هنگام اجرای یک مهارت حرکتی، منابع متعددی از اطلاعات درباره پیامد عمل و علت این پیامد وجود دارد (مگیل، 2004). بازخورد اصطلاحی عمومی است برای توصیف اطلاعاتی که یادگیرنده درباره اجرای یک حرکت یا مهارت دریافت می­کند (کاکر، 2004). بازخورد، به تحلیل دستگاه کنترل حلقه بسته باز می­گردد و به معنای خبرهایی درباره تفاوت بین اجرا و حالت هدف است. در کنترل حلقه بسته، بازخورد به معنای خبر درباره خطاست. اخیراً بازخورد به مفهومی کلی­تر، یعنی هرگونه اطلاعات حسی درباره حرکت، نه فقط خطا، اطلاق می­شود (اشمیت). این اطلاعات می­تواند از دو منبع درونی و بیرونی به­دست آیند. بازخورد درونی اطلاعات حاصل از پاسخ است که در خلال اجرا و به­عنوان نتیجه عملکرد، از سیستم حسی یادگیرنده در دسترس او قرار می­گیرد. برای مثال­های از این بازخورد می­توان به دیدن توپ پس از رها کردن و احساسی که هنگام شروع از دست دادن تعادل دارید، اشاره کرد. از سوی دیگر، بازخورد افزوده اطلاعات دریافت­شده از منبع خارجی است که اطلاعات حسی یادگیرنده را تکمیل می­کند. نکته­های مربی، بازپخش ویدئویی اجرای مهارت توسط یادگیرنده و نتایج مربوط به مسافت، زمان یا امتیاز اجرای فرد که توسط داور اعلام می­شود، مثال­هایی از بازخورد افزوده­اند. به­طور کلی، این نوع اطلاعات افزوده پس از انجام حرکت به یادگیرنده ارائه می­شود و بنابراین اصطلاحاً بازخورد پایانی نامیده می­شود. در خلال اجرای مهارت فرصت­های مناسبی جهت ارائه بازخورد افزوده وجود دارد. این نوع بازخورد اصطلاحاً بازخورد هم­زمان نامیده می­شود. به­طور مثال، هنگامی­که مربی گذشت نیمی از زمان را در خلال مسابقه به ورزشکار اعلام می­کند یا درمان­گر به بیمار یادآوری می­کند که چرخش خوب لگن در خلال تمرین را حفظ کند (اشمیت و ریسبرگ، 2008؛ کاکر، 2004).

در دسته بندی دیگری، می­توان بازخورد را به آگاهی از نتیجه و آگاهی از اجرا تقسیم کرد. آگاهی از نتیجه، بازخورد درونی یا افزوده­ای است که اطلاعاتی درباره نتیجه پاسخ برای یادگیرنده فراهم می­کند و با موفقیت در عمل مورد نظر در ارتباط با هدف مربوط است(کاکر، 2004). به گفته مگیل (2004)، آگاهی از نتیجه شامل اطلاعاتی است که، درباره پیامد اجرای مهارت یا درباره دستیابی به هدف اجرا ارائه می­شود. به­عنوان مثال، مربی ممکن است به پرنده طول بگوید که پای پرش او 4 سانتی­متر روی تخته پرش بوده است، درمان­گر نتیجه آزمون خم شدن و رساندن دست­ها به پا را به بیمار بگوید و آن را با نتایج قبلی مقایسه کند یا مربی آمادگی جسمانی از اتمام اجرای صحیح تمرین توسط شاگرد خود قدردانی کند. افزون بر این، یادگیرنده می­تواند جایی که پیکان به هدف خورده را ببیند یا احساس کند که در خلال سرویس به درستی به توپ ضربه زده است یا نه. گروه دوم بازخوردها، آگاهی از اجرا و اطلاعاتی درباره ویژگی­های حرکت است که به پیامد حرکت منجر می­شود (مگیل، 2004).

– کارکردهای بازخورد افزوده

بازخورد افزوده سه کارکرد اصلی دارد. اولاً، اطلاعاتی درباره اصلاح خطای اجرا فراهم می­کند. این اطلاعات می­تواند شامل این موارد باشد: توصیف جنبه­های درست یا نادرست اجرا، توضیحی برای اینکه چرا خطا رخ داد، تجویز اینکه چگونه روی خطا تمرکز کنند یا نتایج اجرا را به یادگیرنده اطلاع دهند (کریستینا و کورکوس، 1988). این اطلاعات کمک می­کند که یادگیرنده در تلاش برای افزایش اکتساب و اجرای مهارت راهنمایی شود تا حرکت بعدی را اصلاح کند.

بازخورد افزوده همچنین می­تواند نقش انگیزشی در فرایند یادگیری بازی کند. موقعی که یادگیرنده اطلاعاتی درباره عملکردش دریافت می­کند، می­تواند برای تشخیص پیشرفت خود آن را با اهداف از پیش تعیین­شده مقایسه کند. اگر این مقایسه نشان­دهنده پیشرفت باشد، یادگیرنده تشویق می­شود برای دستیابی به اهداف خود به تلاش ادامه دهد.

سومین کارکرد بازخورد افزوده تقویت یادگیرنده است. موقعی­که از این روش استفاده می­شود، بازخورد افزوده احتمال رخ دادن مجدد پاسخ را در تلاش­های بعدی در محیطی مشابه را افزایش می­دهد. اظهارات و ژست­هایی که یادگیرنده را تحسین کند، مانند عالی بودیا تأیید با اشاره دست پس از یک پاسخ، می­تواند رفتار را به­طور مثبت تقویت و بنابراین، آن را تثبیت کند. به همین ترتیب، رضایت ایجاد شده از قدردانی مربی از انجام پاسخ موفقیت­آمیز ممکن است تمایل به تکرار آن عمل را بیشتر کند. حذف بعضی از نکات منفی هم می­تواند رفتارها را تقویت کند(آدامز، 1978، 1987؛ لیتل و مک کولا، 1989؛ لاک، کارتلج و کوپل، 1968؛ کاکر، 2004).

Written by