مسلمان بودن

دانلود پایان نامه

آقای جیزاوی آیا اهل سمرقند در سال 256 هجرى کافر و مشرک بودند که تبرک مى‌جستند به خاک قبر محمد بن اسماعیل بخارى؟ آیا کفار بخاری را تجهیز و تشییع و تدیفین کردند یا اینکه مسلمان بودند و سیره اهل سنت نیز چنین بوده است؟ آیا بخاری برتر است یا فرزند رسول خدا؟ آیا بخاری میوه دل و نور چشم پیامبر بود یا حسین بن علی؟ آیه بخاری «عِندَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ» است یا حسین بن علی ؟ اگر تربت یک عالم دینی شفا دهنده است چرا تربت فرزند رسول خدا که از بخاری عالم تر بود شفا نباشد؟
طلب شفاء ابن منکدر از قبر رسول خدا
ابن منکدر با اصحاب خود مى‌نشست پس گاهى زبانش بند مى‌آمد، سپس بر مى‌خواست در همان حالى که بود تا اینکه گونه‌هایش را بر قبر پیامبر مى‌گذاشت و سپس بر مى‌گشت، وقتى شاگردانش از او سوال می کردند در جوابشان مى‌گفت: براى من سکته‌اى پیش آمد که براى برطرف کردن آن استعانت از قبر پیامبر جستم و گاهى نیز در جایى از مسجد دراز مى‌کشید و غلط مى‌زد و مى‌گفت من پیامبر خدا را در این جایگاه دیده بودم.
و اما پاسخ به اقوال آقای جیزاوی:
درباره مطلبی که از قول شخصی به نام دکتر ناصر القفاری آورده‌اید که وی گفته است دعوت به استشفاء از خاک کربلا سخنی نادرست و دروغ است باید پاسخ دهید که بر چه اساسی این امر را نادرست و دروغ می‌دانید؟ اگر مراد شما این است که شیعیان این احادیث را به دروغ به ائمه نسبت داده‌اند، در پاسخ می‌گوییم روایات ائمه توسط افراد موثّق در کتب معتبر آمده است و همان گونه که شما از این طریق، صحت روایات خود را اثبات و به آن عمل می‌کنید ما نیز همین شیوه را در اخذ روایات و عمل بدآن‌ها روا می داریم و اگر اخذ روایات به این شیوه غلط و موجب اثبات صحت یا ضعف روایات نمی‌شود؛ پس روایات شما نیز به همین دلیل قابل اثبات و عمل نخواهد بود و و لذا شما هم دروغ بسته‌اید به خدا و رسولش که ایشان منع کرده‌اند زیارت قبور را، شما دروغ بسته‌اید به صحابه که آنها هرگز قبور را زیارت نمی‌کردند و… اما اگر این روش را قابل اثبات می‌دانید؛ پس برای ما نیز چنین است.
اما اگر مراد شما این است که العیاذ بالله کلام ائمه حجیّت و دلیلیت ندارد باید بگوییم در فصل سوم این رساله بطور مفصل از حجیت اقوال و احادیث ائمه سخن گفتیم و معلوم کردیم که ردّ بر آنان رد بر خداست و موجب شرک و کفر می‌باشد.
اما اینکه به نقل از آقای قفاری می‌گویید: چنین چیزی (استشفا به تربت و نظایر آن) تنها در دین شیعیان است و هرگز در اسلام و قرآن چنین چیزی وجود نداشته نشان از عدم شناخت شما از اسلام و نیز کم بهره بودن شما و قفاری از قرآن دارد و چقدر زشت است که شخصی داعیه‌ی دفاع از مذهب خود را داشته باشد اما نه قرآن را بداند و نه اسلام را بشناسد و با این کار فقط خود را مضحکه دیگر فِرق قرار دهد. البته واضح است که چرا اسلام را نشناخته‌اید، زیرا شما دینی غیر از اسلام را برگزیده‌اید. شما بر دین ساخته‌ی دست انگلستان هستید و البته خود نیز می‌دانید که هرگز از شما پذیرفته نخواهد شد چنانکه فرموده: وَمَن یَبْتَغِ غَیْرَ الإِسْلاَمِ دِینًا فَلَن یُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِی الآخِرَهِ مِنَ الْخَاسِرِینَ .
تمام انبیاء و اوصیای آنان از حضرت آدم تا حضرت خاتم همگی بر دین اسلام بودند؛ زیرا به گفته قرآن دینی جز دین اسلام نزد خدا وجود ندارد آنجا که می‌فرماید: إِنَّ الدِّینَ عِندَ اللّهِ الإِسْلاَمُ.
در قرآن می‌خوانیم: فَلَمَّا أَن جَاء الْبَشِیرُ أَلْقَاهُ عَلَى وَجْهِهِ فَارْتَدَّ بَصِیرًا قَالَ أَلَمْ أَقُل لَّکُمْ إِنِّی أَعْلَمُ مِنَ اللّهِ مَا لاَ تَعْلَمُونَ؛ پس تمام انبیاء مسلمان بودند، حضرت یوسف و یعقوب نیز مسلمان بودند و ماجرای شفا یافتن چشمان حضرت یعقوب توسط پیراهن حضرت یوسف در اسلام و بین دو مسلمان و بین دو پیامبر که موحدترین بندگان خدا محسوب می‌شوند رخ داده است با این حال چگونه می‌گویید که در اسلام هرگز چنین چیزی وجود نداشته و اینها بدعت است؟! چگونه می‌گویید در قرآن چنین چیزی نیست؟! آقای جیزاوی چگونه است که خداوند متعال به پیراهن حضرت یوسف به خاطر انتسابش به او و تماس با بدن مطهر ایشان اثر شفا بخشی عطا کرده لیکن به تربت امام حسین که با گوشت و خون آن حضرت مخلوط شده چنین اثری را نداده باشد؟ آن هم شخصی که محبوب ترین خلق خدا بعد از جدّ و پدر و برادر بزرگوارشان نزد خداوند متعال است و مقامات وی به مراتب از حضرت یوسف نزد خداوند متعال بیشتر است. اگر استشفاء به تربت مطهر فرزند رسول خدا را بدعت و شرک می‌دانید؛ پس العیاذ بالله باید حضرت یعقوب و حضرت یوسف را نیز مشرک بدانید و شکی نیست که هر کس پیامبری را مشرک یا کافر بداند، خود کافر و مشرک می‌گردد.
آقای جیزاوی بی شک شفا دهنده‌ای جز خداوند متعال وجود ندارد لکن خداوند منّان هر اثری را به سببی جاری می‌کند چنان که برای رفع تشنگی آب و برای رفع جهل، علم و عالم را آفریده است، حال حضرت یوسف با علم به این موضوع پیراهن مبارک خود را برای پدر گرامیشان فرستادند تا چشمانش شفاء یابد و حضرت یعقوب نیز با علم به این موضوع با شور و اشتیاقی وصف ناشدنی پیراهن فرزند گرامیشان را ستاندند و از آن استشفاء حاصل کردند.
آقای جیزاوی این که شما می‌گویید: «مسلمان برای استشفاء مامور است که به امورات طبیعی رجوع نماید» سخنی بس عجیب است زیرا این سوال را در دهن خوانندگان تیز بین ایجاد می‌کند که مگر خاک از امورات طبیعت نیست؟! همه خوردنی‌ها و داروها وجودشان بسته به خاک است حال چه شده که خاک را از طبیعت بیرون می‌دانید؟ نکته دیگر اینکه وقتی شما چنین سخنی می‌گویید معنایش این است که برای امورات طبیعی استقلال قائل هستید!! که این هم نشان از عقیده‌ شرک آمیز شما دارد. حال اگر بگویید امورات طبیعی به اذن خدا شفا می‌دهند ما هم می‌گوییم تربت امام حسین به اذن خدا و البته به خاطر آمیخته شدن با گوشت و خون حجت بالغه‌ی الهی شفا می‌دهد.
اما آقای جیزاوی اگر مسمانان مأمورند که از اسباب طبیعی شفا بگیرند پاسخ دهید که چرا خود از قرص‌ها و دارو‌ها و آمپول‌های شیمایی ساخته‌ی دست کفار، استشفا حاصل می‌کنید؟
اما اینکه از قول آقای قفاری آورده‌اید که «خوردن خاک بدعت است» باید بگویم: اولاً نه خاک بلکه تربت امام حسین زیرا ما نیز خوردن خاک را حرام می‌دانیم جز تربت امام حسین را که دلایلش ذکر شد. ثانیاً اگر منظور از بدعت، حکم به چیزی بدون ورود آن از کتاب و سنت است باید بگویم: شیعیان به نص و کتاب و سنت عمل کرده‌اند؛ زیرا قرآن می‌فرماید: …ما آتاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوه…‏ ، حال برترین چیزی که رسول خدا آورده، ولایت امام علی و جانشینان معصوم ایشان است و به نص حدیث ثقلین ما مأموریم تا دین را از آنان أخذ کنیم، آنان نیز فرموده‌اند: در تربت سید الشهدا شفای هر دردی هست؛ پس شیعیان عامل به کتاب و سنت هستند و شما رد کننده کتاب و سنت بوده و مشرک می‌باشید.
4-5- شبهه پنجم و پاسخ به آن: واسطه بودن ائمه بین خدا و بندگان
4-5-1- اقوال آقای جیزاوی
وی در موضوع سخن خود را چنین شروع می‌کند:
تعتقد الرافضه بأن أئمتهم الاثنی عشر هم الواسطه بین الله و بین خلقه
آنگاه اضافه می‌کند:
جاء فی( بحار الانوار) للمجلسی عن ائمتهم ما نصه: فانهم حُجب الرب، والوسائط بینه و بین خلق
و جاء فیه ایضاً أن ابی عبدالله قال: نحن السبب بینکم و بین الله عزوجل و فی روایه: و نحن السبیل الی الله
وی سپس می‌پرسد آیا چنین نیست که این اعتقادِ شیعیان، ما را به یاد اعتقادِ عبادت بتان می‌اندازه؟ و آنگاه به این آیه اشاره می‌نماید. أَلَا لِلَّهِ الدِّینُ الْخَالِصُ وَالَّذِینَ اتَّخَذُوا مِن دُونِهِ أَوْلِیَاء مَا نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِیُقَرِّبُونَا إِلَى اللَّهِ زُلْفَى إِنَّ اللَّهَ یَحْکُمُ بَیْنَهُمْ فِی مَا هُمْ فِیهِ یَخْتَلِفُونَ إِنَّ اللَّهَ لَا یَهْدِی مَنْ هُوَ کَاذِبٌ کَفَّارٌ آنگاه می‌گوید:
و لیس بین المسلم فی عبادته لربه و دعائه له، حجب تمنعه، و لا واسطه تحجبه. قال تعالی : وَإِذَا سَأَلَکَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَهَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْیَسْتَجِیبُواْ لِی وَلْیُؤْمِنُواْ بِی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ
و قال تعالی: ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ إِنَّ الَّذِینَ یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِی
وی سپس جواب ابن تیمیه را در پاسخ به سوالی که از او درباره لزوم واسطه بین خدا و بندگانش شده بود آورده است که چنین است:
یقول شیخ الاسلام ابن تیمیه فی جواب علی سوال ورد الیه و هو: هل لا بد لنا من واسطه بیننا و بین الله فإنا لا نقدر أن نصل الیه بغیر ذلک؟

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.