قرارداد شرکت، بدانند که سود حسابداری نشان دهنده تملک انحصاری مالک نسبت به سود است، در آن صورت ممکن است این آگاهی برای شرکت گران تمام شود.
از این رو اگر مدیران شرکتها بدانند که در کانون توجه سیاسی قرار دارند، این انگیزه را دارند تا از روشهای حسابداری استفاده نمایند که سود را کمتر نشان دهند. آنها با این گونه اعمال و رفتار سعی دارند تا احتمال انجام اقدامات سیاسی علیه شرکت را کاهش دهند و بموجب آن هزینههای مورد انتظار سیاسی کاهش یابد. هزینههایی که از سوی اتحادیههای کارگری بمنظور افزایش دستمزد در پی افزایش سود از شرکتها درخواست میشود از جمله هزینههای سیاسی است.
بطور خلاصه، شرکت‌هایی که سودآوری بالایی دارند، بیشتر مورد پیگیری رسانه‌ها و تحلیل‌گران واقع می‌شوند. این امر احتمالاً منجر به پایش، مقررات‌گذاری و الزامات دولتی شدیدتر مانند وضع مالیات خواهد شد. بنابراین شرکت‌ها تمایل دارند که شناسایی سود امروز را به فردا موکول کنند (تی گنگ لی، 2009).

2-7 رویکرد فرصتطلبانه و رویکرد کارآیی
تحقیقات اثباتی حسابداری یا از رویکرد کارایی اقتباس میکنند و یا از رویکرد فرصت طلبانه. در رویکرد محقق توضیح میدهد که چگونه سازوکارهای قراردادی مختلف میتوانند هزینههای نمایندگی شرکت، یعنی هزینههای مرتبط با واگذاری اختیار تصمیمگیری از طرف مالک به مدیر را کاهش دهند. غالباً به رویکرد کارآیی، رویکرد آینده نگر گفته میشود. این رویکرد به حداقل رساندن هزینههای نمایندگی و قراردادی آتی، مکانیزمها و ساختارهایی را مد نظر قرار میدهد که شرکت در آینده با آن مواجه خواهد شد. مثلاً اکثر شرکتها در دنیا به صورت داوطلبانه صورتهای مالی قابل دسترسی را تهیه میکنند. قبل از آن که تهیه آنها از سوی مراجع قانونگذاری الزام شده باشد. غالباً صورتهای مالی مزبور بدون آن که الزامی وجود داشته باشد، حسابرسی نیز میشوند. برخی از محققین معتقدند که تهیه صورتهای مالی حسابرسی شده منجر به صرفهجویی در هزینهها میشود به این شکل که شرکها وجوه را با هزینه پائین جذب میکنند. نتیجه حسابرسی آن است که گروههای خارج از شرکت اطلاعات قابل اعتمادی درباره منابع و تعهدات شرکت را در اختیار خواهند داشت، بنابراین بواسطه اعتماد گروههای خارجی، شرکت میتواند وجوه را با هزینه پائینتر نسبت به سایر منابع تامین مالی جذب نماید و بدین وسیله ارزش شرکت افزایش یابد.
در رویکرد کارآیی تحقیقات اثباتی حسابداری، عقیده بر این است که رویههای حسابداری انتخاب شده توسط شرکتها برای انعکاس بهتر عملکرد مالی واحد تجاری انتخاب میشوند. رویکرد مذکور بر اساس ویژگیهای متفاوت هر شرکت توضیح میدهد که چرا شرکتهای مختلف روشهای حسابداری مختلف را انتخاب میکنند. مثلاً انتخاب روش استهلاک سرقفلی از میان روشهای مختلف، این گونه توجیه میشود که آن روش، استفاده از دارایی (سرقفلی) را بهتر نشان میدهد. یکی از تحقیقاتی که بر اساس این رویکرد انجام شده است، تحقیقی بود که ویترد در سال 1987 انجام داد. او به دنبال آن بود که توضیح دهد چرا شرکتهایی که بطور داوطلبانه صورتهای مالی تلفیقی را در دورهای که هیچگونه الزامی برای تهیه آن وجود ندارد، تهیه و منتشر میکنند. او دریافت هنگامیکه شرکتی وجوهی را استقراض میکند و این بدهی توسط سایر شرکتهای گروه تضمین میشود، صورتهای مالی تلفیقی نیز بمنظور ارائه اطلاعات در زمینه توانایی گروه در بازپرداخت بدهیها تهیه میشود تا اینکه صورتهای مالی جداگانه برای هر یک از شرکتهای گروه تهیه شود.
بطور خلاصه، در رویکرد کارآیی فرض میشود که شرکتها روشهای حسابداری مشخصی را بخاطر آنکه آن روشها، عملکرد و کارآیی اقتصادی شرکت را به بهترین شکل نشان میدهند، انتخاب میکنند. مثلاً به هزینه بردن هزینههای تحقیق به جای سرمایهای کردن آن ممکن است عملکرد شرکت را به بهترین شکل نشان ندهد. اکثر نظریهپردازان تئوری اثباتی حسابداری معتقدند که مدیریت شرکت با توجه به شرایط، بهتر از هر شخص دیگری میتواند رویههای حسابداری مناسب را انتخاب نماید و نباید در کار آنها دخالت شود.
از سوی دیگر، موضوع بحث رویکرد فرصت طلبانه تئوری اثباتی حسابداری توافقات و قراردادهای منعقد شده شرکت با گروههای مختلف است و به دنبال آن است تا رفتار فرصت طلبانه را که بعداً رخ خواهد داد، تشریح و پیشبینی نماید. در آغاز ممکن است توافقات خاصی برای آن که منافع اشخاص مختلف طرف قرارداد شرکت در یک راستا قرار گیرد، تنظیم شده باشد. اما تنظیم قراردادهای کاملی که راهنمایی برای استفاده از روشهای حسابداری در شرایط مختلف باشد، امکان پذیر یا موثر نیست، از این جهت همیشه برای مدیران، آزادی عمل برای انجام رفتارهای فرصت طلبانه وجود دارد.
غالباً به رویکرد فرصتطلبانه رویکرد گذشته نگر نیز میگویند. رویکرد مزبور به این دلیل گذشتهنگر است که اقدامات فرصتطلبانهای که به محض تنظیم توافقات قراردادی میتواند انجام شود را مدنظر و مورد بررسی قرار میدهد. مثلاً برای کاهش هزینههای نمایندگی (رویکرد کارآیی) ممکن است توافقی با مدیر مبنی بر پرداخت پاداش او بر اساس درصدی از سود شرکت انجام شود. به محض این که این توافق انجام شد، مدیر ممکن است برای افزایش سود و در نتیجه افزایش پاداش خود روشهای حسابداری معینی را انتخاب نماید (رویکرد فرصتطلبانه).
مدیران ممکن است روش استهلاک سرقفلی خاصی را که سود را افزایش میدهد، حتی در صورت عدم انع
کاس صحیح استفاده از داراییها انتخاب و به کار گیرند. در تئوری اثباتی حسابداری فرض میشود که مدیران به شکلی فرصتطلبانه روشهای حسابداری معینی را برای افزایش ثروت شخصی خود برمیگزینند. این تئوری فرض میکند مالکان نیز پیشبینی میکنند که رفتار یک مدیر میتواند فرصتطلبانه باشد. البته مالکان این شرایط را میگذارند که روشهای حسابداری برای اهداف خاصی استفاده شود. مثلاً در توافقنامه پاداش مدیران ممکن است شرط گذاشته شود که روش استهلاک معینی مانند روش استهلاک خط مستقیم در محاسبه سود و متعاقب آن تعیین پاداش استفاده شود. اما همانطور که قبلاً بیان شد، فرض بر آن است که از پیش تعیین کردن و شرط گذاشتن در استفاده از روشهای حسابداری در همه مواقع بسیار پرهزینه و گران است. بنابراین تئوری اثباتی حسابداری توصیه میکند که همیشه آزادی عمل برای مدیران در انتخاب روشهای حسابداری به شکل فرصتطلبانه و در راستای منافع شخصی وجود خواهد داشت.
طبق رویکرد مزبور (فرصتطلبانه)، مدیران شرکتهای بورسی تحت فشار مستمر سرمایهگذاران برای دستیابی به عملکردهای خاص و نیز حفظ منافع خود، در فرآیند محاسبه سود مداخله کرده و کیفیت سود را کاهش میدهند. (رحمانی و غلامزاده، 1388)

2-8 تئوریهای حاکم بر نگهداری وجه نقد
سه انگیزه عمده برای نگهداری وجه نقد را می‌توان، انگیزه معاملاتی، انگیزه احتیاطی و انگیزه سفته بازی عنوان نمود (وانگ45،2005).
2-8-1 انگیزه معاملاتی
با وجود هزینه های معاملات، یک شرکت که با هدف حد اکثر سازی ارزش فعالیت می نماید، هزینه نهایی و منفعت نهایی نگهداری وجه نقد را جهت تعیین سطح مطلوبی از وجه نقد ارزیابی می کند(اولر و پیکانی46، 2009). از یک طرف صرفه اقتصادی شرکت ها را تشویق به انباشت وجه نقد به عنوان سپر و باز دارنده در برابر افزایش مکرر وجوه خارجی می کند. از طرف دیگر، هزینه نگهداری دارایی های نقدی موجب بازده کمتر از آنها می شود(روبرتز و گرونیگر47،2007). مطابق با انگیزه معاملاتی، شرکت‌هایی که با کاهش منابع داخلی مواجه می‌شوند می‌توانند آن را توسط فروش داراییها، انتشار سهام جدید، استقراض و یا قطع سود تقسیمی تامین کنند. لیکن تمام این استراتژی‌ها مستلزم هزینه‌هایی است که دارای هر دو عنصر هزینه‌های ثابت و متغیر می‌باشند. در نتیجه شرکت‌هایی که انتظار مواجه با هزینه‌های بالای معاملاتی را دارند، داراییهای نقدینه48 زیادی نگهداری می‌کنند(ازکان وازکان49،2004).
2-8-2 انگیزه احتیاطی
بنابر انگیزه احتیاطی، شرکت‌ها به منظور انجام پرداخت‌ها در دوران سخت و کاهش احتمال بحران مالی اقدام به نگهداری وجوه نقد می‌نمایند. اوپلر و همکاران50 (1999) معتقدند: در تحلیـل رفتار مدیـریت در نگهداری وجه نقـد بر مبنای انگیزه احتیاطی، اجتناب مدیریت از هزینههای ورشکستگی احتمالی و یا رویدادهای غیرمترقبه و پیشبینینشده مدنظر است که فرایند تأمین منابع شرکت را میتواند تحت تأثیر قرار دهد. در یک شرکت زمانی که سایر منـابع تأمین مالی در دسترس نیستند یا استفاده از آنها بسیار هزینـهبر است، استفاده از وجوه نقـد نگهداری شده میتواند راهکاری برای تأمینمالی فعالیتها و سرمایهگذاریها باشد. با این تفسیر، شرکت برای اجتناب از هزینههـای ناشی از شرایـط غیرمنتظره دارای انگیــزه احتیاطـی است و هــر چـه احتمـال رخـداد شرایــط پیشبینینشده و پیامدهای منفی آن بیشتر باشد این انگیزه بیشتر خواهد شد و در نتیجه مدیریت تمایل به نگهداشت وجه نقد بیشتری خواهد داشت. عدم اطمینان و شرایط غیرمنتظره میتواند ناشی از محیط نوع خاص صنعت یا شرایط کلی اقتصاد مثل تورم باشد. از این دیدگاه شرکتهایی که فرصتهای رشد بالاتری دارند هزینه بحران بیشتری نیز خواهند داشت زیرا با وقوع بحران ارزش فعـلی خالص پروژههـای آنها میتواند از بین برود (فریرا و ویللا51، 2004).

2-8-3 انگیزه سفته بازی
بنابر انگیزه سفته بازی، شرکت‌ها به منظور بهره‌برداری از فرصت‌های سرمایه‌گذاری غیرمنتظره آتی در زمانی که تأمین مالی خارجی هزینه بر است اقدام به نگهداری داراییهای نقدینه می‌نمایند(وانگ،2005). کلاسیکها معتقد بودند که افراد پول را تنها برای انگیزههای معاملاتی و احتیاطی نگهداری مینمایند. لیکن کینز بر این اعتقاد است که افراد علاوه بر دو هدف فوق برای انگیـزه سومی نیز پول نزد خود نگهداری مینمایند که همان انگیزه سفته‌بازی میباشد. منظور از تقاضای سفته بازی پول این است که پول با هدف و امید انجام معاملات سودآور و بهره برداری از فرصتهایی که پیش میآید، نگهداری شود. بـه طـور کلی انگیـزه سوداگری بخش کم اهمیتتری از اولویتهای شرکت برای نگهداری وجه نقد را تشکیل میدهد و انگیزههای معاملاتی و احتیاطی توجیه بیشتری برای نگهداری وجه نقد در شرکت را دارد و در آخر اینکه هر سه مانده فوق تحت تأثیر عدم اطمینان در مقدار و زمان جریانهای نقدی قرار میگیرد.
لیکن نگهداری وجوه نقد دارای معایبی نیز می‌باشد. بنا به نظر (جنسن52،1986) زمانی که میزان جریان نقدی آزاد شرکت‌ها افزایش می یابد، تضادهای نمایندگی موجود بین سهامداران و مدیران تشدید می‌شود. مدیران می‌توانند منافع و علایق خود را به هزینه سهامداران تأمین کنند و بدین ترتیب منافع مدیران از نگهداری ذخایر زیاد نقدی بیشتر از سهامداران است. عیب دیگر نگهداری وجوه نقد را می‌توان به بازده پایین این داراییها در مقابل داراییهای ثابت بیان نمود. برای مثال (کیم و دیگران ،1998
)53 مستند نمودند شرکت‌هایی که نسبتاً دارای بازده دارایی (ROA)54 پایینی هستند، به صورت معنی‌داری داراییهای نقدینه بیشتری نگهداری می‌کنند(به نقل از آلانیس و موزاندر55،2004).
دو تئوری که بر موضوع نگهداری وجه نقد، اثر زیادی داشته‌اند، تئوری مبادله ای (TOT)56 و تئوری سلسله مراتبی (POT)57 می‌باشند. مطابق با TOT، شرکت‌ها یک سطح مطلوب از نگهداری وجه نقد را به عنوان توازنی بین منافع و هزینه‌های نگهداری وجه نقد نگهداری می‌کنند(جانی58 و همکاران ).
دیدگاه POT در مورد نگهداری وجه نقد، از تئوری سلسله مراتبی ساختار سرمایه که توسط (مایرز و ماجلوف،1984)59 توسعه داده شد، نشأت می‌گیرد. بر اساس نظریه مذکور، شرکت ها تأمین مالی را از منابع داخل شرکت به تأمین مالی خارجی ترجیح می دهند (به نقل از درابتز،گرانینگر و هیرچوگل60،2010). بنابراین در بحث تأمین مالی،شرکت ها منابع سرمایه گذاری را ابتدا از منبع سود انباشته تأمین می کنند، سپس با بدهی های کم مخاطره و بعد با بدهی های پر مخاطره و سر انجام با انتشار سهام، به تأمین منابع مالی می پردازند. در نتیجه، از

Written by 

دیدگاهتان را بنویسید