نظام ملوک الطوایفی

دانلود پایان نامه

تصویر13 -آمفورها با دو شیرآب در پایین
تصویر13 -آمفورها با دو شیرآب در پایین

1-4عادات غذایی اشکانیان درباره اشکانیان که نزدیک به پانصد سال بر ایران و سرزمینهای پیرامون آن فرمانروایی کردند، مطالب چندانی در دست نیست.به نظر می‏رسد اطلاعات مربوط به آنان از آنچه در زمینه دودمان‏های پیشین ایشان یعنی هخامنشیان و مادها در دست داریم نیز کمتر می‏باشد با مقایسه داده‏های تاریخی و دیدگاههای نه چندان یکسان مورخان بزرگ عهد باستان، می توان گفت قبایل پرنی درنیمه قرن سوم ق.م در ایران شرقی به قدرت رسیدند ، در تاریخ رسمی از ایشان به عنوان پارتیان و یا اشکانیان نامبرده می‏شود. به نظر می‏رسد در زمان حمله اسکندر مقدونی به سرزمین شاهنشاهی هخامنشیان، قوم داهه‏ که پرنی‏ها بخشی از قبایل آن بوده‏اند، هنوز در دشتهای وسیع میان جیجون و سیحون زندگی صحرانشینی داشته و از پایان قرن چهارم ق.م همزمان با اغتشاشات ناشی1 از مرگ فاتح مقدونی پرنی‏ها از دیگر قبایل جدا شده و به سوی مغرب و آنگاه ناحیه جنوب شرقی دریای خزر مهاجرت کرده‏اند. در واقع حرکتی که پرنی‏ها برای مهاجرت به سمت سرزمینهای حاصلخیز و بارور کرانه‏های جنوب شرقی دریای خزر انجام داده‏اند، حرکتی هماهنگ با سایر اقوام دامدار و چادرنشینیی بود که با اطلاع از مرگ اسکندر مقدونی و جنگهای خونین و طولانی جانشینی او به سوی سرزمینهای سرسبز و پر آب که امکانات وسیعی را برای مهاجرت و سکونت قبایل دامدار در خود داشت هجوم می‏آوردند
(محمودآبادی ،133:1383) . پیرنیا عصر پر التهاب اشکانی را که 470 سال به طول انجامید به سه بخش تقسیم می کند : ” 100 سال نخست به تحکیم مبانی دولت نوپای اشکانی پرداخته شد و سلوکی ها از ایران رانده شدند ، بخش دوم صرف جنگ با رومی ها و سکاهایی شد و در بخش سوم این دولت رو به انحطاط گذاشت “( پیرنیا ، 1382 : 1131 ) ؛ هر چند بسیاری این دوره را دوره ایی باشکوه معرفی می کنند چرا که به دست اشکانیان ، ایران از یوغ استعمار یونانیان رها شد . اقتصاد اشکانیان بر سه بخش کشاورزی ، دامداری و بازرگانی استوار بود ، پس با بررسی این سه بخش می توان به وضعیت معیشتی و خورد و خوراک ایرانیان باستان در عصر اشکانی پی برد .به اعتقاد گیرشمن گرچه گروه های کشاورز استقلال خویش را از دست دادند و مالکان بزرگ فئودال جای خرده مالکان را گرفتند ، اما مالک ثروتمند در حد و اندازه هایی است که نه تنها می تواند با حفظ سنن مفید طبق اصول علمی از اراضی کشاورزی بهره برداری کند ، بلکه قادر است ، پیشرفت ها و تحولات و روش های نوین را به کار گیرد ( گیرشمن،1371 :277 ) . کالج پایه اقتصاد پارت را بر کشاورزی ، بازرگانی استوارمی داند . بیشتر ساکنان شاهنشاهی روزی خود را همچون خرده مالکان یا شبانان و بندگان وابسته به زمین ، مالکان عمده و شاید در بعضی موارد “بندگان” بر زمینش می جستند . گوسفند ، بز ، خوک و اسب و خر و شتر عربی پرورش داده می شد و حبوبات و گندم و میوه و سبزی به عمل می آمد . بیشتر زمین های قابل کشت شاهنشاهی نیازمند فراهم کردن آب بودند .در ایران آب را غالباً بوسیله قنات یا کهریز می آوردند . اردوان اول هنگام گریز در برابر آنتیوخوس سوم قنات ها را ویران می کرد . جاماسپ حاکم شوش در 1-2 م به سبب آوردن آب گوندیزروس به شوش صاحب مجسمه و کتیبه ایی بر پشتش ، به پاسداشت خدمتش شد .در توزیع آب در روزگار کهن از چهارپایان برای جاری ساختن آب کمک می گرفتند و با کندن جویها و آبراهه ها ، آب رودخانه را تا دور دست ها می رسانیدند (کالج ، 1380 : 68). دوبواز و دیاکونف گفته های کالج را تایید می کنند : در زمینه آبیاری ، اشکانیان زمین های متروک را با احداث کانالها و ترعه ها آباد کردند ( دوبواز،104:1342) . در دو کتیبه منظوم مکشوف در شوش که در مدح جاماسپ ساتراپ خوزستان نوشته بود ، شبکه جدید آبیاری را که ، آبها گوندیسی را برای حاصلخیزی کلرهایی ( مهاجرنشین های یونانی ) که از قدیم تشنه آب بوده اند ، رسانده تمجید می کند . تکمیل قطعی شبکه آبیاری مرو نیز به دست اشکانیان صورت گرفت ( دیاکونف ، 1351 : 72 ) . در زمین های کشاورزی جو ، گندم ، برنج و غلات دیگر کشت می شد و در باغ ها انواع میوه ها و تره بار و سبزی ها به دست می آمد ( بهار ، 1355 : 19 ) . در زمینه ی دامداری نیز پرورش گوسفند، بز ، گاو ، اسب ،خوک و شتر پرورده می شد ( همان ، 20 ) . پیش از کشاورزی و دامداری ، اشکانیان به واسطه تجارت و رونق جاده ابریشم شهرت یافتند . به اعتقاد خدادیان ، بازرگانی از عمده ترین منابع درآمد اشکانیان بود که این درآمدها نه تنها عاید بازرگانان و صاحبان کالاهای تولیدی و فرآورده های کشاورزی و دامی و صاحبان کارگاه ها و مراکز اقتصادی کشور می شد ، بلکه دولت اشکانی نیز از این طریق هزینه های خود را برطرف می کرد ( خدادادیان ، 1379: 284 ) . گوتشمید معتقد است با استناد به سکه های پارتی ، می توان دریافت تجارت در نزد اقوام پارت مهم نبوده است (گوتشمید ، 1356: 113 ).اما مادوبواز معتقد است به دلیل وجود نظام ملوک الطوایفی در این عهد ، امرای محلی راه های زمینی را در اختیار داشتند ( دوبواز،1342 : 182 ) و در نتیجه سود کمتری عاید خزانه دولت می شده است . کالج نیز در تایید دوبواز می گوید : ” چون به وضع داد و ستد میان مدیترانه و شرق نزدیک و دور پس از برافتادن سلوکیان بنگریم می بینیم که پارتیان از گرمی و رونق این بازار بیشتر همچون دلال و نه تولید کننده شدند .در دورارپوس2 نقاشی کشف شده است که با رنگ سیاه حمل کالای بازرگانی را با کاروان و کشتی در سده دوم . م . و اوایل سده سوم . م . نشان می دهد ” (کالج ، 1380 : 69). پارتها در پالمیر و در الحضرا ساختمان های بزرگی برای حفاظت راهها برپا کردند . آنچنان که در مرو ، نسا و شوش و سلوکیه و آشور هم از این ساختمان ها دیده می شود . بسیاری وجود مجسمه ها در مغرب پارت را شاهد ثروت بازرگانان و امیران این شهرها می دانند که در آن مجسمه ها شکم های ستبر و اندام فربه ایشان نمودار دارائی و توانایی ایشان بوده است . (همان ،91) . کتبیه بزرگ پالمیر ( 337 ) م معروف به تعرفه پالمیر اطلاعات جالبی درباره تجارت در عهد پارت ها و گمرکات آن زمان را در اختیار ما می گذارند . به استناد به این کتیبه ، تجارت خشکبار ، روغن زیتون ، چربی حیوانی ، نمک ، شتر مرغ ، زردآلو ، هلو ، ابریشم ، کشمش ، انار ، برنج و نوعی نان تنک جریان داشته است3 ( خدادیان ، 1380 :281 ) . در کتیبه ایی در پالمیر شیوه کار مالداران و کاروان سالاران نشان داده شده است . به عنوان مثال مجسمه تیمارسو پسر تیما … کاروان سالار است . آن را کسانی که از خاراکس اسپاسینو به همراه او آمدند برپا داشتند . زیرا به آنان 300 دینار زر به وزن قدیم به وام داد و با آنان خوش رفتار بود . برای احترام او و پسرانش در ماه نیسان 504 تیمارسو و بسیاری دیگر مانند او در کار پیشرفت بازرگانی و به وام دادن روی آوردند (کالج ، 1380 : 74). ولادیمیر لیوشیتس سه پاپیروس نوشته از نسا در جنوب ترکمنستان ، که در سال 1955 کشف شد را ترجمه کرده است .در این پاپیروس ها به شراب ، آبجو و سرکه اشاره شده است : تصویر1-یک نمونه از پاپیروس ها
(BḤWT)’ ZNH Ḥm 20 [+?] HYTY bgndt md(w)br (Y) MN wrdmtk MN KR](M’) ‘wzbry Z[Y] [B ‘r](tb)[n](w)kn (‘r)[tḥ](štr)kn QR(Y) [HN] (‘Lt ‘L ŠNT 2×100)(3+3)
20 کوزه ی (؟) شراب به وسیله ی بگیندات شراب ساز ، آورده شد که اهل روستای وردمتک از ایالت ارتنبوکان است به نام ارتخشهرکان ، فرستاده شد در سال 206 1.’ršk MLK’ BRY npt
‘ršk Q’YLw
NDBT’ ZNH Ś’RN ‘ 2 x ILP
به ارشک شاه ، پس بزرگترین پسر ارشک ،2000(کوزه ) آبجو تقدیم شد . 1. BḤWTH ZNH ḤMR wytr
این ظرف حاوی شراب ترش (یا سرکه) است 🙁 لیوشیتس ،1998) . در کتیبه های اوراپوس می توان ردپایی از مشاغلی یافت که به نحوی به خوراک ها ارتباط دارند . مکنزی به یک اثر پارسی میانه و یک سنگ نبشته اشاره می کند و می گوید : در کنار بسیاری اسناد یونانی ، لاتین و آرامی موجود در دورا اوروپوس ، چند دستنوشته ایرانی یافت شده است . برای نمونه یک اثر پارسی که بر روی جامه یونانی یک مجسمه از بدن انسان نقش بسته به شرح زیر است :
1/ BYRH Prwrtyn QDM
2/ ŠNT XIII II WYWM I šny
3/ ̍MT yzd̍̍ ̍nth [m] pr [n] b (g)
4/ dpywr zy thmy ̍ L
5/ ZNH BYT ̍ [YT̀WNt] p̀š ZNH nk ̍l
6/ PS (nd) yt
رشن روز از فروردین ماه در سال 15 که دبیر یزدان نهم فرنبغ و متین ، به این خانه آمد و این تصویر را پسندید” . رشن از قرار معلوم کارمند و یا مسئول اداره انبار غلات می باشد که این انبار یا اداره تحت کنترل رومی ها بوده است سنگ نبشته دیگری وجود دارد که شامل فهرست مشاغل است مانند : نانوا ( ńnp̍k ) – کشاورز ( kštkyl ) است (مکنزی،591:1996 ) . ایران در زمان اشکانیان همچون پلی ارتباطی ، بازرگانی را از شرق به غرب گسترش داد . اشکانیان که در آغاز تأسیس دولت خویش به جنگ با سلوکیان و بیرون راندن ایشان از مرزهای ایران همت گماشته بودند ، اکنون تجارت را باعث آسایش معیشتی و اقتصاد پر رونق خویش می دیدند . به اعتقاد نگارنده تصور تبادل و تجارت مواد غذایی در بین کشورهایی چون ایران ، روم ، هند و چین و … ، تغییر و تنوع عادات غذایی اشکانیان را امری دور از ذهن ، نمی نمایاند . از روم نوعی نان تنک ، شراب و روغن به ایران و سایر کشورها صادر می گردید ( قدیانی ، 1380 : 172 ) . اشراف رومی علاقه بسیاری به ادویه هندی داشتند . ادویه از دره سند و کابل از راه ایران به اروپا وارد می شده است . ایران در این مورد نقش ترانزیتی داشته است ( صدیق ، 1347 : 51 ) . پیرنیا تغییر عادات غذایی نجبای پارتی را اینگونه گزارش می دهد : “نجبای پارتی اساساً که در اوایل دولتشان در وقت خوردن و آشامیدن معتدل بودند ، بعدها به پر خوردن و آشامیدن عادت کردند “( پیرنیا،178:1331) . کالج نیز عادات غذایی پارتیان اینچنین شرح می دهد : ” پارتیان مردمی میگسار بودند ، ولی به گفته ژوستن در صرف خوراک امساک می کردند . در نسا بسیاری سفال شکسته یافته اند که بیشتر از سده اول پیش از میلاد است و در اطراف خمخانه ها یافت شده اند .شاید زمانی معمول بوده است که بر کوزه های شراب مقدار و تاریخ شراب اندازی را قید می کردند . بر کوزه های سرکه و کشمش هم این مطلب را قید می کردند ، هر جا که خرما می روئید ، شراب خرما ساخته می شد . پارتیان گوشت شکار و نان فطیر و تخمیر شده و میوه ی تازه و خشک و سبزی و برای آنان که مسیر بود ، ماهی می خوردند . بر خاصیت سبزیها و ادویه ها آگاه بودند ولی از شیوه آشپزی از ایشان چیزی نمی دانیم .طبقات اشراف و بازرگانان از تجارت و بهره گیری از روستائیان از زندگی فراخ و خوشی برخوردار بودند ، مجسمه های زیبا و ظریف نشانگر شیوه ی زندگی ایشان دانست . (کالج ، 1380 : 80). کتاب آشپزی رومیان نوشته اپیکوس ، دستور پختن « گوشت بزغاله یا بره به شیوه پارتی » را برای ما حفظ کرده است . تفاله فلفل ، سداب ، پیاز ، آلوچه بی هسته و مقدار اندکی انقوزه برخی از ادویه ایی بود که می بایست در این خوراک به کار رود . خوراکی دیگر در کتاب اپیکوس « جوجه به روش پارتی » است که بی گمان بیشتر طعم و مزه بسیار مطبوع خود را از انقوزه می گیرد . انقوزه که آشکارا یک چنین نقش مهمی در آشپزی ایرانی داشته صمغی است که با وجود بوی نامطبوعی که از نامهای بی ادبانه گوناگونش به مشام می رسد ، بهای گرانی داشته است . رومیان آن را از ایران گرفتند و نام Laser parthicum یا Vel parthium و Lacyrenaicum دادند . نام اخیر به این حقیقت اشاره دارد که سیر نائیک که روزگاری مشهور و تولید اصلی این سرزمین بود در دوره رومیان بسیار نایاب شده بود اما تولید ایران در دوره پارتیان چندان مرغوب بود که به عنوان یک جانشین محصول سیر نائیک پذیرفته شده بود ( گرشویچ ،1385: 679 ) . رجبی به نقل از “مارکوس گاویوس ابیسیوس” و “مارکوس پرسیوی کاتو” که در گزارش های پلوتارک از آنها نام برده شده است ، به توصیف خوراکهای اشکانیان می پردازد: ” نان در دوره اشکانیان به صورت نانی محکم و سفت بوده که شباهت زیادی با بیسکویت های امروزه داشته است. این نان نسبت به نان های نرم زمان بیشتری قابل نگه داری بوده و مخصوصا در زمان سفر و جنگ استقاده می شده است . برای پخت ماهی ، سس گاروم را تهیه می کردند ،که این سس را به ماهی می زدند و می خوردند. اشکانیان نوعی غذا را با مرغ ، شراب قرمز، برگ کرفس، زیره سیاه می پختند و با سس مخصوصی می خوردند .برای پخت خوراک گوشت از گوشت بره، آلو،پیاز، سس ،روغن زیتون ،کلم ، سیر ، فلفل ، شراب سفید استفاده می کردند . سپس بعد از مخلوط کردن این مواد، این غذا را می پختند(رجبی،134:1318) . پسته ی ایرانی در دوره ی یونانی مابی بر یونان شناخته شد ، اما کشت آن در ایتالیا نخستین بار در سده یکم میلادی انجام گرفت . اگر چه این درخت و میوه آن هنوز به نام ایرانی ( پسته کنونی ) خود خوانده می شود ، اما گویا نه مستقیماً ، بلکه از طریق خاور نزدیک به ایتالیا آورده شد . اما فندق از غرب به ایران آمد و هنوز نام خارجی خود فندق را نگه داشته است . چون ایرانیان احتمالاً صنعتی یونانی را برای اشاره به نواحی پونتیک که به امپراطوری آنها تعلق داشته به کار نمی بردند ، از این روی فندق و نام آن می بایست از طریق واسطه های ارمنی یا عرب آنها رسیده است ( همان ، 680 ) . در پی ورود اولین سفیران چین به ایران ، کشت یونجه و پرورش مو به دنبال آن کشت خیار ، پیاز و زعفران و یاس در امپراطوری آسمان ( چین ) آغاز شد ؛ در عوض ایران زردآلو ، هلو و بعدها پرورش کرم ابریشم را از چین گرفت . نیشکر نیز در همین زمان از هند به ایران آمد و به تدریج کشت آن در کشور توسعه یافت ( گیرشمن،1371 : 278 ). پلی نیوس در توصیف نارنج یا همان بادرنگ می گوید : “این درخت چنان که یاد کردیم تخم های آن را بزرگان پارتها از برای چاشنی خوروش بکارند و به امید خوشتر ساختن بوی دهان . به ویژه بوی دهان پارتها به سبب غذای درهم ُآمیخته ایی که می خورند و افراطی که در نوشیدن شراب می نمایند از همان جوانی ناخوش می شود . بزرگان پارت ها آن علت را با به کار بردن تخمهای بادرنگ چاره می کنند و آنها را در خوروش خویش در آمیزند تا بوی خوشتری از آن برآید “(سامی،184:1389) . انار در چین لقب میوه پارتی گرفت “از جمله کسانی که به ایران آمدند “چزان تسیبان” جهانگرد چینی بود ، که حدود سال 228 پ م ، بذر … و انار را به میهن خود برده ، انار را در چین میوه پارتی می دانستند (حاجی بابایی،245:1380) . زهری معتقد است : پیش از زرتشت ، در اثر اوامر و راهنمائیهای وی ، پرورش مرغ به زودی در سرتاسر سه فلات ایران گسترش یافت . چنانکه مرغ معروف به “پرنده پارت” شد و به چین فرستاده شد و سرزمین های دوردست آسیا با این پرنده آشنا شدند (زهری،73:1347) . “اشکانیان شتر عربستان را به بلخ می فرستادند و اسب معروف ایرانی و شترمرغ بابل ( که معروف به پرنده پارت شد ) به چین صادر می شد. دامداری به ویژه مرغداری که در بازارهای خارجی مشتریان زیادی داشت ، پیشرفت هایی حاصل شد “( گیرشمن ،1371: 278 ) . پارتیان برای حفظ مناسبات خود با چینیان و ترغیب چینی ها به ادامه تجارت با ایرانیان اشکانی هدایایی ارزشمندی نیز به همراه کاروانیان به نمایندگی و در مأموریت از طرف زمامداران پارتی و شخص پادشاه ایران برای امپراطوری چین و دیگر صاحب منصیان آن سرزمین می فرستادند . چشمگیرترین این پیشکش ها به روایت قول چینیان جانوران عجیب الخلقه یعنی شتر مرغ بود . ( خدادادیان ، 1379 : 277 ) . دوبواز نیز داستانی را بیان می کند که : “در سال 128 ق . م سیاح معروف چینی به نام “چانگ کین” به مدت یکسال در نواحی شرقی رود جیحون در کشور باکتریا ( بلخ ) که در آن موقع تحت سلطه سکاها بود به سر برده و سپس به دربار ایران راه پیدا نمود . وی پس از آنکه مأموریتش را که مورد رضایت و خشنودی شاه ایران قرار گرفت به اتمام رساند ، هیأتی که از طرف پادشاه ایران معین شده بود و هدایایی از آن جمله تخم شتر مرغ همراه عده ایی شعبده باز به چین روانه گردید “( دوبواز،1342 : 32 ). بنابراین انار و شتر مرغ از عمده ترین صادرات ایران به کشورهای دیگر به شمار می رفت .همراه با در نظر گرفتن بعد مسافت ،کوشش می شد که در کوتاهترین زمان ممکن به دست خریداران کالاها برسد .به گمان نگارنده علاوه بر حق ترانزیت و مالیات های گمرکی ، فساد مواد غذایی صادراتی ، اشکانیان را بر آن داشت ، به راه ها توجهی ویژه داشته باشند .پارتیان حبوبات و خشکبار را که فاسد شدنی نبودند ، در انتقال آنها کمترین شتاب را به خرج می دادند ولی کالاهایی مثل روغن ، میوه و مواد خوراکی با تدابیر ویژه همراه با در نظر گرفتن بعد مسافت کوشش می شد که درکوتاهترین زمان ممکن به دست خریداران آن کالاها برسد . ( خدادیان ، 1379 : 277 ) . گیرشمن ترقی و تحول صنعت راهسازی اشکانیان را چنین گزارش می کند : ” در زمینه امور حمل و نقل پیشرفت هایی حاصل شد ، در هیچ عصری به اندازه ی عصر پارت ها از جاده ها مراقبت نمی شد . پادشاهان اشکانی توجه زیادی به تشکیلات امنیتی راهها داشتند ، چون عوارض جا به جایی و حق عبور کالاها منبع درآمد مهمی برای حکومت بود . در مسیرهای خشک و بیابانی چاه های آب و کاروانسراهای متعددی ایجاد شده بود . در شهرهای واقع در مسیر کاروان ها مانند پالمیر ، دورا ، هترا اماکنی تدارک دیده شده بود که کالاها در آن ها انبار می شد . اسناد به دست آمده در دورا حکایت از وجود یک گروه نگهبان و حافظ امنیت دارد که سوار بر شترها یا اسب هایشان در بیابان ها به گشت زنی مشغول بودند و به کنایه آنان را خدایان ، حافظ کاروان ها می نامیدند . پارت ها پاسگاه ها و مراکز ارتباطی متعددی داشتند که اجازه جا به جایی سریع را به کاروان ها می داد” ( گیرشمن، 1371 : 277 ) . در گنجینه شهرت ، مجموعه ایی از آثار چند قرن شاهنشاهی اشکانی به دست آمده است ، که در میان آنها ظرفهای شیشه ایی و کوزه ها ، دیده می شود … و همچنین مجموعه ایی از جامهای شراب پیدا شده که به شکل شاخ هستند ( بهار ، 1355 : 40 ) .
یادداشت ها
با مرگ ناگهانی اسکندر در سال 323 پیش از میلاد و افتادن سرنوشت ایران‏ به دست سلوکوس طبیعی بود که ساختار فرهنگی ایران نیز در همه ی زمینه‏ها دستخوش تحولی بزرگ و ژرف شود.ایران در این روزگار نه تنها از شکستی‏ که خورده بود گرفتار هنجارهایی تازه شده بود،بلکه با تأسیس امپراتوری‏ جدیدی که از مقدونیه تا سند را در بر می‏گرفت و مرکز آن در سوریه بود توان‏ طبیعی جهت‏یابی خود را از دست داده بود.در حقیقت اندام و نهاد کهن ایرانی‏ به دست جوان خامی افتاده بود که تنها می‏توانست بیازارد( رجبی،14:1381( .
برای آگاهی از اکتشافات ناحیه ی دورااروپوس نک :
The Excavation at Dura-Europos,ed.by P.V.C.Baur and M.J. Rostovtzeff,A.R.Bellinger,October 1930, March 1932,New Haven,Yale University Press,1934; The Excavations at Dura-Europos,ed.by P.V.C.Baur and M.J. Rostovtzeff,A.R.Bellinger,October 1932, March 1933,New Haven,Yale University Press,1936; The Excavations at Dura-Europos,ed.1933-1934,1934-1935,New Haven,Yale University Press,1939;The Excavations at Dura- Europos,1935-1936,Part I,The Agora and Bazar,New Haven,Yale University Press,1944;The Excavations at Dura-Europos,1935- 1936,Part II,The Necropolis,New Haven,Yale University Press, 1946.

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.