منبع پایان نامه ارشد با موضوع محتوای برنامه درسی

دانلود پایان نامه

ه میکند؛ رشد عوامل ابزارگری و اظهار وجود در دختری نوجوان، باعث میشود از گرفتن یک نمره خوب احساس شادمانی کند؛ این موارد همگی انعکاس از فرآیند رشد روانی، اجتماعی هستند.

1-5-2-3. حیطه روانی حرکتی
1 – مهارت های فردی: منظور از مهارتهای فردی، فعالیت هایی است که هدف آنها کمک به خود فرد باشد. این مهارتها نباید مانند سنین قبل از دبستان به کمک دیگران انجام شود.
2 – مهارت های اجتماعی: مقصود از مهارت های اجتماعی، آن دسته از فعالیت هاست که هدف آنها کمک به دیگران است. نمونه این مهارت ها در مدرسه شامل تمیز کردن محیط کلاس و مدرسه، پاک کردن تخته، کمک به مربیان و مسئولین مدرسه در برگزاری برنامه ها و همچنین فراهم نمودن مقدمات بازی های گروهی است.
3 – مهارت های تحصیلی: منظور مهارتهایی است که یادگیری آنها در آینده شغلی فرد تأثیر گذار است. نمونه این مهارت ها نقاشی، خیاطی، ترسیم، طراحی و … می باشد.
4 – مهارت های بازی: در این دوره کودکان باید در بازیهایی نظیر انداختن و گرفتن توپ، شنا، دوچرخه سواری و … مهارت یابند. البته باید خاطر نشان کرد این مهارت ها در همه دوره ابتدایی اهمیت یکسانی ندارند. برای مثال مهارت بازی در ابتدای این دوره دارای اهمیت زیادی است در حالی که در انتهای این دوره تفریحات و سرگرمی ها جای آن را می گیرد (کرمی نوری و مرادی1382، صص103-102).

1-5-2-4. محتوای کتاب درسی:
در این تحقیق منظور محتوای درون کتابهای فارسی دوره دوم ابتدایی(پایه چهارم ،پنجم و ششم) است که توسط سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی تدوین شده است.

1-5-2-5. محتوای برنامه درسی
محتوای برنامه‌درسی در این تحقیق عبارتست از برنامه‌درسی رسمی تنظیم شده توسط سازمان آموزش و پرورش می‌باشد.

1-5-3. تعریف مفهومی متغیرها:
صاحبنظران هدفهای تربیتی را شامل سه حیطه شناختی، عاطفی و روانی حرکتی میدانند.
1-5-3-1. حیطه شناختی:
حیطه شناختی مشتمل بر رفتارهایی است که تواناییهای ساده ذهنی تا مهارتهای پیچیده عقلی مانند: بازشناسی و یاد آوری مطالب آموخته شده و تفسیر مطالب را در بر میگیرد.

1-5-3-2. -حیطه عاطفی:
حیطه عاطفی مربوط به رغبتها، نگرشها و اعتقادات و ارزشها است.

1-5-3-3. حیطه روانی– حرکتی:

حیطه روانی حرکتی آن دسته از رفتارهایی را در بر میگیرد که با مهارتهای عقلی و اعمال بدنی هر دو ارتباط دارند مانند نقشه کشی، طراحی و حرکات ورزشی.

محتوای کتاب درسی:
مجموعه مفاهیم، مهارت ها وگرایشهایی که از سوی برنامه ریزان انتخاب و سازماندهی می شود در عین حال محتوا آثار حاصل از فعالیتهای یاددهی یادگیری معلم و شاگرد را نیز در بر می گیرد.(ملکی، 1383).

محتوای برنامه درسی:
اصطلاح محتوای درسی نه تنها به قسمت ها و قطعههای سازمان یافته ای که به گونه ای منظم یک رشته عملی را تشکیل می دهد اطلاق می شود بلکه شامل وقایع و پدیده هایی که به نحوی با رشته های مختلف علمی ارتباط دارند نیز هست.با توجه به تعریف ذکر شده محتوای برنامه درسی تنها همان نیست که به وسیله برنامه ریزان طراحی شود و به وسیله مولف انتخاب و سازمان دهی شود بلکه به آنچه که در فرایند آموزش ،توسط معلم در ضمن تدریس جلوه می کند نیز گفته می شود. بنابر این محتوای برنامه درسی به مجموعه مفاهیم و مهارت هایی گفته می شود که قبل از اجرای برنامه درسی بنا به بررسی ها و شناخت ها تهیه و تنظیم شده است که در فرایند آموزش ،اصلاح،تغییر ،تکمیل و یا توسعه پیدا می کند.(ملکی،48)

1-6. روش تحقیق
از آنجایی که این تحقیق به دنبال تعیین میزان انطباق محتوای کتاب‌های فارسی دوره‌دوم ابتدایی (پایه‌های چهارم، پنجم و ششم) با اهداف برنامه‌درسی فارسی می‌باشد لذا روش تحقیق توصیفی می‌باشد.

1-7. قلمرو تحقیق(جامعه‌آماری)
جامعه آماری این پژوهش کتابهای فارسی دوره دوم ابتدایی یعنی پایه های چهارم، پنجم و ششم ابتدایی می باشد. از نظر حجم محتوا، تمام محتوای مطرح شده در این کتابها (عناوین، اهداف، داستانها، جملات، و … ) مورد بررسی قرار گرفته است و با بهره گرفتن از این نمونه‌ها کلیه مفاهیم یکی یکی از منظر اهداف (شناختی، عاطفی و روانی – حرکتی) و همچنین موارد انطباق محتوای متن، تصویر و تمرین کتاب ها با هر یک از این اهداف مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است. همانطور که روشن است ما در این پژوهش با تمام جامعه آماری سروکار داریم و تمام جامعه آماری بعنوان نمونه انتخاب شده است و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است.

. محدودیت‌ها و مشکلات تحقیق
با توجه به اینکه اهداف شناختی، عاطفی و روانی – حرکتی موجود در کتاب فارسی دوره ی دوم ابتدایی، بر اساس راهنمای برنامه درسی فارسی دوره ی ابتدایی تعیین شده است و آخرین ویرایش این راهنما مربوط به سال 1386 می باشد، لذا این راهنما از آخرین تغییرات برنامه درسی مطابق با تغییرات روز جهان محروم مانده و محقق نیز محدود به بهره گیری از راهنمای مذکور بوده است.

فصل دوم

مطالعات نظری

مقدمه
کتاب درسی مهمترین و پرکاربردترین رسانه آموزشی است که در نظامهای تعلیم و تربیت جهان مورد استفاده قرار میگیرد آل تبیج (1991) معتقد است «کتابهای درسی همه روزه توسط معلمان و شاگردان به کار میرود و گاهی اوقات به عنوان تمام برنامه درسی مورد تاکید معلم قرار میگیرد این در حالی است که در نظامهای آموزشی که الگوی برنامه درسی آنها مبتنی بر موضوعهای درسی مدون و یا مبتنی بر طرحهای قابلیتهای خاصی است کتاب درسی مهمترین و تنها منبع مورد استفاده در فرآیند یاددهی و یادگیری است و آموزش و پرورش کشور ایران در بخش آموزشهای فنی و حرفهای از دو الگوی فوق استفاده مینماید بدین صورت که برخی از دروس که مربوط به آموزش فنون و مهارتها است از الگوی صلاحیتهای خاص و دروس نظری از الگوی مبتنی بر موضوعهای درس مدون استفاده مینماید اهمیت کتابهای درسی تنها از جنبهی ابزاری برای آموزش مطرح نیست بلکه کاربرد گستردهی آن در مدارس، دانشآموزان را در معرض عقاید، ایدهها و افکار گوناگونی قرار میدهد که از سوی ناشران و تولید کنندگان کتابهای درسی به طور مستقیم و یا غیر مستقیم ارائه میشود. (واتییکر و دیبر 2000).
کتاب درسی به عنوان تنها رسانهای که نقش هدایت فعالیتهای یاددهی – یادگیری را در کلاس ایفا میکند دارای اجزاء و عناصری است و ارتباط منطقی و صحیح عناصر یک کتاب درسی به کار آیی آن در آموزش کمک شایان توجهی میکند اهداف، محتوا (شامل متن نوشتاری، تصاویر، نوارها، جداول) و تمرینها سه بخش مهم یک کتاب درسی را تشکیل میدهند.
محتوا و تمرینها باید در جهت تحقق اهداف کتاب درسی باشند مسئله اصلی این تحقیق آن است که آیا عناصر کتابهای فارسی دوره دوم ابتدائی از انسجام درونی لازم برخوردار است و با اهداف پرورش مهارتهای شناختی، عاطفی و روانی – حرکتی همسو است.
با توجه به هدف تحقیق لازم است به تعاریف مورد نیاز اشاره شود.

2-1. آموزش ابتدایی
اولین دوره آموزش و تربیت برای هر انسانی به طور رسمی، آموزش ابتدایی است. بعد از آموزش‌هایی که فرد در محیط خانواده فرا می‌گیرد، آموزش‌های رسمی به عنوان آموزش دوره‌ عمومی شروع می‌شود. کودکان از سن 5 سالگی وارد عرصه تعلیم و تربیت رسمی می‌شوند و پس از طی 6 سال آموزش و تربیت به دوره بعدی یعنی راهنمایی تحصیلی وارد می‌شوند.. دوره‌ ابتدایی با توجه به اهمیت اش در سال های اخیر مورد توجه دانشمندان علوم تربیتی و روانشناسی قرار گرفته است و حرکت های جدیدی که در زمینه توسعه برنامه درسی این دوره در قرن اخیر ایجاد شده است که نشان دهنده اهمیت زیاد آموزش ابتدایی می باشد .
هدف عمده آموزش دوران ابتدایی ، پرورش استعدادها و قابلیت های بالقوه کودکان می باشد ؛ لذا این آموزشها درتمام دنیا ، تحت عنوان آموزشهای عمومی در نظر گرفته می شوند
در جوامع بدوی ، مجموعه میراث فرهنگی بسیار اندک بوده و سطح دانش و مهارت ها آن چنان وسیع نبود ، در نتیجه نیازی به نظام آموزشی منسجم با سبک برنامه خاص احساس نمی شد . آموزش ، بیشتر از طریق خانواده ها انجام می شد و جنبه غیر رسمی داشت.
با گذشت زمان در کشورهای مختلف ، نظام های آموزشی رسمی با ساختار بسیار منظم و برنامه ریزی شده ، شکل گرفت .
در ایران با وجود تاریخ و تمدن کهن ، سیستم آموزشی در طول تاریخ دچار تحول گردیده و تحولات بسیار وسیعی در مقاطع مختلف رخ داده است؛ البته دوره ابتدایی با این اسم ، در نظام آموزشی ایران وجود نداشت . بعد از انقلاب مشروطه در سال ١٢٩٠ هجری شمسی ، قانون معارف برای اولین بار تصویب شد ، در نتیجه آموزش ابتدایی را به عنوان اولین مرحله ساختار نظام آموزشی نوین ایران معرفی نمود و لزوم بسط و گسترش آموزش ابتدایی نوین در تاریخ ایران ، برای اولین بار مطرح شد .
در سال ١٣٢٢ طبق قانون تعلیمات اجباری ، آموزش ابتدایی به عنوان یک دوره آموزش عمومی و تعلیمات اجباری ، مطرح و همگانی شد.

2-2. برنامه ریزی درسی در آموزش ابتدائی
2-2-1. برنامه درسی
برنامه درسی را باید رشتهای جوان به شمار آورد که اکنون در حال گذر از مراحل تکوین و تکامل خویش است و در طی سالهای کوتاه عمر خویش آثار علمی فراوانی در این رشته به علاقهمندان تعلیم و تربیت عرضه شده است. (مهر محمدی 1381) این آثار در زمینه تعاریف، نظریهها، رویکردها، طراحی و برنامه ریزی، ارزشیابی گسترده شده و دامنه وسیعی پیدا کرده است، در این کتاب فقط به موضوعاتی از برنامه درسی پرداخته میشود که بر اساس آن بتوان رسانه آموزشی را بهتر شناخته و روش های تحلیل محتوای آنرا فهمید.

2-2-2. تعریف برنامه درسی
شاید بتوان سئوالات چهارگانه تایلر (1949) را نقطه شروع و یا عطفی در رشته برنامه درسی نامید. تایلر با مطرح کردن این سئوالات چهارچوبی ابتدایی و گسترده برای فعالیتهای برنامهریزان درسی مشخص کرد.
1- مدرسه باید به دنبال چه هدفهایی باشد؟
2- کدام تجربیات یادگیری میتوانند زمینه رسیدن به اهداف را فراهم کنند؟
3- چگونه میتوان تجربیات یادگیری را بطور موثری سازماندهی کرد؟
4- چگونه میتوانیم رسیدن به اهداف تربیتی را مشخص کنیم؟
نظریه تایلر با پاسخگویی به این سئوالات شکل گرفت و متعاقب آن صاحبنظران بسیاری به ارائه دیدگاه های خود در رابطه با برنامه درسی پرداختند تعدد دیدگاه ها، و ضرورت ارائه جمعبندی از آنها، طبقهبندیهای گوناگونی از تعاریف برنامه درسی را در برداشت در این کتاب با توجه به یکی از طبقهبندیها 2002 به بحث مختصری پیرامون تعاریف گوناگون برنامه درسی از دیدگاه برخی صاحبنظران پرداخته میشود.

2-2-3. برنامه درسی به عنوان فهرست رئوس مطالب
بسیاری از مردم هنوز برنامه درسی را معادل با سیلابس میدانند، سیلابسها در اصل به عناوین، سرفصلها و یا رئوس اصلی مطالب برای یک سخنرانی و یا مقاله اطلاق میگردد و در آموزش به عناوین محتوایی گفته میشود که باید توسط معلم تدریس شده و دانشآموزان بر اساس آنها مورد آزمون قرار گیرند.
این تعریف برنامه درسی که به آن برنامه درسی به عنوان محتوا (پورتلی 1987) و یا رویکرد موضوعی به برنامه درسی (میلر 1983)، و یا موضوعات و مواد درسی (سیلور 1980) نیز گفته میشود؛ معمولاً شامل فهرستی از محتوا، موضوعات، و یا مواد درسی است که باید به وسیله معلم تدریس شده و بوسیله فراگیران یادگرفته شود. در این راستا تعلیم و تربیت به مفهوم مدیریت فرآیندی است که مفاهیم و موضوعات با اثربخشترین روشها به دانشآموزان منتقل میگردد (بلین کین 1992).

2-2-4. برنامه درسی به عنوان محصول
این تعریف از برنامه درسی که بطور گسترده متأثر از روش مدیریت علمی در آغاز قرن بیستم بود بوسیله بابیت (1918) و تایلر (1849) مطرح شده و توسعه یافت. آموزش و پرورش در این نگاه به عنوان تمرینهای تکنیکی برای دستیابی به اهدافی مشخص در نظر گرفته شده است. بدین منظور اهداف برنامه که از تجزیه مهارتهای مورد نیاز یک شغل بدست آمده است مشخص میشود، سپس برنامهای برای دستیابی به آنها تنظیم شده و اجرا میگردد و نهایتاً نتایج اندازهگیری میشود (اسمیت 2000).
این رویکرد از برناتمه درسی در بسیاری از طرحهای آموزشی دیده میشود. در این تعریف هدفهای عینی بر موضوع درسی مقدم فرض شده و برنامهریزان به طراحی از برنامه درسی که حول فعالیتهای معین بزرگسالان بنا شده باشد دعوت شدهاند (سیلور 1980). محوریت این رویکرد از برنامه درسی شکلدهی به هدفهای رفتاری و تبیین نتایج است. محتوا و روشها برای دستیابی به نتایج انتخاب و سازماندهی میشوند.
مفهوم برنامه درسی به عنوان محصول اثری ژرف، در تعلیم و تربیت داشته و فراهم آورنده پایه و اساس تعلیم و تربیت مبتنی بر شایستگی و یا قابلیت مدار بوده است.
آموزش و پرورش قابلیت مدار با این موارد سر و کار دارد: قابلیت، مشخص ساختن شاخصهای ارزشیابی برای تعیین میزان دستیابی به قابلیتها و طراحی نظام مناسب آموزشی. (میلر 1983).

2-2-5. برنامه درسی به عنوان فرآیند

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

در حالیکه برنامه درسی بعنوان محصول، مدلی است که به شدت به تنظیم اهداف رفتاری وابسته است و بعنوان یک مجموعه اسنادی است که برای اجرا تنظیم میگردد، برخی دیگر برنامه درسی را به عنوان یک جریان میدانند. در این مفهوم برنامه درسی به عنوان یک عنصر فیزیکی قابل لمس (اسناد) در نظر گرفته نمیشود، بلکه برنامه درسی حاصل تعامل بین معلمان، دانشآموزان و دانش است. به عبارت دیگر، برنامه درسی آن چیزی است که در کلاس درس اتفاق میافتد (اسمیت 2000) و دانشآموز آن را تجربه میکند.
گولد پس از مشاهده صدها کلاس درس، چهار نوع برنامه درسی را تشخیص داد: برنامه درسی رسمی (تنظیم شده به وسیله سازمان آموزش و پرورش) برنامه درسی دریافتی (آنچه که معلمان میگویند، سعی در انجام آن دارند) برنامه درسی مشاهده شده (آنچه که مشاهده کنندگان هنگامی که برنامه در کلاس ارائه میشود میبینند) برنامه درسی تجربی (آنچه فراگیران درک کرده و به آن عکس العمل نشان میدهند) (سیلور 1980).
تجربیات دانشآموزان حین اجرای برنامه درسی رسمی به عوامل متعددی بستگی دارد، که شامل تجربیات گذشته، تواناییها، علایق، نیازها و … دانشآموزان و معلمان همچنین شرایط محیطی کلاس، داخل مدرسه و بیرون مدرسه همچون رسانه های ارتباط جمعی، هنجارها و ارزشهای اجتماعی میباشند.
بنابراین کسانی که برنامه درسی را بعنوان فرآیند میدانند نتایج واقعی حاصل از اجرای برنامه درسی رسمی، که در فرآیند آموزش حاصل میشود را مورد توجه قرار میدهند.
در این مفهوم، برنامه درسی بستهای از مواد آموزشی و یا سیلابسهایی برای تدریس کردن نیست بلکه به دنبال ارائه شکل خاصی از عمل تدریس است و ان راهی

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید