منبع پایان نامه ارشد درباره مدیریت دانش، زیرساخت ها، کسب و کار، سلسله مراتبی

دانلود پایان نامه

دارند این سازمان ها را می توان کاملاً از یکدیگر متمایز دانست.

2-2-16- عوامل کلیدی موفقیت مدیریت دانش
در ادبیات مربوط به عوامل کلیدی موفقیت، تعاریف زیادی از آن ارائه شده است. یکی از مهمترین تعاریف مربوط به روکارت39 است . به زعم وی عوامل کلیدی موفقیت عبارتنداز: تعداد محدودی از حوزه های فعالیت که عملکرد رقابتی موفقیت آمیزی در پی خواهند داشت. در تعریف دیگری برونو و لیدکر28 اظهار میدارند که عوامل کلیدی موفقیت عبارتند از : مشخصه ها، شرایط یا متغیر هایی که اگر درست مدیریت شوند می توانند اثر قابل ملاحظه ای بر موفقیت موضع رقابتی سازمان داشته باشند . در عوض، پینتو و اسلوین29 عوامل کلیدی موفقیت را عواملی می دانند که به طور قابل ملاحظه ای شانس اجرای پروژه ها را بهبود می بخشند. در حوزه مدیریت استراتژیک، تعریف عوامل کلیدی موفقیت از جامعیت بیشتری برخوردار بوده و نشان دهنده یک پیوند ایده آل بین شرایط محیطی و مشخصه های کسب و کار است. اسکیرم و آمیدن30 در خصوص پیاده سازی مدیریت دانش هفت عامل کلیدی را شناسایی کردند . این عوامل عبارتند از :
الزام مستحکم به کسب و کار، معماری وچشم اندار، رهبری دانش، فرهنگ تسهیم و خلق دانش، یادگیری مستمر، زیرساخت فن آوری توسعه یافته، و فرآیندهای دانش سازمانی .
مطالعه دیگر ی برای شناسایی عوامل کلیدی موفقیت توسط هلسپل و جوشی31 انجام شده است . در ابتدا، آنها با مطالعه ادبیات مدیریت دانش، دسته ای از عوامل را استخراج کرده و در نهایت با تکنیک دلفی در جامعه خبرگانی متشکل از هیات بین المللی از متخصصان و دست اندرکاران مدیریت دانش بود، عوامل شناسایی شده را مورد ارزیابی قرار دادند . آنها سه طبقه اصلی از اثرگذارها (مدیریتی، منابع، و محیطی) را که عوامل کلیدی در درون هر یک از این اثرگذارها قرار دارد، معرفی کردند . اثرگذارهای مدیریتی دارای چهار عامل کلیدی اصلی است که عبارتند ا ز: هماهنگی، کنترل، رهبری و سنجه ها؛ اثرگذارهای منابع متشکل ازدانش، افراد، منابع مالی وغیرمالی است؛ در حالی که اثرگذارهای محیطی مشتمل بر رقابت، بازارها، اضطرار زمانی، جو اقتصادی و دولتی است .
داونپورت و همکاران32، یک مطالعه اکتشافی درسی و یک پروژه مدیریت دانش در بیست و چهار شرکت انجام دادند . هدف این مطالعه گسترده تعیین عوامل کلیدی مرتبط با پیاده سازی مدیریت دانش بود . آنها از میان 18 پروژه موفق، هفت عامل کلیدی موفقیت را شناسایی کردند که عبارت بودند از :
ارزش صنعت، زبان و هدف مشترک، ساختار دانش انعطاف پذیر و استاندارد، کانال های چندگانه برای انتقال دانش، فرهنگ دانش پسند، زیرساخت سازمانی و فنی، اقدامات انگیزشی، و حمایت مدیریت ارشد. چریدس و
همکاران33 عوامل کلیدی گوناگونی را برای پیاده سازی موفقیت آمیز مدیریت دانش در حوزه های وظیفه ای سازمان شناسایی کردند که استراتژی، مدیریت منابع انسانی، فن آوری اطلاعات، بازاریابی، و کیفیت از عوامل کلیدی آنها بود . در تحقیقی که توسط هونگ وهمکاران34در خصوص عوامل کلیدی موفقیت در بکارگیری سیستم مدیریت دانش برای صنعت داروسازی انجام شده است، هفت عامل درموفقیت سیستم مدیریت دانش
مورد شناسایی قرار گرفته است که عبارتند از :
1) استراتژی الگوگیری وساختار دانشی اثربخش؛ 2) فرهنگ سازمانی؛ 3) زیرساخت سیستم اطلاعاتی؛ 4) درگیری و آموزش افراد؛ 5 ) رهبری و تعهد قوی مدیریت ارشد؛ 6) محیط یادگیری وکنترل منابع؛ و 7 )
ارزیابی از آموزش حرفه ای و کار تیمی .
2-2-17- چارچوب مفهومی استقرار سیستم یکپارچه مدیریت دانش( 35CKMS )
2-2-17-1- سنجش آمادگی سازمان جهت پذیرش مدیریت دانش
گام نخست در اجرای برنامه های مدیریت دانش، شناسایی وضعیت موجود سازمان می باشد. غالباَ به دلیل نبود مجموعه ای از پیش نیازهای ضروری، استفاده از چنین فرآیندی ( مدیریت دانش) به جای اینکه سودی را برای سازمان ها در پی داشته باشد، آنها را دچار پرداخت هزینه اضافی خواهد کرد. در نتیجه در وهله نخست، سنجش آمادگی سازمان جهت پذیرش مدیریت دانش امری ضروری است.
2-2-17-2- ایجاد زیر ساخت های مورد نیاز مدیریت دانش
گام دوم در چارچوب مفهومی مورد نظر ایجاد زیر ساخت های لازم برای پیاده سازی مدیریت دانش می باشد. زیر ساخت های پنج گانه مورد نیاز به شرح زیر است:
2-2-17-2-1- ساختار سازمانی دانش مدار
محیط های پویا و متغیر کنونی الزاماتی را می طلبد که ساختارهای سازمانی سنتی و سلسله مراتبی توان برآورده ساختن آن را ندارند. در واقع نیاز امروز سازمان ها به ساختارهایی است که غیر سلسله مراتبی و تخت بوده و به جای وظیفه مداری ، فرآیند محور باشند. علاوه بر سه بعدی که در تجزیه و تحلیل ساختارهای گذشته مورد نظر بوده اند. ابعاد تازه ای نیز به آن اضافه گشته، نظیر روابط غیر رسمی، روابط عاطفی فراگیر، روابط تعاملی برون ‏
گرا و اعتماد محوری و…، تیم سازی نیز یکی دیگر از ویژگی های ساختارهای سازمانی است که اجازه خلق و اشتراک دانش را در درون ساختار می دهد. سازمان ها به منظور برآورده ساختن نیاز محیطی، و نیز دانش مدار شدن، ساختاری متناسب با این ویژگی ها را باید طراحی کنند.
2-2-17-2-2- آموزش و تربیت نیروی انسانی دانش مدار
از آنجا که دارایی های فکری سازمان در درون اذهان کارکنان قراردارد، لذا پروراندن این اذهان، و تربیت این افکار به منظور توسعه و بسط دانش و توان خلق و زایش ایده های تازه از زیرساخت های مهم و اساسی مدیریت دانش محسوب می گردد.
2-2-17-2-3- فر
هنگ سازمانی دانش محور
مدیریت دانش شامل این بوده که امروزه انجام کلیه امور مستلزم انجام فعالیتهای دانش محور بوده و کارکنان هم باید به دانش محوری تجهیز شوند تا فرایندهای سازمانی هم بر اساس دانش طراحی شوند و در نهایت مصرف کنندگان دانش مدار بتوانند بنحو شایسته از خدمات سازمان بهره ببرند. در بسیاری از کشورها مدیریت دانش و بکارگیری تکنولوژی توانسته است مشکلات زیادی را از پیش روی سازمانها بردارد، نمونه از این سازمانها را میتوان دولتهای الکترونیکی بیان کرد که کلیه وزارتخانه ها و سازمانها و شرکت های زیر مجموعه با بکارگیری از سیستم های الکترونیکی خدمات خود را ارائه میکنند که در کشور ما نیز این امر در حال تحقق می باشد بدیهی است که در این گونه سازمانها مراجعه افراد به سازمانها به حداقل میرسد و افراد با استفاده از رایانه و نرم افزارها و سخت افزارهای جانبی و همچنین بکار گیری از سامانه های بانکی و سیستم پست درخواست خود را ارائه و خدمات مورد نیاز را دریافت می نمایند. در بسیاری از موارد نیز به راحتی از طریق رایانه محل سکونت میتوانند به امور خود بپردازند، بدون اینکه نیاز به طی مسافت برای مراجعه به سازمان باشد بهر حال سازمانهای دانش محور در زمان کوتاهی تأثیراتش را بر محیط زیست و فرهنگ جامعه نشان خواهند داد.(سامان مهدیخواه، 1387،ص 6)
2-2-17-2-4- فناوری اطلاعات
یکی دیگر از زیر ساخت های اصلی مدیریت دانش، فناوری اطلاعات می باشد. امروزه با وجود حجم وسیع اطلاعات سازمانی، سازمان ها از فقدان دانش رنج می برند. در واقع این زیر ساخت توان دسترسی، سریع و به موقع را به اطلاعات میسر می سازد. دو کارکرد اصلی آن نیز یکی هنگام تشکیل حافظه سازمانی و مستند سازی تجارب و مهارت هاست و دیگری به هنگام به اشتراک گذاری دانش که با از بین بردن فواصل جغرافیایی، بر روی وب و اینترنت امکان تبادلات دانشی را برای اعضای دور و نزدیک سازمان فراهم می کند.
2-2-17-3- هدف گذاری در سطح کسب و کار
به منظور تعیین و برقراری اهداف در سطح کلان و تجاری بایستی با دیدی وسیع و همه جانبه به دنبال درک این نکته باشیم که هدف غایی سازمان ما چیست؟ بر طبق نظر محققین اثر بخشی سازمان ها در بلند مدت منوط به بقای آنهاست. و نیز هدف از به کارگیری دانش، خلق مزیت رقابتی پایدار به منظور تضمین حفظ وضعیت کنونی و یا ارتقاء جایگاه سازمان می باشد. در کنار دستیابی به این هدف مهم و اساسی ترین دستاورد دانش برای سازمان، دو هدف فرعی تر نیز وجود دارد که محقق نمودن آنها حصول به هدف اصلی را در پی خواهد داشت. این دو، خلاقیت و نوآوری و کارآفرینی سازمان می باشند.
2-2-17-4- مهندسی مجدد فرآیندهای کسب و کار
اما پیش از شروع به انجام اقدامات مدیریت دانش و پس از ایجاد زیر ساخت های دانش و هدف گذاری، بایستی بر روی فرآیندها و ساختارهای سازمانی، بررسی مجدد به شیوه مهندسی مجدد فرآیندهای کسب و کار صورت گیرد. در واقع پس از شناسایی وضعیت فعلی سازمان در گام اول و در حین ابعاد زیرساخت ها در مرحله دوم، متوجه کاستی های سازمان خواهیم شد، لذا به منظور برآورده ساختن اهداف می باید فرآیندهای کاری را مورد بازنگری قرارداد تا از آماده بودن این فرآیندها و کارکرد صحیح آنها اطمینان یافت. انجام این وظیفه در گام چهارم و توسط مهندسی مجدد صورت می گیرد.
2-2-17-5- اقدامات مدیریت دانش
در واقع اقدامات مدیریت دانش، شامل به راه اندازی و استقرار چرخه عمومی مدیریت دانش در سازمان می باشد. در این بین مستند سازی تجارب و مهارت ها به منظور تبدیل دانش نهان و ضمنی به دانش آشکار و صریح، عنصری مهم و حیاتی تلقی می گردد. اما به لحاظ حساسیت و مهم بودن ارزیابی و اندازه گیری عملکرد، این بعد به طور مجزا مورد بررسی قرار می گیرد.
2-2-17-6- ارزیابی اثر بخشی مدیریت دانش
هنوز ماتریس ارزیابی تمام عیار و کاملی در تحقیقات برای سنجش میزان موفقیت مدیریت دانش در سازمان وجود ندارد، اما در عمل معیارها و روش های ارزیابی مختلفی وجود دارد. در کنار معیارهایی چون تعداد اختراعات، علائم تجاری، حق ثبت و اسرار تجاری جنبه های دیگری از کاربرد دانش نیز وجود دارد. روش های معمول و سنتی ارزیابی مالی، مناسب نیستند، زیرا سرمایه نامشهود را دارایی تلقی نمی کنند بلکه آنها به طور کلی سرمایه مشهود را به عنوان بدهکار در ستون بدهی حقوق و دستمزد پرداختی به کارکنان بابت مهارت وتجربه آنها لحاظ می کنند. در حال حاضر، توسعه و تدوین رویه های حسابداری برای تعیین ارزش دارایی های نامحسوس سازمان و همین طور ایجاد مدلهای سرمایه نامشهود به گونه ای که سرعت نوآوری و توسعه شایستگی های محوری را تعیین کند، ضروری می باشد. ( احمدی و صالحی،1388،ص330 )

2-2-18- تئوریهای مدیریت دانش
2-2-18-1- تئوری مدیریت دانش جامع ( CKMT )
این تئوری به منظور ایجاد کارایی و موفقیت کارآفرینان به روش سیستماتیک‏، توسط ویگ (1999) ارائه شد.
مفروضات مدیریت دانش جامع به شرح زیر هستند ( ابطحی و صلواتی، 1385،ص 38-37 ) :
• شناسایی و درک این مسأله که سرمایه های هوشی( دانش) برای خلق، حفظ و در دسترس قراردادن دانش برای پارادایم خدمات و تولیدات رقابتی، ضروری هستند.
• تهیه و تبدیل دانش، فعالیتی ضروری است و در بافت سازمانی باید به طور دائم بازسازی شود.
• تمام دارایی های دانش (سرمایه هوشمند) باید به طور مداوم و با پشتکار و جدیت عنداللزوم، باید اعمال قدرت کنند.
• فرآیندها و روابط مدیریت دانش نیاز به حمایت گسترده کارآفر
ینان و رهبری دارد و زیرساخت های لازم برای آن باید در سازمان ایجاد شود.
• تشویق و ترویج حمایت از دانش.
• ایجاد درک مشترک.
• عمل مشاوران و مدیران دانش جامع باید شناسایی و حفظ عوامل مرتبط با دانش متمرکز گردد.
• باید بدانیم که یادگیری عملی ضروری است.
• دانش و منابع ( دانش حرفه ای فنی، اطلاعات و سایر منابع ضروری در دسترس کارکنان باشد).
• فرصت ها ( فرصت برای کارکنان جهت استفاده از توانایی ها و ظرفیت های خود) .
• سهولت ( محیط کار کنان امن باشد ) .
• انگیزه ( کارکنان برای عمل هوشمندانه برانگیخته شوند).
2-2-18-2- تئوری مدیریت دانش تیمی ( ‏‏‏TKMT )
تئوری مدیریت دانش تیمی براین فرض استوار است که کار تیمی می تواند دانش را مهار کند و مکانیزمی را برای سازماندهی و پیش بینی آن فراهم کند. مفروضات مدیریت دانش تیمی موارد زیر می باشند ( ابطحی و صلواتی، 1385، 40-39 ) :
• برای درک قدرت مدیریت دانش نیاز به تشکیل تیم است.
• کار تیمی قدرت دریافت واقعیت

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید