میرزا آقاخان نوری

دانلود پایان نامه

2. کشمکش دیلماج با آداب و سنن اصیل کشورش پس از مواجهه با فرهنگ و تمدن غرب
3. کشمکش روحی «مهرالنسا» که به سبب دوری از پدر دچارش میشود
4. کشمکش «مهرالنسا» با دایهاش که دلتنگیها و بیقراریهای او را درک نمیکرد.
5. کشمکشی که فقرای شهر واشنگتن با وجود موقعیت قدرتمند کشورشان با آن مواجه بودند.
6. وضعیت اسفباری که مردم ایران در عهد قاجار با آن گلاویز بودند.
3. تعلیق و هول و ولا: پناه دادن «حاجی» به سرخپوست فراریای که تحت تعقیب دولت آمریکا بوده است، خواننده را تا مشاهدهی واکنش آن دولت در برابر رفتار غیرقانونی «حاجی» در حالت هول و و لا نگه میدارد.
4. بحران: هنگامی که وزیر امور خارجه، شخصاً برای مطالبهی مرد سرخپوست به نزد «حاجی» میرود و «حاجی» در برابر درخواست او ایستادگی میکند، عنصر بحران داستان شکل میگیرد.
5. بزنگاه یا نقطهی اوج: با ایستادگی «حاجی» در برابر تحویل دادن سرخپوست به دولت آمریکا، دیلماج موقعیت خود را در مدرسهی طب در خطر میبیند، از این رو به نزد «حاجی» میرود تا او را از تصمیم خود منصرف کند. این ملاقات سبب مشاجرهی لفظی میان آن دو میشود و دیلماج که از لحاظ منصب زیردست «حاجی» محسوب میشد، سیلی محکمی به صورت «حاجی» میزند. سرخپوست با دیدن این صحنه، در بالکن را باز میکند و دیلماج را از آنجا به پائین پرتاب میکند. این حوادث بحران را به نقطهی اوج میرسانند، زیرا دیلماج که کینهی «حاجی» را به دل گرفته است و از طرفی موقعیت خود را در خطر میبیند، به فکر تلافی میافتد و نامهی احضار «حاجی» به تهران و خاتمهی مأموریت او را از دربار میگیرد.
6. گرهگشایی: بازگشت ناامیدانهی «حاجی» همراه با ناکامی و درماندگی، عنصر گرهگشایی داستان به شمار میرود.
«شخصیتپردازی»
از میان نامهای فراوانی که در فیلمنامهی «حاجی واشنگتن» ذکر شده است، تنها هفت تن از آنها جزو شخصیتهای اصلی و فرعی داستان به شمار میروند. از مجموع شخصیتهای اصلی و فرعی فیلمنامه، یک تن، «حاج حسینقلیخان صدرالسلطنه»، به عنوان شخصیت اصلی داستان ایفای نقش میکند. شخصیتهای فرعی داستان به دو گروه تقسیم میشوند:
1. شخصیتهای فرعی درجه یک: شخصیتهایی که در حوادث حضور و نقش چشمگیر دارند. این افراد اینهایند: دیلماج، پرزیدنت، وزیر امور خارجه و سرخپوست.
2. شخصیتهای فرعی درجه دو: شخصیتهایی که نسبت به شخصیتهای فرعی گروه اول، نقشی کمرنگتر دارند، ولی حضورشان در روند حوادث داستان تاثیر دارد. «مهرالنسا» و «دایه» از این گروه هستند.
باقی اسامی یاد شده را با توجه به تعریف شخصیت در داستان نمیتوان شخصیت به شمار آورد. این اسامی یا توسط شخصیتهای اصلی و فرعی تنها نامی ازشان در داستان آورده شده، مانند: «قبلهی عالم (ناصرالدین شاه)»، امیرکبیر، میرزا آقاخان نوری، میرزا رضای کرمانی، مهد علیا و… .
یا به عنوان سیاهی لشکر در داستان حضور پیدا کردهاند، افرادی مانند خدمه، جارچی، شهرفرنگی، نامه رسان، درشکه چی، کاسبان و رهگذران و… .
دربارهی شخصیتها و شیوهی شخصیتپردازی در فیلمنامهی «حاجی واشنگتن»، نکات زیر قابل توجه میباشند:
1. در داستان هم شخصیت ساده وجود دارد و هم شخصیت همه جانبه یا پیچیده. «حاج حسینقلی» تنها شخصیت همه جانبهی داستان است و باقی شخصیتها، شخصیتهای ساده به شمار میروند.
2. اکثر شخصیتهای داستان، شخصیتهای ایستا هستند. «حاج حسینقلی» به دلیل تحول درونیای که در پایان داستان به او دست میدهد، تنها شخصیت پویای داستان محسوب میشود.
3. وجود شخصیتهای مثبت نسبت به شخصیتهای منفی غلبه دارد. «میرزا محمودخان» به سبب وادادگی فرهنگی در برابر غرب و عدم انجام مسئولیت واقعیاش، یعنی در خدمت بودن به عنوان مترجم، سودجویی و نان به نرخ روز خوریاش، شخصیتی منفور جلوه کرده است.
وزیر امور خارجه هم به سبب در نظر گرفتن منافع خود و رسیدن به آنها به هر طریقی، اجبار یا خواهش، شخصیتی منفی به شمار میآید.
4. شیوهی معرفی شخصیتها در داستان به صورت غیرمستقیم انجام گرفته شده است. به این صورت که نویسنده، هیچ جا به طور مستقیم، به توصیف ویژگیهای شخصیتی اشخاص فیلمنامهاش نپرداخته و آنها را از طریق گفتگوهای موجود در داستان معرفی کرده است؛ این گفتگوها یا به صورت تک گوییهای درونی مطرح میشود، مانند صحبتهای «حاجی» با خودش و یا میان شخصیتهای مختلف شکل میگیرد.
5. شیوهی گفتگو که در معرفی و شناخت شخصیتها نقش مهمی دارد، در این فیلمنامه، تقریبا در همهی موارد، متناسب با موقعیت اجتماعی و فرهنگی اشخاص پرداخته شده است. شخصیتها مرتکب پرگوییهای زاید و ملالآور نمیشوند، مگر بنا بر اقتضای حال. برای مثال، آن گونه که در خطابهها و نامهها و درد دلهای «حاجی» شاهد هستیم. سخنان او در این موارد، هرچند به طول میانجامد، ولی ملالآور نیستتند.

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.