مفاهیم و تعاریف

دانلود پایان نامه

سبک‌زندگی پس از قربانی‌شدن: اضطراب، محدودیت‌های رفتاری و عاطفی، خشونت در برخورد. سکوت. طردهای فضایی، عدم توجه، سکوت، مدارا، کیفر، انتقام، راهکارهای مبتکرانه، موضع منفعلانه، طبیعی و عادی جلوه دادن مسأله، رفتارهای تدافعی، اثرات سوء آسیب‌های جنسی و غیرجنسی، کاهش اعتماد به نفس، ناتوانی در انجام برخی فعالیت‌های روز مره عادی، تأثیر جرم بر قربانیان، قربانیان مجدد، خود سرزنشی، خصوصی پنداری مسأله، گذشت، مدارا، مقاومت، مقابله به مثل، مقابله روانی، محرومیت از روابط، پناه بردن به مکان‌های زیارتی، قهر کردن، پناه بردن به خانه پدری، شکایت، دریافت حمایت‌های قانونی، جدایی و طلاق، تغییر وضعیت ظاهری، خودکشی، فرار، بزهکاری در جهت معکوس.
عوامل تأثیرگذار: سن، طبقه، سطح تحصیلات، استقلال مالی و شغلی،کیفیت زندگی، برخورداری از حمایت خانوادگی و قانونی، اجبارهای فرهنگی، اجتماعی. فرایند زندگی، شناخت و درک قدرت جنسیتی، نوع جامعه‌پذیری، تجربه خشونت، ترس از برچسب خوردن، مهاجرت، بارداری، غریبگی، مدل رفتاری والدین، حوزه عمومی و خصوصی، خشونت تعاملی، قانون، سنت، عاملیت، رویه‌های فرهنگی اجتماعی، تهدید به قربانی‌شدن، مکان‌های پر‌خطر، احساس آسیب‌پذیری، آسیب‌پذیری جسمی و اجتماعی، شاخصه‌های آسیب‌پذیری فیزیکی و اجتماعی، اطلاع از تجربیات دیگران، انگاره‌های نادرست ذهنی از مقوله آسیب دیدگی جنسی، پیشگیری‌های پلیسی، رویکرد مشارکتی، پیشگیری مشارکتی، راه‌حل‌های حیطه شخصی.
جمع‌بندی
در حوزه مفهوم سبک‌زندگی نظریه‌پردازان متعددی به این موضوع پرداخته‌اند و سعی در دسته‌بندی انواع سبک‌های زندگی و یا عوامل تأثیرگذار بر آن بوده‌اند. برخی نظیر مارکس با رویکرد تضاد گرایانه به آن با پرداخته و بعد اقتصادی را اصل ماجرا قلمداد می‌کنند. برخی نیز متأثر از نظریه مارکس و تلفیق آن سایر موارد بودند نظیر بوردیو. برخی نیز مانند زیمل به نظریاتی پرداختند که به فکر تقابل انگیزه‌های درونی و زیست محیطی بوده و تضاد را در گروه‌های کوچک دیده اند.
نظریه‌پردازانی نظیر وبر نیز به تقابل سه عنصر رفتارها، تمایلات و منافع پرداخته و دین را در آن دخیل می‌دانستند. برخی نیز مانند گیدنز جامعه‌پذیری را به مثابه یک دالان فرهنگی قلمداد می‌کند که کلاً سبک‌زندگی فرد در آن شکل می‌گیرد و بروز داده می‌شود. برخی نیز مانند بوردیو و وبلن بر نحوۀ کسب منزلت تمرکز داشته و آن را مرتبط با مصرف می‌دانند. بوردیو کمی‌نسبت به سایر نظریه‌پردازان پا را فراتر گذاشته و شبکه‌ای از مفاهیم را تبیین کرده است که در نهایت منجر به یک کل واحد تحت عنوان سبک‌زندگی می‌شود که در بستر اجتماعی فرد قابل تعریف است. او سبک‌های زندگی را تابعی از دسترسی افراد به انواع و اقسام سرمایه‌های مختلف از یکسو و جایگاه فرد در بستر اجتماعی از سوی دیگر می‌داند.
با نگاهی گذرا به نگاه نظریه‌پردازان مختلف می‌توان به نواقص هر یک دست یافت. در کل می‌توان یکسویه نگریها و ندیدن سطوح مختلف در تحلیلها و تبیینهای مختلفی که نظریه‌پردازان انجام داده‌اند را ایرادهای این نظریات دانست. هر یک تلاش کرده‌اند که نواقص دیگری را پوشش دهند ولی به یک نظریه جامع و مانع و تعریفی روشن و شفاف از سبک‌زندگی نرسیده‌اند.
در حوزه مفهوم سبک‌زندگی نظریه‌پردازان متعددی به آن پرداخته‌اند که پیشتر آمد. اما در بین نظریه‌های مختلف دیدگاه پیر بوردیو جامع‌تر بوده و نگاهی چند جانبه به موضوع داشت. وبلن، زیمل و سایر نظریه‌پردازان هر یک به نحوی به این موضوع پرداخته و از زاویه‌ای به موضوع نگریسته‌اند که جامعیت موضوع را با آن پهنه گسترده پوشش نمی‌دهد. به طور مثال با آنکه بوردیو مصرف و میدان‌ها و سرمایه‌های فرهنگ، اقتصادی، اجتماعی و نمادین را مطرح می‌کند ولی جایی برای آسیب‌های اجتماعی، اعتقادات مذهبی و برخی اعتقادات رفتاری و تأثیر سبک‌زندگی بر مسائل زنان، قالبی نگذاشته است. در نهایت به نظر می‌رسد که قدرت تبیین نظریات مختلف با هم متفاوت بوده و برخی نظریات تلفیقی نظیر نظریه بوردیو از قدرت توضیحی بیشتری برخوردار باشند.
در مجموع مفاهیم و تعاریف متعددی از سبک‌زندگی در نظریات مختلف ارائه شده است ولی آنچه در این تحقیق به عنوان مفهوم سبک‌زندگی در نظر گرفته شده است معادل طرز عمل در حوزه عمومی و مواجهه با خطر است که هم شامل بعد ذهنی و درونی فرد می‌شود و هم بعد عینی را در بر می‌گیرد. هر چند پس از جمع‌آوری اطلاعات در مواردی نظیر خشونت خانگی و ترس‌های موردی مثل خیانت همسر و ترس از تنهایی در منزل و غیره وارد حوزه خصوصی افراد شده و راهکارهای مواجهه مرتبط با سبک‌زندگی خصوصی افراد نیز مد نظر قرار گرفت.
نگاهی گذرا به تحقیقاتی که پیشتر در خصوص آن صحبت شد نشان می‌دهد که نظام مردسالارانه، خشونت خانگی و قربانی‌شدن زنان سابقه تاریخی دارد و به اندازۀ کل تاریخ جهت تغییر این نگرش وقت لازم است. پس پیشگیری از جرم لازم بوده تحقیقات بسیاری در این خصوص انجام شده که تکیه و تأکید اکثر آن‌ها بر تکرار نشدن جرم در خصوص افراد بزه دیده بوده است و به پیشبینی و برآورد خطر ابتلا به قربانی‌شدن و انجام اقداماتی برای حذف یا کاهش خطر و ضرر و زیان ناشی از آن کمتر پرداخته‌اند. در خصوص پیشگیری از جرم در حوزه زنان نیز بیشتر مواد قانونی موجود راهکارهای پیشگیری از جرم در خصوص بزه دیدگان است به عبارت ساده‌تر این نوع پیشگیری‌ها منوط به جلوگیری از تکرار جرم تمرکز دارد که این خود حکایت از این دارد که سبک‌زندگی زنان پس از اولین بزه‌یدگی تغییراتی می‌کند که احتمال قربانی‌شدن مجدد آن‌ها را فراهم می‌سازد. برخی به پیشگیری از جرم توسط نهادهای دولتی معتقدند و برخی مقید به حل این معضل از درون خانواده هستند و به دسته‌بندی خانواده‌ها به سالم، آسیب‌پذیر و آسیب‌دیده اقدام می‌کنند. امروزه برای پیشگیری از جرم بیش از آنکه بر روی جرم و بازدارندگی و حذف آن تأکید شود بر روی قربانی و سبک‌زندگی تأکید می‌گردد.
تجربه اولین بزه‌دیدگی یا قربانی‌شدن یکی از مطمئن‌ترین عوامل پیش‌بینی وقوع بزه‌دیدگی بعدی در آینده است. به‌سخن دیگر افرادی که یکبار قربانی‌شدند احتمال اینکه برای بار دوم و سوم هم مورد بزه دیدگی واقع شوند، زیاد است. متجاوزان به سبک‌زندگی و نحوۀ رفتار افراد برای انتخاب آن‌ها به عنوان قربانی توجه دارند پس سبک‌زندگی افراد می‌تواند یکی از راه‌های پیش‌گیری از جرم باشد.
زنان بسته به نوع خشونتی که در خانه، محل کار و فضاهای عمومی‌علیه آن‌ها صورت می‌گیرد عکس‌العمل‌هایی گوناگون از خود بروز می‌دهند که از تعجب، شک، خجالت و سکوت گرفته تا ترک محل کار و مقابله به مثل و در مورد خشونت‌خانگی طلاق پیش می‌روند.
سبک‌زندگی به واسطه جامعه‌پذیری در خانواده شکل می‌گیرد برای مثال کودکانی که شاهد روابط خصوصی و زناشویی پدر و مادر بودند و یا از محصولات فرهنگی خاص مانند فیلم‌های پورنو استفاده می‌کردند مقاومت کمتری در مقابل تجاوزات جنسی نشان می‌دهند. ترس از جرم به دلیل مسائل فرهنگی و اجتماعی در بین زنان بیشتر از مردان است و این ترس به شکل طردهای فضایی و اجتماعی نمود می‌یابد. این ترس دلایل مختلفی مثل نوع جامعه‌پذیری، نوع معماری مردانه و ترس از برچسب خوردن و تبلیغات رسانه‌ها و غیره دارد و منجر به کاهش احساس امنیت در بین زنان شده‌است. به طور کلی ترس از قربانی‌شدن و مورد جرم واقع شدن باعث شده که احساس امنیت زنان از حد معمول پایین‌تر باشد و تحقیقات متعددی نیز در خصوص علت‌ها و عکس‌العمل‌ها انجام‌شده‌است(صادقی و میر حسینی1388: 125-152).
در مجموع تحقیقات در خصوص قربانی‌شدن را می‌توان به سه دسته جرم محور، قربانی محور و تحقیقات پیشگیرانه تقسیم کرد که در هر سه محور می‌توان تأثیر سبک‌زندگی افراد را در آن دخیل دانست. همچنین قربانی‌شدن و مفهوم قربانی‌شدن با توجه به بزه‌دیدگی تعریف شده‌است. اگرچه در حوزه پیشگیری و جرم تحقیقات ارزنده‌ای صورت گرفته است ولی به نظر می‌رسد که در حوزه سبک‌زندگی و قربانی‌شدن،‌ هنوز ظرفیت بالایی برای انجام تحقیقات وجود دارد. در این رساله تمرکز نویسنده بر آن راهکارهایی است که زنان به جهت پیشگیری از قربانی‌شدن آموخته و تحت عنوان سبک‌زندگی خود از آن استفاده می‌کنند تا قربانی نشوند. به‌سخن دیگر، رساله درصدد دستیابی راهکارها، دسته‌بندی آن‌ها با توجه به سبک‌زندگی زنان است.
جدول شماره 1‌. دسته‌بندی پیشینه تحقیق
سبک‌زندگی
قربانی‌شدن
سبک‌زندگی و قربانی‌شدن
-نظریاتی که به تضاد طبقاتی پرداخته و از بعد اقتصادی به آن نگریسته‌اند مانند نظریه مارکس.
-نظریاتی که به فکر تقابل انگیزه‌ها درونی و زیست محیطی داشته و ایجاد توازن این دو را مد نظر قرار می‌دادند و به تضاد در گروه‌های کوچک علاقمند بودند ولی در سطح کلان کاربرد چندانی نداشتند مانند نظریه زیمل.
-نظریاتی مانند نظریه وبر که به تقابل سه عنصر رفتارها، تمایلات، و منافع پرداخته و دین را در آن دخیل می‌دانست.
-نظریاتی مانند گیدنز که جامعه‌پذیری و دالان فرهنگی را مهم می‌دانستند.
-نظریه بوردیو که با ترکیب مفاهیم متعدد به یک رابطه دیالکتیکی از بسیاری عوامل دست یافتند که -تقابل ذهن و عین و تکمیل و تأثیرپذیری هر دو از هم و تأثیرپذیری فرد از ساختار و ساختار از فرد را مد نظر قرار داده بود.
– تحقیقاتی که به حوزه جرم‌شناسی می‌پرداخت و از ابتدا اعتقاداتی در خصوص ذاتی بودن جرم داشته و به تحلیل و مطالعه مجرمان می‌پرداختند. به اصطلاح مجرم محور بودند.

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.