موضوع

دانلود پایان نامه

شایان ر: خانوم به نظر من منصف و عادل با هم خیلی فرق می‌کنه. این که یه گروهی باشند. درسته. (0.3) یک گروهی باشند ولی منصف وعادلههه چیزیه که باید دربارهاش یه> موضوعی رو اون گروه میشینه یه موضوعی رو فکر میکنه<. منصف و عادل همینطور که گفتم ههه منصف یعنی کاریه که انجام شده و مثبته ولی عادل. ما باید تو این موضوع عادل را کار داشته باشیم نه منصف رو. عادلههه عادل یعنی همون عدالت داشته باشه.
ت: خب امیر‌علی بگو
امیرعلی: خانوم من اول با حرف عاطف مخالفم. هم با حرف آرش. خانو::وم منصف مثلاً این که همه چی نصف، نصف =مثلاً یکی از یکی یه پولی کلاه برداری کرده. نصف رو ههه به اون بدن نصف رو به اون یکی.
ت: خب، معلومه که ما تعریف واحد و یکیای از عادل و منصف نداریم. ما اومدیم از عدالت شروع کنیم به اینجا [رسیدیم.
دانشآموزان هر کدام ایده خود را درباره منصف و عادل بیان کردند و از جریان این صحبتها دریافتیم که در اینجا، تعریف واحدی از مفهوم «عدالت» و «انصاف» وجود ندارند.
امیرعلی: [خانوم. اصلاً نمیشه منصف. میشه عادل و دادگر باشه و اینکههه درهه پی حقیقت باشه=پی حقیقت بگرده. خانوم الآن هم اینجوری هست. مثلاً مجلس، رئیس جمهور، دولت دارن واسه ما تصمیمهای خوب میگیرن که (چی درسته). خانوم ولی اگه. خانوم من با عا::اطف هم مخالفم که میگه ما اونا رو انتخاب کنیم. ما میتوانیم انتخاب کنیم. ولی نمیتوانیم صلاحیتشون رو تأیید کنیم. مثلاً اولین رئیس جمهور ایران بعد از انقلاب، بنی‌صدر. خانوم همه همه به اون رأی داد:::دن، هیچکس نمیدونست میخواد چه کاری درست کنه.
ت: یعنی ممکنه ما اشتباه کنیم تو [انتخابمون.
سید: [خانوم ما میخواستیم قبل از حرف امیرعلی این رو اصلاح کنیم که امیرعلی نتونه این مثال نقض رو بهش بزنه.
ت: خب. حالا بگو چی میخواستی بگی.
سید: یعنی میخواستیم اصلاح کنیم قبل از حرف امیرعلی. امیرعلی الآن با این، میتونه یه مثال نقض بزنهههه ولی من کاملترش میکنم که نتونه. من نظرم همون نظر عاطفِ که گفتش عا::ادل و منصف باشند و مردم انتخابش کرده باشند و ممکنه اون گروه. گروهی که مردم انتخاب کرده باشند. <فقط ظاهرسازی کرده باشند> و بعداً تو زرد از آب دربیاندههه برای همینم باید این رو ̊اشاره کنیم̊ که گروههه اگه اون گروه بیان یه اشتباهی بکنند، مردم بتونند بیایند اشتباهشون رو بهشون بگن و ازشون بخوان این اشتباه را اصلا:::اح کنند اگرم اشتباه را اصلاح نکردند و به حرف مردم گوش ندادند، مردم حق داشته باشند از اونها انتقاد کنند.(0.8)
رفتار خودتصحیحانه دانشآموزان باعث میشود گفتوگو رو به جلو باشد و ایدههای اولیهشان بهبود یابد. این نمونهای از بحث بازاندیشانه است که کل گروه، انتقاد منصفانه را میپذیرند، ایدهها را خلاقانه به یکدیگر پیوند میزنند و مراقبت از روند بحث برایشان مهمتر از حفظ نظر«خودشان» است.
ت: خیلی خوب، این سؤالی بود که منم میخواستم الآن ازتون بپرسم که. آیا اگر این گروه یا کل جامعه تصمیمی بگیرند که این کار درسته، فرد. م:::من ̊حق دارم باهاش مخالفت کنم̊ چرا؟ ((اشاره به شهراد))
شهراد: حق داریم مخالفت کنیم. انتقاد کنیم اگر عادلانهههه[باشه
ت: [اگه عادلانه باشه؟
شهراد: نه ببخشید اگه نا::اعادلانه باشه
شایان ح: اگه بقیه مردمههه، اگه بقیه مردمههه باهاش موافق باشن= ̊خب نه̊. چون اون یه نفره که باهاش مخالفه. اگر بقیه باهاش موافق باشن. این نمیتونه باهاش مخالفت کنه.
ت: توجه به سؤال اولی هم که پرسیدیم داشته باشین، امیرحسین بگو.
امیرحسین: اگه ضرری داشته باشه باید مخالفت کنه.
ت: میتونی مثال بزنی؟
امیرحسین: نه ((به فکر فرو میرود))
مهرداد: میتونیم. میتونیم باهاش مخالفت کنیم.(0.3) چون هر کس=هرفردی تو جامعه نظر خودش رو داره.

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.