معنای لغوی

دانلود پایان نامه

محل شاهد از پیامبر آب طلبیدن است، در حالی که آن حضرت در برزخ‌اند و در این حالت، دعا و در خواست کردن از پروردگار برای پیامبر، مانع ندارد و از طرف دیگر، عالم بودن حضرت به خواسته سوال کنند، در روایت وارد شده است، بنابراین آب طلبیدن و غیر آن از پیامبر اشکال ندارد چنان که در حال حیات و در دنیا مانع نبود
اما در پاسخ به آیات14 فاطر و 197 اعراف که به آنها استناد جسته‌اند می‌گویم:
یک نگاه ساده به آیاتى که قبل از این آیات و بعد از آنها بیان شده است براى درک این حقیقت کافى است که منظور آنها بت‌ها مى‏باشد، چرا که در همه این آیات سخن از بت‌ها در میان است، سخن از سنگ و چوبهایى است که آنها را شریک خدا مى‏پنداشتند و براى آنها قدرتى در برابر قدرت خدا قائل بودند، ولى چه کسى است که نداند انبیاء و اولیاء همچون شهداى راه خدا که قرآن با صراحت از حیات آنها سخن مى‏گوید، داراى حیات برزخى هستند؟ و مى‏دانیم در حیات برزخى فعالیت روح گسترده‏تر و وسیعتر است، چرا که از حوائج مادى و تعلقات دنیوى رهایى یافته‏.
در پاسخ به آیه 22 فاطر که به آن استناد کرده‌اند به دو صورت پاسخ می‌دهیم : اولاً شما آیه را تقطیع کرده و ذیل آیه را برای خود مدرک قرار داده‌اید و با این کار دست به مغالطه زده‌اید در حالی که ذیل آیه با گفته‌های قبل خود کاملاً مرتبط است. آیه چنین است: إِنَّ اللَّهَ یُسْمِعُ مَن یَشَاءُ وَمَا أَنتَ بِمُسْمِعٍ مَّن فِی الْقُبُورِ. اکنون سوال من از آقای جیزاوی و امامانش ابن تیمیه و محمد بن عبدالوهاب این است که شما این آیه را با آن واقعه تاریخی که پیامبر با کشتگان بدر سخن گفتند و در آن هم هیچ شکی نیست چگونه توجیه می‌کنید؟ چرا که در آن جنگ پیامبر با کشتگان سخن گفتند و در تعجب و سوال اصحاب خود فرمود: شما از آنها شنواتر نیستید. در این آیه هم که خداوند متعال- البته به گفته شما- می‌فرمایند که مردگان قادر به شنیدن نیستند، حال این دو چگونه با یکدیگر قابل جمع می‌باشد‌؟
اما حقیقت این است که شما آیه را غلط فهمیده‌اید و یا آنکه با وجود فهم صحیح دست به مغالطه زده‌اید، چرا که اگر «مسمع» را به همان معنای لغوی آن در نظر بگیریم در این صورت باید بدانید که اولاً خداوند متعال در این آیه فرموده تو نمیتوانی سخنت را به آنها بشنوانی نه اینکه فرموده باشد آنها نمی‌شنوند و واضح است که بین شنیدن و شنوا کردن یا به عبارتی شنوانیدن فرق بسیاری وجود دارد. بنابراین اگر بخواهیم از این آیه اینگونه برداشت کنیم که مردگان سخن ما را نمی‌شنوند لازم بود که آیه چنین باشد: «إِنَّ اللَّهَ یُسْمِعُ مَن یَشَاءُ وَ لا یَسمَعون مَّن فِی الْقُبُورِ» و یا اینکه جمله «وَ لا یَسمَعون مَّن فِی الْقُبُورِ» بعد از «وَمَا أَنتَ بِمُسْمِعٍ مَّن فِی الْقُبُورِ» ذکر می‌شد. «مسمع» اسم فاعل است ضمیر «انت» نیز پیامبر می‌باشد؛ پس این جمله به پیامبر بازگشت می‌کند و آیه از عمل او سخن می‌گوید که شنواندن است در حالی که شنیدن یا نشنیدن عمل اموات است که آیه نیز درباره عمل آنها سخنی نگفته. باز متذکر می‌شویم که اگر از آیه چنین برداشت کنیم که مردگان سخن ما را نمی‌شنوند در این صورت بین عمل پیامبر ( سخن گفتن با کشتگان بدر و …) و گفتار قرآن تضاد و اختلاف حاصل ‌می‌آید حال آن که کلام پیامبر جز وحی نیست و او بر خلاف وحی و خواست خداوند متعال عملی را انجام نمی‌دهد و سخنی نمی‌گوید. حال با توجه به این بیانات شما چطور می‌گوید این آیه بیانگر آن است که اموات سخن زندگان را نمی‌شنوند؟! ثانیاً خداوند متعال به رسولش می‌فرماید: ای پیامبر تو نمی‌توانی به مردگان بشنوانی لیکن خدا هر که را بخواهد می‌شنواند. بدون شک خداوند متعال همانند انسان از زبان برخوردار نیست تا با آن حرف بزند، بلکه زبان او پیامبران و حجت‌های الهی هستند که خداوند متعال به آنان هر کس را که اراده نماید می‌شنواند؛ پس در این آیه جمله دوم استقلال پیامبر را نفی می‌کند وإلا در همان لحظه آنها در حال شنیدن سخن پیامبر بودند. خلاصه این جمله هیچ ربطی به شنیدن یا نشنیدن اموات ندارد. آنچه تا اینجا بیان کردیم در صورتی بود که مراد از «یسمع و مسمع» همان معنای لغوی آن یعنی شنوایی باشد اما سیاق این آیه و آیات قبل و بعد از آن به ویژه آیه «إِنْ أَنتَ إِلَّا نَذِیرٌ» به خوبی بیانگر آن است که معنای لغوی کلمات مورد بحث مد نظر آیه نیست. موضوع این آیه و چند آیه‌ی قبل و بعد از آن درباره هدایت انسانها است. در این آیه مراد از «احیاء» مومنین و مراد از «اموات» کفار هستند که هر دو در مقام تشبیه می‌باشند. جمله‌ی «انَّ اللَّهَ یُسْمِعُ مَن یَشَاءُ» به مومنین و جمله‌ی «وَمَا أَنتَ بِمُسْمِعٍ مَّن فِی الْقُبُورِ» به کفار و مشرکین باز می‌گردد و «قبور» استعاره است برای کفار و مشرکین، یعنی خداوند متعال می‌خواهد بفرماید اینها همانند مردگان درون قبرها هستند و همانطور که دعوت مردگان به هدایت و انذار یا بشارت به آنها هیچ سودی ندارد دعوت این کفار و مشرکین نیز به سوی هدایت و رستگاری بی فایده است. خداوند متعال می‌فرماید تو نمی‌توانی کفار و منافقان را بشنوانی، یعنی تو نمی‌توانی کفار و مشرکینی را که همانند مردگان هستند هدایت کنی.
نباید نام احدی را در کنار نام خدا خواند و از او طلب شفاعت نمود و اگر کسی چنین کند مشرک و کافر است زیرا در قران آمده است: فَلَا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَدً
پاسخ: در پاسخ به شبهه سوم که می‌گویند نباید نام احدی را در کنار نام خدا خواند و استدلال می‌کنند به این کلام الهی: فَلَا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَدًا می‌گویم: باز با تقطیع کردن کلام الهی به مغالطه‌ای دیگر دست زده‌اید تا برای تهمت خود بر مسلمانان عذری به ظاهر موجّه داشته باشد. اگر جمله قبل از این جمله را به آن اضافه کنیم واضح می‌گردد که سخن شما چقدر بی‌ربط و بی‌اساس است و هیچ ارتباطی با مسأله درخواست ندارد.آیه فوق بدین شکل است: وَأَنَّ الْمَسَاجِدَ لِلَّهِ فَلَا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَدًا، دعا در آیه مذکور به معنای درخواست کردن نیست بلکه به معنای عبادت کردن است. چنین معنای را از مساجد متوجه می‌شویم؛ زیرا مساجد مواضع هفتگانه‌ای است که هنگام سجده بر زمین گذاشته می‌شود. آیه فوق اشاره به توحید عبادی دارد نه توسل و درخواست از غیر خدا. سجده غایت و نهایت خضوع و خشوع است از این رو اختصاص به خدا دارد؛ بنابراین معنای آیه چنین می‌شود: «به درستی که عبادت – هر نوع عبادتی- مطلقاً برای خداست پس جز خدا احدی را عبادت نکنید» پس آیه نمی‌گوید: فقط و آن هم مستقیماً از خدا کمک بگیرید بلکه می‌گوید: فقط خدا را عبادت کنید و در این امر کسی را شریک او قرار ندهید؛ پس آیه ربطی به استغاثه یا توسل و غیره ندارد. مضاف بر آنچه عرض کردیم، اگر بخواهیم همین معنای ظاهری را که شما می‌گوید در نظر بگیریم، یعنی بگوییم: آیه می‌گوید: همرا با خدا کسی را نخوانید، در این صورت می‌گویم: آیه می‌گوید: یعنی آنگونه که خدا را می‌خوانید کسی را با او نخوانید یعنی شریک نگیرید و برای او استقلال قائل نشوید و بدانید همه چیز به مشیت خداوند بزرگ و بلند مرتبه است. بنابرین آیه هیچ ارتباطی با مقصود شما ندارد زیرا ما برای ائمه استقلالی قائل نیستیم.
آقای جیزاوی عبادت خداوند به واسطه‌ی احکام و دستورات و اطاعات از انبیا و اوصیا ایشان محقق می‌شود. آیا نخوانده‌اید: وَ اسْتَعینُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاه؟ در این آیه خداوند متعال امر فرموده به یاری گرفتن از غیر خودش با این حال چطور می‌گویید بین خدا و بندگانش واسطه‌ای نیست و درخواست یاری از غیر خدا شرک است؟!
جدای از آنچه تاکنون بیان کردیم مجدد به پاره ای از ادله جواز زیارت قبور اشاره می‌کنیم.
4-1-2-1- قرآن و زیارت قبور
آیات مختلفی از قرآن با مضامین گوناگونی وجود دارند که می توان از آنها حکم جواز یا استحباب قبور اولیای الهی را به دست آورد که در ذیل به برخ یاز آنها اشاره می‌کنیم.
خداوند متعال در نهی از حضور پیامبر در کنار قبور منافقین می فرماید: «وَلاَ تَقُمْ عَلَىَ قَبْرِهِ». آیه در صدد شکستن شخصیت منافقین است و پیامبر را از حضور در هنگام دفن منافق یا توقف هنگام زیارت قبور منع کرده است. آلوسی در «روح المعانی» و دیگران به این نکته اشاره کرده‌اند که مراد از این آیه، نهی از توقف در کنار قبر منافق هنگام دفن یا برای زیارت است. از این که نهی مربوط به منافقین و کفار است معلوم می شود توقف برای زیارت قبر مومن و مسلمان، مشروع بوده و اشکالی ندارد.
خداوند متعال در مورد اصحاب کهف و نزاع مردم در کیفیت تعظیم از آنان می‌فرماید:
«وَکَذَلِکَ أَعْثَرْنَا عَلَیْهِمْ لِیَعْلَمُوا أَنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَأَنَّ السَّاعَهَ لَا رَیْبَ فِیهَا إِذْ یَتَنَازَعُونَ بَیْنَهُمْ أَمْرَهُمْ فَقَالُوا ابْنُوا عَلَیْهِم بُنْیَانًا رَّبُّهُمْ أَعْلَمُ بِهِمْ قَالَ الَّذِینَ غَلَبُوا عَلَى أَمْرِهِمْ لَنَتَّخِذَنَّ عَلَیْهِم مَّسْجِدًا ».
مفسرین می‌گویند: از این که برخی پیشنهاد ساختن مسجد داده‌اند کشف می‌شود که آنان مسلمان و موحد بودند. لذا واضح است پیشنهاد مسجد به این جهت است که بطور مدام بر آنان وارد شده تا مرقد اصحاب کهف مزار مردم گردد.
4-1-2-2- احادیث و زیارت قبور
پیامبر اکرم نه تنها به زیارت قبور امر نمود، بلکه خود نیز به زیارت قبور می‌رفت تا عملاً استحباب و جواز این مسأله را تثبیت سازد.
الف) مشروعیت زیارت قبور در روایات
از انس بن مالک نقل شده است که پیامبر فرمود:
نَهَیْتُکُمْ عَنْ زِیَارَهِ الْقُبُورِ فَزُورُوهَا، فَإِنَّهَا تُذَکِّرُکُمُ الْمَوْتُ
من شما را از زیارت قبور نهی می‌کردم، ولی اکنون قبور را زیارت کنید، زیرا شما را به یاد مرگ می‌اندازد.

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.