مفهوم سرمایه اجتماعی

اصطلاح سرمایه اجتماعی نخستین بار در اثر کلاسیک جین جاکوب، به نام مرگ و زندگی در شهرهای بزرگ آمریکایی به کار رفته است. این اصطلاح در دهه 1980 توسط جیمز کلمن[1]-جامعه شناس آمریکایی- در معنای وسیع تری مورد استفاده قرار گرفت و رابرت پاتنم[2]– دانشمند علوم سیاسی- نفر دومی بود که بحثی قوی و پرشور را در مورد سرمایه اجتماعی و جامعه مدنی در ایتالیا و ایالات متحده برانگیخت .

پیر بوردیو[3] (1985) – جامعه شناس فرانسوی- نظریه بسط یافتهای از سرمایه اجتماعی  مطرح می کند. از نظر بوردیو سرمایه اجتماعی همزمان هم مربوط به علم اقتصاد است و هم مجموعه ای از روابط مبتنی بر قدرت که قلمروها و تعاملات اجتماعی مختلفی را بوجود می آورد و معمولا نامرتبط با علم اقتصاد تصور می شود.

سرمایه فرآیندی است که ذاتا با قدرت پیوند دارد. در واقع استنباط بوردیو از سرمایه به گونه ای است که او تقریبا سرمایه و قدرت را مترادف با هم می داند. او بین شبکه های اجتماعی که یک فرد در آنها جای گرفته، (و از دل این شبکه ها است که سرمایه اجتماعی پدیدار می شود ) و پیامدهای روابط اجتماعی، تفاوت قائل می شود. یعنی، شبکه های اجتماعی را نباید صرفا با تولیدات روابط اجتماعی برابر دانست، زیرا چنین کاری شبکه های اجتماعی را نامرئی می سازد. شبکه هایی که می توانند بسیار متراکم باشند ولی درعین حال به دلیل عدم دسترسی به آنها نمی توانند منابعی را تولید کنند. به نظر بوردیو سرمایه هر منبعی است که در عرصه خاصی اثر گذارد و به فرد امکان دهد که سود خاصی را از طریق مشارکت در رقابت بر سر آن بدست آورد. سرمایه از نظر بوردیو سه شکل اساسی دارد: اقتصادی، که قابل تبدیل شدن به پول است و به شکل حقوق مالکیت قابل نهادینه شدن است. فرهنگی: که در برخی شرایط به سرمایه اقتصادی تبدیل می شود و به شکل کیفیت آموزشی نهادینه می گردد. و سرمایه اجتماعی: که از تعهدات اجتماعی ساخته شده است و تحت برخی شرایط قابل تبدیل به سرمایه اقتصادی می باشد و یا ممکن است در شکل یک عنوان اشرافی نهادینه شود.

پیر بوردیو بر تبدیل پذیری اشکال مختلف سرمایه به نوع اقتصادی آن تاکید دارد. وی سرمایه اقتصادی را به عنوان کار انسانی انباشته شده تعریف میکند.پس کنش گران از طریق سرمایه اجتماعی می توانند دسترسی مستقیمی به منابع اقتصادی(وامهای یارانه ای ، راهنمای سرمایه گذاری و …) داشته باشند. آنها می توانند سرمایه فرهنگی خود را از طریق تماس با کارشناسان یا افراد معتبر افزایش دهند و یا به گونه ای دیگر، آنها می توانند با موسساتی که اعتبارات با ارزش عرضه می دارند مرتبط شوند.

جیمز کلمن مانند بوردیو مفهوم سرمایه اجتماعی را از اقتصاد به جامعه شناسی آورد. کلمن سرمایه اجتماعی را بر حسب کارکردی که دارد تعریف می کند. به عقیده او این مفهوم نه یک موجود منفرد ، بلکه در بر گیرنده موجودیتهای مختلف است که تمامی آنها در دو عنصر مشترک هستند :

  • جنبه ای از یک ساخت اجتماعی هستند.
  • تسهیل گر کنشهای افراد درون ساختها هستند.

سرمایه اجتماعی همانند دیگر اشکال سرمایه مولد است و رسیدن به اهدافی را امکانپذیر می سازد که در نبود آن ، دسترسی با آن اهداف ناممکن خواهد بود. سرمایه اجتماعی همانند سرمایه مادی و سرمایه  انسانی کاملا قابل مبادله نیست، اما می تواند مختص به فعالیتهای مشخصی باشد. شکل مشخصی از سرمایه اجتماعی که در تسهیل بعضی از کنشها ارزشمند است، می تواند برای کنشهای دیگر بی فایده و یا حتی مضر باشد. سرمایه اجتماعی برخلاف اشکال دیگر سرمایه در ذات ساختار روابط میان کنشگران وجود دارد. کلمن پس از تعریف از سرمایه اجتماعی، مجموعه های مختلفی از کنشها، پیامدها و روابط را سرمایه اجتماعی می نامد. از نظر او سرمایه اجتماعی، ذاتا قادر به کار است و سرمایه اجتماعی هر آن چیزی است که به مردم و نهادها امکان عمل می دهد. بنابراین سرمایه اجتماعی یک مکانیزم، یک شی و یا یک پیامد نیست، بلکه بطور همزمان هریک یا تمامی آنهاست.

فوکویاما تعریف دیگری ارائه می دهد. او سرمایه اجتماعی را این گونه تعریف می کند:  سرمایه اجتماعی را به سادگی می توان به عنوان وجود مجموعه معینی از هنجارها یا ارزشهای غیر رسمی تعریف کرد که اعضای گروهی که همکاری و تعاون میانشان مجاز است، درآن سهیم هستند. مشارکت در ارزشها و هنجارها به خودی خود باعث تولید سرمایه اجتماعی نمی گردد چرا که این ارزشها ممکن است ارزشهای منفی باشد .

رابرت پاتنم تعریف دیگری از سرمایه اجتماعی ارائه می دهد. او بر نحوه تاثیر سرمایه اجتماعی بر رژیم های سیاسی و نهادهای دموکراتیک تاکید کرده است. از نظر او سرمایه اجتماعی مجموعه ای از مفاهیمی مثل اعتماد، هنجار، شبکه های ارتباطی میان افراد یک اجتماع می باشد. سرمایه اجتماعی وسیله ای برای رسیدن به توسعه سیاسی و اجتماعی در سیستم های مختلف سیاسی است. پاتنم بر اعتماد تاکید زیادی می کند. از نظر او اعتماد و ارتباط متقابل در شبکه ها اجتماعی به عنوان منابعی هستند که در کنشهای اعضاء جامعه موجود است.

و بالاخره می توان گفت سرمایه اجتماعی از مجموعه هنجارها و ارزشهای موجود در سیستمهای فکری، علمی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی جامعه منتج می شود و این هنجارها و ارزشها حاصل تاثیر نهادهای اجتماعی و اقتصادی ما است که دارای ویژگی اعتماد متقابل، تعامل اجتماعی، احساس هویت جمعی  و گروهی و غیره است. مفاهیمی همچون اعتماد، همکاری و همیاری میان اعضاء یک گروه یا جامعه شکل دهنده نظامی هدفمند است که باعث دستیابی به اهداف ارزشمند گروه می شود.

 

[1] Coleman

[2] Putnam

[3] Bourdieu

Written by