مکتب فرانکفورت

دانلود پایان نامه

47. B. Shab.152b f. and Rashi ad locum؛ همچنین درباب دستورالعمل و قواعد توبه از ابن‌میمون 8: 7.
48. کتاب اعتقادات و نظرات، ترجمه اس. روزنبلات (نیو هِیون: انتشارات دانشگاه ییل، 1948)، صص 433 و 431 و 218. مقایسه کنید با Tosfot , B.niddah,61b، جایی که دوران مسیحایی و زندگی جاوید یکی می‌شوند. تقسیم حاخامی مسیح به دو مسیح، پسر یوسف و پسر داوود، نیز اساسا دو بعد از این ماهیت آخرتی واحد را نشان می دهد ـ یعنی ماهیت جسمی و روحی. ماکس برود، مرد جذابی که در کشورش خیلی شناخته شد، شهرت اندکش به دلیل رابطه با کافکا است، در زمان ما کل جلد دوم کتابش با عنوان Diesseits Und Jenseit (Winterhur: Mondial-Verlag, 1947) را به «جاودانگی روح، عدالت خداوند و سیاست‌های نو» اختصاص داده است. وی این کتاب را به سبکی کاملاً شخصی، طی جنگ جهانی دوم، در فلسطین نوشته است. (البته فلسفه پردازی برود متاسفانه تقریباً آماتور‌گونه و نیمه-همه‌خدایی است.) آموزه او درباره جاودانگی که به آموزه حاخامی «مرگ به وسیله بوسه خدا» و «اقتران» ابن‌میمون منتسب است (فصل 6)، بسیار اخلاقی و حتی سوسیالیست سیاسی (همان، ص 334) است. همچنان او وقوع نوعی جاودانگی نیمه مادی (یعنی رستاخیز) را محتمل می‌داند که به تدریج به سمت خدا کشیده می‌شود (همان، صص 294 به بعد).
49. اخلاقیات 11F و 5و20 در مورد نهایت آخر و اوج این کار می باشد . با اچ ای ولنسون با عنوان “فلسفه اسپیونزا ” مقایسه شود .(نیویورک ، کتاب های مدریانا 1965)
50. برای استدلال کانت علیه مندلسون در این بحث، ملاحظه کنید: کانت، «درباب این گفته قدیمی: این ممکن است در تئوری صحیح باشد اما در عمل قابل اجرا نیست،» در Kant’s Gesammelte Schriften (برلین: رایمر، 1907)، 6: 392 به بعد، و «ایده‌هایی برای تاریخ جهان از دیدگاه عملی» و «تز سوم،» همچنین اچ. آرنت، درس‌گفتارهایی درباب فلسفه سیاسی کانت (شیکاگو: انتشارات دانشگاه شیکاگو، 1982)، ص 77. بحث خارق‌العاده جدیدی در میان نئومارکسیست‌ها وجود دارد که این مبحث را تشدید می‌کند و خصوصیات عمیق یهودی خود را دارا است: ملاحظه کنید هلمت پوکت، Wissenschaftstheorie-Handlungstheorie-Fundamentale Theologie (دو سلوروف: پاتموس، 1976)، صص 280 به بعد، و هابرماس: بحث انتقادی، ویراسته جی. بی. تامپسون و دی هلد (لندن: ماکمیلان، 1982)، صص 246 به بعد، که آیا جامعه آرمانی با به خاطر آوردن رنج‌های گذشته می‌تواند خوشحال شود یا فراموش کردن آنها.
51. مقایسه کنید با اسحاق هینمن، Ta’amay haMitzvot beSifrut Yisráel (اورشلیم، 1961)، 2: 15 و ای. آلتمن، موسی مندلسون: مطالعه‌ای زندگی‌نامه‌ای (فیلادلفیا، انتشارات جامعه یهودی، 1973)، صص 171ـ186. ای شووید، «توجیهات آموزشی و سیاسی فرامین طبق نظر ابن‌میمون» (عبری)، Táam veHakashah (Ramat Gan: Massada، 1970) صص 80ـ104.
52. آلتمن، موسی مندلسون، ص 183.
53. مقایسه کنید با تی پنلهام، بقا و وجود بدون جسم (لندن: روتلیج و کیگان پل، 1970) و ای جی ان فلو، «آیا دفاعی برای بقای غیرجسمی وجود دارد؟» ژورنال انجمن آمریکایی تحقیقات روحی 66 (1972): 129ـ144.
54. مقایسه کنید با سی زد رین «Kvod Hanet» (عبری)، سینای 53 (تلموذ، 1936): 193 به بعد، به‌ویژه ص 193، شماره 6: «این افسانه مربوط به رستاخیز همان‌گونه که مشخص شده وارد مسیحیت شده و مفهومی افسانه ای ـ عرفانی به “رستاخیز” می‌دهد. در حالی که یهودیت به مبحث رستاخیز مفهوم اخلاقی و سمبلیک بخشیده است که با مفهوم موعودگرایی در ارتباط است.» رینز به حدی بر اهمیت اخلاقی تأکید می‌کند که با وجودی که یهودی ارتدوکس است، تمامیت فیزیکی محض اجساد مرده را نادیده می‌گیرد؛ برای این مورد ببینید: به وای. وای. گرینوالد، Kol Bo ‘al Avelut (عبری) (نیویورک: فیلد هایم، 1956).
55. ای ال اسیتنهایم میان آموزه طبیعت‌گرایی جاودانگی که به وسیله عقل ارائه می‌شود و آموزه جاودانگی توسط فیض که به وسیله وحی ارائه می‌شود تمایز قائل شده است: ملاحظه کنید: ان. روتنستریچ، «استینهایم – فیلسوف وحی.» جودائیسم 2، شماره 4 (1953): 332 به بعد.
56. شیکاگو: داور، 1953 (مفهوم جوهری و مفهوم کارکردی واقعی [برلین: کاسیرر، 1910]). «اجساد بی‌بُعد» نظریه‌ای است که کالام‌ استفاده می‌کنند که در مونادهای لایب‌نیتس احیا می‌شوند ـ که در آن زمان در حساب بسیار کوچک‌ها استفاده می‌شود. (ملاحظه کنید شوارتزچیلر، «دو زندگی در Fruh Aufklarung یهودی» سالنامه موسسه لئو بائک 29 [1984]، صص102 و 104) – ماربورگ هم به این موضوع نوکانتی به شکل «عظمت‌های تشدید شده» پرداخته است. این موضوع مسلماً نوعی مسئله‌ علمی مشروع در زمان حال است که هم از حیث معرفت‌شناختی و هم در زمینه رو به رشد فیزیک زیراتمی قابل بحث است. قلمرو اخلاق و علم باید به دقت از هم متمایز شود اما نباید به طور کامل بر روی یکدیگر بسته شوند.
57. ملاحظه کنید تلوس 44 (تابستان،1980): 179 (مقایسه کنید با شواتزچیلر، «ژان پل سارتر همچون یهودی.»)
58. فراکفورت، 1966، صص 389ـ392. عموماً نقش «مکتب فرانکفورت» در زمان معاصر به عنوان پیشرو موعودباوری موضوعی است که تشریح و توضیح کامل می‌طلبد. برای مثال، آدورنو در مورد رستاخیز می‌گوید: «بنابراین محور فلسفه بنیامین این ایده است که می‌گوید نجات مردگان به عنوان اعاده زندگی ناقص از طریق تکامل تجسم این زندگی صورت می‌گیرد.» (اوبر دبلیو بنیامین [شراکامپ، 1970]، ص 29) موعودباوری یهودی مفهومی این‌جهانی و اجتماعی است. «مدینه فاضله در مرکز تئوری او قرار دارد (ص 79).» همانند نظر خود آدورنو، ملاحظه کنید: آدورنو، Minima Moraka (شراکامپ، 1951): «فلسفه فقط هنگامی می‌تواند مسئولانه عمل کند که تلاشی باشد که همه چیز را از دیدگاه رهایی نگاه کند» (ص 113). نقش والتر بنیامین در این مکتب و اهمیت دوستی او با جر شرم شولم معروف و برجسته است: «قطعات الاهیاتی-سیاسی» بنیامین (Schriften، ویراسته تی دبلیو آدورنو [فرانکفورت، 1955]، صص 511 به بعد) آدرنو این بخش را مربوط به سال‌های1920 می‌داند (اوبر بنیامین، ص 168، شماره 19). از سوی دیگر، جی شولم آن را به اواخر زندگی بنیامین نسبت می‌دهد. (شولم، درباب یهودی و یهودیت در بحران [نیویورک: شوکن، 1976]، صص180، 199، 231). من نمی‌توانم در این موضوع بین آدورنو و شولر تصمیم‌ گیرم. بدون شک هر کدام از آنها بر این باورند که حرفی برای گفتن درباره بیشتر مارکسیست بودن یا بیشتر کابالیست بودن بنیامین دارند. (اوبر بنیامبن، ص91 به بعد) به نظر من هر دوی آنها در این موارد زیاده‌روی کرده‌اند. (همچنین مقایسه کنید با اثر مشهور بنیامین با « Angelus Novus» مشهور، در روشنگری‌ها، ویراسته اچ. آرنت (نیویورک: هارکورت، بریس، اند ورلد، 1968]، صص 12 به بعد و 279 به بعد؛ و شولم، اثر مذکور، «والتر بنیامین و فرشته‌اش.») این کار بنیامین شاید عمیق‌ترین و مطرح‌ترین صورت‌بندی موعودباوری خوش‌بینانه یهودی و بنیادی در قرن غم‌انگیز ماست. اصل امید (Suhrkamp، 1959) از ارنست بلوک، حتی موقعیت کنجکاوانه‌تری در اندیشه معاصر دارد: خود بویچ و یهودیان و یهودیت آگاهی بسیار کمی از یکدیگر و ارتباطات داخلی خود دارند در حالی که «الاهیات امید» (Moltmann و غیره)، «الاهیات آزادی» مسیحی و غیره، فقط (از بخشی) از یهودی‌سازی خبر دارند که از بلوچ آموخته‌اند. (مقایسه کنید با مایکل لاندمن، «Des Judentum bei E. Block und seine messianische Metaphysik» در Judische Miniature [Bonn: Bouvier Verlag Grundmann، 1982]، 1: 161-182.)
59. B.Ket89. با دعای سوم که مربوط به مراسم عروسی است (و تفاسیر متعدد آن) مقایسه کنید. تمام این دعا با علایق کنونی ما مطابقت دارد: «ستایش مخصوص توست ای پروردگار، ای خدا، ای حاکم جهان که انسان را بر صورت خود خلق کردی، از صورتی که مشابه ساختار توست و در آنجا برای وی یک مسکن فراتر از زمان تکمیل نمودی.» مقایسه کنید با اس. اتلس، «Dina D’Malchuta Delimited» سالانه کالج اتحادیه عبری 46 (1975): 280، شماره 9، و بوآز کوهن، «شریعت و اخلاق در سنت یهودیت» در شریعت و سنت (نیویورک: مدرسه دینی الاهیات یهودی، 1959)، ص 187، شماره 28، میانه.
60. مقایسه کنید با تفکیک کانت میان Wille و Will Kuhr: ال دبیلیو بک، تفسیر نقد عقل عملی کانت (شیکاگو: انتشارات دانشگاه شیکاگو، 1960)، صص 176ـ208.
61. برای بحثی درباره فیلسوف اخلاق معاصر یهودی ای. لویناس به عنوان نوعی «نورشناسی» آخرت‌شناسانه، ملاحظه کنید: استیون جی اسمیت، استدلال برای دیگری: عقل برتر از عقل در اندیشه کی بارت و ای لویناس (شیکو کالیف: انتشارات محققین، 1983)، صص 168 و 85.
62. برخی جنبه‌های الاهیات حاخامی (نیویورک: بهرمان، 1936)، ص 114.
63. «هست و باید،» در یازدهمین کنگره جهانی فلسفه و قانون و فلسفه اجتماعی (هلسینکی، 1983)، «نظرات و تفاسیر اساسی در جلسه عمومی،» صص 16ـ17.
64. همان، ص 25. (هنوز اختلافات اساسی مرا از Hintikka جدا می‌کند.)
65. شواتز چیلر، «دعاهای مربوط به آخرت شناسی یهودی،» صص 25 به بعد.
66. مقایسه کنید با مقاله «Hilkheta Dimeshica،» دایره‌المعارف تلمودی (عبری)، 9: 388 به بعد. موضوعاتی که در اینجا مطرح شده باید با دقت مفهوم‌سازی شوند.
67.B.Meg15A .
68. خنود ، Rab ، 25: 16.
69. B. Sabbath 118b, B. Sanh. 97f., b Abod. Zara 3a, B. Ber. 57b. Midr. Psalms، ویراسته برود 2. 137؛ کلاسنر، اثر مذکور، ص 427 به بعد؛ ای جی هچل، سبت (فیلادلفیا: جامعه ا

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.