نظریه های انگیزش[1] به توصیف و تشریح چرایی رفتار می پردازند. هدف این نظریه ها توصیف شدت، جهت و تداوم رفتار است.بر اساس اصل علیت، همه ی نظریه های انگیزش، رفتار را برخاسته از علتی می دانند.

 

2-2- 1 نظریه سلسله مراتب نیازها ()

از نظر مازلو نیازهای انسان ها از یک سلسله مراتب پیروی می کند. همان گونه که در شکل مشخص است، نیازهای زیستی در پایین هرم قرار گرفته اند. این نیازها، بیان گر نیاز های پایه ای انسان ها هستند مانند خوراک، پوشاک و مسکن. هنگامی که این سطح از نیاز ها کمی ارضا شد، نیرو و انگیزشی در فرد ایجاد می شود که او را به یک مرحله بالاتر، یعنی سطح نیازهای ایمنی و تامین برساند. در این سطح انسان ها به دنبال رفع نیازهایی مانند رهایی از وحشت، تامین جانی و … می باشند. در سطح بعدی، برطرف سازی نیازهای اجتماعی، احساس تعلق و دوست داشتن پدیدار می شود. چون انسان ها موجوات اجتماعی هستند، پس علاوه بر نیاز تعلق به یک گروه، نیاز به احترام و قدر و منزلتی که دیگران برای او قائل هستند، نیز دارند.

سطح بعدی، پس از این که نیاز احترام به قدر کافی ارضا شد، سطح خود شکوفایی است. این سطح بیانگر میل به شدن است یعنی همان گونه که مازلو بیان می کند: ” آن چه انسان می تواند باشد باید بشود”.باید دقت کرد، هدف مازلو از ارائه ی این ساختار، ارائه ی یک چهارچوب جامع و مانع نبوده است، بلکه قصد داشته است تا ساختاری مفید برای پیش بینی رفتارهای احتمالی افراد ارائه دهد. برخی از نظریه پردازان مانند گریوز[2] و آلدرفر[3][4]کوشیده اند تا این سلسله مراتب را تعدیل سازند(ایمان زاده 1389).

2-2- 2 نظریه مراحل مختلف زندگی ( گریوز)

این نظریه با نظریه ی سلسله مراتب مازلو هم خوانی دارد و بیان می کند که انسان ها در مراحل مختلف زندگی قرار دارند؛ در هر مرحله انسان ها رفتارها و ارزش هایی را از خود بروز می دهند که به همان سطح اختصاص دارد. از نظر گریوز رفتن از یک مرحله زندگی به مرحله دیگر نیازمند یک تغییر و تحول درونی و بیرونی است (همان منبع).

 

2-2-3 نظریه زیستی- تعلق- رشد

این نظریه از سه جهت با نظریه ی سلسله مراتب مازلو تفاوت دارد:

  • این نظریه، ابتدا نیاز ها را به سه دسته تقسیم می کند:
  1. نیازهای زیستی که به رفاه مادی افراد مرتبط است.
  2. نیازهای تعلق که میل به ارضای روابط میان فردی را در بر می گیرد
  3. نیازهای رشد که به بیان میل به رشد و توسعه مستمر فردی می پردازد.
  • بر خلاف نظریه ی سلسله مراتب مازلو که رفتن به سطح بالاتر نتیجه ی ارضای سطح پایین تر است، این نظریه از اصل ” ناکامی- بازگشت” استفاده می کند. این اصل بیانگر این است که اگر نیاز سطح بالایی در فرد سرکوب شود، نیاز سطح پایین تر در وی فعال می شود.
  • مازلو عقیده دارد هر رفتار در هر لحظه ی مشخص، تحت تاثیر نیازی است که شدیدتر است (رضاییان 1386).

 

2-2-4 تئوری خودمختاری

درتئوری خود مختاری [5] فرض مهم این است که انگیزش ساختاری چندبعدی است و انواع مختلف انگیزش  اثرات متفاوتی  را بر نتایج شناختی ،احساسی و رفتاری خواهد گذاشت ؛ یعنی در حالی که نظریه های  معاصر عمدتاً انگیزش  را مفهومی  واحد در نظر می گیرند و بر مقدار انگیزش کلی افراد برای فعالیت یا رفتار ویژه تمرکز دارند، نظریه خودمختاری با تفاوت قائل شدن بین انواع انگیزش شروع شد عقیده این است که نوع یا چگونگی انگیزش شخص از مجموع مقدارِ انگیزش برای به دست  آوردن نتایج مهمی مانند سلامت روان، کارایی در عملکرد، توانایی حل مسئله و مفهومآموزی مهمتر است. بعدها تعداد زیادی از تحقیقات نیز این مفهوم را تأیید کردند . در این نظریه سه نوع انگیزش درونی، انگیزش بیرونی و بیانگیزگی از یکدیگر تمییز داده شده و در امتداد یک پیوستار تنظیم شده است. در یک طرف پیوستار انگیزش درونی قرار دارد، زمانی که فرد در فعالیتی احساس آزادی عمل میکند و دلبستگی و لذت او از انجام عمل بالا میرود نشاندهنده درجه بالایی از خودمختاری است. در مقابل، انگیزش بیرونی زمانی رخ میدهد که نتیجه کار برای افراد از خود عمل مهمتر است (مثلاً به دست آوردن تصدیق عمومی یا پاداش خارجی)، یعنی شرکت ورزشکار در فعالیت نه به انگیزش بیرونی میتواند خودخواسته یا خود ناخواسته باشد. در زمینهای که دلایل بیرونی برای انجام فعالیت بهوسیله شخص پذیرفته و درونی میشود انگیزش بیرونی خودخواسته میگردد. در این شرایط، مشارکت در فعالیت کاملاً ارادی است و انگیزش بیرونی کاملاً بهوسیله خود شخص مورد تأیید قرار میگیرد. یعنی علل بیرونی درونی و بدین ترتیب خودخواسته میگردد. در مقابل انواع انگیزش بیرونی خود ناخواسته اشاره به رفتارهایی است که دیگران به فرد تحمیل کنند. به عبارت دیگر، چون دلایل اصلی برای مشارکت درفعالیت به طور کامل مطابق با سیستم ارزشی فرد و احساسات وی نیست، و به وسیله نیروهای درونی ( مثلاً احساس شرمساری ) بیرونی (مثلاً شخص مربی ) به فرد دیکته می گردد، احساس فشاری برای انجام فعالیت وجود دارد. هر چند باید تأکید شود که در این حالت رفتار شخص آگاهانه است و رفتارهایی را که خارج ازسیستم ارزشی وی است انجام نمی دهد. بنابراین، در وسط پیوستار مذکور چهار نوع انگیزش بیرونی قرار دارد که می توان آنها را بر اساس درجه خودمختاری از یکدیگر متمایز کرد.

  • 1- تنظیم آمیخته[6] : انگیزش بیرونی کاملاً خودخواسته می باشد که کنترل رفتار موافق با سایر ارزشها، اهداف و نیازهای شخص است .
  • 2- تنظیم خود پذیر [7] : انگیزش بیرونی خودخواسته، که در آن کنترل رفتار به دلیل اهمیت شخصی انجام می گیرد، و فرد به صورت ارادی محاسن عقیده یا رفتار خاصی را می پذیرد و این نوع تفکر و رفتار را سومند می داند .
  • 3- تنظیم درون فکنی شده [8] : انگیزش بیرونی تا اندازهای خودخواسته، که در آن کنترل رفتار جهت جلوگیری از اشتباه یا شرمساری صورت می گیرد.
  • 4- تنظیم بیرونی[9] : انگیزش بیرونی خود ناخواسته، که در آن رفتار به وسیله قدرت پاداش، اجبار، یا ترس از مجازات کنترل می شود . در طرف دیگرپیوستار بی انگیزشی قرار دارد، بی انگیزگی زمانی اتفاق میافتد که فرد علاقهای به انجام عمل ندارد که ممکن است به دلیل عدم تجربه شایستگی یا بی ارزش بودن آن کار و فعالیت اتفاق بیفتد تحقیقات پیشین نشان می دهد که انگیزش درونی و انگیزش بیرونی خود خواسته تا اندازه ای شبیه به هم و مخالف انگیزش بیرونی خود ناخواسته هستند. پس انگیزش بیرونی نیز عنصری مهم و ضروری برای اجرای بهینه ورزشکاران محسوب می شود. زیرا درگیر بودن در ورزش مستلزم آموزش مداوم و نظم و انضباطی است که همیشه لذتبخش نیست. پس ضروری است که به انواع انگیزش بیرونی نیز توجه شود تحقیقات نیز نشان میدهد ورزشکاری که دارای انگیزش درونی و انگیزش بیرونی خودخواسته بوده، درمقایسه با ورزشکاری که فقط به انواع انگیزش بیرونی خودناخواسته متکی بوده، عملکرد بهتر و تمرکزبیشتری دارد(زردشتیان , احمدی , & آزادی 1391).

2-2-5 مدل توالی انگیزه

والر اند ولویسر[10] با ترکیب اجزای نظریه خود عزمی، مدل توالی انگیزه را پیشنهاد کردند. دراین مدل عوامل اجتماعی بر روی واسطه های روانی و واسطه های روانی هم بر انگیزه اثر می گذارند. و در نهایت میزان انگیزه فرد، نوع رفتار وی را تعیین می کند(آقایی و فتاحیان 1391 ).

عوامل محیطی           واسطه های روانی          نوع انگیزه             بروز

2-2-5-1کدام بهتر است: انگیزه بیرونی یا درونی؟

همان گونه که اشاره شد، در انگیزه های ذاتی و درونی، افراد برای انجام تکلیف دارای جوشش درونی و خودمختاری خاصی هستند تا آن کار را در جهت رسیدن به هدف به انجام رسانند. در مقابل، انگیزه بیرونی از دیگران و از طریق تقویت ها و تشویق ها ناشی می شود. تقویت و تشویق گاهی سبب افت و خیز در رفتار می شود. انگیزه های بیرونی قدرت خود را سریع تر از انگیزه های درونی از دست می دهند. یکی از مشکلات انگیزه های بیرونی این است که هرچه بیش تر تشویق شوید، در آینده کم تر به همان مقدار و همان شکل تشویق نیاز دارید. مثلاً در ورزش حرفه ای حقوق های گزافی که بازیکنان می گیرند، باید مرتب رو به افزایش باشد. از این رو، بهتراست تلاش کنید تا انگیزه بیرونی را با انگیزه درونی جایگزین کنید؛ چرا که اگر مثلاً با انگیزه درونی تان  مانند لذت بردن  بازی کنید، با تجربه این لذت، انگیزه بازی دوباره در شما تقویت می شود. گاهی تشویق های بیرونی قابلیت افزایش انگیزه درونی را دارند؛ از جمله هنگامی که دریافت این تشویق ها اطلاعاتی را درباره شایستگی شما برای تان فراهم می کنند بدیهی است که این تشویق ها باید براساس کیفیت عملکرد فرد به وی داده شوند. انگیزه بیرونی در اوایل کار که فاقد انگیزه درونی هستید، برای کمک به افزایش علاقه تان در انجام کار سودمند است. اگر در زمره کسانی هستید که در ایجاد انگیزه مهارت دارید، حتماً می دانید که به تدریج باید از تأکید خود بر انگیزه های بیرونی بکاهید و بر انگیزه های درونی بیفزایید نکته دیگر این که وقتی خود دارای انگیزه درونی هستید، اگر به شما انگیزه بیرونی بدهند، دو اتفاق ممکن است بیفتد؛ انگیزه بیرونی ممکن است انگیزه درونی را افزایش دهد یا از آن بکاهد. در صورتی که با دادن پاداش به عنوان انگیزه بیرونی این تصور برای تان پیش آید که رفتار شما از بیرون کنترل می شود و کسی از بیرون بر رفتارتان تسلط دارد و در نتیجه انگیزه درونی تان کاهش می یابد. ولی اگر پاداش به عنوان انگیزه بیرونی براساس کیفیت فعالیت تان داده شود و منبع اطلاعاتی محسوب شود نه کنترل کننده رفتار، موجب افزایش انگیزه درونی می شود. برای مثال، ورزشکاری را تصور کنید که به خاطر بازی خوب جایزه ای گرفته است و به گونه ای به وی تفهیم شده که تلاش وی در طول فصل نتیجه داده و شایستگی اش باعث دریافت جایزه شده است. در این صورت، انگیزه درونی او بیش تر می شود؛ ولی اگر از همین پاداش استفاده نادرست شود و مثلاً برای ورزشکاری،دادن جایزه را به صورت عمل کردن به قرارداد خاصی مشروط کنیم، این انگیزه درونی باعث کاهش انگیزه بیرونی می شود. در این زمینه مجیک جانسون بسکتبالیست مشهور تیم لوس آنجلس لیکرز گفته است وقتی که مبلغ پیشنهادی برای اتومبیل و قرارداد را دریافت کردم، بلافاصله سرد شدم؛ گویی آن ها می خواستند مرا بخرند و من اصلاً دوست ندارم که سعی منفی شدیدی بر انگیزه درونی دارد. پس در این باره باید به درستی اندیشید و البته کمی محتاطانه رفتار کرد(مختاری 1387).

 

 

2-2-5-2چگونه در خود انگیزش ایجاد کنیم؟

بنابر نظریه ای در رفتارگرایی، اگر به رفتاری پاداش دهید یا انجام آن را تشویق کنید، امکان وقوع دوباره آن بیش تر می شود؛ در حالی که تنبیه ازامکان وقوع آن رفتار در آینده می کاهد. با توجه به این مطلب، در ادامه به توضیح این موضوع می پردازیم که چگونه تشویق و تقویت می توانند انگیزه های انجام عملی باشند و تنبیه، انگیزه اجتناب از آن عمل. هرگاه کسی به واسطه انجام عملی پاداشی بگیرد که برایش ارزش داشته باشد، آن پاداش انگیزه تکرار عمل مورد نظر خواهد شد و اگر به واسطه انجام عملی تنبیه شود، چنان که آن تنبیه ارزش پرهیز داشته باشد، رفتار وی درآینده تکرار نخواهد شد. گفتنی است که این تعاریف بر پایه تأثیرات واقعی این مفاهیم بر رفتار هستند؛ به این معنا که آن ها باید رفتار را کاهش دهند یا تقویت کنند تا به عنوان یک تنبیه یا تشویق تعریف شوند. لذت هایی که معنای یک پاداش را می دهند، ولی رفتار را تقویت نمی کنند، افراطی هستند . مشوق ها و تنبیه هایی که یک رفتار را تضعیف نمی کنند، استعمال بد به شمار می روند. در مباحث یادشده، سخن از تقویت به میان آمد. ازاین رو، در ادامه به تفاوت ظریفی که بین تقویت، تشویق و تنبیه است، اشاره می شود. تشویق زمانی رخ می دهد که کسی عملی را انجام داده وبه واسطه آن پاداش می گیرد. تقویت مثبت آن گاه حادث می شود که کسی به امید گرفتن پاداش، عملی را انجام دهد. تنبیه هنگامی اتفاق می افتد که عملی صورت گرفته و به واسطه انجام آن عمل تنبیهی صورت می گیرد. سرانجام، تقویت منفی آن است که ترس از تنبیه باعث شود که عملی را انجام ندهید(همان منبع).

[1] – Motivation Theories

[2] – Graves

                                                                                                                                                               1-Alderfer

 

[5] Self-Determined Motivation

[6] Integrated regulation

[7] Indentified regulation

[8] Introjected regulation

[9] External regulation

[10] Vallerand & Loiser

Written by