مواد غذایی

دانلود پایان نامه

امروزه در برخی نقاط جهان مراکز سنگ درمانی وجود دارد. برای بسیاری از سنگها مثل فیروزه، عقیق، یاقوت، درّ، و… خواص درمانی جالبی بیان شده است، هر چند در گذشته نیز مردم به خواص این قبیل سنگها واقف بودند. واضح است که ماده اولیه همین سنگها خاک است و وقتی شما آنها را آسیاب می کنید تبدیل به خاک می‌شود چنان که قرآن نیز این امرِ اثبات شده را تایید می‌کند و می‌فرماید: لِنُرْسِلَ عَلَیْهِمْ حِجَارَهً مِّن طِینٍ.
تأثیر و تأثر اشیاء از یکدیگر امری غیر قابل انکار است از جمادات گرفته تا حیوانات همه دارای خواص درمانی هستند. بسیاری از چشمه‌ها دارای خواص داروی و درمانی هستند. آیا آل سعود و شاهزادگانی عربستانی یا علمای وهابی و اهل سنت برای تفریح یا درمان به چشمه‌های آب گرم نرفته‌اند؟ آیا این عمل شرک نیست که برای درمان خود به غیر خدا متوسل شده‌اند؟ چرا پادشاه عربستان برای درمان خود بارها و بارها به آمریکا سفر کرده و در بیمارستان‌های کفار بستری شده است و برای درمان خود به دامان آنها متوسل گردیده؟ آیا توسل، آن هم نه به مسلمانان و مومنین بلکه به کفار از شدیدترین نوع شرک و کفر نیست؟ چرا ابن تیمیه و محمد ‌بن ‌عبد‌الوهاب و علمای وهابی ما را امر به نیکی (توحید) می‌کنند اما خودشان در شرک غوطه ورند؟ أَتَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَتَنسَوْنَ أَنفُسَکُمْ وَأَنتُمْ تَتْلُونَ الْکِتَابَ أَفَلاَ تَعْقِلُونَ. اگر توحید مورد نظر شما حق است؛ پس چرا خودتان به آن عمل نمی‌کنید؟ وقتی شما سخن و عقیده خودتان را عملاً باور ندارید چگونه انتظار دارید که ما به آن معتقد شویم؟ طبق آیات قرآن و روایات، خداوند قادر و حکیم، شفاء را در بعضى از چیزها همچون آیات و اذکار و همچنین اشیاء اعم از خوردنی و نوشیدنی و غیر آن قرار داده است. موارد بسیارى را مى‌توان یافت که در قرآن و روایات شیعه یا سنى تصریح شده است که خداوند به وسیله آن ‌چیزها شفا مى‌دهد. به چند مورد به صورت خلاصه اشاره می‌کنیم.
«قرآن»شفاست. قُلْ هُوَ لِلَّذِینَ آَمَنُوا هُدًى وَشِفَاء وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآَنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَرَحْمَهٌ لِلْمُؤْمِنِینَ
«عسل» شفاست. یَخْرُجُ مِنْ بُطُونِهَا شَرَابٌ مُخْتَلِفٌ أَلْوَانُهُ فِیهِ شِفَاءٌ لِلنَّاسِ
غبار مدینه شفاست: «عَنْ إِسْمَاعِیل بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ ثَابِتِ بْنِ قَیْسِ بْنِ شَمَّاسٍ، عَنْ أَبِیهِ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ، قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ: غُبَارُ المَدِینَهِ شِفَاءٌ مِنَ الجُذَام»
«خرمای عجوه منطقه عالیه» شفاست: «عَنْ عَائِشَهَ، أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ قَالَ: إن فی عَجوَهِ عجوه العَالِیَهِ شِفَاءً»
«دنبه گوسفند اعرابی» شفاست: «أَنَسَ بْنَ مَالِکٍ، یَقُولُ: سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ (ص) یَقُولُ: شِفَاءُ عِرقِ النَّسَا، أَلْیَهُ شَاهٍ أَعْرَابِیَّهٍ تُذَابُ، ثُمَّ تُجَزَّأُ ثَلَاثَهَ أَجْزَاءٍ، ثُمَّ یُشْرَبُ عَلَى الرِّیقِ فِی کُلِّ یَوْمٍ جُزْءٌ»
«بول شتر و شیر او» شفاست: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ: «إِنَّ فِی أَبْوَالِ الْإِبِلِ وَأَلْبَانِهَا،شِفَاءً لِلذَّرِبَهِ بُطُونُهُمْ»
غیر از موارد فوق به چند نمونه دیگر بدونه بیان احادیث آنها اشاره می‌نماییم.
«بال مگس» شفاست، «آب قارچ (کمأه)» شفای چشم است، «حجامت» شفاست، «عود هندی» شفاست، «شیر گاو» شفاست، «نمک» شفاست، «بادمجان» شفاست، «پنیر به همراه گردو» شفاست، «نوشیدن اضافه وضوء مؤمن » شفاست، «آب زمزم» شفاست.
ابن عباس از رسول خدا روایت کرده است:
آب زمزم براى هر آنچه نوشیده شود (برآورده مى شود ) اگر نوشیدى که شفا پیدا کنى خدا تو را شفاء مى‌دهد، اگر به نیت استعاذه بنوشى خداوند تو را پناه مى‌دهد، و اگر براى رفع تشنگى نوشیدى تشنگى‌ات را رفع مى‌کند.
گفتیم همانگونه که نیز همچون خاک إرمنی و داغستان و مختوم خاصیت داروی دارد و سبب شفا است تربت مطهر امام حسین نیز این گونه است با این تفاوت که آن خاک‌ها تنها در برخی بیماری‌ها به کار می‌رود ولی تربت سید الشهدا برا یهمه بیماری ها کاربرد دارد و خداوند متعال آن را شفای هر دردی قرار داده است. حال اگر کسی بپرسد که چگونه این تربت جمیع امراض را درمان می‌کند در حالی که امراض مختلفند و این تربت یک چیز بیشتر نیست و طبیعتاً باید یک نوع بیماری و در نهایت همچون خاک‌های دیگری که نام بردید چند نوع بیماری را درمان نماید، در پاسخ می‌گویم: خداوند در قرآن می‌فرماید: ثُمَّ شَقَقْنَا الْأَرْضَ شَقًّا – فَأَنبَتْنَا فِیهَا حَبًّا – وَعِنَبًا وَقَضْبًا – وَزَیْتُونًا وَنَخْلًا – وَحَدَائِقَ غُلْبًا – وَفَاکِهَهً وَأَبًّا – مَّتَاعًا لَّکُمْ وَلِأَنْعَامِکُمْ، از همین خاک که یک چیز بیش نیست به گواه چشم و قرآن صدها نوع میوه خارج می‌شود و با آن که خاکشان یکی است اما برخی ترش و برخی شیرین و برخی تلخ و برخی شور است و باز در بین خودشان طعمهای متفاوتی دارند. از همین خاک مشترک هزارن گونه گیاه رشد می‌کند که با هم تفاوتهای زیادی دارند. پس وقتی این خاک را خداوند متعال این گونه قرار داده که می‌تواند همه جور گیاه و مواد غذایی از آن بیرون آید آیا غیر ممکن است که خداوند رحمان خاکی را شفای هر دردی قرار دهد؟ البته که عقلاً ممکن از و حدیث از منبع علم الهی نیز بدان خبر داده. البته اثر شگفت انگیز این تربت مرتبط با عظمت و کرامت صاحب آن یعنی حضرت حسین بن علی می‌باشد زیرا خون مطهر و مبارک سید الشهدا به همراه برادر و فرزندان و یاران پاکش در راه اعتلای دین و تبیین حق از باطل و احیای سنت رسول خدا بر آن تربت ریخته شده و با آن مخلوط گشته است. اگر به مقام آن بزرگوار و سرّ شهادت ایشان معرفت داشتید هیچ گاه دچار عناد و جسارت به ولیّ خدا و امانت رسول الله که موجب کفر و شقاوت ابدی است نمی‌گشتید. پس این خاک به واسطه امام حسین رحمت و مایه شفا برای مردم گردید و در اثر امتزاج با خون آن امام غریب مقام اسم اعظم که حل هر مشکلی است به آن است به آن تربت داده شد. آری از این جهت است که شیعه معتقد است این خاک مقدس است و شفا دهنده است. البته واضح است که برای آنکه از تأثیرات این تربت مقدس که د ر حقیقت اسم اعظم خداوند متعال است بطور کامل استفاده شود باید آدابی را که برای برداشتن تربت و نگهداری از آن رسیده رعایت نمود مضاف بر این ایمان داشتن به آن مهمترین و اصلی‌ترین عامل برای تأثیر آن بر شخص استفاده کننده است.
نکته‌ای که بسیار حائض اهمیت است سیره خود اهل سنت و وهابیت در طلب استشفاء از غیر خداست و ما متعجبیم که اینان چگونه بر ما خرده گرفته و ما را مشرک خطاب می‌کنند در حالی که خودشان برای شفا یافتن دقیقاً به غیر خدا متوسل می‌شوند. در زیر چند نمونه از سیره عملی اهل سنت را در استشفاء بیان می‌کنیم.
آب غسل ابن تیمه شفاست:
ابن کثیر دمشقى، در شرح حال استادش ابن تیمیه حرانى مى‌نویسد:
در تشییع جنازه ابن تیمیه، مردم کارهاى خارق العاده‌اى کردند؛ از جمله این که تعدادى از مردم آب باقى مانده از غسل ابن تیمیه را نوش جان کردند: «در تشییع جنازه ابن تیمیه زنان زیادى شرکت کرده بودند؛ به طورى که پانزده هزار نفر تخمین زده مى‌شدند؛ غیر از آن‌ها که از بالاى بام‌ها نگاه مى‌کردند، همه آن‌ها براى ابن تیمیه گریه مى‌کردند و براى او طلب رحمت مى‌کردند. اما مرد‌ها شصت تا دویست هزار نفر تخمین زده مى‌شدند. گروهى از تشییع کنندگان، باقى مانده آب غسل ابن تیمیه را نوش جان کردند، گروه دیگرى باقى مانده سدر او را بین خود تقسیم کردند. گفته شده که کلاهى را که او بر سر داشت به پانصد درهم خریدند و همچنین گفته شده که ریسمانى را که به جیوه آغشته کردند و براى دفع شپش‌هاى او روى جنازه انداخته بودند، شخصى به صد و پنجاه درهم خرید…
حال سوال ما از پیروان ابن تیمه و محمد بن عبدالوهاب این است که وقتى شما آب غسل ابن تیمیه را به منظور استشفا مى‌خورید، چرا به خاک کربلا و… اشکال مى‌گیرند؟ چرا شیعیان را بخاطر خوردن خاک کربلا مشرک می‌دانند؟ آیا ابن تیمیه برتر از فرزند رسول خدا است؟ آیا میّت برتر از شهید است؟ آن هم شهیدی مثل فرزند رسول خدا که نور چشم ایشان بود؟ پس ای وهابیان لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ؟! و ای علمای وهابی أَتَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَتَنسَوْنَ أَنفُسَکُمْ؟!
خاک قبر ابن تیمیه شفا است
ابن ناصر الدین دمشقى یکى از فضائل ابن تیمیه را شفا دادن خاک قبر او شمرده است. وى در کتاب الرد الوافر مى‌نویسد:
على بن عبد الکریم داستان عجیبى را براى من نقل کرد و گفت: من جوان بودم و دخترى داشتم که چشم درد داشت، ما به ابن تیمیه اعتقاد داشتیم، او رفیق پدرم بود و پیش ما مى‌آمد و با پدرم دیدار مى‌کرد. با خودم گفتم که از خاک قبر ابن تیمیه بردارم و آن را در چشم دخترم همانند سرمه بمالم؛ چون چشم درد او طولانى شده بود و هیچ سرمه‌اى نیز فایده نداشت. پس سر قبر ابن تیمیه رفتم، دیدم مردى بغدادى خاک‌هاى قبر ابن تیمیه را در کیسه‌هاى جمع مى‌کند، گفتم: با این‌ها چه مى‌کنی؟ گفت: من آن‌ها را براى درد چشم بر مى‌دارم تا آن‌ها را به چشم فرزندان خود همانند سرمه بمالم. گفتم: آیا این خاک فایده دارد؟ گفت: بلى من آن را تجربه کرده‌ام؛ پس بر یقینم افزوده شد و مقدارى از خاک قبر را برداشتم و آن را به چشم دخترم مالیدم؛ در حالى که او خوابیده بود؛ پس فوراً چشمش بینا شد. این داستان را با شیخ الإسلام ابوعمر مقدسى در میان گذاشتم او نیز تعجب کرد، این قضیه را از من در حضور مردم سؤال کرد من نیز داستان را نقل کردم.
آقای جیزاوی اگر عقیده و عمل شیعه شرک است پس چرا خود شما چنین می‌کنید؟ چرا بزرگان شما بر این عقیده بودند و به خاک ابن تیمه شفا حاصل کردند؟ وقتى خاک قبر ابن تیمیه بدون آنکه برایش دلیلی از کتاب و سنت باشد شفا است، چه اشکالى دارد که خداوند همین اثر را در خاک قبر سید الشهداء قرار داده باشد؟ آیا فرزند و پاره تن رسول خدا و نور چشم و میوه دل ایشان و چنین شهید بزرگواری از ابن تیمیه کمتر است، به ویژه آن که کتاب و سنت نیز از آن خبر داده است؟!
خاک قبری بخاری شفاست.
آقاى ذهبى در کتاب خود در مورد وفات و دفن بخارى نوشته است:
اما خاک قبر، مردم تمامى آن را برداشتند (بردند) در حدى که قبر [جسد[ آشکار شد به گونه‌اى که با وجود نگهبانان نیز نمى‌شد از قبر محافظت کرد و ما مغلوب] مردم] بودیم تا اینکه ضریحى را بر سر قبر نصب کردیم، طوری که هیچکس نتواند به قبر دسترسى داشته باشد.

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.