کنی، دال بر همین امر می باشد.
پس در حقیقت در همه اعمالى که انسانها انجام مى‏دهند انسانیت مطرح است، این جا است که براى انسان روشن مى‏شود که اگر به کسى احسان کند، این احسان را از خدا براى خود مسئلت نموده، مسئلت و دعائى که حتما مستجاب هم هست و ممکن نیست رد شود، و همچنین اگر به کسى بدى و ستم کند باز همین بدى را براى خود خواسته و پسندیده. هرکس اگرعمل خیر یا شرى را براى اولاد و ایتام مردم بپسندد، براى اولاد خود خواسته و پسندیده است.
بدین جهت است که خداى تعالى فرمود؛ ( لِکُلٍّ وِجْهَهٌ هُوَ مُوَلِّیها، فَاسْتَبِقُوا الْخَیْراتِ؛ براى هر قومى راهى و قبله‏اى است که رو بدان مى‏کنند، به سوى خیرات پیشى گیرید).
عبارت ( إِنَّ الَّذِینَ یَأْکُلُونَ أَمْوالَ الْیَتامى‏ ظُلْماً إِنَّما یَأْکُلُونَ فِی بُطُونِهِمْ ناراً ) در آیه 10خوردن مال یتیم را خوردن آتش می داند. نظیر این تعبیر در سراسر قرآن مجید، تنها در یک مورد دیگر دیده می شود، ( إِنَّ الَّذِینَ یَکْتُمُونَ ما أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ الْکِتابِ وَ یَشْتَرُونَ بِهِ ثَمَناً قَلِیلًا أُولئِکَ ما یَأْکُلُونَ فِی بُطُونِهِمْ إِلَّا النَّارَ؛ کسانى که آیات خدا را کتمان مى‏کنند و به وسیله آن درآمد ناچیزى فراهم مى‏نمایند آنها جز آتش چیزى نمى‏خورند).
کسانی که مال یتیم را می خورندو از خشم و غضب الهی ترسی ندارند، هرچند به ظاهر ادعای اسلام کنند اما در حقیقت آتش می خورند و کارشان همردیف کارکسانى است که با کتمان حقایق و تحریف آیات الهى، منافعى به دست مى‏آورند(بقره ،174).
عبارت پایانی آیه 10 (وَ سَیَصْلَوْنَ سَعِیراً ) نشان می دهد علاوه بر اینکه آنها در همین جهان در واقع آتش می خورند، بزودى در جهان دیگر داخل در آتش برافروخته‏اى می شوند که آنها را بشدت می سوزاند. آنها گرچه چهره ظاهرى عملشان بهره‏گیرى از غذاهاى لذیذ و رنگین است، اما چهره واقعى این غذاها آتش سوزان است، و همین چهره است که در قیامت آشکار می شود.
چهره واقعى عمل همیشه تناسب خاصى با کیفیت ظاهرى این عمل دارد، همان گونه که خوردن مال یتیم و غصب حقوق او، قلب او را مى‏سوزاند و روح او را آزار مى‏دهد چهره واقعى این عمل آتش سوزان است (وَ سَیَصْلَوْنَ سَعِیراً).
توجه به چهره‏هاى واقعى اعمال، براى کسانى که ایمان به این حقایق دارند بهترین مانع از انجام کارهاى خلاف و تحکیم تقوای الهی در وجودشان است (فَلْیَتَّقُوا اللَّهَ) .آیا کسى پیدا می شود که با دست خود پاره‏هاى آتش را برداشته و در میان دهان بگذارد و ببلعد؟.
دقت دراحادیث و آیات نشان می دهد چقدر توجه به اموال یتیمان مهم است و بی توجهی به آن عقوبتی سنگین دارد (إِنَّما یَأْکُلُونَ فِی بُطُونِهِمْ ناراً وَ سَیَصْلَوْنَ سَعِیراً).

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.