مشاهده

دانلود پایان نامه

إِنِّی کُنْتُ نَهَیْتُکُمْ عَنْ زِیَارَهِ الْقُبُورِ فَمَنْ شَاءَ أَنْ یَزُورَ قَبْرًا فَلْیَزُرْهُ، فَإِنَّهُ یُرِقُّ الْقَلْبَ، وَیُدْمِعُ الْعَیْنَ، وَیُذَکِّرُ الْآخِرَهَ
همانا من شما را از زیارت قبور نهی می‌کردم ولی الان هر کس که خواست قبری را زیارت کند مانعی ندرد زیرا این عمل باعث رقت قلب می‌گردد و اشک را جاری می‌سازد و به یاد اخرت می‌اندازد ولی چیزی که موجب خشم خدا می گردد را نگویید.
همچنین ابوهریره از پیامبر نقل کرده که ایشان فرمودند:
ما من عبد یمر على قبر رجل مسلم یعرفه فی الدنیا فیسلم علیه إلا عرفه ورد علیه السلام
هیچ بنده ای نیست که بر قبر شخص مسلمانی مرور کند که او را در دنیا می‌شناخته است و بر او سلام کند جز آن که آن شخص او را شناخته و جواب سلام او را می‌دهد.
عایشه از پیامبر نقل کرده که فرمود:
ما من رجل یزور قبر أخیه ویجلس عنده إلا استأنس ورد علیه حتى یقوم
هیچ کس نیست که به زیارت قبر برادر مومن خود رود و نزد او بنشیند جز آن که آن مومن با او انس گرفته و جواب سلام او را می دهد تا این که از نزد او برخیزد
مسلم در صحیح خود از بریده اسلمی آورده است:
من شما را از زیارت قبور نهی می‌کردم، ولی به محمد اجازه داده شده است تا به زیارت مادرش برود، شما نیز قبور را زیارت کنید؛ زیرا شما را به یاد آخرت می‌اندازد
حاکم نیشابوری نیز از بریده روایت می‌کند که پیامبر قبر مادرش را با هزار ملائکه زیارت نمود و هیچ روز مانند آن روز ان حضرت را گریان ندیدم
مسلم در صحیحش در حدیثی به نقل از طلحه بن عبیدالله می‌گوید:
ما با رسول خدا از مدینه برای زیارت قبور شهدا خارج شدیم، همین که منطقه «حرّه واقم» رسیدیم قبوری را مشاهده نمودیم، عرض کردیم: ای رسول خدا آیا این قبور برادران ماست؟ فرمود این قبور اصحاب ماست و هنگامی که به قبور شهدا رسیدیم فرمود: این قبور برادران ماست.
ب) زیارت قبور در سیره گذشتگان
حاکم نیشابوری به سند خود نقل می‌کند که فاطمه زهرا در زمان حیات پدرش روزهای جمعه به زیارت قبر عمویش حمزه می‌رفت و در آنجا نماز می‌خواند و گریه می‌کرد.
در اسد الغابه آمده: خباب بن ارت – که از سابقین در اسلام است – با علی رضی الله عنه در کوفه بود، به جهت مریضی سختی که داشت با ایشان در جنگ صفین شرکت نکرد و قتی علی () از صفین برگشت و خبر وفات او را شنید سر قبر او حاضر شد و او را زیارت نمود.
در العقد الفرید آمده: بعد از وفات امام حسن مجتبی محمد بن حنفیه بر سر قبر آن حضرت آمد. بغض گلوی او را گرفت. انگاه به سخن در آمد و آن حضرت را ستود
ابن عساکر در تاریخ بغداد از قول ابو خلال شیخ حنابله در عصر خود می‌گوید: «هیچ گاه مشکلی برایم پیدا نمی‌شد مگر آنکه قصد زیارت قبر موسی بن جعفر () را می‌کردم و در آن جا به ایشان متوسل می‌شدم و خداوند نیز مشکلم را آسان می‌نمود.»
در الریاض النضره به نقل از محی الدین طبری آمده: عمر و عده‌ای از اصحابش با یکدیگر به حج رفتند. در بین راه پیرمردی به او استغاثه کرد. پس از بازگشت به آن محل از احوال آن پیرمرد سوال نمود. گفتند: از دنیا رفته. راوی می‌گوید: عمر را دیدم که با سرعت به طرف قبر او آمد و در آنجا نماز خواند و سپس قبر را در بغل گرفت و گریه کرد.
بعد از آن که به و اظهارت و اتهامات آقای جیزاوی پاسخ کلی دادیم اکنون به بررسی احادیثی می‌پردازیم که ایشان بدان‌ها استناد کرده است.
اما در مورد حدیث اول باید بگویم که این مطلب اصلاً حدیث نیست. زیرا این که کسی خوابی دیده باشد که در خوابش رسول خدا به او چیزی گفته باشید این امر نه در میان اهل سنت حدیث محسوب می‌گردد و نه در میان شیعیان. حداقل این است که فقط برای خود آن شخص حجت است نه دیگران. البته موضوع چنین خوابی یعنی استغاثه به ائمه امر درستی است و با توجه با آنچه که در باب این شبهه مطرح کردیم و با توجه به آن که اثبات نمودیم ائمه معصوم بوده و از جانب خداوند متعال حجت و امام بر مردم هستند دیگر وجود چنین قدرتهای برای آنان باید برای شما امری پذیرفته باشد و متوجه شده باشید که این قبیل امور از دست ایشان بر آمده و لذا درخواست از ایشان شرک محسوب نمی‌گردد؛ زیرا استغاثه و توسل جستن به ایشان در حقیقت اسثغاثه و توسل جستن به خداوند متعال است چرا که حجت های الهی ابواب خداوند متعال می‌باشند.

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.