میزان سرمایه گذاری

دانلود پایان نامه

3-3-1- وجوه مختلف بحران در سینمای ایران :
بحرانی که سینمای ایران درآن قرار گرفته است ، ابعاد و وجوه مختلف و متعددی دارد که پرداختن به همه آن ها دراین مختصر نمی گنجد. درزیر به برخی ازعمده ترین و بارزترین این وجوه اجمالاً اشاره می شود :
3-3-1-1- از دست دادن مخاطب :
در بررسی وضعیت مخاطبین سینما طی سال های اخیر ، آمار مراجعه تماشاگران به سینما به شدت کاهش یافته است ، تعداد بلیط سینمایی صادر شده در هر سال در ایران ، حدود بیست و پنج میلیون بر آورد می شود ، که نشان میدهد طی دهه گذشته همواره رو به نزول است. این در حالی است که در سایر کشورهای دارای صنعت سینما ، آمار تماشاگران عموماً افزایش داشته و در برخی کشورهای طی سال های اخیر رشد آن بی سابقه بوده است. مثلاً در کشور ژاپن در سال 2001 میلادی ، تعداد 132 میلیون بلیط سینما خریداری شده و در انگلستان شمار بلیط فروخته شده سینما 174 میلیون بالغ شده است. در کشور فرانسه نیز آمار تماشاگران سینما طی سال های اخیر همواره افزایش نشان میدهد ، و مثلا در سال 2001 میلادی تعداد بلیط فروخته شده به 186 میلیون قطعه رسیده است. روی گرداندن مخاطبان از مراجعه به سینما در ایران را نباید به معنی عدم توجه ، نیاز و علاقه آن ها به فیلم و سینما دانست. بر آوردهای کارشناسی نشان می دهد که مخاطب فیلم های سینمایی در ایران نیز با توجه به جمعیت جوان کشور افزایش چشمگیری داشته و تماشای فیلم در ایران در بین خانواده ها و بخصوص جوانان تقریباً یک سنت همگانی است.
نکته این جاست که مخاطبان ایرانی برای دیدن فیلم به سینما نمی روند و فیلم های مورد علاقه و در دسترس را ، که عمدتاً تولیدات سایر کشورهای دارای صنعت سینماست و به سادگی در اختیارآن ها قرار دارد ، به طرق و اشکال دیگر تماشا می کنند. طرقی که هیچ نوع کنترل ، ضابطه و نظارتی از نظر فرهنگی بر آن ها اعمال نمی شود و در شرایط فعلی هرگز قابل پیش گیری نیز نبوده و درنهایت گسست فرهنگی عظیمی را با فرهنگ بومی و ملی سبب می شود و در شرایط فعلی هرگز قابل پیش گیری نیز نبوده و در نهایت گسست فرهنگی عظیمی رابا فرهنگ بومی و ملی سبب می شود.همچنین با توجه به نبودن و اجرا نشدن قانون کپی رایت حتی فیلم های ایرانی نیز بجای اینکه در روی پرده سینما تماشا شوند به راحتی به در اینترنت قابل دسترس بوده و بدون هیچ هزینه ای که به سازندگان فیلم ها برگردد تماشا می شود. به عبارت ساده تر می توان گفت که در ایران تماشاگر فیلم و مخاطب سینما به صورت انبوه و قابل مقایسه با کشورهایی که در آن ها مردم به صورت معمول و مستمر به سینما می روند وجود دارد. لیکن ارتباط درست انبوه تماشاگران ، با سالن های سینمای موجود وصنعت سینمای ملی به نسبت بسیار زیادی قطع شده است.
3-3-1-2- ضعف و نبود سرمایه گذاری :
سرمایه گذاری در صنعت سینما ، درحال حاضر آن چنان ناچیز است که میتوان آن را هیچ شمرده و بر طبق بر آوردهای انجام شده ، میزان کل سرمایه گذاری سالانه در کل سینمای کشور ، کمتر از سرمایه گذاری برای احداث یک برج معمولی در تهران است. این در حالی است که گردش سرمایه در شبکه غیر رسمی و غیر مجاز پخش و توزیع فیلم در کشور ، حداقل ده برابر گردش سرمایه رسمی و مجاز برآورد می شود. عدم تمایل به سرمایه گذاری در سینما از سوی مردم و صاحبان سرمایه آن چنان است که میتوان گفت : هر گونه فعالیت مربوط به حوزه سینما با همه ضعف و محدودیت که دارد بصورت مستقیم یا غیر مستقیم به بودجه دولت و بخش عمومی وابسته است. البته میزان سرمایه گذاری دولت نیز در حوزه سینما آن چنان ناچیز است که انتظار هیچ حرکتی کیفی و قابل توجهی را از آن نمی توان داشت. باید توجه داشت که عدم سرمایه گذاری در تولید فیلم های سینمایی با کیفیت برتر و نیز سرمایه گذاری دراحداث سالن های جدید در ایران ، ریشه در عدم ارزش اقتصادی و بازدهی مناسب دارد که در بخش های بعدی به آن پرداخته می شود.
3-3-1-3- بیکاری و بطالت عمر و استعداد دست اندر کاران سینما :
شمار علاقمندان و هنرمندان سینما در ایران کم نیست و در سال های اخیر به علت افزایش شمار نسل جوان بر تعداد آن ها نیز به شدت افزوده شده است ، با وجودی که در کشورهای دیگر دارای صنعت سینما ، متخصصان ، هنرمندان و دست اندر کاران سینما از مشاغل معتبر ، پر رونق و گران قیمتی برخوردارند ، اما عدم رونق صنعت سینما موجب افزایش نرخ بیکاری و بطالت وقت و انرژی در بین هنرمندان و بسیاری از حرفه های سینمای ایران شده و شور و نشاط خلاقیت و ابتکار را از آن ها گرفته است. اکنون بسیاری از دست اندر کاران حرفه ای سینما برای گذران زندگی و کسب درآمد ، متوجه فعالیت های روز مره ، سطحی و یا غیر سینمایی شده اند.
برخی از نخبگان و هنرمندان برجسته نیز به طرق مختف جذب فرصت های هنری و سینمایی در خارج از کشور شده و استعداد و توان خود را در اختیار برنامه ریزان و سلابق غیر ایرانی گذاشته اند. تعداد کارگردانان ، تهیه کنندگان و هنرمندانی که جذب طرح ها و تولیداتی که مدیریت سرمایه گذاری آن در خارج از کشور انجام می شود ، رو به افزایش و دامنه آن دامن برخی از هنرمندان جوان و متعهد مربوط به نسل انقلاب را نیز گرفته است. سایرینی که یا به علت دست نیافتن به این گونه فرصت ها و یا به علت علایق و ملاحظات ملی و اعتقادی از گرایش به این سمت باز ما نده اند ، به شدت منفعل و منزوی شده و حداکثر جذب تولیدات سطحی و بی مایه مجموعه های تلویزیونی شده اند.
3-3-1-4- کیفیت پایین و عدم وجود عمق وتنوع در محصولات سینمایی :
علیرغم وجود محدود مواردی ارزشمند و محصولات سینمایی دارای کیفیت فرهنگی ، هنری و تکنیکی قابل قبول که هر از چندگاهی در داخل و خارج از کشور با موفقیت هایی رو به رو می شود ، بررسی مجموعه سینمای کشور ، متأسفانه از کیفیت و غنای لازم برای رفع نیاز مخاطبان و جذب و تأثیرگذاری مفید برخوردار نمی باشد. به طور کلی می توان گفت که سطح تکنیکی محصولات سینمایی کشور ، نسبت به محصولات کشورهای دیگر صاحب صنعت سینما چندین نسل عقب افتاده تر است. این موضوع زمانی خود را نشان می دهد که در مجامع بین المللی و سالن های امروزی سینما در خارج از کشور و در کنار آثار سینمایی دیگران به تماشای فیلم های ایرانی بنشینیم. در این صورت حتی در خصوص آثار راه یافته به جشنواره های جهانی نیز متوجه فقر و ضعف تکنیکی آشکار محصولات سینمایی که گاهی موجب شرمندگی و تحقیر فیلم سازان و مسئولان سینمایی کشور می شود خواهیم شد.
انتقاد جدی دیگری که معمولاً به فیلم های سینمایی ایران وارد می شود ، عدم وجود تنوع در مضامین و تم های مورد استفاده و عدم وجود غنای فرهنگی و محتوایی تأثیر گذار و تفکر برانگیز در بسیاری از آن ها است. گویا عمده سینماگران کشور ما به واسطه عدم برخورداری از امکانات و شرایط مطلوب به ناچار مضامین سطحی ، تکراری ونازل را دست مایه کارهای خود قرار میدهند ، تا بتوانند باری به هر جهت در آشفته بازار موجود خود را با بیکاری و بی انگیزگی فراگیر سازگار کنند. بررسی مضمونی و محتوایی آثار سینمایی ایران نشان می دهد که این آثار ، در دایره ای بسیار تنگ و محدود قرار می گیرند و تکیه و تأکید چندانی بر اندیشه های غنی فرهنگی ، تاریخی و اعتقادی مردم و جامعه خود و مسائل انسانی مبتلا به جهان معاصر نمی کنند. به همین دلیل آثار سینمایی در خور توجهی که بتوان آن ها را در شمار آثار ماندگار ، تأثیر گذار و بالنده محسوب داشت بسیار معدود هستند.
3-3-1-5- نابسامانی وضعیت سالن های نمایش :
طی سال های اخیر به عنوان یکی از مکان های سالم و مطلوب گذران اوقات فراغت مردم و شهروندان ، حتی در کشورهایی که از داشتن صنعت سینما محروم بوده اند ، با افزایش چشمگیر سالن و ظرفیت نمایشی همراه بوده است. به عنوان مثال در کشورهای عربی حوزه خلیج فارس که حتی از ابتدایی ترین عناصر و عوامل صنعت سینما محروم است ، طی چند سال گذشته تقریباً بیش از مجموعه سالن های نمایش کشور ما سینما احداث شده است.
اما در کشور ما ، با همه سابقه وعلاقه ای که نسبت به سینما در بین مردم وجود دارد ، سالن های سینما وضعیت بسیار اسفباری را تجربه می کنند. عمر متوسط سالن های سینما در ایران سی سال و تعداد زیادی از آن ها بیش از 40 سال قدمت دارند و تعداد مجموع سالن های سینما نیز در کشور پهناور و نسبتاً پر جمعیتی مثل ایران حداکثر از مرز 500 سالن تجاوز نمی کند. به جز تعداد معدودی سالن که عمدتاً در تهران واقع شده اند ، اکثر سینماهایی کشور فضایی به شدت کهنه ، فرسوده و مخروبه دارند ، به نحوی که محیط و تأسیسات آن ها به هیچ وجه شایسته مردم فرهنگ دوست وخوش ذوق کشورمان نیست و هیچ گونه رغبتی در خانواده ها برای رفتن به سینما بر نمی انگیزد.
پراکندگی سینماها در شهر های بزرگ ، با بافت جدید شهری که طی بیست سال اخیر شکل گرفته است تناسبی ندارند و در محله ها و مراکز جمعیتی نو به ندرت سالن سینما پیدا می شود. در تعداد زیادی از استان های کشور با جمعیت قابل ملاحظه ، بیش از چند سینمای قدیمی و فرسوده وجود ندارد و از مجموع شهرهای کشور ، در بیش از 300 شهر اصلاً هیچ سینمای فعالی نیست. شمار زیادی از سینماهای موجود نیز به علت کهنگی و فرسودگی و عدم استقبال مردم از آن ها در آستانه تعطیلی قرار دارند. نابسامانی در اداره و عدم رونق سالن های سینما و کمبود ظرفیت مورد قبول نمایشی که نتیجه آن ضعف بنیه اقتصادی و ضرردهی اکثر آن ها شده است ، بر سایر ابعاد فعالیت های سینمایی ازجمله نظام تولید و توزیع نیز تأثیر گذاشته و ارتقاء و توسعه آن ها در عمل غیرممکن ساخته است. به اعتقاد کارشناسان و صاحب نظران ، یکی از دلایل اصلی افول سینمای ملی ایران و اضمحلال قریب الوقوع آن همین کمبود ظرفیت نمایشی و نازل بودن کیفیت سالن های سینما است.
3-3-1-6- ریشه یابی بحران در صنعت سینمای ایران :
بررسی عوامل بوجود آورنده بحران سینمای ایران ، از زوایای گوناگونی امکان پذیر می باشد. تاکنون درباره تنگناها و مشکلات عدیده فعالیت هنرمندان و دست اندرکاران صنعت سینما و بخصوص مسائل و کمبودهای سخت افزاری در سینما زیاد صحبت شده است. برخی بر کمبود فضا و ظرفیت نمایشی و برخی دیگر بر ضعف در محتوا و عدم وجود عمق و تنوع در مضامین فیلم ها اشاره کره اند.
به طور کلی عده ای عوامل صنعتی و عمده دیگر عوامل فرهنگی را به عنوان علل اصلی به وجود آمدن بحران در سینمای ایران قلمداد می کنند. از دیدگاه این گزارش ، بحران سینمای ایران هم دارای جنبه های اقتصادی و صنعتی و هم متأثر از ضعف مؤلفه های فرهنگی و هنری است. اما شاید بتوان در ریشه یابی بحران کنونی بعضی عوامل بنیانی تر که منشاء و موجود پیدایش عوامل متنوع دیگر به حساب می آیند را مورد نظر قرار دارد. باید توجه داشت که شناخت ماهیت سینما به عنوان یک پدیده صنعتی – هنری با قابلیت تأثیر گذاری فراگیر و دارای کارکردهای فرهنگی ، اجتماعی و اقتصادی از اهمیت ویژه ای برخوردار است. در گرو چنین شناختی است که می توان عوامل بحران سینمای ایران را در ابعاد فکری و فرهنگی ، ساختاری وسازمانی و صنعتی و اقتصادی مورد بررسی قرار داد.
3-3-1-7- موانع ساختاری توسعه سینما در ایران :
بررسی ساختار ونحوه سیاسیت گذاری و تصمیم گیری در خصوص سینما درایران گویای عدم یکپارچگی و انسجام ونیز عدم توجه به شناخت ساز وکارهای ضروری برای حفظ ، تقویت و توسعه این صنعت فرنگی و هنری می باشد. با مروری بر سیاست ها و جهت گیری های دولت در قبال سینما طی سال های پس از پیروزی انقلاب اسلامی می توان نتیجه گرفت اصلی ترین نتیجه را گرفت اصلی ترین وظیفه و رسالت دولت که تأمین و تقویت بستر وزیر بناهای اصلی توسعه سینما است عموماً دچار غفلت بوده و در عوض دخل و تصرفات سلیقه ای ناسازگار با ماهیت سینما همواره مخل فعالیت سینما یکی از منازعات محوری در ایران پس از انقلاب به حساب آمده و هرگز در جهت دستیابی به تعریفی مستدل و معقول تلاشی صورت نگرفته است.
به طبع نکته مذکور در فوق نقش و جایگاه صنوف و دست اندر کاران سینما در فرایند حفظ ، تقویت و توسعه سینما نیز به روشنی نبوه و رابطه تعاملی لازم که محور شکل گیری نوعی انسجام ساختاری است فرصت بروز و ظهور نیافته است. به موجب بررسی های انجام شده ناپایداری مسئولین و مدیریت ها و تأثیر آن بر روند طبیعی رشد و توسعه سینمای ملی به واسطه وابستگی شدید سینما به سیاست ها ، برنامه ها و سلایق دولت مردان و متولیان رسمی و عدم وجود سازمان و ساختار مناسب از دلایل اصلی نزول جایگاه مناسب صنعت سینما در ایران به شمار می آید.

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.