موقعیت جغرافیایی

دانلود پایان نامه

2- قرارداد مربوط به اداره ی تجهیزات الکترونیک ارتش ایران و تعلیم پرسنل نیروهای زمینی با سلاح های الکترونیک.
3- قرارداد آموزش نیروهای مسلح ایران برای جنگ های ضدچریکی.
4- قراردادخرید تعداد زیادی مسلسل دستی یوزی برای پرسنل شهربانی و گارد شاهنشاهی در فروردین 1344.
5- قرارداد تعمیر سی و پنج فروند هواپیمای جنگنده ی اف 16 ایران به مبلغ سه میلیون دلار.
6- قرارداد خرید خمپاره اندازهای سنگین 120 و 160 میلی متری به مبلغ سه میلیون دلار.
7- قرارداد خرید موشک های زمین به زمین با برد 450 کیلومتر به مبلغ 2/1 میلیارد دلار.
8- قرارداد آموزشی واحد های چترباز و غواص.»
شایان ذکر است که در طی دوران پهلوی دوم تعداد بسیاری از افسران ارتش ایران در اسرائیل آموزش دیدند و بسیاری از امرای ارتش ایران به اسرائیل سفر کرده بودند، به طوری که درسال 1356 متبوعات اروپایی گزارش دادند که حدود پانزده هزار نظامی ایرانی در اسرائیل مشغول آموزش هسنتد.
ب) روابط اقتصادی ایران و اسرائیل :
ایران و اسرائیل روابط اقتصادی گسترده ای داشتند که این ارتباط در زمینه های مختلفی چون زیربنایی، کشاورزی و … بود. مثلا اسرائیلی ها در قزوین در زمینه ی کشاورزی سرمایه گذاری فراوانی کرده بودند و هم چنین در انتقال فناوری های کشاورزی و کارخانه ای نیز بسیار فعال بودند، ولی می توان گفت مهم ترین جنبه ی همکاری ایران و اسرائیل در زمینه ی نفتی و به بیان بهتر فروش نفت ایران به اسرائیل بود. اسرائیل با توجه به موقعیت جغرافیایی خود دارای منابع زیرزمینی چندانی نیست به همین دلیل به نفت ایران بسیار نیاز داشت. به این ترتیب همکاری نفتی ایران و اسرائیل ابتدا به وسیله ی حسین سنندجی دبیر دوم سفارت ایران در لندن در پاییز 1333 با پیشنهاد فروش نفت به دبیر اول سفارت اسرائیل آغاز شد.
روابط نفتی ایران و اسرائیل ادامه داشت تا این که «در سال 1334 ایران واسرائیل شرکتی به نام “شرکت نفت ماوراء آسیا” تاسیس کردند و آن را در کانادا به ثبت رساندند. به موجب توافق طرفین برای ایجاد یک شرکت نفتی که در تهران و تل آویو شعبه دایر کرده بود.»
در پی این اقدامات خبر هایی از فروش نفت ایران به اسرائیل منتشر شد که شاه و نخست وزیرش در مصاحبه های خود، این امر را کتمان می کردند و معتقد بودند که کنسرسیوم به اسرائیل نفت می فروشد و ایران نقشی در آن ندارد، اما این پنهان کاری ها نتوانست چندان ادامه پیدا کند و طبق تحلیل فرد هالیدی نمی شود منکر این واقعیت شد که دولت ایران بزرگ ترین فروشنده ی نفت به اسرائیل بوده است.
هرچند این تحلیل هالیدی بعد ها بیان شد اما باید گفت که در اردیبهشت 1346 شمسی به دنبال علنی شدن رابطه ی نفتی ایران و اسرائیل، جمال عبدالناصر از این امر به شدت برآشفت و این رابطه ی نفتی را “رسوایی نفتی” نامید. او این امر را دست آویزی قرار داد تا از همکاری دیپلماتیک کشورهای عربی، ایران و تونس، تحت لوای “کنفرانس اسلامی” انتقاد کند. در تفکر جمال عبدالناصر این نه یک کنفرانس اسلامی، بلکه اتحادی امپریالیستی بود. وی عنوان می کرد نفتی که به بندر ایلات اسرائیل می رود متعلق به ایران است، و اگر اتحاد اسلامی و کنفرانس اسلامی است پس چرا چنین امری اتفاق می افتد.
سپس جمال عبدالناصر در اعتراض به صدور نفت ایران به اسرائیل، بندر عقبه را می بندد و از اردن و عربستان می خواهد که به ایران خبر دهند که دیگر نفتی از طریق این بندر جابه جا نخواهد شد.
در پی این واکنش قاطع جمال عبدالناصر، عربستان هم تا حدودی با وی همراهی کرد. مدت زیادی از بستن بندر عقبه نگذشته بود که حادثه ای مهم بسیاری از مناسبات بین کشورهای منطقه و هم چنین کشورهای فرامنطقه ای را تحت تاثیر قرار داد. این واقعه که در 15 خرداد 1346 (1967 م) روی داد چیزی جز جنگ 6 روزه ی اعراب و اسرائیل نبود، ماجرا از این قرار بود که ارتش اسرائیل در یک حمله ی غافل گیرانه به مصر، سوریه و لبنان حمله کرد و ظرف شش روز ارتش های عربی را شکست داد و قسمت هایی از خاک این کشورها را اشغال نمود.
پس از جنگ شش روزه ی اعراب و اسرائیل، به تدریج کشورهای میانه رو و محافظه کار عرب موضعشان در دنیای عرب تقویت شد و با روی کار آمدن انور سادات و هم چنین نزدیکی شوروی با آمریکا اوضاع کاملا دگرگون شد که در فصل آتی بیشتر به آن خواهیم پرداخت.
ج) روابط اطلاعاتی و امنیتی بین ایران و اسرائیل:
به تبع روابط ایران و اسرائیل در زمینه های مختلف، روابط اطلاعاتی ایران و اسرائیل نیز گسترده بود و دلیل آن هم منافع مشترک دو کشور بود، چرا که ایران و اسرائیل با توجه به موقعیت جغرافیایی خود و هم چنین اتحاد با آمریکا و شرایط منطقه ای، ارتباطات گسترده ای داشتند. می توان گفت انگیزه ی ایران از برقراری ارتباط با اسرائیل در زمینه های مختلف به خاطر فقدان پایگاه مردمی و مقابله با کشورهای عربی رادیکال و استفاده از لابی یهودی در آمریکا بود. اسرائیل نیز برای خروج از انزوای سیاسی، امنیتی، اقتصادی و به رسمیت شناخته شدن نیازمند ارتباط با ایران در تمامی زمینه ها بود.
در همین راستا روابط جدی امنیتی بین ایران و رژیم صهیونیستی، در سال های 1961-1960 میلادی به صورت رسمی آغاز شد. بدین ترتیب که تیمی از مامورین اطلاعاتی اسرائیل جایگزین تیمی از سازمان جاسوسی آمریکا (سیا) شدند تا اعضای سازمان اطلاعات و امنیت ایران (ساواک) را آموزش دهند. اعضای این تیم در گروه های دو تا هشت نفره، آموزش های مختلفی به مامورین ساواک می دادند.
«ایزر هارل که رییس موساد بوده، در خصوص همکاری های اطلاعاتی ایران و اسرائیل نوشته است: از آن جا که ابزار عمده ی ناصر، مثل شوروی ها و کمونیسم، اقدام های براندازی و تشکیل ستون پنجم بود، لذا ضروری و اساسی بود که اقدام های موثری در زمینه ی امنیت داخلی در کشورهای دوست اتخاذ شود. بنابراین کوشش های قابل توجهی برای کمک به این کشورها در تشکیل سرویس های اطلاعاتی و امنیتی موثر به عمل آمد.»
به همین دلایل بود که بین ساواک و موساد همکاری های فراوانی وجود داشت مثلا در نشست هایی که بین طرفین تشکیل می شد «سازمان امنیت اسرائیل قول داده بود که حاضر است وسایلی چون بی سیم، مرکب نامریی، وسایل عکاسی، مخفی کردن پیام و غیره را در اختیار مامورین ساواک قرار دهد و هم چنین آموزش و طریقه ی استفاده از این وسایل را به مامورین ایرانی برعهده بگیرد. هم چنین سرویس ایران نیز شرح نیازمندی های خود را بیان کند.»
از دیگر جنبه های همکاری آن ها می توان به تبادل اطلاعات از طریق دستبرد به اسناد سفارت خانه های عربی و عکاسی مخفیانه از محتوای کیف های دیپلماتیک اشاره کرد. نکته ی قابل توجه در این عملیات های مشترک استفاده از پول و زن به عنوان تله و نقطه ضعف اعراب بود.
«تبادل اطلاعات بین دو کشور ایران و اسرائیل به سه صورت انجام می گرفت:
نیازمندی های اسرائیل و ایران در زمینه ی اطلاع از فعالیت های ارتش عراق و افغانستان و دیگر موضوعات مورد علاقه که به صورت سوال های کتبی مبادله می شد.
ملاقات هایی که مقامات و مسئولان دو سرویس با یکدیگر داشتند. در این ملاقات ها طرفین در مورد موضوعات مورد علاقه مذاکره و اطلاعات لازم را مبادله می کردند.
هر سال چند بار تیم های اطلاعاتی طرفین، برای تبادل اطلاعات به کشورهای یکدیگر مسافرت می کردند، در کنفرانس های سه جانبه با ترکیه و اتیوپی نیز که هرساله تشکیل می شد ساواک و موساد و سرویس امنیتی کشور سوم، اطلاعات لازم را مبادله می کردند.»

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.