منبع پایان نامه ارشد با موضوع کارکردگرایانه

دانلود پایان نامه

بر مخاطبین
در همین حال نیویندورف (2002) چهار نوع تحلیل محتوا را مطرح میکند که شامل تحلیل محتوای توصیفی، استنتاجی، پیشگویی و روانسنجی میشود. در تحلیلهای استنتاجی، نتایج بدست آمده، استنتاجهایی از محتوا در رابطه با شرایط اجتماعی تولید پیام است و در تحلیلهای پیشگویی کننده، محقق تلاش دارد تا تأثیرات احتمالی پیام را بر روی مخاطبین پیشگویی کند و تحلیلهای روانسنجی در رابطه با تحلیل متون مصاحبه روانپزشکان با بیماران کاربرد دارد. بررسیهای نویسنده نشان میدهد که تا کنون محققی به بررسی انواع تحلیل محتوای رسانه های آموزشی نپرداخته است.
در این کتاب به منظور شناخت بیشتر تحلیل محتوای رسانه های آموزشی و با توجه به ویژگیهای این نوع رسانه ها، تحلیل محتوای رسانه های آموزشی به سه نوع تقسیم شده است. که عبارتند از تحلیل محتوای توصیفی، ارتباطی و استنباطی.

2-4-1. تحلیل محتوای توصیفی
در تحلیل محتوای توصیفی به تبیین ویژگیهای محتوای آشکار یک رسانه آموزشی پرداخته میشود. این نوع از تحلیل محتوا، کاربرد گستردهای در بررسی رسانه آموزشی دارد و ابعاد گوناگون ویژگیهای رسانه آموزشی را در بر میگیرد.

2-4-2. تحلیل محتوای ارتباطی رسانه های آموزشی

تحلیل محتوای ارتباطی نوعی دیگر از تحلیل محتوای رسانه های آموزشی است در این نوع از تحلیلها روابط بین عناصر برنامه درسی و رسانه آموزشی مورد تحلیل و بررسی قرار میگیرد.
قضاوت در مورد نتایج حاصل از این بررسی به میزان زیادی با الگوی طراحی برنامه درسی انتخابی مرتبط است. الگوهای طراحی برنامه درسی تبیین کننده عناصر یک برنامه درسی و چگونگی ارتباط آنها با هم میباشند. همین امر موجب میشود که در الگوی مبتنی بر موضوعهای درسی مدون، یک رسانه آموزشی همچون کتاب درسی تنها رسانه آموزشی باشد در این صورت لازم است تمام اهداف برنامه درسی توسط محتوای کتاب درسی پوشش داده شود اما در الگوی مبتنی بر دانش آموز کتاب درسی یکی از رسانه های اموزشی است و معلم و دانشآموز در فرآیند یاددهی – یادگیری، منابع و رسانه های متنوعی را انتخاب و مورد استفاده قرار میدهند، طبیعتاً در این حالت اگر کتاب درسی نتواند همه اهداف یک برنامه درسی را پوشش دهد، اشکالی ندارد بلکه میتواند جزء ویژگیهای مثبت آن باشد چون زمینه های درگیر کردن دانشآموز و معلم را با فرآیند انتخاب و استفاده از رسانه های آموزشی دیگر فراهم میآورد.
تحلیل محتوای ارتباطی رسانه های آموزشی ابعاد متنوعی را در بر میگیرد که به برخی از آنها اشاره میشود.
1- تحلیل محتوای سطوح اهداف: تحلیل محتوای سطوح اهداف، ارتباط بین اهداف یک سطح را با اهداف سطوح بالایی و یا پائینی خود مورد بررسی قرار میدهد. تحلیل محتوای سطوح اهداف یک سطح را با اهداف سطوح بالایی و یا پایینی خود مورد بررسی قرار میدهد. یک رسانه آموزشی به منظور تحقق اهداف برنامه درسی انتخاب و یا تولید میشود اهداف نیز با توجه به الگوهای طراحی، سطوح گوناگونی دارند. برخی الگوها، خرد کردن اهداف را تا سطح اهداف رفتاری ملاکی پیشنهاد میکنند؛ برخی دیگر معتقد به رفتاری کردن اهداف نیستند در رابطه با این بُعد از تحلیل محتوای ارتباطی در فصل دوم بخش سوم بطور مفصل بحث شده است.
2- تحلیل محتوای متن رسانه بر اساس اهداف: متن رسانه آموزش در انبان محتوا برنامه درسی است. متن در کتاب درسی شامل متن نوشتاری، تصویر، نمودارها، جداول و دیگر شکلهای ارائه محتوا میباشد. بررسی ارتباط بین محتوای متن رسانه آموزشی و اهداف برنامه درسی یکی از جنبههای تحلیل محتوای ارتباطی است. در این نوع تحلیل محتوا، میزان پوشش اهداف توسط محتوا و میزان ارتباط محتوا با اهداف مورد بررسی قرار میگیرد. واحد محتوا بر اساس طرح تحلیل محتوا میتواند درس، جمله، پاراگراف، صفحه، مضمون، تصویر، آزمایش و یا مثال باشد. بررسی جنبهای از پوچی و یا عقیم بودن برنامه با این نوع تحلیل امکان پذیر است. در فصل دوم بخش سوم یک نمونه از تحلیل ارتباطی بین متن رسانه و اهداف آورده شده است.
3- تحلیل ارتباط بین عناصر متن رسانه آموزش: رسانه های آموزشی که از ترکیب چند رسانه تشکیل شدهاند نیازمند هماهنگی بین اجزاء و عناصر خود میباشند مثلاً کتابهای درسی معمولاً متشکل از متن نوشتاری و تصویر هستند بررسی ارتباط بین محتوای تصاویر و متن نوشتاری یا به عبارت دیگر تحلیل تصاویر از جهت هماهنگی با متن نوشتاری و یا هماهنگی متن نوشتاری با تصاویر، یکی دیگر از موضوعات تحلیل محتوای ارتباطی است.
4- بررسی ارتباط بین تمرینها، اهداف و محتوای رسانه آموزشی: تمرینها، هدایت کننده فعالیتهایی است که به دانشآموزان جهت تحقق اهداف برنامه درسی کمک میکند. این در صورتی است که تمرینها بر اساس اهداف . محتوای رسانه آموزش، طراحی شده باشند با تحلیل محتوای ارتباطی میتوان تمرینهای یک رسانه آموزشی همچون کتاب درسی را مورد بررسی قرار داد.
تحلیل تمرینها بر اساس اهداف و محتوا همچنین تحلیل اهداف و محتوا بر اساس تمرینها دو بعد اصلی این نوع پژوهش را تشکیل میدهد. تعیین اهداف . محتوایی که توسط تمرینها پوشش داده نمیشود، تعیین تمرینهایی که در جهت تحقق اهداف از نظر سطح عملکرد مورد انتظار فراگیر میتواند موضوعات این نوع تحلیل را تشکیل دهد.
5- بررسی چگونگی سازماندهی محتوای رسانه: همانگونه که قبلاً گفته شده رسانه ها ابزار و وسایل نگهداری و ارائه محتوا هستند لازمه نگهداری و ارائه محتوا، سازماندهی آن در رسانه است. چگونگی سازماندهی، مستقیماً بر کارکرد رسانه تأثیر میگذارد، ضمن آن که سازماندهی باید بر اساس روش تدریس و اصول توالی، وسعت، توازن و تنظیم افقی باشد. در فصل دوم از بخش سوم، نمونهای از تحلیل سازماندهی محتوا بر اساس روش تدریس حل مسأله آورده شده است.

2-4-3. تحلیل محتوای استنباطی رسانه های آموزشی
در تحلیل محتوای استنباطی، محقق به دنبال یافتن برخی واقعیات اجتماعی زمان تولید رسانه، پیشبینی تأثیرات رسانه آموزشی بر فراگیران و جهتگیریهای خاص و غیر اعلام شده رسانه آموزشی است. این نوع از تحلیل محتوا رسانه آموزشی نیز دارای ابعاد گستردهای است و بستگی بیشتری به خلاقیت و نوآوری محقق دارد.

2-5. تعریف یادگیری
یادگیری یکی از مهمترین زمینه ها در روانشناسی امروز و در عین حال یکی از مشکلترین مفاهیم برای تعریف کردن است. در فرهنگ لغت یادگیری “کسب دانش، فهمیدن یا تسلط یابی از راه تجربه یا مطالعه تعریف شده است.” اما بیشتر روانشناسان این تعریف را نمیپذیرند، زیرا در آن اصطلاحات مبهم دانش فهمیدن و تسلطیابی به کار رفته است.
معروفترین تعریف به وسیلهی کیمبل (2006-1917) پیشنهاد شده است. کیمبل یادگیری را به صورت تغییر نسبتاً پایدار در توان رفتاری (رفتار بالقوه ) که در نتیجه تمرین تقویت شده رخ میدهد تعریف کرده است. هر چند این تعریف بسیار معروف است اما به هیچ وجه مورد پذیرش همهی روانشناسان نیست. (سیف، 1374، 38)
دکتر متیو اچ، اُلسون تعریف یادگیری را با دقت نظر بیشتری بررسی میکند و معتقد است که نخست اینکه، یادگیری تغییر در رفتار است. به سخن دیگر، نتایج یادگیری همواره باید قابل انتقال به رفتار مشاهدهپذیر باشند. پس از یادگیری، یادگیرنده، قادر به انجام کاری خواهد بود که پیش از یادگیری نمیتوانست آن را انجام دهد. دوم اینکه، این تغییر رفتاری نسبتاً پایدار است؛ یعنی نه موقتی است نه ثابت. سوم اینکه، تغییر در رفتار الزاماً نباید بلافاصله پس از تجربهی یادگیری رخ دهد. اگر چه در نتیجهی یادگیری در یادگیرنده توانایی بالقوهی متفاوت عمل کردن ایجاد میشود، این توانایی ممکن است بلافاصله در رفتار او ظاهر نگردد. چهارم اینکه، تغییر در رفتار (یا توان رفتاری) از تجربه یا تمرین ناشی میشود. پنجم، تجربه یا تمرین باید تقویت بشود؛ یعنی اینکه تنها پاسخهایی که به تقویت میانجامند آموخته میشوند. (سیف، 1374، 38)

2-5-1. تغییر یادگیری در مراحل رشد
بسیاری از پژوهشگران یافتهاند که یادگیری ایجاد شده در یک سطح رشدی با یادگیری ایجاد شده در سطوح دیگر فرق دارد. بنابراین، به جای اینکه فرض کنیم یادگیری فرآیندی واحد است که یا اتفاق میافتد یا نمیافتد، لازم است به دنبال یافتن جواب برای این سئوال باشیم که چگونه فرآیند یادگیری در نتیجه رشد تغییر میکند. در واقع چنین اطلاعی برای آموزش و پرورش و کودک پروری حیاتی است.

2-5-2. آیا یادگیری به تقویت وابسته است؟
بسیاری از نظریه پردازان معتقد هستند که یادگیری به تقویت وابسته است، اما دیدگاه های آنان نسبت به ماهیت تقویت با یکدیگر متفاوتاند. از نظر گاتری تقویت به چیزی گفته میشود که در شرایط تحریکی تغییری ناگهانی به وجود میآورد. برای اسکینر تقویت آن چیزی است که نرخ پاسخدهی را افزایش میدهد. برای بندورا تقویت درون احساسی است که در نتیجه رسیدن عملکرد فرد به معیارهای درونیاش یا بالا رفتن عملکردش از این معیارها یا وقتی که میبیند به هدف شخصیاش رسیده است به او دست میدهد. اگر چه در بعضی موارد، این تعاریف تقویت ماهیتاً با هم تفاوت دارند همهی آنها به این نکته اشاره میکنند که برخی از تجارب روزانه ما حفظ میشوند و تجارب دیگر از دست میروند. فرآیندی را که کسب میشود برخی از تجارب ما حفظ کردند میتوان با مفهوم کلی تقویت معرفی کرد. (سیف، 1374، 563)

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

نظریه یادگیری از یک میراث غنی و متنوع برخوردار است. در نتیجه امروز دیدگاه های فراوانی دربارهی فرآیند یادگیری وجود دارد. لازم است در میان نظریههای نوین یادگیری تنها به پنج دیدگاه اشاره شود که این پنج دیدگاه معروفترین نظریههای نوین را شامل میشوند.
یکی از این پارادایمها کارگردگرایی است. این پارادایم تأثیر داروینیسم را منعکس میکند، زیرا بر رابطه بین یادگیری و سازگاری بر محیط تأکیید میورزد. دومین پارادایمی که به آن اشاره میشود تداعی گرایی است، زیرا فرآیند یادگیری را بر حسب قوانین تداعی مطالعه میکند. این پارادایم را ابتدا ارسطو ابداع کرد و بعدها به وسیلهی لاک، برکلی، و هیوم ابقا گردید و به آن شاخ و برگ داده شد. سومین پارادایم، پارادایم شناختی است، زیرا ماهیت شناختی یادگیری را مورد تأکید قرار میدهد. این پارادایم را افلاطون ابداع کرد و از طریق دکارت، کانت و روانشناسان قوای ذهنی (قوای نفسانی) به ما رسیده است. چهارمین پارادایم، پارادایم عصبی- فیزیولوژیکی است. زیرا در آن کوشش میشود تا وابستههای عصبی – فیزیولوژیکی پدیدههایی چون یادگیری، ادراک، تفکر و هوش مشخص گردند. با این حال، هدف جاری اغلب روانشناسان وابسته به عصبشناسی- فیزیولوژی اتحاد مجرد فرآیندهای ذهنی و فیزیولوژیکی است. پنجمین پارادایم با صفت تکاملی مشخص شده است، زیرا بر تاریخچه تکاملی ارگانیسم یادگیرنده تأکیید میورزد. این پارادایمنها را باید صرفاً به عنوان مقوله های بسیار خام مورد توجه قرار داد. زیرا یافتن یک نظریه یادگیری که به طور آشکار در یکی از آنها قرار بگیرد دشوار است. اگر چه با توجه به تأکیید عمدهی هر نظریه در پارادایم معینی قرار گرفتهاند اما با وجود این تقریباً تمامی نظریهها جنبههای معینی از سایر پارادایمها را میتوان یافت. برای مثال، هرچند که نظریههای زیر عنوان پارادایم کارکرد گرایی آمده است، اما وابستگی زیادی به اندیشه های تداعی گرایانه دارد. به همین منوال، نظریه پیاژه، که به اندازهی هر نظریه دیگر زیر تأثیر دارونیسم است، وجوه اشتراکی فراوانی با نظریههای ذکر شده در پارادایم کارکردگرایی دارد. نظریه تولمن را هم به سختی میتوان طبقهبندی کرد، زیرا در آن هم عناصر کارکردگرایانه و هم عناصر شناختی یافت میشوند. نظریهی هِب، گرچه عمدتاً بر مباحث عصبی – فیزیولوژیکی تأکید میورزند اما به رویدادهای شناختی وابسته است. (سیف، 1374، 90- 89)

2-5-3. نظریه نگرش در یادگیری
نظریه آمایه یا نگرش (سیف، 1374، 105) مبنی بر تأکید او بر اهمیت آمادگیهایی است که یادگیرند با خود به موقعیت یادگیری میآورد: این یک قانون کلی رفتار است که پاسخ به هر موقعیت بیرونی هم به انسان و هم به طبیعت موقعیت وابسته است؛ واینکه اگر شرایط معینی در انسان بخشی از موقعیت به حساب آید، پاسخ به آن به شرایط باقیمانده در انسان وابسته است. در نتیجه، این یک قانون کلی یادگیری است که تغییرات حاصل در انسان به وسیله هر عاملی به شرایط انسان، زمانی که آن عامل فعال است وابسته است. شرایط انسان را میتوان به دو صورت نگرشها با «آمایههای» پایدار یا ثابت و موقتی یا متغییر مورد ملاحظه قرار دارد.
بنابراین، تفاوتهای جزئی در یادگیری را میتوان به وسیلهی تفاوتهای اساسی میان افراد تبیین کرد: یعنی به وسیلهی میراث فرهنگی و ژنتیکی آنها یا به وسیلهی حالتهای گذرا چون محرومیت، خستگی، یا شرایط هیجانی گوناگون. عواملی که نقش خشنود کنندهها و آزاردهندهها را بازی میکنند هم به پیشینه ارگانیسم و هم به حالت موقتی بدنی در زمان یادگیری وابستهاند. (سیف، 1374، 105)
فیلسوف آمریکایی اسپانیایی تبار سانتیانا چنین میگوید: کودکان بر مبنای طرحهای مختلفی عمل میکنند. آنها به یک نسل تعلق داشته و روش احساس آنها کاملاً خاص خودشان است.

2-1- نمودار طرح رشد

کودکی یک مرحله متمایز از رشد انسان در طول حیات و زندگی است که مطالعه آن از اهمیت ویژهای برخوردار است. زیرا دوران کودکی واقعهای پر اهمیت است که به عنوان پایهای اساسی برای بزرگسالی در نظر گرفته شده است. زیرا در دوران کودکی و طی فرآیند رشد، کودک مهارتهای خاصی را کسب میکند و امکان مقابله با تکالیف زندگی را به دست میآورد. پس دوره کودکی دوره مهمی از مرحله رشد است که همواره مورد توجه و مطالعه روانشناسان بوده است. آگاهی از تغییرات رشد و مطالعه آن میتواند به آموختههای ما درباره سطح پایه برای یادگیری و آموزش کمک کند. یک مفهوم مهم وابسته به تعلیم و تربیت این است که تعلیم و تربیت در سن مناسب باید انجام شو د و این مهم جز با مطالعه و آگاهی از دوران رشد میسر نمیشود.
از دیدگاه ر وانشناسان رشد، الگوی تغییرات زیستی، شناختی، روانی و اجتماعی است که از دوران بارداری آغاز میشود و در گستره زندگی استمرار مییابد. رشد اغلب شامل نمو و بالندگی است، اگر چه حتی شامل تأخیر و زوال نیز میشود. (امیدیان، 1385، 49-48)
الگوی رشد محصول فرآیندهای چندگانه است و امری پیچیده به نظر میرسد. این فرآیندها شامل فرآیند زیستی، شناختی روانی، اجتماعی میشود علاوه بر این رشد میتواند با دوره های آن نیز توصیف و دستهبندی شود اکنون به هر دو مقوله اشاره میشود.

2-6. فرآیندهای زیستی، شناختی و عاطفی اجتماعی

2-6-1. فرآیندهای زیستی:
شامل تغییرات در جسم کودک است، توارث ژنتیکی بخش مهمی است که فرآیندهای زیستی شامل رشد مغز، وزن، قد و تغییرات در مهارتهای حرکتی و

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید