منبع تحقیق با موضوع اقتصاد دانش محور

دانلود پایان نامه

2-4- اقتصاد دانش محور

اقتصاد دانش محور چیست؟
امروزه دانش به عنوان کلید رشد اقتصادی محسوب شده، که کسب و در اختیار داشتن آن، باعث تأمین عوامل سنتی دیگر نظیر سرمایه، نیروی کار و زمین نیز می گردد. در بسیاری از مواقع ما دانش را به اشتباه با اطلاعات یکی تصور می کنیم. دانش اطـلاعاتـی است که سـاختار یـافته و تـفـسیر شـده اند در حالی که پایه و اساس اطلاعات، داده می باشد (دانایی فرد، 1388).
الگوی اقتصاد دانش محور که از ناحیه دانش مـحوری فعـالـیت ها پدیـده تـوسعه یـافتگی را واکـاوی می نماید، بعنوان یک الگوی توسعه فراگیر قابل طرح است که برای تبیین فرایند وصول به توسعه، توانمندی قابل توجهی دارد.
در طی نیم قرن اخیر تلاش های بسیاری از لحاظ علمی و سیاستگذاری برای دستیابی به توسعه صورت گرفته است. نظریه پردازان همواره بدنبال آن بوده اند که نظریه یا الگوی معتبری برای تبیین علل و عوامل توسعه کشف و عرضه نمایند بگونه ای که از یک سو واقعیت های موجود را بخوبی تبیین کرده و از سوی دیگر به کشورها و جوامعی که خواهان توسعه اند، کمک نماید تا مسیر درست و ممکن برای حصول به توسعه را بیابند. در این ارتباط، الگوهای نظری متعددی در یک فرایند رو به تکامل، معرفی شده اند که الگوی اقتصاد دانش محور جدیدترین آنها می باشد. توجه به توسعه ظرفیت های لازم برای تحقق توسعه از جمله ویژگی های مشترک این الگوها می باشد که در همه آنها مورد تأکید و توجه قرار گرفته است؛ الگوهای توسعه ابتدائاً به انباشت سرمایه فیزیکی (بـویـژه در بـخش صنعت) تأکید و توجـه خاص داشتنـد، امـا در چنـد دهـه اخـیر توانمند سازی و سرمایه گذاری انسانی به عنوان اولویت اصلی در نظریه اقتصاد دانش محور پی جویی شده است (نادری، 1384). به عبارت دیگر اقتصاد دانش محور نگاهی نو به علل رشد و توسعه اقتصادی دارد. توسعه جوامع در این اقتصاد به پیشرفت علمی بستگی دارد و ارتقای بهره وری، مبتنی بر دانش است (سوری و دیگران، 1386). در حالی که در اقتصاد کشاورزی؛ زمین، نیروی کار و منابع طـبیعی و در اقتـصاد صنعتی؛ سرمایه، ماشین آلات و مدیریت عامل اصلی رشد اقتصادی هستند در اقتصاد دانش محور؛ علم، فن آوری و کار آفرینی عوامل کلیدی رشد خواهند بود. اگر چه عوامل سنتی تولید یعنی نیروی کار، سرمایه و مواد خام کماکان باقی می ماند ولی دانش کلید پیش برنده رشـد، خلق ارزش جدید و ایجاد مبنای بـرای حفظ موقـعیت رقابتی محسوب می شود (دانایی فرد، 1385).

به بیانی ساده تر پایه های نظم نوینی که در فعالیتهای اقتصادی در حال شکل گیری است مبتنی بر دانش است. این تحولات باعث شده تا ماهیت فعالیت اقتصادی در داخل جوامع تغییر کند و در واقع ایجاد دانش و بهره برداری از آن شرط حیاتی نظام های اقتصادی – اجتماعی در جوامع کنونی محسوب می شود. همین اهمیت روز افزون نقش دانش در اقتصاد باعث شکل گیری تفکر اقتصاد دانش محور شده است (شمسی، 1387). در مجـموع اقتصاد دانش محور را می توان نوعی از اقتصاد تصور کرد که بر تولید، توزیع و استفاده از دانش و اطلاعات استوار است. در واقع واژه دانش محوری مبین نوع به خصوصی از سازمان اجتماعی است که در آن تولید، پردازش و انتقال دانش صورت می گیرد.
از این رو، در سالهای اخیر، اقتصاد دانش محور به موضوعی بسیار متداول در توسعه اقتصادی و خط مشی عمومی تبدیل شده است (دانایی فرد، 1385).
از جمله عوامل موثر در شکل گیری این اقتصاد می توان به افزایش رقابت پذیری در عرصه بین المللی، سرعت عمل در تولید دانش، پیشرفت در فناوری اطلاعات و ارتباطات، پاسخگویی سریع به تغییر تقاضا و تحولات اجتماعی (مثل مقابله با فقر و نابرابری، سرمایه گذاری در بهداشت وآموزش و فراهم آوردن زمینه‌‌های لازم برای استفاده از دانش و اطلاعات) اشاره کرد (گرامی، 1388).
با توجه به عوامل ذکر شده، اقتصاد دانش محور را می توان دارای دو مولفه اساسی، بازار با فناوری بالا و سرمایه انسانی دانست. بازار با فناوری بالا به این معنی است که در این بازار ماهیت رقابت برخلاف گذشته که به وسیله تغییر در قیمت کالا صورت می گرفت، در توانایی ایجاد ابداعات و نوآوری صورت می گیرد که برای دستیابی بـه ایـن هـدف کشـورها و موسسـات، سرمایه گذاری های سنگینی را در امر تحقیـق و تـوسعه انجام می دهند. دومین رکن اساسی در اقتصاد دانش محور، سرمایه های انسانی یعنی علم، دانش، مهارت، تخصص و یا نیروی کار بسیار ماهر است. بکارگیری تکنولوژی های برتر و توان رقابتی بیشتر در بازار مستلزم بکارگیری و افزایش سرمایه های انسانی است. امروزه، تقاضا برای مهارتهایی که بتواند با سیستم های پیچیده کار کند افزایش یافته است. به همین دلیل است که در کنار سرمایه های مادی، سرمایه های انسانی اهمیت ویژه ای پیدا کرده است و به همین دلیل گفته می شود که نیروی کار بسیار ماهر بخش اعظم عوامل تولید و اقتصاد جدید را تشکیل می دهد (صادقی و دیگران، 1385).
اگر بـخواهیـم مشخصه های اصـلی اقتـصاد دانش محور در قرن بیسـت و یـکم را بر شماریـم می توانیم به مواردی همچون موارد زیر اشاره ای داشته باشیم.
بالا بودن و افزایش محتوای دانشی کالاها و خدمات روزانه
انعطاف‌پذیری بالا در قبال تحولات سریع دانش
مهارتها و دانش؛ داراییهای اصلی اقتصاد برای کسب رقابت گری در میدانهای جهانی
سهم بالا و رو به رشد GNP از صنایع دانش بر نظیر صنایع فن آوری اطلاعات و بخشهای دارای فن آوری بالا
سطوح بالای پژوهش و توسعه در دانشگاه و سازمانها
ضرورت انجام بیشتر کارها به صورت تیمی برای ترکیب استعدادهای مختلف جهت تحقق یک هدف مشترک
فشار بیشتر برای به روز کردن مهارتها و پایه های دانشی خود به منظور حفظ شغل خود، دریافت حقوق مکفی و تحرک حرفه ای
سطوح بالای نفوذ رایانه ها، ارتباطات از راه دور، اینترنت و دیگر شکلهای فن آوری اطلاعات در منازل، مدارس و محل کار
آهنگ شتابان نوآوری و وجود رقابت شدید در بازار، که در آن خریدارن و فروشندگان به خوبی از اینترنت و دیگر رسانه های از راه دور آگاهند
نیاز شدید به واکنش و انطباق پذیری سریع نسبت به نیازهای به شدت در حال تغییر مصرف کننده و دیگر شرایط بازار
2-4-1- مشخصه های بازار کار و اشتغال در اقتصاد دانش محور
همان طور که گفته شد اقتصاد دانش محور، اقتصادی است که بر تولید، توزیع، انتقال و بهره برداری از دانش استوار است. بر همین اساس ماهیت اشتغال در این اقتصاد متفاوت از اقتصاد کشاورزی و صنعتی خواهد بود. به عبارت دیگر در اقتصاد دانش محور اشتغال از آن پژوهشگران، تکنسینها، مهندسان و افراد برخوردار از مهارتهای خاص اقتصاد دانش محور خواهد بود. بنابراین تغییر جهت از اقتصاد کشاورزی به صنعتی و به اقتصاد دانش محور، اثرات شگرفی بر نیروی کار خواهد داشت.
در حقیقت بخش های دانش بر و فن آوری محور اقتصاد های دانش محور پویاترین بخشها در قالب ستاده و رشد اشتغال هستند. تغییرات در فن آوری و خصوصاً ظهور فن آوریهای اطلاعات، نیروی کار ماهر و تحصیل کرده را ارزشمند می سازد و نیروی کار بی مهارت را کنار می گذارد (دانایی فرد، 1388).
پژوهشها نشان می دهد که بین دانش و نوآوری و رشد اشتغال در صنایع کشورهای دارای اقتصاد دانش محور نوعی حلقه کاملیت وجود دارد. همچنین تحقیقات نشان می دهد که تولید شتابان ابزار تولیدی دانش بر نظیر ابزارهای مبتنی بر فن آوریهای اطلاعاتی تقاضای بیشتری برای کارگران بسیار ماهر ایجاد کرده است. تغییرات در توزیع حرفه ای اشتغال نشان می دهد که جستجو کردن مهارت بالا در همه بخشهای اقتصادی گسترش یافته است و اساساً نتیجه ی این امر، تغییر در نیمرخ مهارت درون صنایع بجای بین صنایع است. مضافاً تقاضای روز افزون برای کارگران بسیار ماهر در بازده نسبی بالاتر آموزش و تجربه متجلی شده اند. بدین ترتیب برای کارگران، حرکت به سمت و سوی اقتصاد دانش محور امری اساسی است زیرا باید خود را با الزامات در حال تغییر بازار کار منطبق سازند. این امر منجر به خلق انواع جدیدی از مشاغل شده که مستلزم انواع مهارتهای مختلف است. این اقتصاد مشاغل خاص را حذف کرده و مهارتهای خاص منسوخ شده را از کارانداخته است و محتوای مهارت مشاغل موجود را تغییر داده است. تغییر حاصله در تقاضا از کارگران دارای مهارتهای پایین به کارگران دارای مهارتهای بالا منجر به افزایش دشواریهای انطباق پذیری افراد فاقد تحصیلات کافی و مهارتهای تخصصی شده است (دانایی فرد، 1388).
به عبارت دیگر، در اقتصاد دانش محور ماهیت کار اساساً تغییر می کند و مهارتهای زیاد جای مهارتهای کم را می گیرد. سازماندهی کار از ساختار سلسله مراتبی بالا به پایین به ساختار شبکه ای و گروه های نیم مستقل مرتبط با یکدیگر تغییر شکل می دهد و بخش خدمات رشد سریعی می یابد. همه این تغییرات عمیق، ساختار مشاغل، فعالیت های اقتصادی را تحت تاثیر قرار می دهد (عمادزاده و دیگران، 1385).
از آنجایی که دانش، محور کلیدی اقتصاد دانش محور است موقعیت رقابتی برای سازمانها و افراد متکی به توانایی تولید ایده های جدید، متحول کردن ایده های قبلی، ترکیب و قالب ریزی کردن اطلاعات درون مالکیت فکری و ترزیق آن در محصولات و فرآیندهای جدید است. به بیانی دیگر توسعه و پیشرفت در اقتصاد دانش محور به شدت بر توانایی های فردی و جمعی برای تولید و استفاده از دانش بستگی دارد.
به طور خلاصه اساس و هسته اصلی اقتصاد دانش محور را سرمایه انسانی تشکیل می دهد که مهارت و توانایی به کارگیری فن آوری های جدید و اجرای مهارتهای کارآفرینانه، خلق، نوآوری، تولید و بهره برداری از ایده های جدید را داشته باشد و مضافاً اگر بخواهیم در اقتصاد دانش محور به گونه ای موفق عمل کنیم شناسایی و بررسی شایستگی ها و الزامات نیروی انسانی خاص اقتصاد دانش محور ضروری است.
2-4-2- شایستگی های نیروی انسانی در اقتصاد دانش محور
تغییرات در اقتصاد مبتنی بر دانش آنقدر سریع صـورت می گیرد که کـارکـنان، پیـوسته نـیاز بـه کسب شایستگی های جدید دارند. سازمان ها دیگر، افراد جدید فارغ التحصیل شده و یا داوطلبان بازار کار را به عنوان منبع اصلی مهارت نمی دانند. در عوض، آنها برای کارکنانی ارزش قائلند، که دائماً شایستگی های خود را با دانش روز مطابقت می دهند. در کشورهای صنعتی، صنایع مبتنی بر دانش به سرعت در حال توسعه می باشد و تقاضاهای بازار کار نیز متناسب با آن در حال تغییر است. در این کشورها، فن آوری جدید معرفی، و نیاز به کارکنان متبحر، به خصوص آشنا به اطلاعات و فن آوری ارتباطات بیشتر شده است.
در نتیجه این عوامل باعث شده تا موفقیت در اقتصاد دانش محور مستلزم مهارت داشتن در مجموعه ای از دانشهای و مهارتهای جدید است. مهارت های همچون داشتن سواد، دانستن و تسلط به زبان خارجه (تسلط به یک زبان بین المللی)، ریاضیات، مهارت های علمی و توانایی استفاده از فن آوری ارتباطات و اطلاعات. کارکنان باید قادر به استفاده کارآمد از این مهارت ها باشند و به طور خودکار و متفکرانه از آنها استفاده کنند. علاوه بر این، از نظر اجتماعی با افراد نامتجانس کار کرده و از توانایی های خود استفاده کنند (بانک جهانی، 2003).
بانک جهانی در فـهرستی، شـایستگی مطرح در اقتصاد دانش محور را در سه طبقه شایستگی های فنی، شایستگی های مبتنی بر روش شناسی و شایستگی های بین فردی جای داده است. مهارت های فنی شامل: سواد، زبان خارجی، ریاضیات، علم، حل مسئله و مهارت های تحلیلی است. مهارت های بین فردی شامل کار گروهی، رهبری و مهارت های ارتباطی می شود. همچنین مهارت های مبتنی بر روش شناسی، هر فرد را ملزم می کند تا شیوه ای خاص برای یادگیری داشته باشد، تا بتواند یادگیری مادام العمر را دنبال کرده، و با روبه رو شدن با خطرات و تغییرات، به روش مناسب عمل کند (بانک جهانی، 2003).
علاوه بر موارد بالا، بانک جهانی مـواردی دیـگری از شـایستگی های مورد نیاز اقتصاد دانش محور را به شرح ذیل بر می شمارد:
خود مختارانه عمل کردن: پرورش و به کارگیری منطق و درایت خود، توانایی انتخاب و عمل در زمینه و یا شرایط گسترده و پیچیده، علاقه و امید به آینده، آگاهی از محیط اطراف، آداب معاشرت صحیح با افراد اجتماع، آگاهی داشتـن از حـقـوق و مـسؤلیت ها، تنظـیم طـرحی بـرای زندگی و به اجـرا در آوردن آن، طرح ریزی و عمل به برنامه ها و پروژه های شخصی.
استفاده تعاملی از ابزار: استفاده از ابزار، به عنوان وسیله هـایی بـرای ارتباط فـعـال، آگـاهی یافتن و واکنش نشان دادن به توانائی های بالقوه ابزارهای جدید، توانایی به کارگیری زبان، کتاب درسی، نمادها، اطلاعات و دانش، و استفاده از فن آوری ها به طرز تعاملی برای تحقق بخشیدن به اهداف.
کار کردن با گروه هایی که از نظر اجتماعی نامتناجس می باشند. قابلیت ارتباطی کارآمد با افراد با سوابق و شرایط زندگی متنوع، شناسائی اعتقادات ریشه دار اجتماعی آن ها، ایجاد سرمایه اجتماعی و توانایی ارتباط خوب با دیگران، همکاری، توانایی اداره کردن امور و حل کشمکش ها (ریچن و سالگانیک، 2001).
سطح دانش و مهارتهای نیروی کار، انعطاف پذیری آنها، توانایی نیروی کار برای کار در تیم ها همگی اشاره به ویژگیهای نیروی کار در اقتـصاد دانش مـحـور دارد. در واقع در بازار کـار اقتصاد دانـش مـحور به کارگران دارای شایستگی های عمومی در اداره دانش قالب ریزی شده اولویت می دهد که این می تواند اثرات منفی برای کارگران دارای مهارت کم داشته باشد (دانایی فرد، 1388).
2-4-3- بحث و بررسی نظریه اقتصاد دانش محور

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

ریشه های اقتصاد دانش محور به رکود اقتصادی اوایل دهه 1980 بر می گردد. از آن زمان، قراین معدودی وجود داشت که نشان می داد فناوری های جدید به رشد اقتصادی بیشتر منجر می شود ولی در گذر زمان با به کارگیری این فناوری ها و آثار آنها در اقتصاد، ریشه های اقتصاد دانش محور نضج گرفت (دانایی فرد، 1385). در حقیقت اقتصاد دانش محور با تأکید بر سرمایه های انسانی و توسعه توانمندی ها، در مبانی نظری رشد و توسعه اقتصادی تحول جدی ایجاد نمود (نادری، 1384).
اگر چه نقش دانش در شرایطی که انقلاب ارتباطات در حال تکامل می باشد، جایگاه ویژه ای پیدا کرده است؛ بگونه ای که از آن بعنوان یکی از عوامل اصلی پیشرفت و توسعه یاد می شود. ولی امروزه اقتصاد دانان و صاحبنظران در اقتصاد دانش محور در تلاشند تا راهی برای تزریق مستقیم تر دانش و فن آوری در تئوریها و مدلهای خود بیابند. تئوری جدید رشد تلاش برای درک نقش دانش و فن آوری در ارتقاء بهره وری و رشد اقتصادی را نشان می دهد. در این دیدگاه، سرمایه گذاری در پژوهش و توسعه، آموزش رسمی و کاربردی و ساختارهای مدیریتی جدید یک عامل کلیدی محسوب می شود (دانایی فرد، 1388).
افزون بر سرمایه گذاریهای دانشی، توزیع دانش از طریق

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید