منبع تحقیق با موضوع توسعه اقتصادی

دانلود پایان نامه

ث کارایی پیش بینی شده می شود. مـوسسه نشنال پـارک سـرویس امپلوییز (2004) شـایستگی را مجموعه ای از دانش، مهارت و توانایی ها در یک شغل خاص می داند که به شخص اجازه می دهد در انجام وظایف خویش به موفقیت دست یابد (نقل از کرمی و همکاران، 1387). و بالاخره می توان گفت که اصطلاح شایستگی برای توصیف مجموعه ای از رفتار ها که ترکیب واحدی از دانش، مهارت ، توانایی ها و انگیزه ها را منعکس می کند و با عملکرد با یک نقش سازمانی مرتبط است به کار می رود (کرمی، 1389).
همان طور که ملاحظه می شود اگر چه تعریف دقیق و مشخصی از مهارتها اشتغال زا و شایستگی نمی توان ارائه داد و با وجود تعاریف مختلف و گاه متناقضی که از اصطلاح شایستگی ارائه شده است می توان نتیجه گرفت که مهارتهای اشتغال زای بازار کار را می توان ترکیب هم افزایندگی کیفیتها و صلاحیتها فردی، مهارتهای فنی و فرایندی و مهارتها و شایستگیهای کلیدی دانست که باعث ارتقاء و انتقال موفق از شغلی به شغل دیگر و حضور موثر در فعالیتهای گروهی می شود. در واقع مـهارتـهای اشتغال زای بـازار کـار، مجموعه ای از مهارتهای اصلی قابل انتقال است که دانش، نگرش و مهارت فنی مورد نیاز محیط کار را در بر می گیرد و برای موفقیت در همه سطوح کاری ضروی است.

2-2- نظریه فرافوردیسم
فوردیسم
نظام تولید فوردیسم در اوایل قرن بیستم به وسیله صنعتگر آمریکایی هنری فورد در کارخانه ماشین سازی فورد به کار گرفته شد. هنری فورد با تغییر روش های انجام کار، نظام تولید انبوه را به عنوان یک روش جدید عرضه کرد که در نهایت به روابط اجتماعی از تولید منجر گردید که مصرف انبوه کالاها را فراهم نمود (مهرعلی زاده، 1384). «به عبارت دیگر نظام تولید فوردیسم یک توسعه همگون بین تولید انبوه و مصرف انبوه را در بر داشت. این نظام منجر به تولیداتی با استاندارد بالا، هزینه کم، و سود دهی بالا شد. تخصص کارکردی و یکپارچگی سلسله مراتب دو اصل اساسی کار در نظام تولید فوردیسم می باشد» (صالحی عمران، 1386).
هدف در نظام فوردیسمی، جداسازی کارگران ساده از اقلیت کارگران فنی بود. همچنین در این نـظام تـلاش می شد تا مهارت و برنامه ریزی از کارگران سلب و به ماشین محول گردد. که این کار از طریق تعریف دامنه مشاغل به صورت بسیار محدود، تعیین مشاغل بواسطه ماشین آلات به جای توجه به فرایند و محصول و همچنین مهارت زدایی از کارگران برای کم اهمیت جلوه دادن کار آنان، صورت می گرفت.
در الگوی فوردیسم، نیروی انسانی به لحاظ ماهیت مشاغل از مهارتهای سطح پایینی برخوردار بودند. کارگران تنها در انجام یک شغل مهارت کسب می کردند و به همین خاطر نیاز چندانی به کارآموزی احساس نمی شد. در واقع نظام تولید فوردیسم، نیروی انسانی را به عنوان عنصری از تولید فرض می کند که می توان شغل او را مطابق با نیاز ماشین و براساس قواعد و مقررات سازماندهی کرد (مهر علی زاده، 1384).
در رابطه با عرضه آموزش در نظام تولید فوردیسمی نکات عمده ای وجود دارد. افراد در پارادایم کاری فوردیسمی شغل معین و ثابتی داشتند و به دلیل ثبات بازارکار عرضه تعلیم و تربیت در زمان طولانی ثابت بود. از طرفی به این دلیل که یادگیری به اوایل دوره زندگی محدود می شد، پس از آموزش های ابتدایی و مقدماتی یادگیری به ندرت مورد نیاز بود. روش های آمـوزش نیـز اقـتدارگرا، غـیر فعال و غیر مشارکتی بود. در نظام تولید فوردیسم آموزش های فنی و حرفه ای در مقایسه با آموزش های دانشگاهی منزلت اجتماعی کمتری دارد و دانشگاهـها برای ارتقای شـغلی ترجیح داده می شوند. آموزش های مداوم برای ارتقای شغلی نیز فقط برای بخش های بالای بازارکار و کارگرانی که میل به پیشرفت دارند، مهم می باشد (صالحی عمران، 1386).
به طور خلاصه نظام تولید فوردیسم به وسیله رقابت جهانی از طریق بازارهای ملی حمایت شده، تولید انبوه کالاهای استاندارد شده، وجود فاصله زیاد بین مدیریت و کارگران، پایین بودن روابط انسانی در کار، دستمزدهای بالا، امکان پیشرفت شغلی پایین، و ایجاد اشتغال استاندارد برای مردان مشخص می شود (مهر علی زاده، 1999). فرهنگ سازمانی در این نظام تولیدی، از طریق مجبور کردن کارگران در احترام گذاشتن به مدیران و تقسیم کار بین مدیران و کارگران و جداسازی امکانات و تسهیلات مدیران و کارگران و اعتماد پایین شکل می گرفت. استخدام و اجتماعی سازی کارگران نیز با توجه به مدارک تحصیلی انجام می شد.
نظام فوردیسم به دلیل تغییر در ماهیت تولید و عرضه فن آوری های نوین برای حفظ رقابت، طراحی، تولید و نظارت به وسیله کامپیوتر با مشکلات عدیده ای مواجه گردید. تغییر ماهیت بازار کار نیز که به واسطه افزایش رقابت در صحنه بیـن المـللی بـه ویـژه ورود کشورهای جنـوب شـرق آسیـا و کـاهش قـدرت رقـابتی آمـریکا و تغییر ذائقه مصرف کنندگان و کاهش ارزش افزوده در بخش های مختلف تولید که افزایش نارضایتی کارگران را به دنبال داشت، از دیگر عواملی است که این مشکلات را افزایش داده است (مهر علی زاده، 1380).
بهر حال نظام تولید فوردیسم نتوانست خود را در مواجهه با تغییرات وسیع فنی، صنعتی و اجتماعی، پدیده های واسطه ای همانند تغییر در ماهیت و ساختار سازمان ها، الگوهای نوین مدیریتی و الگوهای استخدامی سازگار کند و سرانجام با بحران های متعددی در کار و تولید روبرو گردید. مسائل فوق در نهایت منجر به ظهور دوران جدیدی به نام فرافوردیسم شد.
فرافوردیسم
فوردیسم پس از یک دوره 25 ساله ثبات و پایداری به پایان راه خود رسید (صالحی عمران، 1386). تغییر از نظام تولید فوردیسم به تولید فرافوردیسم یکی از مباحث زیر بنایی تغییرات اقتصادی، اجتماعی و آموزشی است. دامنه این تغییرات بسیار متنوع است و حوزه ای گسترده ای از آموزش، ایجاد مهارت و کارآموزی را شامل می شود. این عوامل باعث شده تا برنامه ریزان سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و آموزشی را با سوالاتی از این قبیل که صنعت به چه میزان نیـازمند یـادگیری، مـهارت و دانش کـارکنان خـود است و اینـکه تـا چه اندازه در عمل از این مهارت ها و دانش ها بهره برداری می شود، روبرو کند.
بسیاری از صاحبنظران معتقدند که مشخصه گذر اقتصادی از الگوهای تولیدی و سازمانی فوردیسم به الگوهای تولیدی فرافوردیسم عواملی از قبیل: انـعطاف، پـاسخـگویی سریع، فناوری و نوآوری های مدیریتی می باشد. در نظام تولید فوردیسم نیروی انسانی از استقلال و قضاوت ها و اظهار نظر اندکی برخوردار بود، حال آنکه در مدیریت سازمانی فرافوردیسم نیروی انسانی نیازمند مجموعه تازه ای از مهارت ها و توانایی هاست تا بتواند در فرایند تعامل، تصمیم گیری و کار، نقش فعالی داشته باشد.
«فرافوردیسم با بهره گرفتن از ماشین آلات چند منظوره و سازگار با نـوع کالاهای درخواستی، ماشین آلات منعطف، طراحی و تولید توسط رایانه و بهره گیری از متخصصین چند مهارتی امکان تولید به موقع و بر پایه سفارش مشتری را فراهم ساخت. از منظر سازمانی نظام تولید فرافوردیسم سازمانی مسطح دارد که مشاغل در آن باز، گسترده و چند مهارتی است. بین کارگران فنی و دستی ارتباط نزدیکتری برقرار است و همه کارکنان مشارکت فعالانه ای در طراحی، اجرا و ارزیابی فرایند تولید دارند. در نتیجه تاکید زیادی بر کارآموزی و مهارتهای چندگانه صورت می گیرد» (مهرعلی زاده، 1999). سازماندهی کار بر پایه کار گروهی و حل مسئله، چرخش شغلی، چند مهارتی بودن، استقلال عملکرد و تفویض اختیارات بیشتر به کارکنان، برقراری شرایط کاری مناسب برای همه کـارکنـان و کـاهش سـطوح مدیـریتی جزء ویژگی های بارز نظام تولید فرافوردیسم می باشد.
در مجموع اگر بخواهیم عمده ترین گرایشها و ویژگیهای این بازارکار متنوع را برشماریم میتوان آن را در موارد زیر خلاصه کرد: کاهش شدید در تقاضا برای نیروهای کم مهارت – استفاده عام و گسترده از فناوری اطلاعاتی – تأکید بر مهارتهای قابل انتقال ( انتقال پذیر کردن مهارتها به منظور حضور در موقعیتهای مختلف کاری) – کاهش در تعدادی از مشاغل تولیدی و افزایش در مشاغل مرتبط با طراحی ، نگهداری و بازاریابی – توجه به مهارتهای جدید مدیریتی نظیر مدیریت زمان، سازماندهی تیمهای کاری و برنامه ریزی منابع انسانی و سرمایه ای با روش برآورد هزینه واثر بخشی – استمرار در افزایش فعالیت بانوان همگام با افزایش تعداد زنان جویای کار (کی رما، 1989).

2-2-1- شایستگی های بازار کار در نظریه فرافوردیسم
در نظام تولید سنتی کارگران در مواردی با تحصیلات بیشتر به استخدام درآمده، در صورتی که در عمل استفاده چندانی از تحصیلات آنان به عمل نمی آمد، در حالی که در نظام فرافوردیسمی تنها صرف داشتن مدرک تحصیلی و فارغ التـحصـیل شدن بـا یک مـدرک دانـشگاهی کـافی نیست بلـکه استـخدام و اجتـماعی سازی افراد با توجه به مهارت های اسـاسی نظیر دانش فنی و خلاقیت صورت می گیرد. در واقع در نظام تولید فرافوردیسم همه کارگران نیازمند مهارتهای اساسی نظیر حساب کردن، خواندن و نوشتن، داشتن سواد رایانه، مهارت در برنامه ریزی و نوآوری در محیط هستند. نظام تولید فرافوردیسم گرایش زیادی به انسان سازی محیط کار و ایجاد اعتماد بین کارگران و مدیران و مشارکت دادن همه اعضای سازمان دارد (مهر علی زاده، 1384).
در واقع الگوی کار فرافوردیسمی با بهره گیری از الگوی مدیریت کیفیت فراگیر و کار گروهی، تلاش می کند تا عقاید و ایده های کارگران را مورد استفاده قرار دهد و این رویه موجب تعهد بیشتر کارگران و حذف جنبه های جزمی تولید فوردیسم می گردد. به عبارت دیگر نظام تولید فرافوردیسم ابعاد خشک و جزمی نظام تولید فوردیسم نظیر تقسیم کار و سلسله مراتب اداری را از بین می برد. و به جای اینکه کارگران توسط یک ناظر مورد نظارت قرار گیرند که چه کاری انجام دهند و چگونه آن را انجام دهند، حساب دهی در رابطه با کمیت و کیفیت تولید به گروه های کاری مستقل واگذار می گردد (همان منبع).
در شکل گیری کار گروهی، سازمان ها بر مهارت های نظیر حل مساله، سازگاری با محیط و تولیدات جدید، ارتباط، برنامه ریزی عملی، ارزیابی مستمر محصول و تولیدات، توسعه مهارت های بین فردی و یادگیری مداوم تأکید دارند.
نظام تولید فرافوردیسم برخلاف نـظـام تـولید فـوردیسم نظـامی منعـطف است که در آن از فناوری جدید و شیوه های کاری انعطاف پذیرتر استفاده می شود. در نتیجه نیاز به انعطاف پذیر شدن و دارا بودن مهارتهای متنوع و زیاد در کـارگران احـساس مـی شود. کارفرمایان نیز راهبرد منابع انسانی انعطاف پذیرتر را به منظور انعطاف پذیر شدن به کار می بردند (صالحی عمران، 1386).
به طور خلاصه اقتصاد فرافوردیسمی بر روی مهارتهای که موجب بالا رفتن کیفیت محصولات می شود، تأکید دارد؛ از این رو نوآوری و توانایی شاغلین در اتخاذ تصمیمات مناسب و حل مسئله در محیط کار و ایجاد مـهارت مستمر در درون سازمان مطابق با محیط فـرافوردیـسمی و فـن آوری های رو به رشد از اهمیت و اولویت خاصی برخوردار است.
2-2-2- ملاحظات و جمع بندی نظریه فرافوردیسم
تغییرات اقتصادی در شرایط نوین به طرق مختلف بر ماهیت شایستگی های مورد نیاز بازار کار تأثیرگذار بوده است. بررسی ویژگی های اقتصادی در یک جامعه علمی و آگاهی یافتن از شرایط و نیازمندی های شغلی، به سیاستگذاران آموزش عالی کمک می کند تا تناسب بیشتری بین برنامه های آموزشی و این نیازمندی ها برقرار سازنند. بررسی و مقایسه ویژگی های اقتصادی و نیروی کار یک جامعه در دو مرحله صنعتی فوردیسم و فرافوردیسم و انتظارات هر یک از این مراحل توسط برنامه ریزان آموزشی، به افزایش این درک کمک خواهد کرد (عزیزی،1382).
با کمی دقت در مطالب گفته شده در مورد نظریه فرافوردیسم در خواهیم یافت که توسعه اقتصادی در نظام تولیدی فوردیسم کند و یکنواخت است و انتخاب نوع کالاها مبتنی بر خواست تولید کننده است، ضمن آنکه چرخه حیات کالا در آن طولانی است. در سازمان‌های تولیدی، تولید به صورت انبوه صورت می‌گیرد. در این نوع از اقتصاد، جهت‌گیری اصلی به سمت ماشینی شدن و خودکار کردن فعالیت‌ها و تولید است. منبع اصلی مزیت رقابتی در اقتصاد سنتی، دسترسی آسان به مواد اولیه، نیروی کار ارزان، نقدینگی و کاهش هزینه تولید از طریق صرفه جویی‌‌های مقیاسی یعنی تولید انبوه است. مدیریت به کارکنان به صورت بخشی از هزینه تولید می‌نگرد. همچنین برخورداری از یک نوع تخصص به عنوان یک مهارت کافی است. در این اقتصاد وحدت شرکت‌ها و ادغام آنها به ندرت صورت می‌گیرد.
اما در نظام فرافوردیسمی، توسعه اقتصادی دستخوش تغییرات بسیار شدید می‌شود و به علت تحولات تکنولوژی و رقابت، چرخه حیات کالاها در آن بسیار کوتاه مدت است و انتخاب نوع کالا نیز کاملا مشتری محور است. به لحاظ ماهیت پویا و میل به تازگی و تنوعی که نظریه فرافوردیسم دارد، ما همواره شاهد تحولات اجتماعی و اقتصادی شگرفی در روش های مدیریت و الگوهای رفتاری در سازمان ها و موسسات هستیم (مهرعلی زاده، 1384).

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

گردانندگان اصلی اقتصاد فرافوردیسم را، سازمانهای دانش محور و کارآفرینان مبتکر تشکیل می دهند و گستره رقابت در آن، بین‌المللی است. تحول پذیری فعالیتها در آن بسیار سریع و متناسب با انتظارات بازار است و فرصت‌های موجود در بازار، مدیریت را وادار می‌کند که در قبال توسعه روش های دادوستد، استراتژی‌های متغیر داشته باشد. تولید در سازمان‌های تولیدی حالتی انعطاف‌پذیر دارد و منبع نوآوری آن تحقیـق و ابـتکار سیـستمی است. در این نظریه، جهت گیری اصلی به سمت رایانه‌ای کردن تمامی مراحل طراحی، ساخت و… و همین‌طور بهره‌گیری از تجارت الکترونیکی و فناوری ICT است. در این گونه اقتصاد، منابع اصلی رقابتی سازمانها را برخورداری از توانایی‌های ویژه تشکیلات برتر وممتاز، سرعت عمل سرمایه‌‌های انسانی، برخـورداری از حمـایـت مشتـریان، شناخـت کـافی از شایستگی های لازم و استراتژی‌های متغیر و پویا تشکیل میدهد. در این اقتصاد، مدل تجاری متکی بر دانش است و کار در این سازمان ها صمیمانه و توأم با همکاری و به صورت کـار گـروهی است. از نظر مـدیریت، کـارکنـان نـوعی سرمایه گذاری محسوب می‌شوند. در اقتصاد فرافوردیسم، بنا به مقتضیات، افراد در سازمانها باید دارای تخصص‌های متعدد بوده و در هر زمان در حال آموختن باشند. و به دلیل برخورداری از همکاری گروهی و تلاش برای دستیابی به منابع مکمل، وحدت شرکت‌ها و ادغام آنها را شاهد هستیم.
در مجموع وجه بارز تغییر ساختارهای اقتصادی از فوردیسم به فرافوردیسم در ادغام سازمانها، بازار کار متنوع و شایستگی نیروی انسانی نمود پیدا کرده است. بحث شایستگی های مورد نیاز بازار کار، در نظام اقتصادی فوردیسم به دلیل نیاز به کارگران ارزان قیمت و پاره وقت و دسترسی به مواد اولیه ارزان قیمت، مجالی برای مطرح شدن نداشت. ولی در نظام فرافوردیسم

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید